
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، در دیباچه این کتاب آمده است: بشر از دیرباز با خرافه دست به گریبان بوده است. در عصر حاضر نیز که آن را عصر اطلاعات و ارتباطات مینامند و هر روزه درهای جدیدی از علم و تکنولوژی باز میشود خرافه نه تنها از بین نرفته، بلکه حادتر و در قالبهای متنوعتری جلوهگر شده است.
در بخش دیگری از این دیباچه آمده است: این امر به مناطق عقب افتاده هم اختصاص ندارد، قلب تمدن جدید، یعنی اروپا نیز با این معضل دست به گریبان است. خرافه سمّی مهلک است که توان و انرژی را از آدمی میگیرد و او را به گرداب تاریکی و ظلمت میکشاند؛ بهگونهای که هر چه بیشتر تلاش میکند، بیشتر فرو خواهد رفت.
بهترین پادزهر برای این سمّ، مراجعه به ادیان الهی تحریف نشده است؛ زیرا انبیا و جانشینانشان برای بیان حقایق آمدهاند. آنان نوری هستند که همه جا را روشن میکنند و هیچگونه ابهامی باقی نمیگذارند؛ بنابراین، مبارزه با خرافه هیچگاه نباید مقطعی و سنتی باشد، بلکه باید دائمی و به روز باشد و این امر مسئولیت نهادهایی چون رسانه ملی را در خرافهزدایی بیشتر میکند. گام اول در این راه شناخت و معرفت به موارد خرافه است.
همچنین در پیشگفتار این کتاب آمده است: بشر از دیرباز در پی آن بوده است که کاستیها، کمبودها و آسیبهای حیات اجتماعی و فردی خویش را بهگونهای بزداید. به همین دلیل و برای دستیابی به این مهم، به تولید، گزینش و استفاده از روشهای گوناگون دست یازیده است و این پویش و کوشش همچنان ادامه دارد. زندگی و حیات آدمی از راههای گوناگون و بهوسیله عوامل مختلف، با آفتها دست به گریبان و آسیبپذیر میشود که چه بسا درمان پارهای از آنها پرهزینه، دشوار و گاهی ناممکن است. پارهای از این عاملهای آفتزا تنها به سیستم فیزیکی و جسمی انسان آسیب نمیرسانند، بلکه روح و روان آدمی را نیز مورد حملههای کشنده و ویرانگر قرار میدهند که هم برآیندهای منفی اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن خطرآفرین و سنگین است و هم راه درمان آن زمانبَر، پرسنگلاخ و نفسگیر است.
در بخش دیگری از این پیش گفتار تصریح شده است: خرافات انسان را از اندیشه و تعقل باز میدارد، خرد و منطق را در جامعه سست میکند، او را بهسوی خیالات و اوهام میکشاند و دچار عقبماندگی میکند و جامعه را نیز از رشد و ترقی و پویایی باز میدارد. ادیان الهی ـ پیش از دین خاتم ـ برای مبارزه با خرافات آمدند و با خرافات از بین رفتند. دین و خرافه همواره در کنار هم زندگی کردهاند و خرافه مانند انگلهای درون بدن، در درون دین قرار میگرفت و به آرامی آن را نابود میکرد تا اینکه پیامبر اکرم(ص) مبعوث شد، آن هم در شرایطی که زندگی عربها به دلیل نداشتن رهبر و فرهنگ صحیح و از سویی انتشار فساد و شیوع خرافات بهصورت زندگانی حیوانی در آمده بود.
در کتاب حاضر تلاش شده است برای خرافهزدایی راه کارهای مناسبی ارائه شود و در بخش آخر نیز رسانه ملی مورد توجه ویژه قرار گرفته است.
در فصل اول با عنوان کلیات زیر فصلهایی با عنوان معناشناسی لغوی «خرافه»، معناشناسی اصطلاحی «خرافه»، معناشناسی واژه اسطوره، اقسام خرافه و اقسام خرافه در جامعه ایرانی اشاره شده است.
دیدگاهها درباره ریشهها و علل پیدایش خرافه، علل و ریشههای پیدایش خرافه، گستره خرافات، آثار سوء خرافهگرایی و اهداف مروّجان و اشاعهدهندگان خرافات در فصل دوم با عنوان منشأ و ریشه پیدایش خرافه و موضوع درآمد در فصل سوم با عنوان اسلام و مبارزه با خرافه مطرح شده است.
در فصل چهارم با عنوان بررسی خرافات رایج در عصر حاضر به دو موضوع واقعیتهایی که گاه به خرافه کشیده میشوند و بررسی برخی از خرافات رایج در عصر حاضر پرداخته است و روش تشخیص خرافه از غیر آن، وظیفه عموم مسلمانان در مبارزه با خرافه، نقش دولت و حکومت در خرافهزدایی، نهادهای قانونگذار و خرافه، وظیفه قوه قضائیه و نیروی انتظامی، وزارت ارشاد و نقش آن در خرافهزدایی، وظایف مشترک مراکز تعلیم و تربیت و آموزشی مرتبط با مردم (اعم از مدارس، دانشگاهها، حوزه، صدا و سیما، مطبوعات و ...)، مسئولیت حوزههای علمیه در خرافهزدایی، دانشگاه و خرافهزدایی، مطبوعات و خرافهزدایی و تشکیل ستاد مبارزه با خرافات از موضوعات ذکر شده در فصل پنجم با عنوان راهکارهایی برای خرافهزدایی از چهره جامعه است.
در فصل ششم نیز با عنوان خرافات و رسانه موضوعاتی چون تأثیر رسانه بر فرهنگ و عقاید مردم، نمونههایی از ترویج خرافات در رسانه ملی، بایدها و نبایدها در برنامههای رسانه ملی، معرفی مراکزی برای مشاوره دینی و معرفی کتاب با موضوع خرافه و خرافهزدایی مطرح شده است.