حسین عمادممتاز با ۳۲ سال سابقه طبابت، پزشکی را حرفهای فراتر از یک شغل دانست و گفت: عشق به این حرفه، مسئولیتپذیری و قرار دادن سلامت بیمار در اولویت، از مهمترین ویژگیهای یک پزشک است، چراکه پزشک متعهد حتی در خارج از ساعات کاری نیز خود را در برابر بیماران مسئول میداند و خدمت به مردم را بر منافع مادی ترجیح میدهد.
روز پزشک فرصتی برای پاسداشت جایگاه پزشکانی است که مسئولیت حفظ و ارتقای سلامت انسانها را بر عهده دارند؛ حرفهای که علاوه بر دانش و مهارت تخصصی، نیازمند عشق، تعهد و احساس مسئولیت در برابر جان و سلامت بیماران است. پزشکی که سالها از عمر خود را صرف درمان و خدمت به مردم کرده، بیش از آنکه این حرفه را یک شغل بداند، آن را مسئولیتی انسانی و اجتماعی میداند؛ مسئولیتی که گاه حتی پس از پایان ساعات کاری و در نیمههای شب نیز ادامه دارد.
بهمناسبت گرامیداشت روز پزشک، خبرنگار ایکنا از همدان ضمن دیدار با حسین عمادممتاز از پزشکان و اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان که ۳۲ سال سابقه طبابت و ۲۰ سال سابقه فعالیت بهعنوان فوقتخصص بیماری کلیه کودکان که از معدود فوق تخصصان ایران است، درباره جایگاه حرفه پزشکی، ضرورت تعهد پزشکان، چالش مهاجرت کادر درمان و همچنین اهمیت توجه والدین به سلامت و بیماریهای کلیوی کودکان گفتوگو کرده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
متولد سال ۱۳۴۰ در تهران هستم و دو فرزند پسر دارم. پزشکی عمومی را در دانشگاه شیراز گذراندم و دوره تخصص را در دانشگاه بوعلیسینا به پایان رساندم و پس از آن در دانشگاه علوم پزشکی همدان استخدام شدم. فوقتخصص خود را نیز از دانشگاه کرمانشاه اخذ کردم. ۳۲ سال است که طبابت میکنم و ۲۰ سال است که بهعنوان فوقتخصص و عضو هیئت علمی دانشگاه فعالیت دارم.
پزشکی رشتهای است که عشق و علاقه میخواهد و شغلی همراه با مسئولیت سنگین است. اگر کسی با انگیزههای صرفاً مادی وارد این حرفه شود، ممکن است بعد از مدتی احساس کند انتخاب درستی نداشته است. البته درس خواندن و مطالعه فراوان از الزامات این حرفه است، اما در کنار دانش، تعهد اهمیت بسیار زیادی دارد. یک پزشک باید همیشه سلامت بیمار را در اولویت قرار دهد و هدفش صرفاً کسب درآمد نباشد. حتی اگر رسیدگی و پیگیری یک بیمار دستاورد مادی چندانی برایش نداشته باشد، باز هم باید مسئولیت خود را نسبت به او انجام دهد.
بعد از ۳۲ سال طبابت، هنوز هم گاهی اوقات در نیمههای شب با من تماس گرفته میشود، زیرا بیماری مشکلی پیدا کرده است. در چنین شرایطی نمیتوانم بگویم مسئولیتی ندارم؛ باید پاسخگو باشم. این مسئله پزشکی را از بسیاری از مشاغل دیگر متمایز میکند. در برخی مشاغل، فرد ساعات کاری خود را انجام میدهد و بعد در اختیار خود و خانوادهاش است، اما در پزشکی اینگونه نیست و پزشک تا پایان مسیر درگیر مسئولیت بیماران است. به تعبیری، پزشکی شغلی است که بازنشستگی ندارد.
