کد خبر: 1286242
تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۵
از نماز تا شهادت؛

نمازی كه به وصال ختم شد

خط سرخ شهادت، خط آل علی(ع) است و اين افتخار از خاندان نبوت و ولايت به ذريه طيبه آن بزرگواران و پيروان خط آنان به ارث رسيده است. آيت‌الله مدنی از جمله شهدايی است كه اين سيره را انتخاب كرد و علی‌وار به سوی معبود خود شتافت.









می‌گويند مردان علی(ع)، از صدر اسلام تا آخرالزمان سيره زندگی مولای خويش را برمی‌گزينند، اما جای بسی شگفت است از شهدايی كه در سجده‌گاه خود درسی را به تاريخ آموختند كه برگ‌هايش شرمنده از توصيف آن است. آری، منظورم شهدای محراب است. شهدايی كه سجده‌ها را با خون خود رنگين كردند تا نشان دهند، ما تا آخر ايستاده‌ايم.


آيت‌الله مدنی در سال 1293 ه‍جری شمسی (1323 ه ‍.ق) در دهخوارقان(آذرشهر)، يكی از شهرهای آذربايجان ديده به جهان گشود. محرم آقامير‌علی، پدر آيت‌الله مدنی در بازارچه اين شهر، شغل بزازی را اختيار كرده بود. مرگ پدر در اوان كودكی و مرگ مادر در 16 سالگی، سيداسدالله را با مشكلات عديده‌ای مواجه كرد، اما وی نشان داد كه از همان ابتدا مرد ميدان‌های سخت است.


شهر مقدس قم، محلی بود كه برای تحصيل برگزيد و به رغم مشكلات فراوان شخصی ناشی از درگذشت پدر و استبداد عصر رضاخانی، به اين شهر عزيمت كرد و با پشتكار وافر به تحصيل علوم دينی مشغول شد.


سيد‌اسدالله مدنی، پس از مدتی به نجف ‌اشرف هجرت كرد و در حوزه علميه نجف اشرف، در كنار تكميل تحصيلات عالی خويش، تدريس در سطوح مختلف را شروع كرد و به دستور مرحوم آيت‌الله حكيم(ره)، كرسی تدريس لمعه، رسائل، مكاسب و كفايه را به عهده گرفت و در اندك زمان، جزء اساتيد معروف حوزه علميه نجف ‌اشرف به شمار آمد.


دومين شهيد محراب از همان ابتدا در مقابل جور و ستم سر خم نكرد و به مبارزه با استبداد رضاخانی پرداخت. ستيز با بهائيت به ‌عنوان ابزار تفرقه و انحراف در منطقه آذرشهر، از جمله محورهای مبارزاتی اين شهيد بزرگوار بود.


در سال 1331 در ميان استقبال اهالی آذرشهر وارد زادگاه خود شد، سپس در مسجد حاجی كاظم نماز جماعت برگزار كرد. در سال 1342 به مبارزات انقلابی امام خمينی لبيك گفت و به حركت عظيم مردم مسلمان ايران پيوست.


سيداسدالله در دوران اقامت در نجف ‌اشرف، ارتباط خود با داخل كشور را حفظ كرد و مبارزات انقلابی را ادامه داد. به هر شهر و دياری كه عزيمت می‌كرد، فعاليت انقلابی عليه طاغوت و طاغوتيان را در صدر برنامه خويش قرار می‌داد.


سازمان نوپا و مخوف ساواك از ابتدا تحركات اسدالله ار زير نظر گرفته و به هر بهانه‌ای سعی در متوقف كردن اين مرد انقلابی داشت. با اين وجود، وی رسالت خويش را در خرم‌آباد، همدان، تبريز و به طور كلی در هر شهری كه پا می‌گذاشت تداوم می‌بخشيد و نه تنها از مسئوليت سنگين اداره حوزه علميه خرم‌آباد و هدايت و بيداری مردم شانه خالی نكرد، بلكه روز به ‌روز فعاليت‌های مبارزات خود را گسترده‌تر و علنی‌تر كرد و نقش تاريخی خود را به‌عنوان يك عالم آگاه و فقيه مجاهد به خوبی ايفا كرد.


