کد خبر: 4365604
تاریخ انتشار : ۰۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۵
در گفت‌وگو با ایکنا مطرح شد

انتقام در منطق قرآن اجرای عدالت الهی است، نه واکنشی احساسی

یک استاد حوزه علمیه با تبیین مبانی قرآنی و روایی انتقام گفت: در منطق اسلام، انتقام هرگز به معنای واکنش احساسی و خارج از ضابطه نیست، بلکه در چارچوب قصاص، جهاد مشروع، دعا و با محوریت اطاعت از ولی امر مسلمانان تعریف می‌شود و در کنار آن، سنت قطعی الهی بر انتقام از ظالمان در دنیا، عصر ظهور و آخرت جاری است.

آیت‌الله سیدمحمدعلی فقیهی استاد حوزه علمیهقرآن کریم در کنار دعوت به رحمت، عفو و گذشت، برای مقابله با ظلم و دفاع از حق نیز چارچوبی روشن ترسیم کرده است؛ چارچوبی که در آن، مفاهیمی همچون قصاص، جهاد، نصرت الهی و انتقام از ستمگران بر پایه عدالت و حکمت الهی معنا می‌یابد. اینکه انتقام در منطق قرآن چه جایگاهی دارد، مرز آن با انتقام‌جویی شخصی کجاست و مسلمانان در برابر جنایت‌هایی که کیان امت اسلامی را هدف قرار می‌دهد، چه وظیفه‌ای برعهده دارند، از جمله پرسش‌هایی است که در گفت‌وگوی خبرنگار ایکنا از اصفهان با آیت‌الله سیدمحمدعلی فقیهی استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم بررسی شده است. در ادامه متن این گفت‌وگو را می‌خوانیم:

ایکنا ـ با توجه به تأکید قرآن کریم بر عدالت و مقابله با ظلم، انتقام در منطق قرآن چه جایگاهی دارد و آیا می‌توان میان انتقام انسان و انتقام الهی تفاوتی قائل شد؟

پیش از ورود به بحث، یاد و نام امام شهید امت، آن مرجع بزرگوار و شخصیت کم‌نظیر تاریخ تشیع را گرامی می‌دارم و از خداوند متعال مسئلت می‌کنم که شفاعت ایشان را نصیب همه ما بفرماید.

برای تبیین مسئله انتقام باید میان انتقام انسان و انتقام الهی تفکیک قائل شویم. انتقام انسان در منطق قرآن و روایات در سه محور قابل بررسی است؛ نخست قصاص، دوم جهاد و مبارزه با متجاوزان و سوم دعا و درخواست یاری از خداوند برای تحقق عدالت.

در مقابل، انتقام الهی نیز مراتبی دارد. بخشی از آن در همین دنیا تحقق می‌یابد؛ به این معنا که خداوند متعال در زمان مناسب، ستمگران را به ذلت، خواری و نابودی گرفتار می‌کند. البته زمان این انتقام را فقط خداوند می‌داند و براساس حکمت خود به ظالمان مهلت می‌دهد. مرحله دیگری از انتقام الهی در دوران ظهور حضرت ولی‌ عصر(عج) و رجعت تحقق خواهد یافت؛ دورانی که وعده الهی درباره پیروزی کامل جبهه حق و مجازات دشمنان به‌صورت گسترده محقق می‌شود.

مرتبه نهایی نیز در آخرت است؛ جایی که عذاب الهی در انتظار کسانی خواهد بود که بر ظلم و جنایت اصرار ورزیده‌ و از مسیر حق بازنگشته‌اند. بنابراین، انتقام در فرهنگ قرآن برخلاف برداشت‌های احساسی و شخصی، اقدامی برخاسته از عدالت و حکمت است و هر یک از مراتب آن، چه در حوزه انسان و چه در حوزه فعل الهی، براساس ضوابط و قوانین الهی تحقق می‌یابد.

