به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، محمدعلی انصاری، مفسر قرآن و نهجالبلاغه و استاد حوزه و دانشگاه در نشست تخصصی «کاربردیسازی منشور تربیتی نامه ۳۱ نهجالبلاغه در نظام تعلیم و تربیت» که امروز، چهارم مردادماه در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان برگزار شد، با بیان اینکه نهجالبلاغه انعکاس شخصیت، اندیشه و ساختار ذهنی امیرالمؤمنین(ع) است، اظهار کرد: هرچه در کلام امام علی(ع) بیشتر تأمل کنیم، شناخت عمیقتری از شخصیت آن حضرت به دست میآوریم. به باور من، سخن آن اندیشمند عرب که امام علی(ع) را شخصیتی بیمانند در شرق و غرب دانسته، کاملاً با حقیقت وجودی امیرالمؤمنین(ع) و نهجالبلاغه منطبق است.
وی با بیان اینکه شخصیت امیرالمؤمنین(ع) در مکتب پیامبر اکرم(ص) بر چهار مؤلفه بنیادین شکل گرفته است، افزود: عقل، علم، فطرت و اعتدال چهار رکن اصلی تربیت امام علی(ع) هستند و همه ابعاد شخصیت ایشان را تبیین میکنند. از نظر علمی، امیرالمؤمنین(ع) پس از پیامبر(ص) داناترین مردم است و احادیثی همچون «أنَا مَدینَهُ العِلمِ وعَلِیٌّ بابُها؛ من شهر دانشم و علی، دروازه آن است» و «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی» گویای جایگاه بیبدیل علمی آن حضرت است.
این مفسر قرآن و نهجالبلاغه عقلانیت را دومین مؤلفه شخصیت امام دانست و گفت: پیامبر اکرم(ص) مسیر تقرب امیرالمؤمنین(ع) به خداوند را عقل معرفی کردند و خود آن حضرت نیز از قلبی خردمند و زبانی پرسشگر سخن گفتهاند. همچنین، در روایات آمده است که پیامبر(ص) از خداوند خواستند تا حقایق الهی را در جان علی(ع) قرار دهد که این امر، ظرفیت کمنظیر آن حضرت در دریافت معارف الهی را نشان میدهد.
وی با اشاره به فطرت بهمثابه سومین رکن شخصیت امیرالمؤمنین(ع) بیان کرد: امام علی(ع) در نهجالبلاغه، بهویژه در نامه ۵۷، تصریح میکنند که اگر انسان برای حفظ جان خود ناچار به ناسزاگویی شود، جایز است، اما هرگز نباید از آن حضرت برائت بجوید؛ زیرا وجود ایشان بر فطرت الهی استوار است. همین هماهنگی کامل با فطرت، یکی از مهمترین ارکان تربیت امام در مکتب نبوی بهشمار میرود. همچنین، ابنابیالحدید نیز در مقدمه شرح نهجالبلاغه، امیرالمؤمنین(ع) را سرچشمه همه فضیلتها معرفی میکند و این جاذبه فراگیر را برخاسته از همان بعد فطری شخصیت ایشان میداند.
انصاری اعتدال را چهارمین مؤلفه شخصیت امیرالمؤمنین(ع) معرفی کرد و گفت: برجستهترین ویژگی امام، جمع میان صفاتی است که در ظاهر متضاد به نظر میرسند؛ از یک سو اوج زهد و عبادت و از سوی دیگر نهایت شجاعت و صلابت در میدان نبرد. سیدرضی نیز همین جامعیت و اعتدال را از مهمترین دلایل گردآوری نهجالبلاغه برشمرده است.
وی با اشاره به حدود چهار دهه تدریس تفسیر قرآن و ارائه چهار دوره کامل تفسیر تصریح کرد: پس از سالها مطالعه به این نتیجه رسیدهام که جامعترین تفسیر قرآن، نهجالبلاغه امیرالمؤمنین(ع) است و برای فهم عمیق قرآن باید به کلام امام علی(ع) مراجعه کرد.
این استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: نهجالبلاغه بیتردید تربیتیترین متن در میان همه منابع معارف اسلامی است و نظام تربیتی آن بر همان چهار مؤلفه عقلمحوری، علممحوری، فطرتمحوری و اعتدالمحوری استوار شده؛ مؤلفههایی که نهتنها در نامه ۳۱، بلکه در سراسر نهجالبلاغه جریان دارند و میتوان برای هر یک از آنها شواهد فراوانی از کلام امیرالمؤمنین(ع) ارائه کرد.
