|
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، آئين رونمايی از رمان «سنگ سلام»، تازهترين رمان محمدرضا بايرامی در حوزه نوجوان، عصر روز گذشته، 27 مهرماه در محل بنياد ادبيات داستانی ايرانيان با حضور رضا اميرخانی، احمد دهقان، حسين فتاحی، محمدرضا بايرامی و جمعی از نويسندگان و دوستداران ادبيات برگزار شد.
ثبات قدم؛ نشانه بارز بايرامی
در ادامه اين نشست، احمد دهقان با بيان اينكه بايرامی از تأثيرگذارترين نويسندگان فعلی ايران است، اظهار كرد: اگر بخواهيم چند نويسنده تأثيرگذار معاصر كشور را نام ببريم، يكی از آنها محمدرضا بايرامی است.
اين نويسنده سپس به مشخصههای بايرامی در زمينه نوشتن اشاره كرد و مهمترين شاخصه بايرامی در نگارش را ثابت قدم بودن او دانست و ادامه داد: بايرامی در نوشتن بسيار ثابتقدم است و در دو راه يعنی نوشتن درباره جنگ و رمان غيرجنگی كه عمدتاً روستايی است، قدم برداشته و به جای ديگر سرك نكشيده كه همين ثبات قدم او را موفق كرده است.
بايرامی از تأثيرگذارترين نويسندگان معاصر
دهقان با بيان اينكه هر رمانی كه بايرامی مینويسد، حرفی برای گفتن دارد، ادامه داد: بايرامی در طول نوشتن هيچگاه راه خود را به پيچ و خم كج نكرده است؛ اين در حالی است كه شايد يكی از بزرگترين ايرادهای نويسندگان ما اين باشد كه زياد از اين شاخه به آن شاخه میپرند، ولی برعكس آثار بايرامی شاخهای كه انتخاب كرده را رها نكرد و به خاطر ثابتقدمی روز به روز مهمتر میشود.
او در ادامه در رابطه با فرم داستانی در آثار بايرامی نيز گفت: كسی كه اولينبار كتاب بايرامی را ورق میزند، گمان میكند كه او قصد دارد فرم داستانی را به رخ بكشد. اما او داستانش را در يك سطح خاص نمینويسد، بلكه داستانش لايه لايه است و عمق دارد. به همين خاطر هر كدام از ما میتوانيم در رابطه با مضمونهای مختلف آثار او حرف بزنيم.
رمان سنگ سلام؛ چند لايه و حكمتآميز
دهقان با بيان اينكه در كتابهای بايرامی گاه به جملات حكمتآميز برمیخوريم، اظهار كرد: بايرامی از سالها پيش سعی كرده كارهايش عمق داشته باشد و كتاب «سنگ سلام» كه امروز رونمايی میشود، يكی از عميقترين كتابهای اوست. در اين كتاب فرم كاملاً در اختيار مضامين قرار میگيرد و داستان چندلايه شده است.
رضا اميرخانی سخنران ديگر اين مراسم بود كه به ايراد سخن پرداخت و سخنان خود را با يك خاطره آغاز كرد. وی با اشاره به آخرين مراسم رونمايی از كتاب بايرامی كه او در آن حضور داشته، اظهار كرد: در آن مراسم آنقدر از رمان تعريف كردم كه فردای رونمايی، كتاب را توقيف كردند و اين هم رانت رفاقت ما بود كه به بايرامی رسيد و به همين دليل امروز خيلی از اثر او تعريف نمیكنم.
رانت رفاقت ما با بايرامی، توقيف اثرش بود
وی همچنين درباره رمان «سنگ سلام» گفت: عنوان اين كتاب را من و بايرامی و در يك لحظه به دست آورديم، آن هم زمانی بود كه به يك سفر فرهنگی و برای پخش كتاب به روستاهای اطراف استان كهكيلويه و بويراحمد رفته بوديم. در آنجا بود كه به يكباره به پديده «سنگِ سلام» برخورديم، اما من تنها توانستم يك خط درباره آن بنويسم كه چيز به درد بخوری هم نبود، ولی بايرامی از آن يك رمان درآورد.
