کد خبر: 1284471
تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۰
آشنايی با مفاخر دینی آذربايجان‌ غربی/8

محمد اسماعيل صاحب‌الزمانی مروج دينداری بود

حاج شيخ محمد اسماعيل صاحب‌الزمانی مبلغ اسلام و دينداری بود و بر همه اعمال و رفتارش انگيزه الهی حاكميت داشت و همواره به ترويج و تبليغ دين همت گماشت.



به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه آذربايجان‌ غربی، بين سال‌های 1275-1275 هجری شمسی در يكی از محلات قديمی اروميه در منزل عبدالرحمن بن عليقلی كودكی به دنيا آمد كه او را محمد اسماعيل نام نهادند، محمد اسماعيل تنها فرزند خانواده خويش بود.


پدرش شغل بافندگی داشت كه كسبش حلال و زبانش ذاكر و دلش به ياد خدا بود، حاج شيخ اسماعيل از روی اخلاص و علاقه‌ای كه به حضرت مهدی داشت برای خود و همسرش ربابه نام فاميلی صاحب‌الزمانی را برگزيد.


حاج شيخ از زمان كودكی به منبر علاقه داشت به همين خاطر پای منبر علما و وعاظ می‌رفت و پس از اينكه مطالب آن‌ها را در خاطرش ضبط می‌كرد به خانه می‌آمد و ضمن بازی و سرگرمی‌های كودكانه بچه‌ها را جمع كرده و شنيده‌های خود را به‌عنوان منبری به آنان تحويل می‌داد.


وی ابتدا در كودكی تعليمات اوليه‌ای چون يادگيری الفبا و دروس مربوط به مكاتب را در مكتب‌خانه قاجاريه شهر آموخت و مدتی نيز در دبستان دارالتربيه اسلاميه تحصيل كرد اما به دلايلی از ادامه تحصيل در آن مدرسه منصرف شد، وی در سال 1291 هجری شمسی برای تحصيل علوم دينی به مشهد رفت و تحصيلات حوزوی خود را در آنجا آغاز كرد.


حاج شيخ اسماعيل ايام تحصيل در مشهد با زنی ازدواج كرد كه از اهالی اصفهان بود و دختری از وی متولد شد كه در دوران كودكی فوت كرد، پس از آن از زن جدا شد و وقتی به اروميه بازگشت با دختر عمه‌اش بانو ربابه ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج سه فرزند روحانی جليل‌القدر و فاضل شامل حاج شيخ محمدرضا، حاج محمدعلی و حاج شيخ محمدباقر است.


حاج شيخ محمد اسماعيل كتاب را دوست داشت، سخنش هميشه از قرآن و حديث و كلام الهی بود و می‌فرمود اگر مجلسی می‌رويد با خود كتاب ببريد و نگذاريد مردم وارد صحبت دنيايی شوند بلكه آن‌ها را با احاديث اهل بيت(ع) آشنا و دلگرم كنيد و از سوی ديگر با توجه به اينكه 20 سال از اواخر عمر مباركش را مبتلا به ضعف بينايی بود و فرزندانش را به امر خواندن ترغیب كرد به همين علت آن‌ها از دوران كودكی با علوم دينی و كتب اسلامی آشنا شدند.


در دوران سلطنت رضا شاه پهلوی كه مبارزات شديدی عليه اسلام و روحانيت بود و مدارس علوم دينی تعطيل گشت، عمامه را از سر علما و حجاب را از زنان به زور می‌گرفتند و ظلم و ستم و استبداد در حدی بود كه در اروميه برخی از مساجد همچون مسجد حاجی قاضی را انبار گندم كرده بودند در چنين شرايطی در قسمت كوچكی از مسجد حاجی قاضی اقامه نماز جماعت می‌كرد.


