کد خبر: 4368023
تاریخ انتشار : ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۱
یادداشت

زیارت امام حسین(ع)؛ اعظم تقربات الی الله

روایاتی که با تواتر از زبان معصومین(ع) نقل شده‌اند، این حقیقت انکارناپذیر را آشکار می‌کنند که زیارت سیدالشهدا(ع) یکی از بزرگترین راه‌های تقرب به خداوند است.

حرم امام حسین(ع)مرور روايات پيامبر(ص) و اهل‌ بیت(ع) نشان می‌دهد كه در فرهنگ شيعی، زيارت امام حسين(ع)، گريه و سوگواری بر مصائب آن حضرت و بزرگداشت ايام شهادت ایشان و ياران مظلومش، جايگاهی بس رفيع دارد. تعابير بسیار و پاداش‌های بی‌نظيری كه در اين باب وارد شده، گواه تأكيد پيشوايان بر زنده نگه داشتن ياد كربلاست. امام صادق(ع) می‌فرمايند: «مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الْخَیرَ قذَفَ فی قلْبِهِ حُبَّ الْحسین(ع) وَ حبَّ زِیارَتِهِ وَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ السوءَ قذَفَ فِی قَلْبِهِ بُغْضَ الْحُسَینِ وَ بُغْضَ زِیارَتِهِ؛ هر کس که خدا خیرخواه او باشد، محبت حسین(ع) و شوق زیارتش را در دل او می‌اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد، کینه و بغض زیارت حسین(ع) را در دل او می‌نهد.

امام رضا(ع) نیز می‌فرمايند: «مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) بِشَطِّ الْفُرَاتِ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عرْشِهِ؛ هر کس اباعبدالله علیه‌السلام را کنار شط فرات زیارت کند، مانند کسی است که خداوند را در بالای عرش زیارت کرده است.» محمد بن مسلم از امام باقر(ع) روايت كرده كه حضرت فرمودند: «لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا فی زِیارَةِ الْحسین(ع) مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقاً وَ تَقَطَّعَتْ أَنْفُسُهُمْ علَیْهِ حسَرَاتٍ قلْتُ وَ ما فیهِ قالَ مَنْ زَارَهُ شَوْقاً إِلَیْهِ کتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ شَهِیدٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ صَائِمٍ وَ ثَوَابَ أَلْفِ صَدَقَةٍ مَقْبُولَةٍ وَ ثوَابَ أَلْفِ نَسَمَةٍ أُرِیدَ بِهَا وَجْهُ اللَّهِ؛ اگر مردم می‌دانستند که در زیارت قبر حسین بن علی عليه‌السلام چه اجر و ثوابی است، حتماً از شوق و ذوق قالب تهی می‌کردند و به خاطر حسرت‌ها، نفس‌هایشان به شماره می‌افتاد و قطع می‌شد.»

راوی می‌گوید: «گفتم: در زیارت آن‌ حضرت چه اجر و ثوابی است؟! حضرت فرمودند: کسی که از سر شوق و ذوق به زیارت آن‌ حضرت برود، خداوند متعال هزار حج و هزار عمره قبول‌شده برایش می‌نویسد، اجر و ثواب هزار شهید از شهدای بدر، اجر هزار روزه‌دار، ثواب هزار صدقه قبول‌شده و ثواب آزاد‌کردن هزار بنده که در راه خدا آزاد شده باشند، برایش منظور می‌شود.»

اين روايات كه در فضيلت زيارت از دور و نزدیک امام حسین(ع) به تواتر نقل شده، جای هيچ شكی باقی نمی‌گذارد كه زيارت آن امام همام از اعظم تقربات الی الله است. امامان معصوم(ع) همواره با گفتار و رفتار خود بر اين مهم تأكيد می‌كردند تا ياد و خاطره سيدالشهدا(ع) و يارانش همواره زنده و پويا بماند و گذر زمان و سايه سنگين دشمنی بر آن نيفتد.

اربعين در منابع دينی و فرهنگی

واژه اربعين (چهل) در ادب اسلامی و فارسی جايگاهی برجسته دارد. در قرآن كريم نیز اين عدد از ويژگی خاصی برخوردار است؛ آنجا كه خداوند با حضرت موسی(ع) برای دريافت الواح تورات، ابتدا ۳۰ شب وعده می‌نهد و با افزودن ۱۰ شب ديگر، آن را به ۴۰ شب كامل می‌كند.