ایکنا ـ یکی از مهم‌ترین جلوه‌های انتقام در فقه اسلامی، مسئله قصاص است. از منظر قرآن کریم، قصاص چه جایگاهی دارد و در جنایت‌هایی که متوجه کیان امت اسلامی می‌شود، این حکم چگونه تبیین می‌شود؟

نخستین مرحله انتقام در منطق قرآن، قصاص است. اگرچه قصاص همه ابعاد انتقام را دربرنمی‌گیرد، اما یکی از مهم‌ترین و مشروع‌ترین مراتب آن به‌شمار می‌آید. خداوند متعال این حکم را برای پاسداشت حیات جامعه و جلوگیری از گسترش ظلم تشریع کرده است.

خداوند در آیه ۱۷۸ سوره بقره می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنثَىٰ بِالْأُنثَىٰ...؛ ای اهل ایمان، درباره کشته‌شدگان بر شما قصاص مقرر و لازم شده است: آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده، زن در برابر زن» و در ادامه می‌فرماید: «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛ ای صاحبان خرد، برای شما در قصاص مایه زندگی است، باشد که از ریختن خون مردم بدون دلیل شرعی بپرهیزید.» (سوره بقره، آیه ۱۷۹) این آیات نشان می‌دهد که قصاص صرفاً یک مجازات نیست، بلکه ضامن حیات جامعه و مانع تکرار جنایت است.

البته باید میان قتل یک فرد عادی و جنایتی که متوجه رهبر جامعه اسلامی و شخصیت محوری امت می‌شود، تفاوت قائل شد. هر اندازه جایگاه فرد مقتول در هدایت جامعه و حفظ کیان اسلام بزرگتر باشد، آثار جنایت نیز گسترده‌تر خواهد بود و طبیعی است که مقابله با چنین جنایتی نیز متناسب با همان سطح معنا پیدا می‌کند. از این‌رو، نمی‌توان چنین حادثه‌ای را در حد نزاعی شخصی یا اختلافی فردی تلقی کرد.

همچنین، خداوند در آیه ۳۳ سوره مبارکه «اسراء» می‌فرماید: «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا؛ و هر کس مظلوم کشته شود، برای وارثش تسلطی بر قاتل قرار داده‌ایم، پس وارث مقتول نباید در کشتن زیاده‌روی کند، زیرا او مورد حمایت قرار گرفته است.» براساس این آیه، برای ولیّ مقتول مظلوم حق پیگیری و مطالبه قصاص قرار داده شده است. در قتل‌های شخصی، ولیّ دم می‌تواند قصاص کند، دیه بگیرد یا گذشت کند؛ اما هنگامی که جنایت متوجه اساس اسلام، جامعه اسلامی و امنیت امت باشد، مسئله از دایره حقی شخصی فراتر می‌رود و به حق عمومی مسلمانان تبدیل می‌شود.

از همین‌رو، در چنین مواردی دیگر نمی‌توان موضوع را صرفاً با گذشت یک یا چند نفر پایان‌یافته تلقی کرد؛ زیرا آثار این جنایت متوجه همه امت اسلامی است. به تعبیر دیگر، هر مسلمانی خود را در این مصیبت شریک می‌داند و احساس می‌کند، نسبت به خون مظلومی که برای عزت اسلام به شهادت رسیده است، مسئولیت دارد.

این معنا در فرهنگ اهل‌ بیت(ع) نیز مورد تأکید قرار گرفته است. در زیارت عاشورا می‌خوانیم: «وَأَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَأْرِي مَعَ إِمَامٍ هُدًى ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ؛ درخواست می‌کنم روزی‌ام گردانی که در رکاب امام زمان که هادی، ظاهرشونده، ناطق به حق است، خون‌خواه باشم.» این فراز نشان می‌دهد که مؤمنان خود را در خون‌خواهی اولیای الهی شریک می‌دانند و آرزو می‌کنند، در رکاب حضرت ولی‌ عصر(عج) در تحقق عدالت و ستاندن حق مظلومان حضور داشته باشند. بنابراین، قصاص در چنین مواردی صرفاً واکنشی فردی نیست، بلکه جلوه‌ای از اجرای عدالت الهی و دفاع از کیان امت اسلامی محسوب می‌شود.