نخستین مسئله این است که فرد واقعاً عاشق این رشته باشد و به پزشکی علاقه داشته باشد. اگر علاقه وجود نداشته باشد، ادامه این مسیر بسیار دشوار خواهد شد. مسئولیتپذیری نیز ویژگی بسیار مهمی است که یک پزشک باید داشته باشد.
از سوی دیگر، پزشک مجبور است مرتب دانش پزشکی خود را بهروز نگه دارد و این مسئله مستلزم مطالعه مستمر است. نمیتوان گفت من ۱۰، ۱۵ یا ۲۰ سال پیش درس خواندهام و همان اطلاعات برای طبابت کافی است. علم پزشکی دائماً در حال تغییر و پیشرفت است و پزشکی که مطالعه و دانش خود را بهروز نکند، نمیتواند طبابت مناسبی داشته باشد.
گاهی این تصور وجود دارد که با افزایش تعداد پزشکان، پزشکی عمومی، بهویژه برای فردی که تازه میخواهد وارد این رشته شود، بازار کار مناسبی ندارد. به نظر من این تصور اشتباه است. مردم خیلی خوب پزشکان را از نظر توان علمی، نحوه کار و میزان دلسوزی تشخیص میدهند. اگر فرد واقعاً پزشک خوب و متبحری باشد، همیشه برای او جای کار وجود دارد.
اینکه تصور کنیم همه پزشکان باید حتماً تخصص یا فوقتخصص بگیرند نیز درست نیست. اساس نظام درمان و عدالت در ارائه خدمات پزشکی چنین چیزی نیست. در همه جای دنیا پزشک عمومی به تعداد کافی، متخصص و فوقتخصص نیز به تعداد مورد نیاز وجود دارند و این مجموعه در کنار یکدیگر زنجیره ارائه خدمات درمانی را تشکیل میدهند. در نهایت، موفقیت پزشک بیش از هر چیز به میزان عشق، علاقه، دانش و تعهد او به این حرفه بستگی دارد؛ چه پزشک عمومی باشد و چه متخصص و فوقتخصص.
بله، با توجه به محدود بودن فوقتخصص کلیه کودکان در دنیا، پیشنهادهایی برای مهاجرت و فعالیت در خارج از کشور داشتهام. مدتی در انگلیس بودم و آنجا به من پیشنهاد شد که بمانم و فعالیت کنم، چراکه در این رشته نیاز داشتند. حتی از نظر درآمد نیز شرایط کاملاً متفاوت بود و پیشنهاد درآمد ماهانه حدود ۱۲ هزار پوند به من داده شد.
آنها بسیار اصرار داشتند که به ایران بازنگردم و حتی برای من ویزای کار صادر کردند، اما احساس میکردم تعهدی نسبت به کشور خودم دارم و به همین دلیل تصمیم گرفتم در ایران بمانم. در چند مورد نیز از سوی دو کشور دیگر پیشنهادهایی برای مهاجرت و ادامه فعالیت داشتم، اما در نهایت انتخابم ماندن و خدمت در کشور خودم بود.
من همیشه اینطور فکر کردهام که تا زمانی که این کشور به پزشک در هر رشتهای نیاز دارد، ماندن و خدمت کردن یک وظیفه است. امروز در بعضی رشتهها واقعاً با کمبود پزشک مواجه هستیم. بنابراین اینکه پزشکی که کشورش به او نیاز دارد، صرفاً بهدلیل درآمد بیشتر به کشوری برود که نیاز کمتری به تخصص او دارد، به نظر من نه کار منطقی است، نه عاقلانه و نه از نظر شرعی قابل دفاع.
ممکن است یک روز به ما بگویند به تخصص شما در کشور دیگر نیازی نداریم و در کشور دیگری نیاز بیشتری به تخصص شما وجود دارد؛ در چنین شرایطی طبیعتاً خوشحال میشوم که بتوانم جایی خدمت کنم که به تخصصم نیاز دارند. اما تا زمانی که کشور خودمان به پزشک نیاز دارد، نباید از اینجا رفت.