همچنین در آيه‌ای ديگر، ۴۰ سالگی مقطع كمال عقلی و رشد معنوی انسان معرفی شده است: «وَوَصَّینَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَیهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کرْهًا وَوَضَعَتْهُ کرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثلَاثُونَ شهْرًا حَتَّی إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً...؛ ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است؛ تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ شود... .» (سوره احقاف، آیه ۱۵)

در روايات نيز عدد ۴۰ منزلت ويژه‌ای دارد. امام صادق(ع) می‌فرمايند: «مَن حَفِظَ عَنّا أرْبَعینَ حَدیثا مِن أحادیثِنا فی الحلالِ و الحرامِ، بَعثَهُ اللّه یومَ القِیامَةِ فَقیها عالِما و لَم یعَذِّبْهُ؛ از امت من، هر كس چهل حديث حفظ داشته باشد، خداوند او را در روز رستاخيز فقيه و عالم برانگيزد» و نيز می‌فرمايند: «مَنْ أَکلَ اَلْحَلاَلَ أَرْبَعِینَ یوْماً نَوَّرَ اَللَّهُ قَلْبَهُ؛ هر كس چهل روز حلال بخورد، خداوند قلبش را نورانى فرمايد.»

افزون بر اين، روايات متعددی حاكی از آن است كه پيامبر(ص) در ۴۰ سالگی به رسالت مبعوث شدند؛ توبه حضرت آدم پس از ۴۰ روز پذيرفته شد؛ نماز شراب‌خوار تا چهل روز مقبول نيست و ۴۰ روز گوشت نخوردن بدخلقی می‌آورد. در فرهنگ فارسی نيز تركيباتی چون چهل دختر، چهل چراغ، چهل قلندر و... نشان از اهميت اين عدد دارد؛ چنانكه حافظ سروده است: «چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت/تدبیر ما به دست شراب دوساله بود.»

اربعین؛ مبدأ حرکت فرهنگی اهل‌ بیت(ع)

هرچند اربعین در ظاهر نقطه پایانی بر دوران اسارت و تکمیل‌کننده رسالت حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) در رسواسازی یزیدیان و ابلاغ پیام خون سرخ حسین(ع) به کوفیان و شامیان گمراه است، اما در عین حال سرآغاز جنبشی پویا و پایان‌ناپذیر در ترویج فرهنگ حسینی محسوب می‌شود. از آن روز تا همیشه تاریخ، همت امامان، خاندان رسالت، شیعیان و دوستانشان بر زنده‌ نگه داشتن یاد امام حسین(ع) و مبارزه‌ای فرهنگی با نظام اموی و همه طاغوت‌های تاریخ معطوف شده است.

پیام اربعین، پیروزی حق بر باطل و خون بر شمشیر و تولد نبردی نوین در عرصه فرهنگ با ستمگران روزگار است. خون‌های پاک شهیدان کربلا، سرمایه پایان‌ناپذیر این پیکار تا قیام قیامت شده است. زیارت اربعین و پاسداشت این روز در میان شیعیان، از برجسته‌ترین عوامل تحکیم هویت شیعی به‌شمار می‌رود. از اربعین است که هویت شیعه قالبی تازه می‌یابد و با مدد از نیروی عاشورا، در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و نظامی ظهور می‌کند.

اربعین می‌آموزد که باطل اگرچه مانند کفی بر آب ممکن است زمانی افکار عمومی را مسخر خود سازد و حق‌طلبان را به قتل، اسارت و بلا دچار کند، اما سرانجام نیک و پیروزی از آن حق و حق‌طلبان خواهد بود. دستگاه یزید که با تمام توان در پی نابودی قیام حسین(ع) برآمده بود، سرانجام به شکست اعتراف کرد و اهل‌ بیت(ع) را با احترام به مدینه بازگرداند.

شیعه با بزرگداشت اربعین، پیروزی امام و یارانش را فریاد می‌زند؛ اگرچه در عاشورا بر شهادت آنان گریه می‌کند، اما در اربعین، ثمره جانفشانی آنان را به تماشا می‌نشیند. اربعین، شایسته تکریم است، چه آنکه بارورکننده عاشوراست و آنچه امام حسین(ع) در آن روز آغاز کرد، در اربعین به بار می‌نشیند.