ایکنا ـ قرآن کریم در کنار قصاص، بر جهاد و مقابله با متجاوزان نیز تأکید دارد. از منظر قرآن، این مرحله از انتقام چه ویژگی‌هایی دارد و وظیفه مسلمانان در برابر دشمنان متجاوز چیست؟

دومین مرحله انتقام در منطق قرآن، جهاد و مقابله عملی با متجاوزان است. هنگامی که دشمن به سرزمین اسلامی تجاوز می‌کند، به کشتار دست می‌زند، امنیت جامعه را برهم می‌زند و پیمان‌های خود را نقض می‌کند، قرآن کریم صرفاً به محکوم‌کردن این اقدامات بسنده نمی‌کند، بلکه دستور مقابله با متجاوز را صادر می‌کند. در آیه پنجم سوره مبارکه «توبه»، پس از پایان مهلتی که به مشرکان داده شده بود، خداوند می‌فرماید: «فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ؛ پس هنگامی که ماه‌های حرام سپری شود، مشرکان را هر جا یافتید، بکشید و به اسیری بگیرید و محاصره کنید و در هر کمین‌گاهی به کمین آنان بنشینید.»

این آیه مجموعه‌ای از راهبردهای مقابله با دشمن متجاوز را بیان می‌کند؛ از رویارویی نظامی گرفته تا اسیر گرفتن، محاصره و مراقبت مستمر برای جلوگیری از تکرار تجاوز. بنابراین، قرآن برخورد با دشمن متجاوز را امری همه‌جانبه می‌داند و اجازه نمی‌دهد جامعه اسلامی در برابر ظلم و تجاوز منفعل باشد.

همچنین، خداوند در آیه ۱۹۳ سوره مبارکه «بقره» می‌فرماید: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ؛ و با آنان بجنگید تا فتنه‌ای بر جای نماند و دین فقط ویژه خدا باشد.» براساس این آیه، مبارزه با متجاوزان باید تا برچیده‌شدن فتنه و بازگشت امنیت و حاکمیت ارزش‌های الهی ادامه یابد. مقصود از این آیات، تأکید بر رفع منشأ فتنه و تجاوز است، نه صرفاً انجام اقدامی مقطعی.

در آیه ۱۹۱ همین سوره نیز آمده است: «وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ؛ و آنان را هر کجا یافتید، به قتل برسانید و از جایی که شما را بیرون کردند، بیرونشان کنید و فتنه از قتل و کشتار بدتر است.» این آیه نیز نشان می‌دهد که مسلمانان نباید در برابر اخراج، اشغالگری و تجاوز سکوت کنند، بلکه باید برای پایان‌دادن به ظلم اقدام کنند؛ زیرا قرآن فتنه و ستم سازمان‌یافته را خطری بزرگتر از قتل می‌داند.

از سوی دیگر، قرآن در آیه 12 سوره مبارکه «توبه» درباره پیمان‌شکنان می‌فرماید: «وَإِنْ نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ؛ و اگر پیمان‌هایشان را پس از تعهدشان شکستند و در دین شما زبان به طعنه و عیب‌جویی گشودند، در این صورت با پیشوایان کفر بجنگید که آنان را هیچ تعهدی نیست، باشد که بازایستند.» این آیه تصریح می‌کند که اگر دشمنان پس از بستن پیمان، آن را بشکنند و به دین و جامعه اسلامی تعرض کنند، باید با سران و رهبران این جریان مقابله شود؛ زیرا آنان به عهد و پیمان خود پایبند نیستند.

همچنین، خداوند در آیه ۳۶ سوره مبارکه «توبه» می‌فرماید: «وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً؛ و با همه مشرکان همان‌گونه که آنان با همه شما می‌جنگند، بجنگید.» مفهوم این آیه آن است که اگر دشمن به‌صورت همه‌جانبه علیه جامعه اسلامی وارد میدان شده است، مقابله نیز باید متناسب با همان سطح از تهدید و در چارچوب احکام الهی انجام شود.