وی با بیان اینکه چهار مؤلفه تربیت عقلانی، تربیت علمی، تربیت فطری و تربیت اعتدالی در سراسر نهجالبلاغه جریان دارد، اظهار کرد: این مؤلفهها در نامه ۳۱ نهجالبلاغه به کاملترین شکل خود تجلی یافتهاند. به اعتقاد من، نامه ۳۱ جامعترین متن تربیتی در مجموعه معارف الهی و حتی در میراث بهجامانده از همه پیامبران الهی است؛ متنی عقلمحور، علممحور، فطرتمحور و اعتدالمحور که هیچ مکتب تربیتی پایداری را نمیتوان خارج از این چهار مؤلفه تصور کرد؛ زیرا این عناصر فراتر از زمان، مکان و تاریخ هستند و هویت انسان بر پایه آنها شکل میگیرد. از همین رو، این منشور تربیتی در هر عصر و زمانی قابلیت بهرهبرداری دارد.
انصاری با اشاره به ساختار نامه ۳۱ نهجالبلاغه افزود: یکی از مهمترین نکاتی که در پژوهش درباره این نامه باید مورد توجه قرار گیرد، شیوه بیان و قالب تربیتی آن است. امیرالمؤمنین(ع) همان روشی را برگزیدهاند که قرآن کریم نیز از آن بهره گرفته و آن، خطاب غیرمستقیم است. خداوند در قرآن، آموزههای تربیتی را در قالب گفتوگوی پدر با فرزند، مانند سخنان لقمان با عبارت «یا بُنَیَّ» بیان میکند تا پیام، ضمن کاهش سنگینی خطاب مستقیم، به همه مخاطبان منتقل شود.
وی ادامه داد: امیرالمؤمنین(ع) نیز نامه ۳۱ را در مسیر بازگشت از جنگ صفین و در منطقه حاضرین عراق خطاب به امام حسن مجتبی(ع) نگاشتند، اما مخاطب واقعی این نامه فقط امام حسن(ع) نیست. آنجا که حضرت میفرمایند: «فرزندم، تو را بعض وجود خود، بلکه تمام وجود خود یافتم»، در حقیقت همه انسانهای جویای تربیت در طول تاریخ را مخاطب قرار میدهند. از اینرو، این نامه منشوری تربیتی برای همه نسلهاست، نه صرفاً وصیتی پدرانه به یک فرزند.
این مفسر قرآن و نهجالبلاغه دومین ویژگی ساختاری این نامه را اعتمادسازی دانست و گفت: امام علی(ع) پیش از ارائه توصیههای تربیتی، رابطهای عمیق از اعتماد میان خود و مخاطب ایجاد میکنند؛ آنجا که میفرمایند اگر آسیبی به تو برسد، گویی به من رسیده و مرگ تو، مرگ من است. این شیوه، مخاطب را به خیرخواهی گوینده مطمئن و زمینه پذیرش آموزههای تربیتی را فراهم میکند. افزون بر این، در متن نامه روشهای دیگری همچون زمانشناسی، توجه به شرایط مخاطب و بهرهگیری از شیوههای متنوع آموزشی نیز دیده میشود که هر یک میتواند موضوع پژوهشی مستقل باشد.
وی در ادامه با بیان اینکه اگر همه موضوعات قرآن را در یک واژه خلاصه کنیم، آن واژه «ارتباط» است، اضافه کرد: همه آیات قرآن درباره رابطه انسان با خود، خدا، دیگران و طبیعت شکل گرفتهاند. امیرالمؤمنین(ع) نیز در نامه ۳۱ همین نگاه را دنبال کردهاند، با این تفاوت که محورهای اصلی نامه بر سه حوزه ارتباط انسان با خود، ارتباط انسان با خدا و ارتباط انسان با دیگران استوار است و تقریباً همه مباحث این نامه ذیل این سه عرصه قرار میگیرد.
انصاری تصریح کرد: اهمیت اصلی نامه ۳۱ در آن است که این سه حوزه ارتباطی بر پایه همان چهار مؤلفه بنیادین عقل، علم، فطرت و اعتدال سامان یافتهاند. در هر بخش از این نامه میتوان جایگاه عقلانیت، علم، فطرت و اعتدال را بررسی و مشاهده کرد که این مؤلفهها چگونه در عرصههای ارتباط انسان با خود، خدا و دیگران بهکار گرفته شدهاند. همین ویژگی، نامه ۳۱ نهجالبلاغه را به متنی بینظیر در تاریخ تعلیم و تربیت تبدیل کرده است.
