
حجتالاسلام محمدرضا محمدیپیام، عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از همدان، گفت: هدف از وحدت بین حوزه و دانشگاه رفع موانع پیشرو از جامعه برای رسیدن به تکامل الهی است، حوزه و دانشگاه دارای تاریخچه بسیار متفاوتی هستند و حوزه از زمان اهل بیت(ع) شکل گرفته است و در سالهای بعد توسط شیخ مفید در بغداد دایر شد.
وی افزود: بعدها افرادی همچون مرحوم سیدمرتضی علمالهدی و برخی از شاگردان وی همچون شیخ طوسی و بعد از وی خواجه نصیرالدین طوسی از حوزه علمیه بغداد رشد و نمو پیدا کردند.
حجتالاسلام محمدیپیام اضافه کرد: دانشگاه را از دو منظر متفاوت میتوان مورد بررسی قرار داد یکی اینکه در گسترش علم در جهان و ایران چه جایگاه و نقشی داشته و اتفاقات قرن اخیر قبل از پیدایش اسلام رخ داده یا بعد از آن و این مسئله را به دقت مورد بررسی قرار داد.
دانشگاه محل کسب و ترویج علم در مکتب انبیاء است
وی ادامه داد: دانشگاه محل کسب و ترویج علم در مکتب انبیاء است بهطوری که حضرت ابراهیم(ع) زمانی که به کشور مصر سفر میکند برخی از علوم را در آنجا ایجاد و به آنها آموزش میدهد و دلیل اینکه از گذشتههای دور مصریان به علوم متفاوت و دانشهای قدیمی شهرت و علاقه داشتهاند به دلیل آموزشهای حضرت ابراهیم(ع) بوده است.
این مقام مسئول ادامه داد: چند هزار سال بعد حضرت موسی(ع) نیز که در مصر برانگیخته میشود به این علوم تبحر داشته و سندهای تاریخی گواه علم ذاتی و وحیانی انبیاء بوده است که البته به غیر از وحی الهی علوم اکتسابی نیز توسط انبیاء آموزش داده میشد.
عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر اظهار کرد: همه انبیاء از آدم تا خاتم به علوم الهی واقف بودهاند به گونهای که حضرت ادریس(ع) از نوادگان حضرت آدم(ع) همانطور که از معنی نامش نیز برمیآید مدرس بودند و به تعلیم معارف الهی میپرداختند و برخی از علوم مانند گیاهشناسی، زیستشناسی، طب و مباحث واجب زندگی را با دریافت از علوم وحیانی به مردم آموزش میدادند.
حجتالاسلام محمدی پیام درباره نحوه ایجاد دانشگاه در جهان نیز گفت: از زمان رنسانس یعنی از قرن 16 میلادی در غرب گرایش به علم ایجاد شد و سراسر اروپا و حتی آمریکا را هم تحت تأثیر قرار داد و به برکت کاوشهای علمی استعمارهای جدید رخ داد و از این طریق غربیان علوم جهان را گردآوری و ظهور و تولید یک مجموعه علمی مانند دانشگاه مطرح شد.
وی ابراز کرد: علاوه بر استعمار مناطق، کشورها و دانشگاهها نیز به کشورهای جهان سوم با هدف گزینش افراد، کسب اطلاعات و نیازهای کشورهای استعمارگر و اینکه چگونه برای کشورهای استعمارگر مصرفکننده ایجاد کنند وارد عمل شدند و افراد دانشجو را تربیت کردند تا سرسپردگیها و تکنولوژیهای غربی را ایجاد کنند زیرا در مواردی مانند ایجاد راه آهن و غیره نمیتوانستند افراد متخصص را در همه کشورها قرار دهند و از این جهت مجبور بودند دانشجویان را با این علوم و تکنولوژیها آموزش دهند تا راحت کار نمایند.
ایجاد دانشگاهها در اواخر دوره قاجاریه و اوایل دوره پهلوی
این مدرس دانشگاه در ادامه تصریح کرد: در ایران نیز دانشگاهها در اواخر دوره قاجاریه و اوایل دوره پهلوی روی کار آمد به طوری که در دوران قاجاریه توسط امیرکبیر و قائم مقام فراهانی در مقطعی دانشگاه و آموزشگاهی ایجاد شد که با وجود شرایط حاکم بر کشور و با کشتن امیرکبیر ناکام ماند.
وی افزود: در زمان پهلوی با سرسپردگی به انگلیسیها کشور ما کاملا در اختیار غرب قرار گرفت و پدیدهای با نام دانشگاه مسیحی با هدف ترویج افکار مسیحیت با هدف ضد اسلامی در اواخر دوره قاجاریه ایجاد شود و تا زمان قبل از انقلاب افکار مسیحیت در ایران ترویج میشد.
حجتالاسلام محمدیپیام در ادامه گفت: دانشگاه قبل از انقلاب در ایران دارای فضایی اسلامی و متعبد به دین نبوده و تحصیل کردگان اغلب ضد عقاید دینی و بیشتر دارای صاحبان جراید بودهاند که در عرصههای اجتماعی و فرهنگی زمام امور کشور را در دست گرفته و در دانشگاه نیز تدریس میکردند و افرادی همچون ایرج میرزاها و صادق هدایتها را به جامعه تزریق میکردند.
