کد خبر: 1382212
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۴

گفتمان دینی «علوم انسانی، امکان یا امتناع» در دانشگاه شیراز برگزار شد

گروه اندیشه: گفتمان دینی «علوم انسانی، امکان یا امتناع» شب گذشته، 11 اسفند با حضور اساتید دانشگاه‌های تهران و شیراز در دانشگاه شیراز برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از فارس، گفتمان دینی «علوم  انسانی، امکان یا امتناع» با حضور اساتید دانشگاه‌های تهران و شیراز شب گذشته، 11 اسفند در دانشگاه شیراز برگزار شد.

در این گفتمان، خسرو باقری، استاد دانشگاه تهران با اشاره به وجوه امتناع علم گفت:‌ یکی از وجوه امتناع علم دینی، تصور نادرست از آن است مثلاً اگر دین را یک ایدئولوژی فرض کنیم؛ ایدئولوژی یعنی یکسری باورهای قطعی که وجود دارد و نمی‌توان آن را پذیرفت.

وی افزود: ایدئولوژی همیشه ضد علم است حتی اگر دینی باشد؛ بنابراین اگر از دین یکسری ایدئولوژی بسازیم دیگر مبتنی بر علم نیست یا اگر دین را یک دایرةالمعارف بدانیم مثلاً اسلام یک چیز جامعی است که همه چیز در آن است در نتیجه ما باید فقط از آن موارد مختلف را استخراج کنیم که این هم باز علم دینی را ممتنع می‌کند چون تعریف از دین اشتباه است.

باقری گفت: حالت دیگری که دین را می‌تواند ممتنع کند این است که به آن حالت فرضیه‌ای اطلاق کنیم مثلاً آیات قرآن را فرضیه‌ای کنیم که این خود یک پارادوکس(تناقض) است زیرا وقتی آن را قبول داریم نمی‌توانیم آن را فرضیه قلمداد کنیم.

استاد دانشگاه تهران اظهار کرد: فرضیه علمی ممکن است قبول یا رد شود و نمی‌توان اسلام را فرضیه دانست زیرا قرآن کریم می‌فرماید که من قطعی و مسلم هستم پس بنابراین حالت فرضیه‌ای نیز رد می‌شود.

وی با بیان اینکه علم دینی در برخی از وجوه خود ممتنع است، گفت: این‌ها یا برخاسته از کج‌فهمی از علم است یا برخاسته از کج‌فهمی و بدفهمی نسبت به دین است اما با این حال همه این وجوه باید نقادی شود.

علم دینی در وجهی از زندگی ممکن می‌شود

باقری عنوان کرد: یک وجه زندگی دینی وجود دارد که در آن می‌تواند علم دینی ممکن باشد بدون آنکه گرفتار این مشکلات باشد.

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه تفکیک میان science(علم) و knowledge(دانش) ضروری است، گفت: در اینجا علم دینی به معنای science منظور است نه knowledge و دانش اسلامی قبلاً وجود داشته است مانند الهیات و غیره؛ علم دینی تجربی نیز تاکنون رؤیت نشده است و نمی‌توان گفت با تأسیس مؤسساتی مانند پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و... اتفاقات جدیدی رخ داده است.

وی با بیان اینکه علم فرهنگ نیست، گفت: برخی دچار این اشتباه می‌شویم که علم فرهنگ است در صورتی که این چنین نیست.

باقری تأکید کرد: حقیقت دین قدسی است، اما چه کسی به آن دسترسی دارد و تنها ما تلاش می‌کنیم آن را بشناسیم که این سعی آزمون و خطاست؛ بنابراین همانطور که ما دانش اسلامی داشتیم به همان اندازه نیز علم اسلامی نیز می‌توانیم داشته باشیم.

استاد دانشگاه تهران اظهار کرد: اساس این استدلال که چون دین قدسی است نمی‌توانیم بر اساس آن دانش یا علمی بیان کنیم اشتباه است و دلیل آن نیز تاریخ اسلام و تمام ادیان الهی است و تمام اینها کمابیش از درون‌مایه‌های دینی خود الهام گرفته‌اند و اگر در این الهام‌گیری که انجام می‌دهیم بتوانیم یک دریچه‌ای باز کنیم، می‌تواند بسیار مؤثر باشد.