وی با اشاره به آغاز نامه ۳۱ گفت: امیرالمؤمنین(ع) بحث را از ارتباط انسان با خود آغاز میکنند و با سفارشهایی همچون «أَحْيِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَةِ» و یادآوری مرگ، مسیر خودسازی را ترسیم میکنند؛ زیرا تا انسان رابطه درستی با خویشتن برقرار نکند، در دیگر عرصههای زندگی نیز به موفقیت نخواهد رسید. در همین بخش، نگاه علمی امام نیز آشکار است؛ آنجا که میفرمایند: «آنچه را نمیدانی، نگو و در آنچه مسئولیتی نسبت به آن نداری، وارد نشو.» این همان آموزه قرآنی «وَلا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» است و نشان میدهد که سخن و رفتار انسان باید بر پایه علم و شناخت و نه گمان و ناآگاهی باشد.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: یکی از ویژگیهای مهم این نامه آن است که امیرالمؤمنین(ع) مخاطب را با استدلال، عقلانیت و برهان اقناع میکنند و کمتر از تعبد صرف سخن میگویند. این در حالی است که گوینده این سخنان، همان عابد شبزندهدار نخلستانهای کوفه است، اما با وجود جایگاه بلند معنوی، محور تربیت را عقل و اندیشه قرار میدهد.
وی با اشاره به فرازهایی دیگر از نامه اظهار کرد: امام علی(ع) انسان را به مجاهدت، استقامت و حضور فعال در متن حوادث دعوت میکنند و از او میخواهند در راه خدا از سرزنش هیچ سرزنشکنندهای نهراسد. در این بخش نیز فطرت انسان را مخاطب قرار میدهند و او را به مسئولیتپذیری، حرکت و ایستادگی در مسیر حق فرامیخوانند. همچنین، با تأکید بر فقه در دین و صبر در دین، فهم صحیح دین و استقامت در این مسیر را دو رکن جداییناپذیر معرفی میکنند.
انصاری سپس به بخش ارتباط انسان با خدا پرداخت و گفت: امیرالمؤمنین(ع) در تبیین توحید، ابتدا از برهان عقلی بهره میگیرند و با استدلال «اگر پروردگار تو شریکی داشت، آثار و نشانههای او آشکار میشد»، یگانگی خداوند را اثبات میکنند. سپس فضای سخن را به رابطه عاشقانه با خداوند میکشانند و با تبیین جایگاه دعا یادآور میشوند که در ارتباط با خداوند همواره به روی بندگان گشوده است و انسان هر زمان که بخواهد، میتواند با پروردگار خود سخن بگوید و از او یاری بخواهد. در این بخش نیز عقلانیت، فطرت، علم و اعتدال در کنار یکدیگر حضور دارند و در عین تأکید بر انجام واجبات و پایبندی به فرائض الهی، رابطهای سرشار از محبت و امید میان بنده و خدا ترسیم میشود.
وی درباره ارتباط انسان با دیگران نیز بیان کرد: یکی از شگفتانگیزترین فرازهای نامه ۳۱ آنجاست که امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «خود را میزان میان خویش و دیگران قرار بده؛ آنچه برای خود میپسندی، برای دیگران نیز بپسند و آنچه برای خود نمیپسندی، برای دیگران نیز نپسند.» همچنین تأکید میکنند همانگونه که دوست نداری به تو ظلم شود، به دیگران ظلم نکن و همانگونه که دوست داری به تو نیکی شود، به دیگران نیکی کن. این آموزهها بر استدلالهای عقلانی، علمی و فطری استوار است و در فطرت مشترک همه انسانها ریشه دارد.
این مفسر قرآن و نهجالبلاغه تأکید کرد: هرچه در نامه ۳۱ پیش میرویم، روشنتر میشود که امیرالمؤمنین(ع) نظام تربیتی خود را بر پایه عقل، علم، فطرت و اعتدال بنا کردهاند و به همین دلیل، یافتن متنی با چنین جامعیت و استحکام در تاریخ اندیشه و تعلیم و تربیت بسیار دشوار است. آنچه در این نشست بیان شد، فقط مقدمهای برای ورود به تحلیل تفصیلی این نامه بود؛ زیرا بررسی مستقل هر یک از سه حوزه ارتباطی و چهار مؤلفه تربیتی، خود به ساعتها بحث و پژوهش نیاز دارد.
وی با اشاره به سالها پژوهش درباره نامه ۳۱ نهجالبلاغه اظهار کرد: حاصل این مطالعات در کتابی با عنوان «منشور تربیت» منتشر شده است؛ اثری در حدود یکهزار و ۱٠٠ صفحه که با هدف تبیین همه ابعاد این منشور تربیتی و فراهمکردن زمینه پژوهشهای بعدی تدوین شده است.
انصاری با بیان اینکه این پژوهشها به عرصه عمل نیز وارد شدهاند، گفت: در مؤسسه فرهنگی هدایت نور مشهد، گروهی ۱۴ تا ۱۵ نفره از پژوهشگران و استادان، با بیش از هزار ساعت کار علمی، دورهای پنجساله با عنوان «همسفر نور» طراحی کردند. در این دوره، نوجوانان ۱۳ تا ۱۵ سال پس از گزینش، در طول پنج سال و در قالب دو ترم آموزشی در هر سال، مهارتهای زندگی را بر پایه آموزههای نامه ۳۱ نهجالبلاغه و مبانی کتاب «منشور تربیت» فرامیگیرند.
وی با اشاره به نتایج اجرای این طرح افزود: در آیین دانشآموختگی نخستین دوره، نوجوانان شرکتکننده از چنان پختگی، قدرت تحلیل و درایتی برخوردار بودند که گویی انسانهایی ۳۰ ساله سخن میگویند. این تجربه نشان داد که تربیت براساس نامه ۳۱ نهجالبلاغه، آثار عملی و قابل مشاهدهای در رشد فکری و شخصیتی نوجوانان بر جای میگذارد. اکنون نیز دورههای دوم و سوم این طرح در حال اجراست و بازخورد خانوادهها و نهادهای تربیتی، مؤید موفقیت این شیوه است.
این استاد حوزه و دانشگاه سپس به تجربهای در خارج از کشور اشاره کرد و گفت: یکی از استادان دانشگاه ویرجینیا که سالها در آمریکا به تدریس فلسفه اشتغال دارد و حدود ۲۰ سال آثار من را مطالعه کرده است، برای اجرای طرحی در زمینه تحول نظام آموزشی، همراه یکی از همکاران خود، کتاب «منشور تربیت» را مبنای استخراج مؤلفههای تربیتی قرار داد. پس از بررسی طرح، مسئول ارزیابی ضمن تأیید آن، خواستار اجرای طرح شد و در ادامه نیز دورههایی براساس این منشور برای استادان دانشگاه شکل گرفت که با استقبال و بازخوردهای مثبت همراه بود.
وی ادامه داد: از آکادمی علوم گرجستان نیز درباره دانشجویی که رساله دکترای خود را فقط بر پایه کتاب «منشور تربیت» تدوین کرده بود، استعلام و آن دانشجو با بالاترین نمره موفق به اخذ مدرک دکترا شد. همچنین، در دانشگاه فردوسی مشهد نیز طرحهایی بر پایه همین منشور تربیتی در حال اجراست و امیدواریم آثار آن در سطح کلان کشور آشکار شود.
انصاری با ابراز تأسف از اینکه فرصت تشریح همه ابعاد این پژوهش فراهم نشد، تصریح کرد: هنوز نتوانستهایم ظرفیتها، جذابیتها و قابلیتهای نامه ۳۱ نهجالبلاغه را بهدرستی در نظام تعلیم و تربیت کشور بهکار بگیریم، در حالی که دیگران از این ظرفیت بهرهمند شدهاند.
وی در ادامه با اشاره به پژوهشی دیگر در حوزه مدیریت اسلامی گفت: در پژوهشگاه مطالعات اسلامی در علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، پژوهشی درباره مؤلفههای مدیریت براساس نامه ۵۳ نهجالبلاغه آغاز شده است که در آن، آسیبهای مدیریت معاصر بررسی و راهکارهای مدیریتی امیرالمؤمنین(ع) از عهدنامه مالک اشتر استخراج و کدگذاری شده است. به باور من، مراجعه به نامه ۵۳ نهجالبلاغه میتواند نگاه انسان را به مفهوم مدیریت متحول کند و در صورت بهکارگیری صحیح، تحول عمیقی در نظام مدیریتی پدید آورد.
این مفسر قرآن و نهجالبلاغه همچنین با نقل خاطرهای از اهدای نهجالبلاغه به بان کی مون، دبیرکل وقت سازمان ملل اظهار کرد: وی در این دیدار بیان کرده بود که در دوران حضورش در مقام رایزن فرهنگی کره جنوبی در ایران، بخش زیادی از وقت خود را صرف مطالعه نهجالبلاغه کرده و بیش از همه، شیفته نامه ۵۳ امیرالمؤمنین(ع) شده است.
وی در پایان ابراز امیدواری کرد که با تکیه بر چهار مؤلفه عقل، علم، فطرت و اعتدال، تدبر در معارف امیرالمؤمنین(ع)، بهویژه نامه ۳۱ نهجالبلاغه گسترش یابد و این منشور تربیتی که به باور او، درمان بسیاری از آسیبهای نظام آموزشی است، بیش از پیش در عرصه تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار گیرد.
انتهای پیام