وی در چنين دورانی بود كه برای جهاد علمی كمر همت بست، آن عالم زاهد و عابد با تمام توان در نشر احاديث ائمه معصوم(ع) كوشيد و نيت خود را خالص كرد و به تدريج از راه علم و عمل و از طريق زبان و قلم در راه تربيت و ارشاد علما و مؤمنان كوشيد و به‌ویژه فرزندانش را نيز با علوم دينی آشنا كرد و آن‌ها را در زمره متعلمين علوم اهل بيت(ع) قرار داد.


حاج شيخ اسماعيل مروج و مبلغ دين اسلام بود


حاج شيخ عالمی فاضل بود و همواره به ترويج و تبليغ دين همت گماشت از اين روی هر كس را می‌ديد و در هر مجلسی می‌نشست و يا در بين راه و در هر جا برخود وظيفه می‌دانست كه به مردم آيه‌ای از قرآن و يا حديثی از معصومين يا حكمی از احكام شرعيه و امثال آن بيان كند.


وی عالم بود، عالمی كه به علم خود عمل می‌كرد و هر چه به خلق خدا می‌گفت خودش در ابتدا عمل می‌كرد و آنچه كه از او پرسش می‌شد با تسلطی كه در احكام شرع داشت بی‌معطلی پاسخ می‌داد مراجعات مردم به حاج شيخ در مسائل شرعی و پاسخ‌گويی وی به هر سؤال آن‌ها به ميزان فهم افراد و شرح بسط احكام دينی او را در اذهان عامه مردم عالم زبردست جلوه داده بود.


حاج شيخ عادت داشت شب‌ها زود بخوابد تا بتواند دو ساعت پيش از اذان صبح برای تجهد و شب‌زنده‌داری بيدار شود و موقع نماز صبح با هر زحمتی كه شده برای اقامه نماز به مسجد حاج عبداله می‌رفت و خود اذان می‌گفت و در كنار توفيقات خداوند هر روز زيارت عاشورا می‌خواند.


حاج شيخ در اخلاص و محبت به پيامبران مرتبه‌ای والا داشت


حاج شيخ در اخلاص و محبت به پيامبران به‌ويژه خاتم‌الانبيا(ص) و معصومين(ع) مرتبه‌ای والا داشت و عاشق و شيفته آن بزرگواران بود در مدح معصومين(ع) با شور و شوق سخن می‌گفت و شنوندگان را به وجد می‌آورد هر روز صبح پس از نماز ذكر مصيبت اهل بيت(ع) می‌كرد وی روضه‌خوان هر روزه خاندان حضرت رسول(ص) بود كه چشمانش در مصائب آن‌ها گريان بود.


وی عاشق نماز بود و پنجاه و يك ركعت نمازهای شبانه‌روزی از وی فوت نمی‌شد، عالم بود و علم را دوست داشت و خود مسلط به احكام شرع و فقه بود كه همواره به علم خود عمل می‌كرد و وی يك عمر با نفس خود جهاد كرد و به تهذيب و خودسازی پرداخت، وی مطيع و وفادار به امر مولايش در صراط مستقيم بود و به‌طور حتم مسلمانان واقعی بود كه خودش را در اختيار پروردگارش گذاشته بود.


شيخ محمد اسماعيل مروج و مبلغ اسلاميت و دينداری بود كه بر اعمال و رفتارش فقط انگيزه الهی حاكم بود و از اين راه به عزت و سربلندی رسيد او مرحله خلوص را پيمود و می‌توان گفت حاج شيخ تجسم اخلاص بود.


محمد اسماعيل آمر به معروف و ناهی از منكر بود


وی خوش اخلاق، دور از شهرت‌طلبی، دارای عزت نفس، ظلم‌ستيزی، به دور از حب دنيا، روضه‌خوان مجالس ائمه اطهار(ع)، ميهمان‌نواز، اهل امر به معروف و نهی از منكر، وفادار به دوست و رفيق و ثابت قدم در دين بود كه تمام زندگانی‌اش را برای جلب رضای پروردگار لحظه‌های زندگی و حركات و گفتار و كردارش را منطبق با شيوه زندگانی معصومين(ع) كرد.

captcha