
در شرایط جنگی، اقتصاد کشورها بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیریت دقیق منابع، حفظ ثبات بازارها و هدایت صحیح ظرفیتهای مالی به سمت بخشهای اولویتدار است. در چنین وضعیتی، کنترل نقدینگی، جلوگیری از انحراف منابع، حمایت از تولید و افزایش تابآوری اقتصادی به یکی از مهمترین الزامات مدیریت اقتصادی تبدیل میشود؛ چراکه هرگونه بیانضباطی مالی و هدایت منابع به سمت فعالیتهای غیرمولد میتواند آثار منفی بیشتری بر اقتصاد و معیشت مردم برجای بگذارد.
بر همین اساس، توجه به سیاستهای اقتصاد مقاومتی و اصلاح برخی رویههای اقتصادی در دورههای بحرانی اهمیت مضاعفی پیدا میکند. در همین راستا خبرنگار ایکنا با حجتالاسلام والمسلمین کمیل قنبرزاده، عضو شورای سیاستگذاری مرکز راهبری اقتصاد مقاومتی حوزه علمیه، گفتوگو داشته است که در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانیم.
ایکنا - با توجه به شرایط جنگی کشور، مدیریت نقدینگی و نحوه هدایت آن چه اهمیتی دارد و برای کنترل آثار اقتصادی این شرایط چه اقداماتی باید انجام شود؟
ما یک مشکل و بیماری مزمن در اقتصاد کشور در حوزه نقدینگی داریم که مربوط به امروز و شرایط جنگی نیست، بلکه در چند دهه گذشته یکی از مسائل مهم اقتصاد ایران بوده است. این موضوع دو بخش اصلی دارد؛ یکی کنترل حجم نقدینگی و دیگری جهتدهی صحیح نقدینگی.
در بحث حجم نقدینگی، یکی از مشکلاتی که در اقتصاد کشور وجود داشته، خلق پولهایی بوده که منشأ آن عمدتاً به کسری بودجه دولت یا خلق پول بانکها خارج از ضابطه بازمیگردد. در کنار این مسئله، موضوع بنگاهداری بانکها و فعالیتهایی که بانکها خارج از مأموریت اصلی خود انجام دادهاند نیز مطرح است. مجموعه این عوامل باعث شده حجم نقدینگی افزایش پیدا کند و طبیعتاً یکی از آثار اصلی آن نیز تورم بوده است.
اما در کنار کنترل حجم نقدینگی، موضوع بسیار مهم دیگر، جهتدهی نقدینگی است. اگر همین حجم نقدینگی موجود به سمت تولید حرکت کند، میتواند آثار مثبتی برای اقتصاد داشته باشد و حتی بخشی از آثار تورمی آن نیز جبران شود؛ اما اگر نقدینگی به سمت سفتهبازی، سوداگری، خرید و فروشهای غیرمولد و فعالیتهای دلالی برود، نهتنها کمکی به اقتصاد نمیکند، بلکه آثار تورمی آن نیز تشدید میشود.
متأسفانه ما در سالهای گذشته نتوانستهایم به شکل مطلوبی این جهتدهی را انجام دهیم؛ یعنی نه نظام بانکی و نه سیاستگذاری مالی دولت نتوانستهاند بهدرستی نقدینگی را به سمت بخش مولد اقتصاد هدایت کنند. یکی از مشکلات اساسی این بوده که جذابیت سرمایهگذاریهای غیرمولد در اقتصاد ایران بیشتر از تولید بوده است.
این یک بیماری مزمن اقتصادی است که ارتباط مستقیمی با شرایط جنگی ندارد، اما در شرایط جنگی این مشکل مضاعف میشود؛ هم آثار آن بیشتر نمایان میشود و هم ضرورت اصلاح آن افزایش پیدا میکند.
اگر بخواهیم بهصورت کوتاه به راهکارها اشاره کنیم، در کنار اصلاحات بلندمدت، در کوتاهمدت چند اقدام باید مورد توجه قرار گیرد. نخستین موضوع، حمایت واقعی از تولید است. نقدینگی باید به سمت تولید هدایت شود و این اتفاق زمانی رخ میدهد که جذابیت سرمایهگذاری در بخش تولید افزایش پیدا کند.