سخنرانی به مناسبت گراميداشت دوازدهمين سالگرد قيام 15 خرداد، حكم تبعيدش را به دنبال داشت. ايادی ساواك، گزارش دقيق و مفصلی از عملكرد روزانه شهيد مدنی(زمان خروج، محل تردد) تهيه و به رئيس ساواك همدان گزارش می‌كنند و بدين ترتيب ساواك، اطراف منزل آيت‌الله مدنی مستقر می‌شود و محل مورد نظر را تحت ‌مراقبت خود قرار می‌دهند. آيت‌الله مدنی كه از اوضاع آگاهی يافته، جهت ادای نماز در مسجد، از خانه خارج نمی‌شود، اما مأموران ساواك مستقيماً وارد عمل شده، با خشونت، ايشان را در منزل دستگير می‌كنند و به تبعيد می‌فرستند.


نورآباد ممسنی، گنبد كاووس، بندر كنگان، مهاباد، تبريز و همدان شهرهايی بود كه رژيم پهلوی اين بزرگ‌مرد را به آنجا تبعيد و درصدد در هم شكستن روحيه انقلابی وی بود، اما آيت‌الله مدنی كسی نبود كه با اين كارها از پای درآمد.


سيد‌الله پا به پای خمينی كبير ستون‌های پهلوی را نشانه گرفت و آنقدر اين راه را ادامه داد تا در 22 بهمن‌ماه پيروزی تاريخی ملتی بزرگ را رقم زد. اما باز هم از فعاليت دست نكشيد؛ چراكه استكبار دست از دشمنی با اين ملت بر نداشت.


آيت‌الله مدنی كه همواره در صف مقدم مبارزه بود. قبل از انقلاب در برابر رژيم ستم‌شاهی و پس از پيروزی در مقابل مزدوران و جاسوسان آمريكا چون سدی محكم ايستاد و از حريم اسلام و قرآن حمايت می‌كرد.


اما مزدوران آمريكا كه ترور ياران امام را راه‌كاری برای قطع نهال نوپای انقلاب يافته بودند، بيستم شهريور 1360 يكی ديگر از چهره‌های درخشان آسمان معرفت و معنويت بود را در ليست جوخه‌های ترور خود قرار داد.


ساعت 13:45 دقيقه بعد از ظهر، پس از اتمام خطبه‌های نماز جمعه، مراسم نماز جمعه پايان گرفت. عده‌ای از مأمورين شهربانی كه عازم جبهه‌های نبرد حق عليه باطل بودند، از ايشان خواستند تا به طور انفرادی نماز بخوانند. تازه دو ركعت نماز را آغاز كرده بود كه منافقی كوردل، بازوی آيت‌الله مدنی را گرفت و نماز آقا را قطع كرد. در اين موقع اطرافيان به طرف مهاجم روی آوردند، ولی قبل از رسيدن آنها، وی ضامن نارنجكی را كه در لباسش مخفی كرده بود كشيد و نارنجك به طور وحشتناكی منفجر شد و بر اثر اين انفجار، انسانی وارسته، عبدی صالح، عارفی از خود گذشته و انسانی نمونه و الگو به لقای حق پيوست.


تلاش مردم و كوشش پزشكان سودی نبخشيد و امام جمعه تبريز همراه با سه شهيد به ملكوت عشق عروج كرد و بيش از پنجاه نمازگزار مؤمن زخمی، مجرح شدند.


به دنبال شهادت اين امام جمعه، آذربايجان در سوگ عارف و اصل به عزا نشست. در 21 شهريور، پيكر آن بزگوار باشكوه هر چه تمامتر در ميان اندوه فراوان مردم در تبريز و قم تشييع شد و در قم، در كنار حرم مطهر حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد.


گفته می‌شود شهادت اين عالم بزرگوار در سراسر ايران انعكاس وسيعی داشت. پيام مراجع، فقها، علما، شخصيت‌های مملكتی، تشكيل مجالس يادبود، ارسال پيام‌ها از سراسر مملكت به محضر امام خمينی، از جمله اقدامات مردم انقلابی ايران اسلامی برای بزرگداشت مقام اين شهيد بزرگوار بود.

captcha