اين نويسنده افزود: در كل سفری كه ما به استان كهكيلويه و بويراحمد داشتيم، من تنها توصيفاتی را كه مشاهده كردم، نوشتم كه با چيزی كه بايرامی ديده، خيلی متفاوت است. بيشترين حجم متنی كه من از آن منطقه نوشتم، كوتاه و يك خطی بود و به موضوعات سطحی پرداختم. در آن سفر من به تفاوتهای اتومبيلهايمان در آن سفر، دعوای بر سر سهام عدالت و كمر يكی از روستائيانی كه برای همين موضوع زخمی شده بود پرداختم، اما بايرامی با نگاهی كاملاً متفاوت آن سفر را به رمان تبديل كرد.
اميرخانی با بيان اينكه دستمايه افراد از يك سفر همراه با هم يكسان نيست، اظهار كرد: سفرها میتوانند دستمايه نوشتن رمان شوند و در «سنگ سلام» اين اتفاق افتاده است؛ اما نوشتههای دو نفر از يك سفر نمیتواند مانند هم باشد.
وی در ادامه با بيان اينكه رمان «سنگ سلام» به شدت داستانی امروزی و معاصر است، مانند بقيه آثار بايرامی، عنوان كرد: ديدن گوسفند، سگ گله و روستا باعث نمیشود كه از روزگار امروزی در رمان بايرامی دور شويم. روستاهای او شعاری نيست. بايرامی روستا را به مدينه فاضلهای مقابل شهر تبديل نمیكند و فضای روستای او به انسان امروز میپردازد.
«قرار بود زائر باشيم، اما راهنمای دزدان شديم»؛ كليدیترين جمله رمان
اميرخانی كليدیترين جمله رمان كه در پايان كتاب است را جمله «قرار بود زائر باشيم، اما راهنمای دزدان شديم»، ادامه داد: در رمان «كوه مرا را صدا زد» بايرامی، برای اولينبار با يك رمان روستايی كه از نوع آثار معاصر چپ نيست، مواجه میشويم.
حسين فتاحی، نويسنده در اين مراسم درباره تازهترين رمان منتشر شده اين نويسنده، به تفاوتهای اين رمان با ديگر رمانهای بايرامی اشاره كرد و گفت: معمولاً وقتی رمانی نوشته میشود، به واسطه شخصيتها مضامين باز میشود و كل رمانهای دنيا همينگونه است، اما در دو، سه كار اخير بايرامی به ويژه «سنگ سلامی» كه ما میبينيم كه ماجراها خيلی ساده شروع میشوند، ولی وقتی داستان به جلو میرود، به دنياهای فرعی برمیخوريم كه اتفاقاً آنها مضامين را باز میكنند.
نوشتن معمولاً بدون نقشه نيست، اما گاهی بدون نقشه پيش میرود
اين نويسنده ادامه داد: به نظر میرسد در «سنگ سلام» با فرم تازهای از ساختار نوشتن رمان مواجه هستيم. خلاصه داستان رمان خيلی ساده است، ولی چيزی كه ما را به مضمون اصلی مورد نظر رهنمود میكند، دنياهای حاشيهای است. فكر میكنم بايرامی در اين رمان خيلی به فنون تازه نزديك شده است كه اين فرم در ديگر رمانها كمتر ديده شده است، به خاطر همين به او تبريك میگويم.
در پايان مراسم، محمدرضا بايرامی نيز در سخنانی گفت: قرار بود اين رمان در زمان نمايشگاه كتاب رونمايی شود و دوست داشتم در آن زمان در رابطه با اين كتاب زياد صحبت كنم، چون فكر میكردم در رابطه با آن خيلی حرف دارم، اما الآن فكر میكنم هيچ حرفی ندارم كه بزنم.
او سپس درباره رمان «سنگ سلام» گفت: شمای كلی داستان اين است كه يك عده به سفری میروند كه زيارتی است، اما هرگز نمیرسند، چون راهنمای آنها به دلايلی جا مانده است. كل داستان اين است كه همين موقع نوشتن آن قدر پهلو باز كرد كه آرام آرام خودم هم به ترس میافتادم كه چرا كار اينگونه میشود.
بايرامی سپس گفت: در نوشتن گاهی اتفاقاتی میافتد كه ناخودآگاه روی میدهد و خود آدم از قبل برای آنها هيچ نقشه و نظری ندارد.
در پايان اين مراسم نيز از رمان «سنگ سلام» رونمايی شد.