دولت باید خود را متکفل حمایت از تولید بداند؛ یعنی اگر سرمایهای به سمت تولید میرود، باید موانع آن را کاهش دهد و از آن حمایت کند. برای مثال، موضوع تأمین انرژی واحدهای تولیدی در شرایط فعلی بسیار مهم است. اینکه دولت اعلام میکند تلاش میکند برق واحدهای صنعتی و تولیدی قطع نشود، اقدام مهمی است؛ زیرا اگر بخش صنعت و کشاورزی به دلیل مشکلات زیرساختی آسیب ببیند، تبعات آن در شرایط جنگی بسیار سنگین خواهد بود.
در چنین شرایطی باید بخشهایی از اقتصاد که برای تابآوری کشور اهمیت بیشتری دارند، در اولویت قرار گیرند. موضوع غذا، دارو و نیازهای اولیه زندگی مردم از جمله حوزههایی است که باید زنجیره تولید آنها مورد حمایت جدی قرار گیرد.
ایکنا - یکی از موضوعات مهم در مدیریت نقدینگی، عملکرد نظام بانکی است. بانکها در شرایط جنگی چگونه باید مدیریت شوند؟
موضوع دوم، مدیریت بانکهاست. بهخصوص در شرایط جنگی، ضرورت دارد که همین میزان نقدینگی موجود نیز به بهترین شکل ممکن مدیریت و بهینه مصرف شود.
اینکه در شرایطی که کشور در تأمین برخی مواد اولیه و کالاهای راهبردی با مشکلاتی مواجه است، خبرهایی منتشر شود که برخی بانکها همچنان به سمت خرید زمین، ساخت هتل، باغ و فعالیتهای غیرمرتبط با وظایف اصلی خود میروند، خبرهای دردناکی برای اقتصاد کشور است.
بنگاهداری بانکها و حرکت منابع بانکی به سمت فعالیتهای غیرمولد، مسئلهای است که باید با جدیت بیشتری با آن برخورد شود. در شرایط جنگی باید با یک روحیه جهادی پای کار آمد و اجازه نداد منابعی که متعلق به مردم است، در مسیرهایی قرار گیرد که به افزایش توان اقتصادی کشور کمک نمیکند.
دولت باید نظارت خود را تشدید کند. حتی قوانین موجود اگر بهدرستی اجرا شوند، میتوانند بخش زیادی از این مشکلات را حل کنند. مسئله این است که در شرایط فعلی باید عزم جدیتری برای اجرای قوانین و مدیریت منابع وجود داشته باشد.
نقدینگی و منابع مالی، در نهایت به تابآوری عمومی جامعه بازمیگردد. نمیشود مردم در عرصههای مختلف برای کشور حضور داشته باشند و در میدانهای مختلف جهاد کنند، اما در حوزه مدیریت نقدینگی، خلق پول و عملکرد بانکها، نظارت کافی وجود نداشته باشد.
بنابراین باید مشخص شود نقدینگی بانکها از چه مسیری خلق میشود، به کجا میرود، آیا به تولید میرسد یا خیر و آیا نظارت جدی بر این فرآیند وجود دارد یا نه.
ایکنا - در شرایط جنگی، صرفهجویی و اصلاح هزینهها چه نقشی در مدیریت اقتصادی کشور دارد؟
موضوع سوم، مسئله صرفهجویی است. البته صرفهجویی یک موضوع مهم و البته یکی از بیماریهای مزمن اقتصاد ماست که فقط مربوط به شرایط جنگی نیست. ما در اقتصاد کشور با هزینههای اضافی و هدررفت منابع مواجه هستیم.
به نظر من صرفهجویی باید از دولت آغاز شود. درست نیست که صرفهجویی فقط از مردم مطالبه شود؛ دولت باید ابتدا در هزینههای خودش بازنگری کند و نشان دهد که در این زمینه پیشگام است.
برای مثال، چه اشکالی دارد در شرایط جنگی برخی هزینهها و مزایای غیرضروری محدود شود؟ حقوقهای بسیار بالا، برخی هزینههای مدیریتی، سفرها، جلسات، مأموریتها و مزایایی که ضرورت فوری ندارند، باید مدیریت شوند.