پیاده‌روی اربعین؛ نماد شور و شعور شیعی

اگرچه به‌درستی نمی‌دانیم که رسم پیاده‌روی اربعین از کی و به دست چه کسی بنیان نهاده شد، اما به‌یقین این مراسم، باشکوه‌ترین و تأثیرگذارترین جلوه تکریم اربعین و تعظیم شعائر الهی است. در روایات، هرچند تصریحی بر پیاده‌روی در اربعین نیامده، اما پیاده‌رفتن برای زیارت امام حسین(ع) مورد بزرگداشت قرار گرفته و ثوابی عظیم برای آن وعده داده شده است. هرگونه رنجی که زائر در راه زیارت بر خود هموار کند، او را مستوجب پاداش الهی می‌کند.

از امام صادق(ع) روایت شده که حضرت به یکی از یاران خود فرمودند: «ای علی، به زیارت امام حسین(ع) برو و از این کار فروگذار نکن.» او پرسید: «ثواب زیارت‌کننده امام چیست؟» حضرت فرمودند: «مَنْ أَتَی الْحُسَینَ(ع) مَاشِیاً کتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکلِّ خُطْوَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ فَإِذَا أَتَیتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیک وَ امْشِ حَافِیاً وَ امْشِ مَشْی الْعَبْدِ الذَّلِیلِ فَإِذَا أَتَیتَ بَابَ الْحَیرِ فَکبِّرِ اللَّهَ أَرْبَعاً؛‌ هر کسی پیاده به زیارت قبر حسین(ع) برود، خداوند برای هر قدمی هزار حسنه می‌نویسد و هزار گناه از او پاک می‌کند و رتبه‌اش هزار درجه بالا می‌رود. پس هرگاه به فرات رسیدی، غسل کن و کفش‌هایت را درآور و پابرهنه راه برو؛ مانند عبد ذلیل راه برو؛ پس وقتی به درب حرم رسیدی، چهار بار تکبیر بگو و کمی راه برو و دوباره چهار بار تکبیر بگو.»

ابن‌مشکان نیز از حضرت روایت کرده که فرمودند: «مَنْ زَارَ الْحسین(ع) مِنْ شِیعَتِنَا لَمْ یرْجِعْ حَتَّی یغْفَرَ لَه کلُّ ذَنبٍ وَ یکتَبَ لَهُ بِکلِّ خُطْوَةٍ خَطَاهَا وَ کلِّ یدٍ رَفَعَتْهَا دَابَّتُهُ أَلْف حَسَنَةٍ وَ مُحِی عَنْهُ أَلْفُ سَیئَةٍ وَ یرْفَعُ لَهُ أَلْفُ دَرَجَةٍ؛ هر که از شیعیان ما حسین(ع) را زیارت کند، بازنمی‌گردد، مگر اینکه همه گناهانش بخشیده می‌شود و به‌ازای هر قدمی که برمی‌دارد و هر دستی که به سوی آسمان از هرکسی بالا می‌رود، برایش هزار حسنه نوشته می‌شود و هزار گناهش پاک می‌شود و هزار درجه بالا می‌رود.»

رسم پیاده‌روی از نجف تا کربلا، سنتی کهن در میان عراقیان و مجاوران حرم علوی است، اما اکنون پیاده‌روی اربعین حال و هوایی ویژه دارد. سال‌هاست که شیعیان و دوستان اهل‌ بیت(ع) از سراسر جهان، به‌ویژه ایران اسلامی، همراه شیعیان عراق در این آیین عظیم شرکت می‌کنند و هر سال بر شکوه آن افزوده می‌شود.

طولانی‌بودن مسیر، مشقت فراوان و هزینه‌های سنگین امنیتی و رفاهی، برخی ساده‌اندیشان را به خرده‌گیری واداشته است. می‌گویند: چرا این رسم را به حماسه‌ای شیعی تبدیل کرده‌اید که به وحدت اسلامی آسیب می‌زند؟ و چرا رنج بدنی را که در شریعت مطلوب نیست، بر خود هموار می‌کنید؟ غافل از آنکه نخست، پیاده‌روی اربعین منحصر به شیعیان نیست و بسیاری از اهل سنت و دیگر ادیان در آن حضور می‌یابند و این مراسم نمایش اقتدار شیعه در برابر دیگر فرق اسلامی نیست، بلکه نمایش اقتدار جبهه حق در برابر ظلم جهانی است. دوم، در اسلام، جواز تحمیل مشقت بر بدن به هدف آن بستگی دارد؛ اگر هدف، متعالی و معنوی و برای فرد و جامعه حیاتی باشد، نه‌تنها روا که گاهی واجب است. جهاد در راه خدا که سهمگین‌ترین رنج‌ها را در پی دارد، نمونه آشکار این قاعده است.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهه سادات بدیع زادگان
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha