کد خبر: 1368834
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۸
گشتی تشریح کرد:

عوامل متنی پذیرش و رد روایات/ سیاق و زبان از نکات مهم در تحلیل حدیث است

گروه اجتماعی: معاون فرهنگی مدرسه علمیه بانوان ماهشهر ریشه‌یابی واژگان حدیث، توجه به زمان صدور، قرائن خارجی و زبان روایات را از جمله نکات مؤثر در تحلیل و بررسی روایات دانست.


رقیه گشتی، معاون فرهنگی مدرسه علمیه بانوان ماهشهر در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، در خصوص نحوه برخورد با احادیث گفت: گاه با روایتی برخورد می‌کنیم که نمی‌دانیم چقدر صحیح است و آیا سخن دین است یا خیر، به‌ویژه اینکه گاهی برخی از آن‌ها چندان مطابق عقل انسان هم نیستند. در اینگونه روایات، علما ابتدا متن روایت و سپس سند روایت (راویان آن) را بررسی می‌کنند.



وی ادامه داد: برای تحلیل سند در علم رجال و برای تحلیل متن در فقه الحدیث ضوابطی را بیان کرده‌اند. در علم رجال اگر همه راویان، عادل و امامی بودند و سلسله راویان متصل به معصوم(ع) باشد، حدیث «صحیح» نامیده می‌شود.



معاون فرهنگی مدرسه علمیه بانوان ماهشهر ادامه داد: اگر روایت متصل به معصوم(ع) باشد، راویان آن هم عادل و امامی باشند اما تصریح به عدالت برخی راویان نشده است، روایت «حسن» است. این گونه روایت اعتبار کمتری نسبت به روایت «صحیح» دارد.



وی افزود: اگر سند متصل باشد و راویان نیز عادل باشند اما یک یا چند راوی امامی نباشند در این صورت حدیث «موثق» است و اعتبار آن هم کمتر از «حسن» است. اگر روایت هیچ کدام از شروط (اتصال به معصوم(ع)، عدالت، حسن بودن و ... ) را نداشت در این صورت روایت ضعیف است.



عوامل زیادی ملاک پذیرش روایت و عمل به آن است



گشتی بیان کرد: عوامل زیادی ملاک پذیرش روایت و عمل به آن است؛ مثلاً روایت فردی که اسلام  دارد و عاقل و بالغ است و ایمان و عدالت و حافظه قوی دارد، پذیرفته می‌شود و این فرد باید روایت را با ذکر سند نقل کند و آن را تقطیع (تجزیه کردن) و نقل به معنی نکند.



این مدرس حوزه علمیه گفت: در متن نیز واژه‌ها باید مفهوم‌یابی شوند؛ مثلاً بحث قطع دست سارق که در حدیث آمده است و بسیاری بر اسلام خرده گرفته‌اند که اسلام دین خشونت است. اساساً این قطع دست پس از حصول شرایط تنها در ناحیه انگشتان دست صورت می‌گیرد. در زمان امام جواد(ع) مفهوم واژه «ید» در راویت بر اساس آیه «وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا؛ و مساجد ویژه خداست پس هیچ کس را با خدا مخوانید» (جن/18) مشخص شد که کف دست، قسمتی از ساعد است که در سجده بر روی زمین قرار می‌گیرد و نباید قطع شود. در حالی که برخی علما دست را تا مچ و برخی تا آرنج و بعضی تا کتف می‌دانند.



وی تصریح کرد: باید به ریشه واژه‌ها نیز توجه شود مثلاً حدیثی نقل می‌شود که در آن آمده است: «رایت ابی – صلوات الله علیه  و آله و سلم – و قد رعف بعد توضا دما سائلا فتواضا؛  پدرم را دیدم که پس از وضو گرفتن وقتی خون روانی از بینی او خارج می‌شد وضو می‌گرفت» این روایت خروج خون را عامل باطل شدن برای وضو نمی‌داند در حالی که این با سایر روایات و دیدگاه مشهور و حتی اجماع فقهی شیعه مخالف است. وقتی به ریشه توضّا نگاه می‌کنیم خواهیم دید وضوی مصطلح نیست بلکه به معنی شستن است. زیرا ریشه آن وضائت به معنای حسن است و به کسی که دستش را شسته و تمیز می‌کند می‌گویند: (وضاها: دستش را نیکو ساخت) در حالی که توضّا اصطلاحی از ریشه وضوء به معنی شستن اعضا به‌صورت خاص است.



گشتی افزود: علاوه بر این، باید به گوهر معنایی هم توجه شود. یعنی روایاتی داریم که دو مصداق مادی و معنوی هر دو بر آن‌ها قابل حمل است. مثلاً گفته می‌شود در روز قیامت میزان هست. این میزان یک مصداق دنیایی (ترازو ) دارد و علاوه بر این معنی دیگری دارد و آن وسیله سنجش است. در اینجا عقل می‌گوید باید معنی دوم را گرفت به این معنا که در قیامت معیار سنجشی هست که مسلماً باید از نوع انسان باشد که در اینجا مراد انسان کاملی همچون معصوم(ع) است.