به نظر من خدمت کردن در کشوری که برای تربیت و آموزش ما هزینه کرده و امروز به تخصص ما نیاز دارد، باید برای پزشک یک افتخار باشد و نباید صرفاً مسائل مالی را ملاک تصمیمگیری قرار دهیم.
در حد توان در برخی برنامههای جهادی و خدمترسانی حضور داشتهام. اگر بحث زلزله یا حوادث و برنامههای خاصی بوده یا اردوهای مناطق محروم برگزار شده، تا جایی که شرایط و زمان کاری اجازه میداد، تلاش کردهام در این برنامهها شرکت کنم. البته نمیتوانم بگویم این فعالیتها گسترده و قابل توجه بوده، اما هر زمان امکان حضور وجود داشته، تلاش کردهام در خدمترسانی مشارکت داشته باشم.
خاطرات زیاد است. یکی از شیرینترین بخشهای کار من این است که خانواده بیماران بعد از بهبودی فرزند یا عزیزشان میآیند و با خوشحالی و تشکر از پزشک یاد میکنند. شاید برای دیگران این موضوع عادی باشد، اما برای من هیچوقت عادی نشده و همچنان ارزش بسیار زیادی دارد.
همین دو شب گذشته خانواده کودکی که شرایط سختی داشت و برای درمان به تهران اعزام شده بود، نزد من آمدند. این کودک مشکل قلبی داشت و بعد دچار نارسایی کلیه شده بود. شرایط سختی داشت و حتی بهدرستی نمیتوانست صحبت کند. خانواده او نامهای را برای من آوردند که خود این کودک با دست خودش نوشته بود: «سلام دکتر ممتاز؛ آقای دکتر از شما سپاسگزارم این گل تقدیم شما میشود، شما بهتری دکتر دنیا هستید. دانا رضایی.»
برای من این نامه واقعاً ارزشمند بود. شاید از نظر مادی هیچ چیز قابل مقایسه با چنین چیزی نباشد. اینکه بیماری که مشکل قلبی و کلیوی داشته و حتی بهدرستی نمیتوانسته صحبت کند، بعد از درمان به مرحلهای رسیده که بتواند با دست خودش نامه بنویسد و از پزشک تشکر کند، بسیار باارزش است.
این ارتباط و محبت خانواده بیماران حتی بعد از بهبودی آنها نیز ادامه پیدا میکند و همین موضوع یکی از شیرینترین بخشهای حرفه پزشکی برای من است. مطب من پر است از نقاشی کودکانی که آنها را به من هدیه دادهاند و من به این نقاشیها عشق میورزم. این لحظات به انسان یادآوری میکند که چرا وارد این رشته شده و چرا باید با تمام توان به بیماران خدمت کند.
متأسفانه بسیاری از اوقات بیماریهای کلیوی کودکان علامت خاصی ندارند، بهویژه بیماریهایی که جنبه سرشتی(مادرزادی) دارند. ممکن است کودک از بدو تولد دچار مشکلی باشد، اما هیچ علامت مشخصی نداشته باشد و ما در بررسیهایی که به دلایل دیگری انجام میشود، متوجه آن شویم.
به همین دلیل پایش سلامت کودکان اهمیت زیادی دارد. گاهی خانوادهها مراجعه میکنند و میگویند فرزند ما هیچ مشکلی ندارد؛ در حالیکه حتی اگر ظاهر و وضعیت عمومی کودک کاملاً طبیعی باشد، باید روند رشد، وضعیت تکاملی و شرایط عمومی او بهصورت دورهای بررسی شود.
در کودکان یک سیستم پایش سلامت وجود دارد و حتی کودکان کاملاً سالم نیز باید بهصورت دورهای از نظر رشد و وضعیت تکاملی مورد بررسی قرار گیرند. معمولاً برای بسیاری از کودکان بررسیهای دورهای و سالانه لازم است و اگر در معاینه یا روند رشد، مورد مشکوکی وجود داشته باشد، پزشک براساس همان یافتهها آزمایش یا سونوگرافی درخواست میکند.