منظور این نیست که معیشت مردم نادیده گرفته شود؛ مردم در شرایط سخت نیازمند حمایت هستند، اما در بخشهایی مانند حقوقهای بسیار بالا در سطوح مدیریتی، بهویژه در برخی شرکتهای دولتی، باید بازنگری صورت گیرد.
صرفهجویی فقط این نیست که از مردم بخواهیم مصرف انرژی را کاهش دهند یا مشکلاتی مانند ناترازی انرژی را تحمل کنند؛ دولت نیز باید هزینههای مصرفی خود را کاهش دهد.
انتظار ما این است که دولت در بودجه سال آینده یا اصلاحات بودجهای خود پیشقدم شود و اعلام کند که یک بودجه صرفهجوییشده ارائه کرده است؛ یعنی هزینههای جاری خود را کاهش داده و منابع را به سمت اولویتهای اصلی هدایت کرده است.
موضوع دیگر، جابهجایی در بودجههای عمرانی است. طبیعی است که در شرایط جنگی، اگر بخشی از زیرساختها آسیب دیدهاند، ممکن است منابعی که برای آغاز پروژههای جدید در نظر گرفته شده بود، به سمت ترمیم و بازسازی پروژههای آسیبدیده هدایت شود. این اقدام منطقی است و دولت نیز در این زمینه اقداماتی را آغاز کرده است.
ایکنا - برخی اقتصاد مقاومتی را بیشتر مرتبط با شرایط تحریم میدانند. آیا این الگو در شرایط جنگی نیز کاربرد دارد؟
اقتصاد مقاومتی صرفاً مربوط به شرایط تحریم یا جنگ نیست. اقتصاد مقاومتی یک الگوی اداره اقتصاد است که یکی از ویژگیهای مهم آن، افزایش تابآوری و انعطافپذیری اقتصاد است.
برخی تصور میکنند اقتصاد مقاومتی فقط برای مقابله با تحریمها مطرح شده، اما این برداشت دقیقی نیست. اقتصاد مقاومتی یعنی اینکه کشور بتواند مسائل اقتصادی خود را در درون حل کند و ظرفیتهای داخلی را فعال سازد.
البته در اقتصاد مقاومتی، برونگرایی نیز وجود دارد؛ یعنی کشور ضمن حل مسائل داخلی، باید با کشورهای همسایه، بازارهای جهانی و اقتصادهای دیگر تعامل داشته باشد و منافع خود را دنبال کند.
بخش مهمی از مشکلات اقتصاد ایران ارتباطی با مسائل خارجی ندارد. اینکه بانکهای ما چگونه مدیریت میشوند، نقدینگی چگونه خلق میشود، منابع مالی به کدام بخشها میرود، چگونه با سفتهبازی برخورد میکنیم، بازار ارز چگونه مدیریت میشود و چگونه از تولید حمایت میکنیم، موضوعاتی هستند که باید در داخل کشور برای آنها راهحل پیدا کنیم.
اقتصاد مقاومتی بر مؤلفههایی مانند اقتصاد دانشبنیان، عدالتمحوری و روحیه جهادی تأکید دارد. شرکتهای دانشبنیان واقعاً میتوانند نقطه عطفی برای اقتصاد ایران باشند و باید مورد توجه جدی قرار گیرند.
همچنین در شرایط جنگی، ضرورت داشتن روحیه جهادی بیشتر احساس میشود. با پشت میزنشینی نمیتوان مسائل بزرگ کشور را حل کرد. اینکه رهبر معظم انقلاب در شرایط فعلی بر اقتصاد مقاومتی و تقویت ظرفیتهای داخلی تأکید کردهاند، نشاندهنده عمق این نگاه و ضرورت توجه بیشتر متخصصان و مسئولان به این موضوع است.
اگر بتوانیم مؤلفههای اقتصاد مقاومتی را بهدرستی اجرا کنیم، میتوانیم از این دوره عبور کنیم و زمینه یک جهش اقتصادی را نیز فراهم آوریم.
انتهای پیام