البته باید توجه داشت که همه این آیات در چارچوب احکام جهاد، شرایط شرعی و ضوابط فقه اسلامی معنا پیدا می‌کند و هرگز به معنای اقدامات خودسرانه یا خارج از چارچوب شریعت نیست. قرآن جهاد را برای مقابله با تجاوز، رفع فتنه و دفاع از جامعه اسلامی تشریع کرده است و نه برای رفتارهای خارج از ضابطه یا تصمیم‌های فردی.

ایکنا ـ با توجه به آیاتی که درباره جهاد و مقابله با متجاوزان بیان کردید، آیا اجرای این احکام در اختیار همه افراد است یا باید تحت ضابطه و رهبری مشخصی انجام شود؟

نکته بسیار مهمی که نباید از آن غفلت شود، این است که همه دستورهای قرآن درباره جهاد، قصاص و مقابله با دشمن، در چارچوب ولایت و رهبری جامعه اسلامی اجرا می‌شود. هیچ‌کس حق ندارد با استناد به پاره‌ای از آیات قرآن، به تشخیص شخصی خود اقدامی انجام دهد و آن را به اسلام نسبت دهد. از این‌رو، اگر شرایط اقتضا کند که برای مدتی عملیات نظامی متوقف یا دامنه مقابله محدود یا گسترده شود، ملاک عمل، نظر رهبر و امام جامعه اسلامی است. اطاعت از ولی امر، خود بخشی از تکلیف شرعی مسلمانان به‌شمار می‌آید.

بنابراین، اگر فرماندهی جامعه اسلامی تشخیص دهد که در مقطعی فقط مراکز و اهداف مشخصی مورد هدف قرار گیرند و از گسترش درگیری جلوگیری شود، وظیفه همگان تبعیت از این تصمیم است؛ زیرا اداره میدان نبرد، تشخیص مصالح و مفاسد و زمان، مکان و شیوه مقابله، نیازمند اشراف کامل بر شرایط است و این امر در حوزه اختیارات رهبری جامعه اسلامی قرار دارد.

از سوی دیگر، نباید احساسات و هیجانات جایگزین تکلیف شرعی شود. گاهی دیده می‌شود برخی افراد براساس برداشت شخصی خود، دیگران را به سستی، کوتاهی یا حتی خیانت متهم می‌کنند، در حالی‌که چنین قضاوت‌هایی نه مبنای شرعی دارد و نه با روح آموزه‌های اسلامی سازگار است.

آنچه معیار است، تبعیت از امام جامعه اسلامی است. مسلمان واقعی کسی است که در چارچوب فرمان ولی امر حرکت کند؛ هر زمان فرمان اقدام صادر شد، اقدام کند و هر زمان دستور توقف یا تغییر راهبرد داده شد، همان را وظیفه شرعی خود بداند.

در حقیقت، جهاد در اسلام، سازمان‌یافته، حکیمانه و مبتنی بر ولایت است، نه اقدامی احساسی و خودسرانه. پیروزی نیز زمانی حاصل می‌شود که جامعه اسلامی با انسجام، وحدت و تبعیت از رهبری الهی حرکت کند؛ زیرا اگر هر فردی بخواهد براساس تشخیص خود عمل کند، نتیجه آن چیزی جز هرج‌ومرج و تضعیف جبهه اسلام نخواهد بود. از این‌رو، وظیفه مسلمانان آن است که ضمن آمادگی برای دفاع از اسلام و مقابله با متجاوز، همواره تصمیم نهایی را براساس نظر ولی فقیه و رهبر جامعه اسلامی دنبال کنند و از هرگونه اقدام خارج از این چارچوب پرهیز داشته باشند.

