کد خبر: 4347793
تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۲
یادداشت

جنگ و صلح در منظومه فکری سعدی

در منظومه فکری سعدی، جنگ فقط در صورتی رواست که مدافع پس از هر گونه تلاش برای برقراری صلح، با مقاومت و سرکشی متجاوز مواجه شود؛ از این رو، رویکرد سعدی را می‌توان دفاع صلح‌جویانه نام نهاد.

آرامگاه سعدیمفهوم حقوق بین‌الملل معاصر در باب جنگ، دو جنبه‌ اصلی را مورد توجه قرار می‌دهد؛ نخست، تعیین حدود مشروع و نامشروع توسل به زور در روابط میان دولت‌ها و دوم، تعیین محدودیت‌ها و الزامات اعمال زور در جریان مخاصمه‌ مسلحانه‌ فعال. در حوزه حقوقی، به اولی «حق جنگ» و به دومی، «حقوق در جنگ» اطلاق می‌شود. این دو اصطلاح همچنان در دکترین حقوقی رایج هستند.

شیخ اجل، سعدی شیرازی در آثار خود با نگاهی به این مقوله، در عین قائل‌بودن به رویکردی صلح‌جویانه، برای شرایط جنگی به ارائه سامانه‌ای نظامی به‌منظور عملکرد بهتر سپاه در مقابل حمله دشمن نیز پرداخته؛ هر چند به نظر می‌رسد تفکرات او به صلح و دوری از جنگ بیشتر متمایل است. در یادداشت پیش رو، به‌مناسبت روز بزرگداشت سعدی، مشی صلح‌طلبی این شاعر نامدار ایرانی تبیین می‌شود.

دفاع صلح‌جویانه به‌مثابه حق جنگ

در دورانی که گسترش قدرت و قلمرو حکومت، فضیلت تلقی می‌شد و در بعضی از ادیان آسمانی، جنگ برای بسط دین، وظیفه‌ای دینی به‌شمار می‌آمد، سعدی تنها بهانه‌ روا برای ورود به جنگ را اصرار خصم به جنگیدن می‌دانست. دیدگاه سعدی در باب جنگ، با آنچه امروزه در حقوق بین‌الملل، دفاع مشروع کلاسیک نامیده می‌شود و پیامد ناگزیر آن، دفاع مشروع پیش‌گیرانه است، تفاوت ماهوی دارد. در نظریه سعدی، جنگ فقط در صورتی رواست که مدافع پس از هر گونه تلاش برای برقراری صلح، با مقاومت و سرکشی متجاوز مواجه شود و او «هر چه بر در صلح بکوبد، نگشاید.» از این رو، رویکرد سعدی را می‌توان دفاع صلح‌جویانه نام نهاد.

تأکید بنیادین سعدی شیرازی بر صلح و پرهیز از جنگ استوار است. وی در این خصوص به صراحت چنین سروده: «به نزدیک من صلح بهتر که جنگ/ اگر پیل زوری و گر شیر چنگ» و در جایی دیگر هشدار می‌دهد: «حذر کن از پیکار کمتر کسی/ که از قطره سیلاب دیدم بسی.»

اساسی‌ترین دلیل سعدی برای اولویت‌بخشیدن به صلح، خطرات و خسارات جبران‌ناپذیری است که جنگ به دنبال دارد. در سامانه فکری سعدی، دو حالت متصور است؛ یکی برتری سپاه خودی، در صورتی که قوی‌تر باشد، که در این حالت، سعدی تجاوز به دشمن ضعیف‌تر را روا نمی‌شمارد و اخلاق را بر قدرت مقدم می‌دارد: «وگر زو تواناتری در نبرد/ نه مردی است بر ناتوان زور کرد.»

حالت دوم را برتری دشمن فرض کرده و در این شرایط نیز اولویت صلح و اجتناب از جنگ را ضرورت عقلی و اخلاقی تمام‌عیار می‌داند. سعدی در این‌باره رهنمود می‌دهد: «چون خیل تو صد باشد و خصم تو هزار/ خود را به هلاک می‌سپاری هشدار»، «تا بتوانی برآور از خصم دمار/ چون جنگ ندانی آشتی عیب مدار» و همچنین توصیه می‌کند: «مزن با سپاهی از خود بیشتر/ که نتوان زد انگشت بر نیشتر.»

دلیل دیگر سعدی برای منع جنگ، حرمت ذاتی جان انسان است که کرامت والای آن از هر عنصری برتر است. از منظر او، خونریزی در منازعات، گزینه‌ای مغلوب در برابر صلح و مداراست: «چو شاید گرفتن به نرمی دیار/ به پیکار خون از مشامی میار»، «به مردی که ملک سراسر زمین/ نیرزد که خونی چکد بر زمین.»

راهکار سعدی برای دوری از جنگ

سعدی فقط به طرح جنگ‌گریزی به‌مثابه اصلی هنجاری بسنده نمی‌کند، بلکه راهکارهای عملی برای تحقق صلح و ریشه‌کن‌کردن جنگ ارائه می‌دهد. نخستین راهکار وی، اجتناب از دشمنی و تحکیم روابط دوستانه میان دولت‌ها با تأکید بر برتری اخلاقی دوستی بر دشمنی و پرهیز از دشمن‌تراشی است: «مزن تا توانی بر ابرو گره/ که در صلح، صد دشمن آید به ره» و در مثنوی خود اشاره دارد: «بود دشمنش تازه و دوست ریش/ کسی کش بود دشمن از دوست بیش.»

راهکار دوم او، مدارا با دشمن است: «همی تا برآید به تدبیر کار/ مدارای دشمن به از کارزار.» در گفتمان سعدی، برخلاف رویکردهای جدید، مداراکردن با دشمن لزوماً با نفی باطل یا ناحق‌شمردن طرف مقابل منافاتی ندارد. از این رو، جای تعجب نیست که سعدی ضمن آگاهی از عداوت دشمن، خلق را به مدارا توصیه می‌کند.

راهکار سوم سعدی، حفظ لوازم و جایگاه قدرت به‌مثابه اهرمی بازدارنده است. او بیان می‌کند: «به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز/ وگرنه چو سیل بگرفت سد نشاید ساخت.» سعدی حتی توصیه می‌کند که اگر جامعه قدرت نظامی و ادوات جنگی کافی ندارد، باید با استفاده از سیاست‌ورزی و دیپلماسی، تداوم‌بخشیدن به صلح و به تعویق انداختن زمان جنگ را تا دستیابی به آمادگی نظامی مطلوب ادامه دهد.

او در باب چگونگی برخورد با دشمنی که از راه‌های معمول قابل شکست نیست، راهکار نرمش قهرمانانه و استفاده از ابزارهای غیرمستقیم را پیشنهاد می‌دهد: «چو نتوان عدو را به قوت شکست/ به نعمت بباید در فتنه بست.» سعدی معتقد است که فرصت مناسب برای ضربه‌زدن به دشمن را باید غنیمت شمرد و تا آن زمان مدارا پیشه کرد: «عدو را به فرصت توان کند پوست/ پس او را مدارا چنان کن که دوست.»

با وجود تأکید وافر سعدی بر اولویت صلح، اما او جنگ را آخرین راه‌حل و گاهی امری اجتناب‌ناپذیر می‌بیند. سعدی چنین سروده است: «چو دست از همه حیلتی درگسست/ حلال است بردن به شمشیر دست.» بنابراین، چه در دنیای قدیم و چه در دنیای جدید، نظریه سعدی محدودترین گستره را برای توجیه و روا دانستن جنگ قائل است.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهه سادات بدیع زادگان
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha