شاید برای بسیاری از افراد، «اوقات فراغت» فقط به معنای زمان خالی از کار یا فاصله میان وظایف روزمره باشد؛ اما وقتی سخن از نوجوانی به میان میآید، این ساعات بهظاهر بیبرنامه، به یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین بخشهای زندگی روزانه تبدیل میشوند. نوجوانی، دوره حساس شکلگیری هویت، اوج هیجانات و زمانی است که ذهن بیش از هر مرحله دیگری به تجربه، کشف و خلاقیت نیاز دارد.
اوقات فراغت، برخلاف آنچه گاه تصور میشود، زمان هدررفته نیست؛ بلکه فرصتی ارزشمند برای تمرین استقلال، کشف علایق شخصی و حتی بازیابی توان روانی پس از فشارهای تحصیلی و اجتماعی است. نوجوانی که بتواند این زمان را به شکلی معنادار سپری کند، نه تنها از بسیاری آسیبهای دوران جوانی در امان میماند، بلکه مهارتهای زیستن را در بستری طبیعی و بیپیرایه میآموزد.
خبرگزاری ایکنا بنابر رسالت آگاهیبخشی به خانوادهها به ویژه والدین، درسگفتارهایی را در رابطه با همین موضوع تهیه کرده است که در این مجموعه، لیلا میرمحمدصادقی، روانشناس و مشاور نوجوانان، از لایههای پنهان این فرصت طلایی خواهد گفت؛ از چالشها و ظرفیتهای اوقات فراغت نوجوانان و نقشی که والدین و مربیان میتوانند در همراهی آگاهانه با نوجوانان ایفا کنند که در ادامه میبینیم و میخوانیم.
در نهمین جلسه از سلسله درسگفتارهای «اوقات فراغت نوجوانی» قصد داریم به یکی از مفاهیم کلیدی یعنی «رشد مهارتهای زندگی» بپردازیم. پیش از این تأکید کردیم که مطلوبترین شکل سازماندهی اوقات فراغت، آن است که خود نوجوان انتخابگر باشد و این فضا را به مثابه آزمایشگاهی برای رشد شخصیت خویش به کار گیرد. اکنون این پرسش مطرح میشود که چگونه توانمندیها را شناسایی کنیم و شناخت آنها در دوران نوجوانی چه نقشی ایفا میکند.
بسیار شنیدهایم که نوجوان میگوید: «هدف گذاشتم، برنامه ریختم، تلاش کردم، اما به نتیجه نرسیدم.» گویی حلقهای گمشده در میان بوده است. آیا آن هدف با توانمندیهای او همسو بوده است؟ شناخت توانمندیها به نوجوان کمک میکند از هدررفت انرژی در مسیرهایی که با استعدادهای ذاتی او هماهنگ نیستند، جلوگیری کند و در نتیجه، تجربه کمتری از ناکامی داشته باشد. بنابراین، آگاهی از توانمندیها یعنی نوجوان بداند اگر هدفی تعیین میکند، اگر برای پر کردن اوقات فراغت خود برنامهریزی میکند، آن برنامه باید همواره بر مدار توانمندیهایش حرکت کند.
اما پرسش بعدی این است؛ نوجوانی که نمیداند توانمندیهایش چیست، از کجا باید آغاز کند؟ سه راهکار اصلی وجود دارد:
نخست، خودارزیابی: نوجوان با دقت بنگرد که چه کارهایی را بهراحتی و بدون صرف انرژی ذهنی و جسمی فراوان انجام میدهد؛ مانند برقراری ارتباط مؤثر با همسالان، همدلی عمیق، تابآوری در برابر مشکلات، مهارت در حل مسئله، مدیریت هیجانات، یا برتری در ورزش و یادگیری مهارتهای خاص. توصیه میکنیم نوجوان عزیز چراغقوه توجه را به سمت خود بگرداند و این توانمندیها را ببیند و باور کند که آنها ارزشمندند، نه امری پیشپاافتاده.
دوم، دریافت بازخورد از دیگران: پرسیدن از اطرافیان که تو را در چه کاری توانمند میبینند؛ مثلاً مهربانی، همدلی، یادگیری سریع زبان، یا موفقیت در ورزش. پیشنهاد میکنم نوجوانان از دوستان خود بخواهند که نقاط قوتشان را بازگو کنند؛ این خود گامی مؤثر در کشف توانمندیهاست.
سوم، استفاده از پرسشنامههای معتبر، مانند پرسشنامه سلیگمن (با نسخههای کوتاه و بلند) که بهراحتی از طریق فضای مجازی قابل دسترسی است و بهوضوح و واقعگرایی، توانمندیها را نمایان میسازد.
اما چگونه میتوان مطمئن شد که توانمندی انتخابشده، صحیح است؟ چند نشانه دارد:
انجام آن فعالیت، انرژیبخش است و حالتان را نیکو میکند و هیجانی مثبت پدید میآورد.
حس «غرقگی» یا مشغولیت مثبت ایجاد میشود؛ بهگونهای که گذر زمان را حس نمیکنید.
پس از انجام آن، احساس قدرت و رضایت درونی دارید و به خود میگویید: «آفرین، این کار از من برآمد.»
بنابراین، پس از شناسایی توانمندیها، میتوان براساس آنها، برنامهریزی دقیقتری برای اوقات فراغت انجام داد.
انتهای پیام