معنی واژه‌ها در عصر صدور و زبان روایات مورد توجه قرار گیرد



این مدرس حوزه خاطرنشان کرد: باید به معنی واژه‌ها در عصر صدور نیز توجه شود. مثلاً آمده است فردی که چهل حدیث را حفظ کند در روز قیامت فقیه محشور می‌شود. فقیه، امروزه به عالم فقهی یعنی مجتهد می‌گویند ولی در عصر صدور روایت، به کسی که بصیر در دین باشد؛ اعم از فقه، احکام و عقیده و اخلاق،  فقیه گفته می‌شد. علاوه بر این باید ساختار جملات را نیز برسی کرد، مثلاً جمله «ان الله خلق آدم علی صورته» سبب شد برخی تصور کنند که ضمیر «ه» در کلمه «صورته» به الله بر می‌گردد و بنابراین، خدا صورتی همانند صورت انسان‌ها دارد در نتیجه همانند انسان جسم دارد. اما در واقع این ضمیر به آدم بر می‌گردد یعنی اینکه خداوند انسان را بر صورتی آفرید که با آن قبض روح می‌شود.



معاون فرهنگی مدرسه علمیه بانوان ماهشهر اظهار کرد: باید به زبان روایت هم توجه شود چون گاهی زبان روایات به‌صورت مجاز، تشبیه، استعاره، تمثیل و ... است. مثلاً در حدیثی آمده است: «لا صلاة لجار المسجد الا فی المسجد؛ برای همسایه مسجد، نماز جز در مسجد روا نیست»  اما در اینجا در واقع مجازگویی شده است و به خاطر ایجاز  واژه «کامله» بعد از صلاة حذف شده است، به این معنا که نماز کسی که همسایه مسجد است و می‌تواند در مسجد نماز بخواند، دارای کمال نیست وگرنه صحیح است.



وی افزود: همچنین مثلاً می‌گویند وقتی خداوند عقل را آفرید آن را به نطق درآورد و به او فرمود پیش بیا و عقل پیش آمد آنگاه فرمود عقب برو و عقل به عقب بازگشت (کافی ج1 ص10). این تصویری عجیب و دور از عقل است؛ اما ما زبان روایات را لحاظ می‌کنیم. علامه مجلسی بیان کرده است: گفت‌وگو کردن با عقل و پشت و رو کردن عقل از باب استعاره تمثیلی است تا نشان بدهد که محور تکالیف، کمالات و ترقیات عقل است.



گشتی با ارائه نمونه‌های دیگری‌ ادامه داد: حدیثی داریم که هرگاه مؤمنی از دنیا برود فرشتگان و بخش‌هایی از زمین که بر روی آن‌ها خدا را عبادت کرده برای او می‌گریند. اینجا ممکن است که گریه فرشتگان حقیقی باشد اما گریه زمین از باب مجاز و تمثیل است که در دو زبان فارسی و عربی امری معمول است یا در برخی از روایات آمده است که آسمان و زمین در شهادت امام حسین(ع) چهل شبانه روز گریسته‌اند (مناقب آل ابی طالب ج 2، ص 212) اینها نیز نماد، مجاز و تمثیل است.  



در روایات به سیاق آن‌ها توجه شود



این مدرس حوزه خاطرنشان کرد: البته گاهی باید در روایات به سیاق آن‌ها توجه کرد. به این معنا که باید به طرز جمله‌سازی آن‌ها توجه کرد. یعنی گاهی مفهوم واژه و ریشه و حتی قواعد ادبی هم راهگشاست بلکه باید به صدر و ذیل روایات نیز توجه کرد. مثلاً حدیث غدیر به رغم تواتر آن حتی نزد خود اهل سنت، به دلیل عدم توجه به صدر و ذیل آن معنایی که باید از آن دانسته شود فهمیده نشد و اهل سنت متأسفانه آن را به گونه دیگری معنی کردند.



وی ادامه داد: توجه به قرائن نیز برای رفع ابهام از روایت کمک زیادی می‌کند. اعتقاد ما این است که هرچه منتسب به خداوند است تناقض و تضاد در آن راه نخواهد داشت. اگر در جایی از روایات به تنافی با قرآن با سنت برخورد می‌کنیم اگر تأویل‌بردار نباشد مردود است یعنی از ائمه(ع) صادر نشده است و منشأ آن یا جعل است یا اشتباه راویان در نقل و کتابت.



گشتی با بیان اینکه مجموعه آیات و روایات نسبت به هم جنبه تفسیری و تبیینی دارند، افزود: مجموعه آن‌ها به منزله گفتار یک گوینده است که حق دارد در آغاز و یا وسط یا پایان گفتار خود با آوردن قرائنی مقصود خود را برساند. سرّ تفسیر آیات قرآن با یکدیگر نیز در همین است. مفاهیمی مانند مجمل و مبین و عام و خاص، مطلق و مقید، محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ و... بر همین اساس شکل گرفته است که بخش قابل توجهی از آن در اصول فقه مورد برسی قرار گرفته است.



وی اضافه کرد: مقصود از توجه به قرائن خارجی نیز همین نکته است؛ یعنی وقتی یک روایت را در هر یک از عرصه‌های دینی از نظر واژه و ساختار و سیاق و ... بررسی کردیم و به معنا و مفادی دست یافتیم نباید شتاب‌زده آن را مراد جدی ائمه(ع) بدانیم؛ بلکه لازم است در کنکاشی شایسته تمام آیات و روایات مرتبط را با آن موضوع را گردآوری کرده، آنگاه به دسته‌بندی آن‌ها پرداخته و پس از انجام مبانی فقه الحدیث در هریک از آن‌ها نتیجه نهایی را دنبال کنیم. اشتباهات متصوفه نیز از همین نکته سرچشمه می‌گیرد که روایات مربوط به نکوهش دنیا و محبت به آن و گرایش به زهد و ترغیب به آخرت را لحاظ کرده‌اند و از مابقی احادیث و آیات دست شسته‌اند.

captcha