سالروز تشکیل جهاددانشگاهی فرصتی برای مرور یک مسیر پرافتخار و ترسیم افقی روشنتر برای آینده است. نهادی که در آغاز با تکیه بر روحیه انقلابی، خودباوری و پاسخگویی به نیازهای کشور شکل گرفت و در چهار دهه گذشته با حضور مؤثر در عرصههای علمی، پژوهشی، فناوری، فرهنگی و نوآوری کارنامهای ارزشمند از خدمت و اثرگذاری بر جای گذاشته است.
جهاددانشگاهی در این سالها نشان داده است که میتواند با اتکا به سرمایه انسانی متخصص، روحیه جهادی و نگاه مسئلهمحور پلی میان دانشگاه، صنعت و جامعه باشد و در بزنگاههای مختلف با ارائه راهحلهای علمی و فناورانه نقشآفرینی مؤثری در پیشرفت کشور ایفا کند. این کارنامه پشتوانهای ارزشمند برای استمرار مسیر تعالی و خدمترسانی به ایران اسلامی است.
امروز در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به تولید دانش، فناوریهای راهبردی، نوآوری و حل مسائل ملی نیاز دارد، جهاددانشگاهی در آستانه فصلی تازه قرار گرفته است. بهرهگیری از تجربههای گذشته، همراه با نگاهی آیندهنگر، تقویت مرجعیت علمی، توسعه فناوریهای نوین و تربیت نیروی انسانی خلاق میتواند این نهاد انقلابی را در ایفای نقشی مؤثرتر در تحقق پیشرفت، خودکفایی و اقتدار علمی کشور یاری رساند.
ایکنا در ایام سالروز تشکیل جهاددانشگاهی و در راستای احصای مهمترین دستاورهای این نهاد انقلابی و نیز بررسی و واکاوی مسیر پیش روی جهادگران برای دستیابی به اهداف والای این نهاد انقلابی به گفتوگو با عباس ناصری، معاون هماهنگی و امور مجلس جهاددانشگاهی پرداخته که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
جهاددانشگاهی یکی از نهادهای کمنظیر برخاسته از بطن انقلاب اسلامی است که فلسفه شکلگیری آن بر یک نیاز اساسی استوار بود؛ اینکه دانشگاه باید از یک محیط صرفا آموزشی فاصله بگیرد و به نهادی اثرگذار در حل مسائل جامعه تبدیل شود. فرمان تاریخی حضرت امام خمینی(ره) در ۱۶ مرداد ۱۳۵۹ برای تشکیل جهاددانشگاهی در واقع پاسخی به این ضرورت بود که دانشگاه باید در مسیر تحول فرهنگی، علمی و اجتماعی کشور نقشآفرین باشد.
اگر بخواهیم مسیر طیشده جهاددانشگاهی را ارزیابی کنیم، باید توجه داشته باشیم که این نهاد در طول ۴۶ سال گذشته در شرایط مختلف کشور فعالیت کرده است؛ از دوران دفاع مقدس و بازسازی کشور تا دورههای توسعه علمی، فناوری و امروز که کشور با مسائل پیچیدهتری همچون اقتصاد دانشبنیان، تحریمها، تغییرات جمعیتی، هوش مصنوعی و رقابت علمی جهانی مواجه است. جهاددانشگاهی در این مسیر توانسته است دستاوردهای ارزشمندی به دست آورد و در حوزههایی که شاید در مقاطعی تصور وابستگی کشور به خارج وجود داشت، با تکیه بر دانش داخلی نقشآفرینی کند. فعالیتهای این نهاد در حوزههایی مانند فناوریهای نوین پزشکی، درمان ناباروری، پژوهشهای کاربردی، فناوریهای کشاورزی، علوم انسانی، فرهنگ، آموزشهای تخصصی و توسعه فناوریهای مورد نیاز کشور نشان میدهد که الگوی جهاددانشگاهی یعنی پیوند دانش با نیاز جامعه، یک الگوی موفق و قابل اتکاست.
البته ارزیابی عملکرد یک نهاد انقلابی مانند جهاددانشگاهی نباید صرفاً بر مبنای دستاوردهای گذشته باشد. مهم این است که ببینیم آیا این نهاد همچنان میتواند متناسب با مسائل روز کشور نقشآفرینی کند یا خیر. جهاددانشگاهی امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند شناخت دقیقتر مسائل کشور و حرکت از «ظرفیتمحوری» به سمت «مسئلهمحوری» است. به عبارت دیگر، جهاددانشگاهی باید همواره این سؤال را از خود بپرسد که مهمترین مسائل کشور چیست و سهم این نهاد در حل آنها چه میتواند باشد. این نگاه میتواند تضمینکننده استمرار نقش مؤثر جهاددانشگاهی در دهههای آینده باشد.
