رژیم صهیونیستی از ابتدای تأسیس تاکنون دارای احزاب و جریانهای سیاسی گوناگونی بوده است و هر کدام از این احزاب و جریانهای سیاسی به فراخور نقش خود، جایگاه پررنگی در ساختار حاکمیتی این رژیم داشتهاند. یکی از مهمترین احزاب سیاسی رژیم صهیونیستی که در حال حاضر قدرت زیادی دارد، حزب لیکود است. در تقسیمبندی احزاب این رژیم، لیکود در اردوگاه احزاب دستراستی قرار میگیرد و گرایشهای حزبی گوناگونی در خود جای داده است.
حزب لیکود در سال 1973 از اتحاد دو حزب حیروت و آزادگان موسوم به گاهال و دو حزب کوچک مرکز آزاد، «فهرست رسمی اسرائیل» و چند گروه کارگری که قبلاً به جنبش «سرزمین کامل اسرائیل» وابسته بودند، تأسیس شد. این حزب در اصل به پیشنهاد ژنرال آریل شارون تشکیل شد که اندکی پیش از انتخابات سال 1973 کنست (پارلمان رژیم صهیونیستی) از ارتش استعفا داده و به حزب آزادگان پیوسته بود. از همان ابتدای تشکیل لیکود، حزب حیروت به رهبری مناخیم بگین، از بیشترین قدرت برخوردار بود و در نهایت توانست استیلای زیادی بر حزب لیکود داشته باشد.
هدف از تشکیل این حزب، گردآمدن تمامی احزاب و گروههای راستگرای رژیم صهیونیستی در یک گروه انتخاباتی، پارلمانی با هدف کنار زدن حزب کارگر، به دست گرفتن قدرت و اجرای برنامههای سیاسی و اقتصادی از سوی راستگرایان بود. با این حال، حزب تازهتأسیس لیکود نتوانست در انتخابات سال 1973 به اهداف خود دست یابد.
هر چند در این انتخابات، موقعیت حزب کارگر نیز بهدلیل پیامدهای جنگ یوم کیپور، بهشدت متزلزل شده بود، ولی در انتخابات سال 1977، حزب لیکود توانست از جنبش کارگری پیش افتد و برای نخستین بار در تاریخ رژیم صهیونیستی، قدرت را در این دولت به ریاست مناخیم بگین در دست بگیرد. این حزب از سال 1977 تا 1981 از طریق ائتلاف با احزاب مذهبی و از سال 1981 تا 1984 از طریق ائتلاف با احزاب مذهبی و راستگرا، کابینه رژیم صهیونیستی را تشکیل داد و در این مدت، به عملیات شهرکسازی در کرانه باختری دست زد.
بهدنبال انتخابات سالهای 1984 و 1988 و پدیدآمدن وضعیتی تقریباً برابر میان اردوگاه راستگرایان اعم از ملیگرا و مذهبی و اردوگاه چپگرایان، حزب لیکود ناگزیر به واگذاری قدرت به رقیبش، یعنی حزب کارگر شد و به صفوف مخالفان دولت پیوست.
لیکود از نظر ایدئولوژیک، محافظهکار و ملیگراست و برای ارزشهای دین یهود احترام قائل است. این حزب از سال 1988 به بعد توانست سهم بیشتری در قدرت سیاسی داشته باشد؛ به این ترتیب در آخرین انتخابات پارلمانی سال 1992 به برجستهترین نکات برنامه انتخاباتیاش در زمینه سیاست داخلی، خارجی و امنیت پرداخت. این نکات که در حال حاضر هم جزو برنامهها و مواضع سیاسی این حزب بهشمار میرود، عبارت است از حق هميشگى و غير قابل ترديد ملت يهود از زندگى همراه با صلح و امنيت در سرزمینهای اشغالی و حق رژیم صهیونیستی در حاكميت بر يهودا و سامره (كرانه باخترى) و نواز غزه که تا تحقق اين امر از پاى نخواهد نشست.
حزب ليكود در صورت پيروزى در انتخابات و تشكيل كابينه، به موافقتنامه كمپ ديويد پايبند خواهد ماند. تشكيلات خودگردان كه در موافقتنامه كمپ ديويد به آن اشاره شده، ضامن يكپارچگى سرزمين اسرائيل غربى و تشكيلنشدن كشور مستقل فلسطينى در آن است. تشكيلات حكومت یادشده به معنای حق تعيين سرنوشت و برخوردارى از حق حاكميت يا ايجاد كشور مستقل برای فلسطينىها نيست.
لیکود در قبال توافق صلح اسلو بین رژیم صهیونیستی (دولت اسحاق رابین از حزب کارگر) و سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) موضعی مبهم و منتقدانه اتخاذ کرد. این حزب اگرچه در تئوری، از صلح با تضمینهای امنیتی حمایت میکرد، اما بهطور مشخص با واگذاری بخشهای عمدهای از سرزمینهای اشغالی ۱۹۶۷ به فلسطینیها و برچیدن شهرکهای اسرائیلی در آن سرزمینها مخالفت میکرد. لیکود همچنین از بیتالمقدس با عنوان پایتخت جاودانه رژیم صهیونیستی نام برده و آن را غیرقابل تجزیه دانسته است.
لیکود در مقایسه با حزب کارگر، موضع بسیار تندی نسبت به حقوق اعراب، بهویژه فلسطینیها اتخاذ کرده و خواستار مقابله هر چه بیشتر با گروههای سیاسی و نظامی آنها، از جمله مبارزان فلسطینی شده است. این حزب به موازات تهدیداتی که رژیم صهیونیستی با آن روبهروست، خواستار توجه ویژه به امنیت داخلی و تولید و تجهیز تسلیحات نظامی است.
لیکود در صحنه سیاست خارجی نیز همواره در کنار غرب و در رأس آن، ایالات متحده آمریکا قرار دارد و علاوه بر این، خطوطی در زمینه سیاست خارجی خود مشخص کرده که عبارت است از سعی در ایجاد روابط با همه کشورهای جهان، تعمیق روابط دوستانه با آمریکا، ایجاد تفاهم و همکاری با کشورهای اروپای غربی و از سرگیری روابط دیپلماسی با مسکو، بهمنظور مهاجرت یهودیان روسیه به فلسطین.
رویکرد اقتصادی حزب لیکود، لیبرالمحوری است و در برنامههای اقتصادیاش خواستار بازگشت به اقتصاد آزاد و دخالتنکردن بیش از حد دولت در مسائل اقتصادی مانند افزایش مالیاتها، ارائهندادن برنامههای کمک مالی و از طرفی، دخالت هستدروت (اتحادیه سراسری کارگران اسرائیل) در تعیین سطح دستمزدها فقط از طریق مذاکره با دولت است. همچنین اعضای این حزب بر لغو بخش زیادی از مقررات وضعشده برای سرمایهها و معاملات ارزی و ضرورت کاهش کسری بودجه تأکید دارند.
حزب لیکود در برنامههای انتخاباتیاش خواهان فروش شرکتها و مؤسسات دولتی به افراد حقیقی و حقوقی و تسریع در فروش سهام دولت در بانکها بود. همچنین، درباره هستدروت (اتحادیه سراسری کارگران اسرائیل) نیز خواستار انتقال صندوق بیماران، صندوق بازنشستگان، امور بهداشت و درمان و تأمین اجتماعی به دولت شد. به بیان دیگر، لیکود با فعالسازی بخش خصوصی در اقتصاد رژیم صهیونیستی، موجب تضعیف حمایت از فعالیتهای اقتصادی دولتی و غیرسودده شده است.
از زمان کنارهگیری مناخیم بگین از ریاست لیکود در 1983، اختلافات بر سر رهبری و دستیابی به مناصب مهم این حزب شدت گرفت و دو رهبر جانشینش نتوانستند مانند او همبستگی لیکود را حفظ کنند. در سال 1992، بار دیگر بر سر جانشینی اسحاق شامیر، بین جناحهای حزب لیکود، نزاع و اختلاف پیش آمد؛ ولی با انتخاب بنیامین نتانیاهو در مقام رهبر حزب، این اختلاف بهطور موقت مهار شد.
این اختلافات همچنان میان رهبران لیکود ادامه یافت و در دوره ریاست شارون بر لیکود به اوج خود رسید، اما دیری نپایید که در سال 2003 پس از طرح شارون مبنی بر عقبنشینی از نوار غزه و برچیدن شهرکهای یهودینشین این منطقه، انسجام درونحزبی لیکود بر اثر تشدید مخالفتهای جناحهای دیگر با طرح پیشنهادی شارون برای تخلیه نوار غزه به خطر افتاد. با وجود موفقیت شارون در فرآیند تصویب و اجرای طرح یادشده، حزب لیکود به دو جناح از هواداران و مخالفان طرح تخلیه تقسیم شد. این اختلافات سرانجام سبب خروج شارون و هوادارانش از حزب لیکود و تشکیل حزبی جدید به نام «کادیما» شد.
لیکود از ابتدای تأسیس تاکنون اعضای شاخص و مهمی داشته است. در ادامه به نقش سه رهبر برجسته آن پرداخته میشود.
مناخیم بگین: ششمین نخستوزیر رژیم صهیونیستی و اولین نخستوزیر از حزب لیکود بود. بگین تا سال 1948 مشغول فعالیتهای نظامی بود، اما پس از آن وارد عرصه سیاست شد و در ابتدا حزب حیروت و پس از آن همانطور که پیشتر اشاره شد، به تأسیس حزب لیکود اقدام کرد. در دوران نخستوزیری مناخم بگین (1983 ـ 1977)، لیکود به اوج نفوذ خود رسید. امضای پیمان صلح کمپ دیوید با مصر در سال ۱۹۷۹، برای بگین و انور سادات، رئیسجمهور وقت مصر، جایزه صلح نوبل را به ارمغان آورد. در حالی که ابتکار صلح بگین در سطح بینالمللی تحسین شد، اما بسیاری از اعضای افراطیتر لیکود را که با واگذاری هرگونه سرزمینی، بهویژه صحرای سینا به مصر مخالف بودند، از خود راند.
آریل شارون: مهمترین عضو لیکود تا پیش از خروج از آن به حساب میآمد. شارون از ابتدای اشغال فلسطین تا پایان حضورش در حزب لیکود، فعالیتهای مهم نظامی و سیاسی زیادی در کارنامه خود داشت. از جمله فعالیتهای نظامی او، عضویت در گروه تروریستی هاگانا، فرماندهی تیپ پیادهنظام در جنگ 1948، فرماندهی لشکر زرهی در جنگ 1967، مشارکت در جنگ سوئز و فرماندهی عملیات مقابله با مبارزان فلسطینی در نوار غزه (1973 ـ 1969) بود. شارون در سال 1973 از فعالیت در نیروهای دفاعی رژیم صهیونیستی بازنشسته شد، اما با شروع جنگ یوم کیپور دوباره به خدمت فراخوانده و با درجه سرلشکری به فرماندهی لشکر زرهی منصوب شد. وی افزون بر فعالیتهای نظامی، چندین دوره عضو کنست و دارای پستهای وزارتی و از همه مهمتر، دو دوره نخستوزیر رژیم صهیونیستی بود. از این لحاظ، وی از جایگاه منحصر بهفردی در حزب راستگرای لیکود بهرهمند شد.
شارون در زمان حضورش در مقام وزارت دفاع، به مشارکت با فالانژیستهای لبنان در قتلعام صبرا و شتیلا متهم شد، از همین رو به وی لقب «قصاب صبرا و شتیلا» دادهاند. او همچنین بهدلیل حضورش در مسجدالاقصی، موجب خشم فلسطینیان و درگیریهای خونین میان آنها با نیروهای اسرائیلی و در نتیجه شروع انتفاضه الاقصی شد. آخرین اقدام مهم شارون نیز همانطور که اشاره شد، طرح تخلیه نوار غزه و تشکیل حزب کادیما بود.
بنیامین نتانیاهو: در حال حاضر رهبری حزب لیکود را برعهده دارد و در مقایسه با رهبران یادشده، به مراتب از قدرت سیاسی بیشتری برخوردار بوده است. نتانیاهو سابقه نظامی قابل توجهی ندارد، اما دو دوره وزیر امور خارجه، یک دوره وزیر امور دارایی و از همه مهمتر، چند دوره نخستوزیر رژیم صهیونیستی بوده و طولانیترین دوره تصدی را در میان نخستوزیران این رژیم داشته است.
در ادامه، به موقعیت حزب لیکود در دوران تصدی وی بر مسند نخستوزیری پرداخته میشود.
کنارهگیری اسحاق شامیر و بازگشت نتانیاهو به قدرت: لیکود در سال 1992، قدرت را به حزب کارگر واگذار و شامیر نیز از رهبری حزب کنارهگیری کرد. در سال ۱۹۹۳، نتانیاهو به رهبری لیکود انتخاب شد و در سال ۱۹۹۶ دوباره به قدرت رسید. او در سال ۱۹۹۹ از ایهود باراک از حزب کارگر شکست خورد.
دوران آریل شارون و انشعاب بزرگ: در سال ۲۰۰۱، آریل شارون، نامزد لیکود، باراک را شکست داد. در سال ۲۰۰۳، لیکود با دوبرابر کردن کرسیهایش در کنست (از ۱۹ به ۳۸ کرسی) به پیروزی چشمگیری دست یافت، اما با خروج شارون از این حزب، لیکود بهشدت تضعیف شد.
دوران افول موقت و بازگشت نتانیاهو: در انتخابات مارس ۲۰۰۶، حزب تازهتأسیس کادیما (به رهبری ایهود اولمرت پس از سکته مغزی شارون) به پیروزی رسید. لیکود با رهبری دوباره بنیامین نتانیاهو، عملکرد ضعیفی داشت و فقط به مقام چهارم دست یافت و دورهای کوتاه از افول و انزوا را تجربه کرد.
بازگشت دوباره لیکود به قدرت با رهبری نتانیاهو: در انتخابات عمومی سال ۲۰۰۹، اگرچه کادیما با ۲۸ کرسی پیشتاز بود، لیکود با ۲۷ کرسی در جایگاه دوم قرار گرفت. ابهام در نتایج و رقابت برای جلب حمایت احزاب کوچکتر باعث شد تا شیمون پرز، رئیسجمهور وقت رژیم صهیونیستی از نتانیاهو برای تشکیل دولت دعوت کند. نتانیاهو نیز با جلب حمایت احزاب کلیدی، موفق به تشکیل دولتی ائتلافی شد.
قدرت در ائتلافهای شکننده (2015 ـ 2009): لیکود بیش از یک دهه با رهبری نتانیاهو در قدرت باقی ماند، اما گاهی با ائتلافهای شکننده بین جریانهای میانهرو و راستگرا روبهرو بود. اگرچه ائتلاف نتانیاهو در ابتدا شامل حزب کارگر بود، اما این حزب در ژانویه ۲۰۱۱ ائتلاف را ترک کرد. در مه ۲۰۱۲، بهدلیل اختلاف بر سر معافیت خدمت سربازی یهودیان افراطی حریدی، انتخابات زودهنگام برگزار شد و لیکود دولت وحدت کوتاهمدت با کادیما تشکیل داد. در انتخابات ژانویه ۲۰۱۳، لیکود در یک فهرست انتخاباتی مشترک با حزب راستگرای «اسرائیل خانه ما» شرکت کرد. این اتحاد با کسب بیشترین کرسیها، نتانیاهو را به قدرت بازگرداند. نتانیاهو سپس ائتلافی با احزاب میانهرو مانند «یش عتید» به رهبری یائیر لاپید و «هاتنوعا» به رهبری تزیپی لیونی تشکیل داد، اما از این همکاری رضایت نداشت.