ایکنا ـ در کنار قصاص و جهاد، دعا را نیز یکی از مراحل انتقام دانستید. دعا چه جایگاهی در تحقق پیروزی بر دشمنان دارد و قرآن و روایات چه آموزه‌هایی در این زمینه بیان می‌کنند؟

سومین مرحله انتقام، دعا و استمداد از خداوند متعال است. ممکن است برخی تصور کنند که دعا صرفاً جایگزین عمل است، در حالی‌که چنین نیست. در فرهنگ قرآن و اهل‌ بیت(ع)، دعا مکمل جهاد و عامل جلب نصرت الهی است. مسلمان موظف است هم در میدان عمل حضور داشته باشد و هم از خداوند برای موفقیت، استقامت و پیروزی یاری بخواهد.

گاهی انسان همه اسباب ظاهری را فراهم می‌کند، اما اگر امداد الهی شامل حال او نشود، ممکن است به نتیجه مطلوب نرسد. از سوی دیگر، وقتی دعا با اخلاص، توکل و تلاش همراه باشد، خداوند برکات و امدادهای ویژه خود را نازل می‌کند و نتایجی فراتر از محاسبات عادی رقم می‌زند. از این‌رو، هر اندازه جهاد اهمیت دارد، دعا نیز در تکمیل آثار آن نقش اساسی ایفا می‌کند.

در میان دعاهای مأثور، دعای سمات از دعاهایی است که مضامین بلندی در درخواست یاری خداوند و انتقام از ستمگران دارد. همچنین، در دعای توسل و بعضی ادعیه دیگر نیز از خداوند متعال، به حق اولیای الهی، درخواست می‌شود که انسان را بر دشمنان دین یاری کند و شر ستمگران را از جامعه اسلامی دفع فرماید.

در دعای توسل دوم نیز مضامین بلندی درباره استمداد از اهل‌ بیت(ع) برای دفع ظلم و یاری در برابر دشمنان وارد شده است. همچنین، در فرازهایی از ادعیه مربوط به امام سجاد(ع) از خداوند خواسته می‌شود که انسان را در برابر وسوسه‌های شیطان و سلطه ستمگران یاری کند و قدرت مقابله با آنان را عطا فرماید. این مضامین نشان می‌دهد که مؤمن هم به وظیفه خود عمل می‌کند و هم نتیجه را از خداوند می‌طلبد.

همچنین، در زیارت عاشورای غیرمعروف و دعای علقمه نیز فرازهای متعددی درباره لعن ستمگران، درخواست انتقام الهی و نابودی ظالمان وجود دارد. این مضامین بیانگر آن است که فرهنگ اهل‌ بیت(ع)، مسلمان را به بی‌تفاوتی در برابر ظلم دعوت نمی‌کند، بلکه او را به مقاومت، دعا، توسل و درخواست تحقق عدالت الهی فرامی‌خواند.

بنابراین، دعا هرگز به معنای کنار گذاشتن اقدام نیست؛ بلکه دعا و جهاد، دو بال حرکت مؤمن هستند. انسان باید وظیفه خود را انجام دهد، در میدان دفاع از حق حاضر باشد و در عین حال، از خداوند بخواهد که این تلاش‌ها را به نتیجه برساند و نصرت الهی را شامل حال جبهه حق کند. هرگاه این دو در کنار یکدیگر قرار گیرد، زمینه تحقق وعده‌های الهی و پیروزی حق بر باطل فراهم خواهد شد.

ایکنا ـ در پایان، با توجه به آنچه بیان کردید، انتقام الهی چه مراحلی دارد و وظیفه مسلمانان در برابر ظلم و ستم از منظر قرآن و روایات چیست؟

همان‌گونه که اشاره شد، در کنار انتقامی که خداوند برای بندگان خود در چارچوب قصاص، جهاد و دعا قرار داده، انتقام الهی نیز حقیقتی قطعی و تخلف‌ناپذیر است. سنت الهی بر این قرار گرفته که ظالمان هرچند مدتی از نعمت، قدرت یا فرصت برخوردار باشند، سرانجام از کیفر اعمال خود در امان نخواهند ماند.