در این مسیر، نقش مسئولان و دستگاههای سیاستگذار کشور نیز بسیار تعیینکننده است. جهاددانشگاهی برای ایفای نقش مؤثرتر در حل مسائل ملی نیازمند آن است که ظرفیتهای این نهاد به رسمیت شناخته شود و موانع اداری، مقرراتی و فرآیندهای پیچیدهای که گاهی سرعت عمل و چابکی این نهاد را کاهش میدهد، برطرف شود. انتظار میرود دستگاههای اجرایی، مجلس شورای اسلامی و سایر نهادهای مرتبط با نگاه حمایتی و اعتمادمحور، زمینه استفاده بیشتر از توان علمی، فناورانه و تخصصی جهاددانشگاهی را فراهم کنند. تسهیل در واگذاری پروژههای ملی، اصلاح برخی رویههای اداری، ایجاد سازوکارهای متناسب با ماهیت یک نهاد دانشبنیان و مسئلهمحور و حمایت از تجاریسازی دستاوردهای علمی، میتواند به جهاددانشگاهی کمک کند تا با سرعت و اثربخشی بیشتری در مسیر حل مسائل کشور حرکت کند. حمایت از جهاددانشگاهی در واقع حمایت از یک نهاد اجرایی صرف نیست، بلکه سرمایهگذاری بر یک ظرفیت ملی برای پیشرفت علمی، فناورانه و فرهنگی کشور است.
یکی از نقاط قوت جهاددانشگاهی جامعیت اهداف و مأموریتهاست. گاهی تصور میشود که برای پیشرفت کشور صرفاً باید بر فناوری و اقتصاد تمرکز کرد، اما تجربه کشورهای موفق نشان میدهد توسعه پایدار زمانی اتفاق میافتد که علم، فرهنگ، فناوری و سرمایه انسانی در کنار یکدیگر دیده شوند. جهاددانشگاهی از ابتدا با چنین نگاهی شکل گرفت. این نهاد نه صرفاً یک مجموعه پژوهشی است، نه صرفاً یک مجموعه آموزشی و نه صرفاً یک نهاد فرهنگی؛ بلکه تلاش کرده است میان این حوزهها ارتباط برقرار کند. فناوری بدون فرهنگ استفاده صحیح از آن، آموزش بدون مهارت و پژوهش بدون توجه به نیازهای جامعه، نمیتواند به پیشرفت واقعی منجر شود.
امروز نیز یکی از ضرورتهای کشور تقویت همین نگاه ترکیبی است. برای حل مسائل ملی نیازمند فناوری هستیم، اما در کنار آن به فرهنگ کار، مسئولیتپذیری اجتماعی، امیدآفرینی، اعتماد عمومی و تربیت نیروی انسانی توانمند نیز نیاز داریم. جهاددانشگاهی به دلیل ماهیت خود میتواند این پیوند را ایجاد کند.
برای استمرار نقشآفرینی جهاددانشگاهی، باید چند سازوکار مهم تقویت شود. نخستین موضوع تقویت حکمرانی داخلی و انسجام سازمانی است. جهاددانشگاهی امروز مجموعهای گسترده از واحدها، پژوهشگاهها، پژوهشکدهها و سازمانهای تخصصی است. این گستردگی یک فرصت بزرگ محسوب میشود، اما زمانی به مزیت تبدیل خواهد شد که همه این ظرفیتها در مسیر اهداف مشترک حرکت کنند. در همین راستا، یکی از برنامههای مهم در دوره جدید، تدوین برنامههای شاخص برای واحدهای سازمانی و ایجاد نظام پایش و ارزیابی مستمر این برنامههاست. هدف از این اقدام، صرفاً کنترل عملکرد نیست، بلکه ایجاد یک نظام حمایتی برای کمک به واحدها، رفع موانع و استفاده از تجربههای موفق است.
موضوع دوم، توسعه مدیریت مبتنی بر شایستگی است. سازمانی که میخواهد در عرصه ملی اثرگذار باشد، باید مدیرانی داشته باشد که علاوه بر دانش تخصصی، از مهارتهای مدیریتی، نگاه راهبردی و توانایی کار در محیطهای پیچیده برخوردار باشند. در همین چارچوب، توسعه نظام جانشینپروری، شناسایی و پرورش نیروهای مستعد و توجه به تربیت مدیران آینده از اهمیت ویژهای برخوردار است.
موضوع سوم، تقویت ارتباط جهاددانشگاهی با مسائل واقعی کشور است. پژوهش و فناوری زمانی ارزشمند است که بتواند به حل یک مسئله واقعی منجر شود. بنابراین باید ارتباط میان جهاددانشگاهی، دستگاههای اجرایی، صنعت، جامعه و نهادهای سیاستگذار بیش از گذشته تقویت شود.