البته اینکه بدون وجود هیچ نشانه یا دلیل مشخصی، یک فهرست بلندبالا از آزمایشها برای کودک نوشته شود، روش درستی نیست. بررسیها باید براساس معاینه، سابقه و یافتههای بالینی انجام شود. اگر در ویزیتهای دورهای موردی وجود داشته باشد، براساس همان مورد آزمایش یا سونوگرافی درخواست میکنیم و ممکن است در همین بررسیها بیماری کلیوی کودک تشخیص داده شود. متأسفانه بسیاری از بیماریهای کلیوی در کودکان علامت مشخصی ندارند و همین مسئله ممکن است باعث تأخیر در تشخیص شود.
بله، متأسفانه چنین مواردی وجود دارد. همین دیروز دختر ۸ یا ۹ سالهای را به مطب آوردند. در بررسیها مشخص شد که از دوران قبل از تولد، دچار تنگی در مسیر خروجی کلیه بوده است. این مشکل به مرور باعث شده بود که عملکرد کلیه تقریباً از بین برود.
کودک را برای اقدامات درمانی و جراحی به همکاران ارجاع دادیم و امیدواریم بتوانیم کاری برای او انجام دهیم، اما وقتی بیماری دیر تشخیص داده شود، طبیعتاً شرایط درمان دشوارتر خواهد بود و احتمال بازگشت کامل عملکرد کلیه نیز کمتر میشود.
این موارد نشان میدهد که دقت خانوادهها به علائم، حتی علائم جزئی، و همچنین انجام معاینات دورهای کودکان اهمیت زیادی دارد. اگر مشکلی زودتر تشخیص داده شود، میتوان اقدامات درمانی مناسبتری انجام داد و از آسیب بیشتر به کلیه جلوگیری کرد.
بله، بهخصوص در مورد سنگهای کلیه و مجاری ادراری، متأسفانه با افزایش موارد مواجه هستیم. خود من در دو ماه اخیر تعداد زیادی بیمار مبتلا به سنگ کلیه داشتهام و از این بابت واقعاً متعجب شدهام.
در مورد غرب کشور باید توجه داشت که این منطقه بهنوعی در کمربند سنگسازی قرار دارد؛ این کمربند از مناطقی مانند یونان، قبرس و ترکیه آغاز میشود، غرب ایران را دربرمیگیرد و تا شمال آفریقا ادامه پیدا میکند. بنابراین، عوامل ژنتیکی، ارثی و محیطی میتوانند در بروز این بیماری نقش داشته باشند.
در کنار این عوامل، رژیم غذایی نیز تأثیر بسیار مهمی دارد. مصرف غذاهای فرآوریشده که نمک و سدیم زیادی دارند، چربی بالا و پروتئینهای حیوانی و همچنین سبک زندگی کمتحرک، همگی میتوانند در افزایش خطر تشکیل سنگ کلیه نقش داشته باشند.
متأسفانه مصرف غذاهای سرخکردنی و فستفودها نیز در سالهای اخیر بیشتر شده و این تغییر سبک زندگی در بروز سنگ کلیه، بهخصوص در کودکان، بیتأثیر نیست. این مسئله فقط مختص ایران نیست و در بسیاری از نقاط دنیا نیز دیده میشود، اما ما نیز از این روند مستثنی نیستیم و باید نسبت به آن توجه بیشتری داشته باشیم.
یادآور میشود، این دیدار به همت معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی واحد همدان بهمناسبت روز پزشک در اتاق کار دکتر حسین عمادممتاز در بیمارستان تخصصی کودکان اکباتان همدان، بهمنظور تجلیل از این پزشک همدانی که از معدود فوق تخصصان کلیه در ایران و جهان است، انجام شد.
انتهای پیام