
به گزارش ایکنا از خراسان رضوی،
محمدعلی انصاری، مفسر
قرآن کریم و صاحب
تفسیر مشکاة در سلسله نشستهای مجازی تفسیر
سوره نجم، با اشاره به هجمه قرآن به باورهای مشرکان درباره بتهای لات، عُزّی و منات اظهار کرد: یکی از شاخههای انحراف فکری در جامعه جاهلی عرب این بود که فرشتگان را دختران خدا میپنداشتند و گمان میکردند از این طریق میتوانند به تقرب الهی و شفاعت دست یابند که قرآن در آیه ۲۷ سوره نجم این باور غلط را به شدت نقد کرده و میفرماید: «
إِنَّ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَیُسَمُّونَ الْمَلَائِکَةَ تَسْمِیَةَ الْأُنْثَیٰ»؛ کسانی که به جهان آخرت ایمان ندارند، فرشتگان را دختر مینامند.
وی افزود: از منظر عقلی، ذات احدیت منزه از هرگونه سنخیت با مخلوقات است و موضوع فرزند داشتن برای پروردگار کاملاً منتفی است. مشرکان براساس این تصور غلط، حتی بتهای خود از جمله عُزّی را بهصورت مجسمه زن طراحی میکردند تا با فرشتگان ارتباط برقرار کنند. قرآن تأکید میکند که آنها هیچ علم و آگاهی نسبت به حقیقت و ماهیت فرشتگان ندارند، زیرا شناخت جهان پیچیده غیب و فرشتگان، صرفاً از مسیر وحی امکانپذیر است؛ «وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ ۖ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ».
حقیقت ملائکه در آینه خطبه «اشباح» نهجالبلاغه
انصاری با تأکید بر اینکه توصیف فرشتگان فراتر از عقل محدود بشر است، به خطبههای نهجالبلاغه اشاره کرد و گفت: یکی از برجستهترین بخشهای نهجالبلاغه که به شناخت ملائکه اختصاص دارد، خطبه ۹۱ معروف به خطبه اشباح است. این خطبه یکی از پیچیدهترین و عمیقترین خطبههای امیرالمؤمنین(ع) است که در آن حدود ۴۰۰ واژه ویژه و بیسابقه به کار برده و ۲۴ ویژگی شگفتانگیز برای فرشتگان برمیشمارند.
وی افزود: امام علی(ع) در توصیف فرشتگان میفرمایند که تمام وجود آنها را عبودیت فراگرفته، حقایق ایمان آنها را به حقیقت خداوند پیوند داده و شهد حلاوت معرفت الهی را چشیدهاند، حال چگونه است که جاهلیت آن روز که ابتداییترین مسائل را نمیفهمید، برای این موجودات ملکوتی تعیین جنسیت میکرد؟
صاحب تفسیر مشکاة با استناد به آیه «وَإِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا» تصریح کرد: گمان و وهم هرگز نمیتواند انسان را به حقیقت برساند و این یک قانون کلی و جاودانه قرآنی است که به ما میآموزد در هیچ حوزهای از عقاید، رفتارهای اجتماعی و روابط خانوادگی نباید به ظنون و شایعات تکیه کنیم.
وی اظهار کرد: اسلام بر چهار پایه اصلی علم، عقل، فطرت و اعتدال استوار است؛ بنابراین دین نهادی علمپایه بوده و باورهای دینی باید از سرچشمه آگاهی سیراب شوند، نه از وهم و خرافه. در آیه «فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَیٰ طَعَامِهِ»، نیز بر این نکته تاکید شده است و لازم است انسان علاوه بر غذای جسم، به منبع علم و باور خود توجه داشته باشد.
این پژوهشگر دینی، باور به قیامت را مبنای معنویت خواند و گفت: بیش از یکششم آیات قرآن مستقیماً به موضوع معاد، قیامت و جزئیات آن اختصاص دارد و بیشترین سوگندهای پروردگار در قرآن پیرامون این حقیقت است؛ بنابراین اعتقاد به جهان آخرت، ضمانت اجرای تمام قوانین و شریعت الهی است.
انصاری گفت: اگر باور به آخرت وجود نداشته باشد، توحید عملی نیز جایگاه خود را از دست داده و انگیزهای برای موحدانه زیستن و تحمل سختیها در مسیر ایمان باقی نمیماند، قرآن نیز در توصیف اهل تقوا بر روی یقین به آخرت، وَبِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ، تأکید کرده است، زیرا یقین بازدارندهای جدی در برابر گناهان است.
این مفسر قرآن با تشریح آیه «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّیٰ عَنْ ذِکْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلَّا الْحَیَاةَ الدُّنْیَا» گفت: در این آیه به حضرت محمد(ص) دستور داده میشود که از دنیاپرستانی که از یاد خدا رویگردان شدهاند، اعراض کند؛ بنابراین اگرچه ایشان بهعنوان «طبیبٌ دوّارٌ بطبّه» بهدنبال هدایت انسانها بودهاند، اما عقل و منطق مصلحانه حکم میکند که وقتی مخاطب به مرحله لجاجت و ستیزه میرسد، هدر دادن انرژی برای هدایت او امری بیفایده است.
وی ادامه داد: انسان موجودی ممکنالوجود و فقیر است و کرامت انسان از اتصال او به منبع لایزال الهی سرچشمه میگیرد «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ»؛ بنابراین اگر کسی رشته این اتصال را قطع و از ذکر الهی روی گردان شود دیگر کرامتی نداشته، ارزش سرمایهگذاری تربیتی را از دست داده و طبق بیان قرآن، به ورطه «ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ» سقوط میکند.
دنیا؛ مسیر حرکت یا هدف نهایی
این مفسر قرآن با تبیین دو نگاه متفاوت به دنیا اظهار کرد: ریشه تمام انحطاطها و سقوطهای عملی و فکری بشریت در طول تاریخ، هدف قرار دادن دنیا بوده است. قرآن دو دیدگاه را مقابل ما میگذارد؛ یک نگاه دنیا را هدف، مقصد و معبود میداند که نتیجه آن خسران است و دیدگاه دیگر دنیا را وسیله و معبری برای عبور به آخرت معرفی میکند: «الدُّنْیا مَمَرٌّ وَ الْآخِرَةُ مَقَرٌّ».
وی افزود: تأکید اسلام بر رها کردن دنیا و عدم تلاش برای توسعه و عمران نیست، بلکه قرآن میگوید: «وَابْتَغِ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ» و این بهمعنای مطالبه جدی و برنامهریزی سختکوشانه برای رونق اقتصادی است، حضرت یوسف(ع) نیز پس از خروج از زندان، برای اداره بهینه جامعه، مسئولیت امور اقتصادی و خزائن را بر عهده گرفت؛ بنابراین، عمران دنیا و تلاش اقتصادی اگر در مسیر تأمین سعادت ابدی باشد مایه ارزش است، اما اگر دنیا هدف نهایی شود، ریشه تمام جنایتها، کشورگشاییها، حقکشیها و فجایع بشری در طول تاریخ خواهد بود.
انصاری در پایان گفت: سقف فهم و دانش کسانی که آخرت را انکار میکنند، به تعبیر قرآن «ذَٰلِکَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ» است؛ یعنی نهایت درک آنها از حیات، همین چند صباح زندگی مادی است، اما پروردگار به مسیر همه آگاه است و در نهایت براساس عدالت محض، بدکاران را مجازات کرده و نیکوکاران را با فضل و احسان خود به پاداشی نیکوتر جزا خواهد داد.
انتهای پیام