عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی با تأکید بر نگاه واقعبینانه به زندگی قبیلهای مردم عصر نزول قرآن گفت: واژگان کلیدی قرآن باید در بافت قبیلهای فهمیده شوند و شخصیتهای قرآنی را نباید جدا از گروههایشان تحلیل کرد.
به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، مهران اسماعیلی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در نشست برخط «هویت قبیلهای و بستر تاریخی؛ بازخوانی جایگاه قبایل در گزارشهای اسباب نزول» که سهشنبه، ۲۷ مردادماه، به همت هسته پژوهشی تاریخگذاری قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان برگزار شد، ابتدا درآمدی بر نقد تاریخنگاری شخصیتمحور ارائه داد و اظهار کرد: نخستین پرسش در مواجهه با آیات قرآن، درباره مخاطب و شأن نزول آنهاست. ما غالباً با نگاهی تاریخی به اشخاص مینگریم؛ گویی علی بن ابیطالب(ع)، زبیر بن عوام، ابوذر و... را صرفاً شهروندانی تصور میکنیم که کد ملی دارند و هیچ هویت فراتری ندارند.
وی افزود: این تفکر، ما را از فضای قبیلهای کاملاً دور میکند، در حالیکه زیست قبیلهای هنوز هم در بعضی از مناطق پابرجاست. برای نمونه، اگر به نورآباد ممسنی سفر کنید، آنجا طایفهای بزرگ حضور دارد که بهصورت قبیلهای رأی میدهند و اگر کاندیدایی بتواند نظر آنان را جلب کند، کل مردم آن منطقه به او رأی میدهند؛ یا اگر کسی در آنجا کشته شود، انتقام را از قاتل نمیگیرند، بلکه از قبیله قاتل میستانند. در عراق تأمین هزینه دیه برای فردی که مرتکب قتل شده، برعهده قبیله است و با زندگی صرف فردی مواجه نیستیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی به رواج ذهنیتی اشتباه اشاره کرد و گفت: ما از قبیله تصویری منفی ساخته و آن را با تعصب همراه دانستهایم؛ در حالیکه رسوم قبایل مثل خونخواهی، سازوکارهایی است که قبایل در طول تاریخ به آن رسیدهاند و به نوعی رمز بقای آنهاست.
وی تصریح کرد: ما به ذهن کودکان خود القا کردهایم که پیامبر اکرم(ص) مبعوث شدند تا از نظام قبیلهای عبور کنند و به نظام شهری برسند؛ در حالیکه پیمان مدینه یا عقد اخوت و... به معنای نفی روابط قبیلهای نیست؛ بلکه به این معنی است که مسلمانان علاوه بر برخورداری از منافع نظام قبیلهای، حمایتهای دیگری نیز دریافت میکنند.
اسماعیلی ادامه داد: برخی پیمان مدینه را قانون اساسی یا مفاهیم مدرن میدانند، در حالیکه پیامبر(ص) حتی در نبرد تبوک، سپاه را براساس قبایل چینش کردند. نظام قبیلهای، نظامی بوده و هست که تا امروز در مناطقی مثل شبهجزیره، دشت مغان، زاگرس و عراق جریان دارد. بنابراین، تصویرهای منفی که نظامهای آموزشی در اذهان رسوب دادهاند، قابل پذیرش نیست. پیامبر(ص) هرگز نخواستند نظام قبیلهای را حذف کنند؛ بلکه میخواستند عدالت رعایت شود.
