
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، دکتر حسن بلخاری، عضو هیئت علمی فرهنگستان هنر شب گذشته، یکم بهمن در نخستین کنگره بینالمللی سیره نبوی در طب در مجتمع ولایت دانشگاه علوم پزشکی شیراز گفت: بر اساس آیه 59 سوره الانعام «وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ یَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ؛ و کلیدهاى غیب تنها نزد اوست جز او [کسى] آن را نمىداند و آنچه در خشکى و دریاست مىداند و هیچ برگى فرو نمىافتد مگر [اینکه] آن را مىداند و هیچ دانهاى در تاریکیهاى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن [ثبت] است»، جامعیتی در دین اسلام وجود دارد که یک شعار نیست، بلکه اسلام دینی است که برای همه مردم آمده است و منطقاً و عقلاً هم باید متکفل دنیای مردم باشد و هم آخرت.
وی بیان کرد: اسلام بهعنوان دین جامع متکفل تبیین جسم و روح است، به همین دلیل هیچ دستوری از دستورات اسلام نیست که مقدمهاش طهارت نباشد.
توجه به سلامت، ضرورت جامعیت اسلام است
استاد دانشکده هنر دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: جامعیت اسلام ایجاب میکند تن و سلامت آن را مقدس شمارد به همین دلیل فرمود العلم علمان؛ علم دو نوع است علم ادیان و علم ابدان.
بلخاری عنوان کرد: در دین مبین اسلام جسد در کنار روح قرار گرفت و این دین به همان اندازه که دغدغه آخرت انسان را دارد، به همان اندازه دغدغه تن را دارد.
عضو هیئت علمی فرهنگستان هنر، جهان مدرن را جهان تجزیه دانست و افزود: دین جهان ترکیب است و نگاه ترکیبی و وحدتگرا ایجاد میکند و در این نگره همه چیز به هم مربوط است، ظاهر مدخل ورود به باطن است.
در اسلام همه امور با هم نگریسته میشود
وی به معماری اسلامی اشاره کرد و گفت: در معماری پس از اسلام مشاهده میکنیم که نقوش معماری مسجد و حمام یکی است و این بهمعنای آن است که تطهیر بدن جدا از تطهیر روح نیست و شکل یکسان فضای معماری مسجد و حمام بیانگر این معناست که در اسلام امور با هم نگریسته میشود.
بخاری خاطرنشان کرد: آیا این دین که اینگونه به انسان مینگرد و تمامی حوائج و هستی انسان را جامع میداند و دنیا را مزرعه آخرت و تن را منزل روح میشمارد، میتواند فاقد بنمایههای پزشکی باشد؟ و طب نبوی نیز بر بنیاد چنین زمینهای شکل گرفت.
وی با تصریح اینکه زبان علم در تمدنهای مختلف، متفاوت است، گفت: در جهان امروزی انسانها بهدنبال مبانی نیستند و فقط مباحث را میخواند و دانش را با تمایز دین و فلسفه طلب میکنند.
بلخاری اضافه کرد: برخی میگویند زبان دین، صرفاً زبان شهود و عقلانیت است اما این غلط است؛ چراکه اگر تجربه در دین مهم نبود معنای کشتار پرندگان ابراهیم در احیای اموات بیمفهوم بود.
لزوم ایجاد ارتباط میان طب نبوی و طب ابنسینا
وی در ادامه با بیان اینکه کسانی آمدند از سیره نبوی مباحث پزشکی را استخراج کردند اما متأسفانه کارهای عمیقی صورت نگرفت و وارد روح تمدنی ما نشد، اظهار کرد: نیاز است جریانی بین قانون ابنسینا و طب نبوی ایجاد شود و در این صورت پزشکی ما با مبانی دینی ما انس خود را نشان میدهد.
بلخاری به برگزاری این کنگره اشاره کرد و گفت: موضوع این کنگره در احیای برخی از علوم مغفول مانده تمدن اسلامی که هم به غارت زمان رفت و هم به غارت برخی از عوامل مانند غربزدگی، مؤثر است.
عضو هیئت علمی فرهنگستان هنر با طرح این سؤال مبنی بر اینکه اگر نهضت عظیم ترجمه در تمدن اسلامی نبود، تجربه افرادی چون رازی و ابنسینا در تمدن اسلامی زمینههای لازم برای ظهور علم طب موجود کافی میبود یا خیر، افزود: در فلسفه پزشکی و در فلسفه فنون این بحث بسیار مهم است و بهنحوی پردهبرداری از توانمندی و یا عدم توانمندی اسلام و اندیشه اسلامی در تکفل بشری در ظاهر و باطن و ماده دارد.
به گفته بلخاری، از سال 263 تا سال 432 هجری کتابهایی تحت عنوان رسم الطبالنبی نوشته شد که اگر اینها وجود نداشت معلوم نبود که آیا تمدن اسلامی در علم طب سخنی برای گفتن دارد یا خیر.
وی با بیان اینکه اکثریت محققان در حوزه تاریخ پزشکی معتقدند که بدون هیچگونه تردیدی رشته طبی ما برگرفته از طب یونانی است، گفت: آنها معتقدند بقراط و جالینوس در طب ما حضوری مطلق داشتهاند که در این زمینه حذف جالینوس بهعنوان یک مرجع محال است گرچه رازی نیز کتابهای با ارزشی دارد اما حذف جالینوس و بقراط در تاریخ پزشکی اسلامی محال است؛ چراکه در بسیاری از موارد ابنسینا و رازی وامدار اینان است و این غیرقابل انکار است.