موضوع تولید دانش و تبدیل آن به اثرگذاری اجتماعی یکی از مسائل مهم نظام علمی کشور است. در کشور ظرفیت علمی قابل توجهی داریم، اما همواره این پرسش مطرح بوده که چگونه میتوان این دانش را به محصول، خدمت، سیاست عمومی یا حل مسئله تبدیل کرد. جهاددانشگاهی به دلیل ماهیت خود، تجربه ارزشمندی در این زمینه دارد. این نهاد از ابتدا مأموریت خود را بر کاربردی کردن دانش تعریف کرده است؛ اما برای آینده باید این مسیر با جدیت بیشتری دنبال شود.
یکی از الزامات، حرکت از پروژههای پراکنده به سمت پروژههای بزرگ و بر زمین مانده است. کشور امروز با مسائل بزرگی مانند آب، انرژی، امنیت غذایی، سلامت، محیط زیست، هوش مصنوعی و فناوریهای راهبردی مواجه است. جهاددانشگاهی باید بخش بیشتری از توان خود را به سمت این مسائل هدایت کند. همچنین لازم است سازوکارهای تجاریسازی فناوری، ارتباط با صنعت و حمایت از شرکتهای دانشبنیان تقویت شود. البته این موضوع نیازمند همراهی دستگاههای اجرایی و سیاستگذاران نیز هست. اگر قرار است اقتصاد دانشبنیان محقق شود، باید خرید فناوری داخلی، استفاده از ظرفیت مراکز علمی و اعتماد به توان داخلی به یک رویکرد جدی در نظام اجرایی کشور تبدیل شود.
سرمایه انسانی مهمترین دارایی هر سازمانی است و در جهاددانشگاهی این موضوع اهمیت دوچندان دارد؛ چراکه ماهیت این نهاد بر دانش، تخصص و انگیزه انسانی استوار است. برای آینده جهاددانشگاهی باید نگاه ویژهای به نسل جوان داشت. باید بتوانیم دانشجویان مستعد را از دوران تحصیل شناسایی کنیم، آنها را با فضای فعالیتهای پژوهشی، فناورانه، فرهنگی و مدیریتی آشنا کنیم و مسیر رشد آنها را در داخل کشور فراهم سازیم. تربیت مدیران آینده نباید به سالهای پایانی خدمت افراد محدود شود، بلکه باید یک فرآیند مستمر باشد. در کنار جذب نیروهای جدید، حفظ سرمایه انسانی موجود نیز اهمیت دارد. ایجاد فضای مشارکت، شنیدن دیدگاه اعضا، تقویت ارتباط مدیران با بدنه سازمان و افزایش احساس تعلق سازمانی، از الزامات حفظ انگیزه کارکنان است.
جهاددانشگاهی برای ایفای نقش ملی خود نیازمند تعامل مؤثر با همه ارکان نظام است. مجلس شورای اسلامی بهعنوان نهاد قانونگذار و سیاستگذار، نقش مهمی در ایجاد بسترهای لازم برای توسعه علم و فناوری دارد. تعامل جهاددانشگاهی با مجلس باید فراتر از موضوعات بودجهای باشد. ظرفیتهای علمی و کارشناسی این نهاد میتواند در اختیار فرآیندهای تصمیمسازی کشور قرار گیرد. همچنین نمایندگان مجلس باید بیش از گذشته با توانمندیهای جهاددانشگاهی آشنا شوند تا در واگذاری مأموریتهای ملی و حل مسائل کشور از این ظرفیت استفاده شود. از سوی دیگر، دستگاههای اجرایی نیز باید نگاه خود را نسبت به نهادهای علمی تغییر دهند. جهاددانشگاهی نباید صرفاً بهعنوان یک مجموعه دریافتکننده بودجه دیده شود، بلکه باید بهعنوان شریک علمی و فناورانه کشور در حل مسائل مورد توجه قرار گیرد.
جهاددانشگاهی یک تجربه موفق از اعتماد به جوانان، علم، خودباوری و روحیه جهادی است. مهمترین سرمایه این نهاد، انسانهایی هستند که طی چهار دهه گذشته با انگیزه و اخلاص برای اعتلای کشور تلاش کردهاند. امروز نیز مسیر آینده جهاددانشگاهی از مسیر حفظ همین روحیه میگذرد؛ روحیهای که در آن علم با عمل، تخصص با تعهد و نوآوری با مسئولیت اجتماعی پیوند میخورد. اگر بتوانیم انسجام سازمانی را تقویت کنیم، به سرمایه انسانی توجه بیشتری داشته باشیم، مسائل واقعی کشور را محور فعالیتها قرار دهیم و ارتباط مؤثرتری با جامعه و نظام تصمیمگیری برقرار کنیم، جهاددانشگاهی میتواند در دهههای آینده نیز همانند گذشته یکی از پیشرانهای پیشرفت علمی و فناورانه کشور باشد. جهاددانشگاهی متعلق به گذشته نیست؛ نهادی برای آینده ایران است و باید با نگاه آیندهنگر، ظرفیتهای خود را برای پاسخ به نیازهای نسلهای آینده به کار گیرد.
انتهای پیام