وی تأکید کرد: باید ذهن خود را بیطرف کنیم و به قبایل نگاهی واقعبینانه داشته باشیم؛ نه آن نگاهی که سیرهنویسان تولید کردهاند و در آن شخصیتها همچون بازیگران فیلمنامهها ظاهر میشوند. بهطور نمونه، برای درک بهتر نحوه مواجهه مردم عصر نزول با پیامبر(ص) باید به زندگی قبیلهای آنها نگاه ویژه داشت.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: در طایفه قریش، قصی بن کلاب، جد چهارم پیامبر(ص) و بزرگ خاندان، هنگام مرگ تمام پستهای مهم، شامل اداره معبد، دارالندوه، تأمین آب حجاج و فرماندهی را به عبدالدار، یکی از فرزندان خود داد و عبدمناف، فرزند دیگر را بینصیب گذاشت. این نخستین شکاف، زمینهساز رقابت هاشم، فرزند عبدمناف و عبدالدار شد و بر همراهی یا مخالفت طایفه با پیامبر مکرم(ص) تأثیر گذاشت. بنابراین، نمیتوان شخصیتهای قرآنی را جدا از گروههایشان تحلیل کرد؛ چرا که هیچ گروهی خنثی نیست.
وی بیان کرد: در سالهای نخست، پیامبر(ص) براساس سنت رایج، سراغ رهبران قبایل میرفتند؛ چنانکه با ایمانآوردن سعد بن معاذ، رئیس قبیله، کل طایفه بنیعبدالأشهر یکپارچه مسلمان شدند. یهودیان مدینه، مانند بنیقینقاع نیز براساس نظام قبیلهای زیست میکردند.
اسماعیلی به تبیین روششناسی پژوهش در قبایل عصر نزول پرداخت و اظهار کرد: برای پرهیز از تطبیقهای نادرست و دخالت سلیقهای راویان در شأن نزول، باید روشی دقیق در پیش گرفت و ضروری است تا پژوهشگران این هفت مرحله را طی کنند: استخراج شجره نسب قبیله از کتب انساب، جمعآوری اطلاعات افراد منسوب به آن از منابع کهن، بازسازی درخت نسب با چینش مجدد دادههای پراکنده، استخراج جغرافیا با کمک منابعی چون «معجم قبائل العرب» و نرمافزارهای جغرافیایی، بررسی تاریخ پیش از اسلام (مانند «تاریخ الکامل» ابناثیر) برای یافتن نبردهای آن قبیله، بررسی چگونگی مواجهه با اسلام (آیا با دشمنی آغاز کردند یا دوستی؟) و تبارشناسی و صحتسنجی آیات مرتبط در بافت تاریخی، جغرافیایی و نظام اجتماعی.
وی با بیان اینکه بعضی از این مراحل در «دایرةالمعارف قرآن کریم» (پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم) طی شده است، تصریح کرد: واژگان کلیدی قرآن باید در بافت قبیلهای فهمیده شوند. برای نمونه، واژه «شَعْب» به اتحادیهای از قبایل اطلاق میشده، نه ملت به معنای مدرن. در سیره ابنهشام، قبیله برای واحدهای کوچکی همچون بنیاسد و بنیتمیم بهکار رفته است. قرآن از دو کلیدواژه «قوم» (به معنای قبیله) و «ناس» (به معنای عام) استفاده کرده و بسامد «قوم» بیشتر است. با این توصیفات در آیه ۱۳ سوره مبارکه حجرات، تفاخر قبیلهای نفی و برتری به تقوا مشروط شده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی در پایان به آسیبشناسی تعمیم احکام نیز اشاره کرد و گفت: در تعمیم احکام قرآنی به شرایط جدید، باید بسیار محتاط بود. آیات ناظر به پیمانها، مانند آیه ۹۰ سوره مبارکه نساء که واژه «میثاق» در آن به رخداد بین بنیضمره و بنیمدلج اشاره دارد، نباید بیدرنگ به وضعیتهای امروزی تسری داده شود. ما چارهای جز پالایش تکتک آجرهای تاریخی نداریم؛ این طرحی زمانبر و نیازمند حمایت مالی و تمرکز است. امید است این گفتار، گام کوچکی در مسیر شناخت واقعیت پیچیده تحولات تاریخی عصر نزول برداشته باشد.
انتهای پیام