خداوند متعال در بیان سرنوشت امت‌های ستمگر می‌فرماید: «فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ؛ از آنان انتقام گرفتیم.» همچنین در آیات متعدد، از جمله در سوره مبارکه «زخرف»، انسان را به تأمل در سرانجام تکذیب‌کنندگان و مجرمان فرامی‌خواند تا روشن شود که عاقبت ظلم، چیزی جز نابودی و خواری نیست. از سوی دیگر، خداوند در آیه 47 سورمه مبارکه «روم» وعده داده است که: «وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ؛ و یاری مؤمنان حقی برعهده ماست.» یاری مؤمنان، وعده‌ای قطعی و حقی الهی است. بنابراین، نصرت مؤمنان و انتقام از ستمگران، دو روی یک حقیقت و از سنت‌های ثابت الهی است.

البته این نصرت فقط از راه اسباب ظاهری تحقق پیدا نمی‌کند. خداوند در آیه 26 سوره مبارکه «توبه» می‌فرماید: «وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا؛ و لشکریانی که آنان را نمی‌دیدید، فرود آورد.»؛ یعنی لشکرهایی را فروفرستاد که شما آنان را نمی‌دیدید. در آیات دیگر نیز از نزول هزاران فرشته برای یاری مؤمنان سخن گفته شده است؛ هرچند خداوند در ادامه تصریح می‌کند که این امدادهای غیبی فقط وسیله اطمینان‌بخشی به دل‌های مؤمنان است و پیروزی حقیقی فقط به اراده الهی تحقق می‌یابد. از این‌رو، همه اسباب عالم در اختیار خداوند است و هرگاه اراده کند، از راه‌هایی که در محاسبات عادی انسان نمی‌گنجد، بندگان خود را یاری خواهد کرد.

در تاریخ اسلام نیز نمونه‌های روشنی از این حقیقت دیده می‌شود. از جمله، حضرت زینب کبری(س) در اوج مصیبت کربلا فرمودند: «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا»؛ زیرا با نگاه الهی، فرجام این مسیر را می‌دیدند. در بعضی نقل‌های تاریخی نیز آمده است که آن حضرت سرانجام شوم دشمنان را پیش‌بینی کردند و فرمودند، روزی خواهد رسید که آنان به سزای اعمال خود می‌رسند و آثار ذلت و خواری آنان آشکار خواهد شد. این نگاه، بیانگر یقین اولیای الهی به تحقق وعده انتقام خداوند از ستمگران است.

قرآن کریم نیز می‌فرماید که خداوند دشمنان حق را «مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ؛ از جایی که گمان نمی‌کنند» گرفتار خواهد کرد. بنابراین، چه‌بسا انسان در ظاهر، قدرت و شوکت ظالمان را ببیند، اما سنت الهی آن است که در زمان مقرر، آنان را از همان راه‌هایی که هرگز انتظارش را ندارند، به سقوط و رسوایی بکشاند.

مرحله دیگری از انتقام الهی، در دوران رجعت و ظهور حضرت ولی‌ عصر(عج) تحقق خواهد یافت. براساس روایات، در آن دوران، گروهی از ستمگران و نیز برخی اولیای الهی به دنیا بازخواهند گشت و عدالت الهی در گستره‌ای وسیع‌تر اجرا خواهد شد. در روایات آمده است که حضرت بقیةالله(عج) از دشمنان اهل‌ بیت(ع) انتقام خواهند گرفت و همچنین درباره حضرت سیدالشهدا(ع) نیز نقل شده است که در دوران رجعت، آن حضرت نیز در تحقق این وعده الهی نقش خواهند داشت و از قاتلان خود انتقام خواهند گرفت.

با این همه، انتقام نهایی و کامل، در آخرت تحقق خواهد یافت؛ روزی که هیچ ظلمی بدون کیفر نخواهد ماند. خداوند درباره قاتل مؤمن در آیه 93 سوره مبارکه «نساء» می‌فرماید: «وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا؛ و هر کس مؤمنی را از روی عمد بکشد، کیفرش دوزخ است که در آن جاودانه خواهد بود و خدا بر او خشم گیرد و وی را لعنت و عذابی بزرگ برایش آماده کند.»

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات محمدی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha