گروه انديشه: كتاب «اسلامگرايی در غرب پس از 11 سپتامبر 2001» نوشته داوود كيانی كه به مطالعه حضور و تحليل فعاليتهای دينی، سياسی و اجتماعی مسلمانان پس از حادثه 11 سپتامبر، در پنج كشور ايالات متحده آمريكا، فرانسه، انگليس، آلمان و روسيه پرداخته، توسط انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شد.
|
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، كتاب «اسلامگرايی در غرب پس از 11 سپتامبر 2001» نوشته داوود كيانی كه به بررسی واكنش مسلمانان و نهادهای اسلامی مقيم در غرب به فشارها و تبعيضهای اجتماعی پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 پرداخته است، توسط انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شد.
بنا بر اين گزارش، هدف اصلی اين كتاب پاسخ به اين پرسش است كه شكلگيری مجموعه نگرشها و روندهای تقابلگرايانه به اسلام پس از 11 سپتامبر 2001، چه تأثيری بر بافت هويتی و فعاليتهای اجتماعی گروهها و سازمانهای اسلامی در آن جوامع گذاشته است؟
با اينكه امروزه مسلمانان در زمره اقليتهای عمده در تمامی كشورهای غربی به شمار میروند، اما در اين تحقيق به مطالعه حضور و تحليل فعاليتهای دينی، سياسی و اجتماعی آنان در پنج كشور ايالات متحده آمريكا، فرانسه، انگليس، آلمان و روسيه اكتفا شده و اين كشورها كه در مقايسه با ساير كشورهای غربی بيشترين جمعيت مسلمان را ميزبانی میكنند، برای ميدان مطالعه اين پژوهش در نظر گرفته شدهاند و به هر كدام در يك فصل مجزا پرداخته شده است.
نويسنده برای پرهيز از پراكندهگويی و رعايت اصل انسجام در جمعآوری و تجزيه و تحليل دادهها، تلاش كرده است تا در قالب سه شاخص، روند اسلامگرايی و هويتيابی مسلمانان در غرب را مورد ارزيابی قرار دهد؛ يكی گرايش مسلمانان ساكن غرب به مشاركت اجتماعی به منظور حفظ هويت دينی، ديگری گرايش مسلمانان به اسلام به عنوان يك جنبش سياسی ـ اجتماعی و شاخص سوم گرايش مسيحيان و پيروان ساير اديان در غرب به اسلام.
وی معتقد است كه بر اساس مشاهدات به دست آمده در اين پژوهش، در يك تقسيمبندی كلی میتوان پنج كشور مورد مطالعه اين تحقيق را در ارتباط با نحوه سياستگذاری و مواجههشان با اقليتهای مسلمان در آن جوامع به دو دسته تقسيم كرد؛ در يك دسته میتوان كشورهای امريكا، انگليس و روسيه را قرار داد كه رسماً و عملاًً نوعی سياست كثرتگرايانه را در قبال اقليتهای مسلمان اتخاذ كردهاند و بايد متذكر شد كه كثرتگرايی در اينجا به معنای پذيرش حقوق برابر برای مسلمانان همانند ديگر اقليتهای دينی نيست، بلكه منظور انعطاف بيشتر دولت و جامعه مدنی در اين كشورها در قبال حقوق اجتماعی مسلمانان در مقايسه با شدت بيشتر تبعيضهای كشورهای آلمان و فرانسه در اين رابطه است.
نويسنده بر آن است كه اگرچه كشورهای دسته اول همچنان به اسلام و مسلمانان به عنوان يك «مسئله» در جوامع خود مینگرند، اما آنان با تساهل و مدارای بيشتری نسبت به اقليتهای مسلمان ساكن در كشورهای خود برخورد كرده و سعی میكنند تا محدوديتهای كمتری برای فعاليتهای عبادی و مدنی اين اقليتها وضع كنند. وی در راستای تبيين اين نتيجه به اين نكته جالب توجه نيز اشاره میكند كه شدت محدوديتها در آمريكا پس از 11 سپتامبر نسبت به مسلمانان، كمتر از فشارهای اجتماعی و محيطی در جوامع اروپای غربی در خصوص اين اقليتها بوده است.
به بيان نويسنده اما در كشورهای دسته دوم كه مشخصاً شامل آلمان و فرانسه است، مسلمانان با محدوديتهای اجتماعی شديدتری مواجه هستند. بر اساس گفتمان عمومی حاكم بر اين جوامع، اسلام با ارزشهای آنان سازگار نيست و لذا آن گروه از مسلمانانی كه میخواهند در جوامع ياد شده، ادغام شوند، بايد دست از عقايد و ارزشهای دينی خود بردارند. به دنبال 11 سپتامبر، گفتمان ضداسلامی شكل راديكالتری به خود گرفته؛ چه آنكه از نظر بسياری، مسلمان بودن مترادف با افراطی بودن و حتی تروريست بودن است. بنابراين برخلاف دسته كشورهای پيشين كه از ادغام، برداشت كثرتگرايانه داشتند، اين دو كشور به ادغام به عنوان يك سياست همسانساز مینگرند.
نويسنده كتاب در بيان يكی از علل اين امر به اين نكته اشاره میكند كه معمولاً در جوامعی كه فاقد تجربه لازم همزيستی با هويتها، قوميتها و فرهنگهای متفاوت هستند، رفتاری كه با مهاجرين صورت میگيرد، ناشی از نگرشی بيگانهوار به آنها است. چه آنكه آنها به لحاظ فرهنگی، «ديگری» محسوب میشوند. در اين جوامع، بيگانه نيز در مظان اتهام و دشمنی بالقوه است؛ دشمنی كه تماميت و يگانگی ملی و فرهنگی كشور ميزبان را با تهديد مواجه میسازد. اين ديدگاه باعث میشود كه مهاجرين مسلمان حتی اگر به شهروندی نيز پذيرفته شوند، به دليل بهرهمندی از هويتی متمايز، بخشی از آن جامعه محسوب نشوند.
يادآور میشود، كتاب «اسلامگرايی در غرب پس از 11 سپتامبر 2001 ميلادی» نوشته داوود كيانی، در قطع رقعی، در 364 صفحه و با قيمت 100 هزار ريال توسط انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شده است.