پیروزی شگفتآور لیکود و استیلای هر چه بیشتر راستگرایان: نتانیاهو در مارس ۲۰۱۵ انتخابات زودهنگام برگزار کرد و برخلاف پیشبینیها درباره رقابت تنگاتنگ با اتحاد چپ میانه، لیکود به تنهایی با کسب ۳۰ کرسی پیروزی شگفتآوری به دست آورد. او ائتلافی کوچک اما کاملاً راستگرا تشکیل داد. این دولت تقریباً دوره کامل خود را سپری کرد، اما بار دیگر اختلاف بر سر معافیت سربازی حریدیها در دسامبر ۲۰۱۸، به انحلال کنست و برگزاری انتخابات زودهنگام در سال ۲۰۱۹ منجر شد. این امر، دورهای از بیثباتی سیاسی و چندین دور انتخابات متوالی را به دنبال داشت.
ناکامی در انتخابات و ورود اپوزیسیون به قدرت (2021 ـ 2019): اختلاف بر سر معافیت سربازی حریدیها، همراه با اتهامات فساد مالی علیه نتانیاهو، به سه دور انتخابات ناموفق در آوریل و سپتامبر ۲۰۱۹ و مارس ۲۰۲۰ منجر شد. در این دوره، لیکود نتوانست حمایت کافی برای تشکیل دولت را به دست آورد. تلاش برای تشکیل دولت وحدت ملی با حزب «آبی ـ سفید» به رهبری بنیگانتز نیز به بنبست رسید.
با شیوع کووید ۱۹، دولت وحدت اضطراری با نتانیاهو در جایگاه نخستوزیر موقت تشکیل شد، اما این دولت نیز نتوانست بودجه را تصویب کند و در دسامبر ۲۰۲۰ منحل شد و راه را برای انتخابات مارس ۲۰۲۱ هموار کرد. در انتخابات ۲۰۲۱، لیکود نتوانست ائتلافی تشکیل دهد و در ژوئن ۲۰۲۱، برای اولین بار با گذشت بیش از 12 سال از حاکمیت حزب لیکود، این حزب به رهبری نتانیاهو از اپوزیسیون شکست خورد.
بازگشت به قدرت از 2022 تاکنون: دولت ائتلافی جدید بهدلیل اختلافات داخلی دوام نیاورد و در ژوئن ۲۰۲۲ منحل شد. در انتخابات نوامبر ۲۰۲۲، لیکود به رهبری نتانیاهو موفق شد با تشکیل ائتلافی کاملاً راستگرا و مذهبی، بار دیگر به قدرت بازگردد. این دولت که متشکل از احزاب راست افراطی و مذهبی است، افراطیترین دولت در طول تاریخ رژیم صهیونیستی محسوب میشود و با انتقادات داخلی و بینالمللی گستردهای روبهرو شده است.
در نهایت، حزب لیکود در جایگاه مهمترین و قدرتمندترین حزب سیاسی رژیم صهیونیستی از ابتدای تأسیس تاکنون، تلاش کرده تا استیلای جریان چپگرا را به چالش بکشد و با رویکردهای جدید خود در عرصههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی، جایگاه چشمگیری در صحنه قدرت سیاسی رژیم صهیونیستی بهدست آورد.
انتهای پیام