مهمترین هدف دانشگاهها انسانسازی است
وی بیان کرد: مهمترین هدف دانشگاهها انسانسازی است و این مسئله در دوره قبل از انقلاب به خصوص در زمان رضاخان نادیده گرفته میشده است و خروجی اینگونه دانشگاهها به نحوی میشود که جوان مجهز به سلاح علم دل برای جامعه و دین نمیسوزاند که این امر خطرناکی برای یک کشور اسلامی بوده است.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: با ظهور انقلاب و حضور افراد متخصص، دلسوز و اهل جانفشانی مانند شهید مفتح در سال 1360 انقلاب فرهنگی رخ میدهد و دانشگاهها به خاطر تحولات جدید تعطیل میشود در این شرایط امثال شهید مفتحها باید رسالت خود را انجام دهند و ساختار کهنه ضد اسلامی دانشگاهها را زیر سؤال میبردند. ساختار دانشگاه قبل از انقلاب به طور ضد دینی اما علمی بوده است که شهید مفتح این وفاق را با حوزه که دارای ساختار دینی و تقریبا علوم قدیمی بود تلفیق کرد.
حجتالاسلام محمدیپیام اظهار کرد: وحدت حوزه و دانشگاه به معنی تقابل این دو نهاد مهم و اثرگذار در جامعه نیست، بلکه باید هردو این نهاد با هم و در کنار هم بار سنگین علم و معرفت را از زمین برداند.
وحدت حوزه و دانشگاه برای رفع موانع حرکت موجساز کشور است
وی خاطرنشان کرد: وحدت حوزه و دانشگاه برای رفع موانع حرکت موجساز ملت لازم است و وقتی این اتفاق میافتد یکسری مسائل و منابعی که هم حوزه و هم دانشگاه قبول داشته باشد لازم میشود.
این استاد دانشگاه افزود: امثال شهید مفتح، شهید بهشتی و شهید مطهری که دانشجو را حرکت میدهند؛ به نقش هر دو نهاد حوزه و دانشگاه واقف بوده و قدر هر دو را میدانستند و نبض هر دو را در دست میگیرند.
وی تصریح کرد: استمرار حرکت شهید مفتحها یک روز شروع شده و سوال این است که چگونه ادامه پیدا میکند؟ ادامه این مسیر باید دو سویه باشد یعنی هم در حوزه و هم در دانشگاه به صورت یکنواخت و هماهنگ باشد که با یکدستی و هماهنگی صورت پذیرد.
حجتالاسلام محمدیپیام اظهار کرد: وحدت، مقصد و هدف را علم در جامعه برای مردم تببین میکند زیرا با تبیین علم، عمل هم نهادینه میشود، همانگونه که علامه جوادی آملی در مطلبی فرمودند: علم یا ناظر به فضل الهی است یا به قول الهی، حوزه قول الهی را بیان کرده و کاوش میکند و دانشگاه عمل خدا را؛ به تعریفی دیگر حوزه بیان میکند، خدا چه گفت و دانشگاه میگوید خدا چه کرد.
خودبرتربینی؛ آفت وحدت حوزه و دانشگاه
وی پیرامون آفتهایی وحدت حوزه و دانشگاه گفت: خودبرتربینی از مواردی است که ممکن است در بین دانشجویان و یا طلاب به وجود آید و گروهی خود را بر گروه دیگر برتر دانند. یکسویی نگری نیز از دیگر این آفتها است به طور مثال دانشجویان فقط علوم فیزیک، شیمی و علوم پایه را مهم و حیاتی بدانند و رشتههای علوم انسانی که از دیگر ملزومات زندگی بشر است را نفی کنند که این امر به طور بالعکس نیز رخ میدهد در صورتی که هر علم جایگاه و منزلت خاص خود را دارد.
حجتالاسلام محمدیپیام اظهار کرد: بیفایده دیدن یک بخش و تضعیف و کوچکبینی بخشی بر بخش دیگر نیز میتواند از آفتهایی موجود باشد به گونهای که در هر بخش و روستایی دانشگاه تأسیس شده است ولی بسیاری از شهرستانهای ما از نعمت حوزه علمیه بیبهره هستند.
هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی ملایر ادامه داد: ورود افراد کمظرفیت در بحث حوزه و دانشگاه نیز زمینهساز آفت بزرگی است، در این حوزه حضور افراد حلیم، بردبار، دانشمند و با حوصله که تحمل شنیدن مسائل مختلف از زوایای مختلف را داشته باشند ضروری است.
وی ادامه داد: ورود غیرکارشناسانه بر عرصه حوزه و دانشگاه، ادعاهای توخالی در تخصصهای هر حوزه و درک نکردن هدف نیز مؤثر است زیرا هر دو نهاد هدف مستقلی دارند و لازمه ورود به این حوزهها شناخت هدف و برنامههای این دو نهاد است.
این مقام مسئول در ادامه گفت: غرضورزی و ورود افراد غیر مهذب به این عرصه، افرادی که خود را نشناخته وارد این عرصه ساختهاند، همچنین خلط کردن هدف، تعبیر و تغییر ناصحیح از موضوع نیز به نوبه خود میتواند آفت بزرگی باشد؛ به طوری که گاهی اوقات گفته میشود در یک ساختمان هم حوزویان و هم دانشگاهیان با حضور یکدیگر به فعالیت بپردازند که این امر فقط کنار هم گذاردن آنهاست نه متحد شدن و همخوان بودن این دو نهاد اثرگذار در جامعه.