امکان یا امتناع علم دینی

بنا بر این گزارش، سعید زاهد زاهدانی، استادیار دانشگاه شیراز و عضو کمیته‌ جامعه‌شناسی گروه علوم اجتماعی شورای برنامه‌ریزی آموزش عالی نیز در این گفتمان به بحث امکان یا امتناع علم دینی پرداخت و گفت:‌ عوامل متعددی برای هویت‌سازی در جهان اسلام وجود دارد که بحث علم دینی می‌تواند یکی از ابعاد آن باشد.

وی افزود:‌ در عالم تمدن‌های متعددی وجود داشته که تمدن جدید، از تمدن اسلامی جدا شد و یک تمدن سکولاری جدید ایجاد کرد.

زاهد زاهدانی گفت: می‌توانیم فرضیه‌ای طرح کنیم که علم دینی می‌تواند علم ارتقا یافته‌ای باشد یعنی وقتی با علوم انسانی مقایسه می‌کنیم از آن‌ها پیشرفته‌تر است و یا اینکه علم دینی در وجوه نظری و عملی می‌‌تواند با آن‌ها رقابت کند یا بالاتر باشد.

جایگاه نظام تکوین، تاریخ، جامعه و انسان در علوم انسانی

استادیار دانشگاه شیراز ابراز کرد: یک نظام تکوین، جهان و عالمی داریم که موجوداتی در حال زندگی در آن هستند؛ همچنین نظام تاریخی وجود دارد و تاریخ بشر را کسی نمی‌تواند انکار کند؛ یک نظام اجتماعی وجود دارد و انسان در این اجتماع زندگی می‌کند؛ لذا وقتی می‌گوییم علوم انسانی یا علوم اجتماعی در واقع با این 4 مفهوم نظام تکوین، تاریخ، جامعه و انسان تعامل داریم و ارتباطی میان این 4 عامل برقرار می‌کنیم.

وی افزود: این بدان معناست که تاریخ در نظام تکوین، اجتماع در تاریخ و انسان در اجتماع عمل می‌کند یعنی یک سلسله مراتب بین این 4 عالم وجود دارد.

زاهد زاهدانی اظهار کرد: علوم انسانی و اجتماعی در طی تاریخ و تکوین شکل می‌گیرد و هر کسی هر علمی ساخته است این سلسله مراتب در داخل آن وجود دارد؛ بنابراین اگر بخواهیم علوم اسلامی ـ انسانی را مورد بررسی قرار دهیم باید تکلیف آن را با این 4 عالم مشخص کنیم.

عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز گفت: در روش تحقیق وقتی می‌خواهیم نظام تکوین را تئوریزه کنیم، نظریه‌پردازی خردمندانه با استفاده از شواهد می‌کنیم. در مورد تاریخ نیز مطالعه اسنادی انجام می‌دهیم که این اسناد می‌تواند اسناد مکتوب و غیرمکتوب باشد. در مورد اجتماع نیز از شواهد عینی و ذهنی استفاده می‌کنیم و در نهایت در مورد انسان نیز همین‌گونه است و شواهد عینی و حسی در روش‌های تحقیق علوم انسانی اعم از دینی یا سکولار معتبر است.

وی در ادامه سخنان خود به مقایسه این عوامل در علوم دینی و سکولار پرداخت و اظهار کرد: در نظریه‌پردازی نظام سکولار، رشد علوم انسانی ـ اسلامی در نظام تکوین عمدتاً ملهم از داروینیسم هستند؛ تاریخ را بر اساس تخاصم طبقاتی یا تحول خردگرایی می‌بینند و اجتماع را مبتنی بر توافق اکثریت می‌دانند و هر پدیده‌ای را در جامعه می‌خواهند مورد بررسی قرار دهند بر اساس نظر اکثریت جامعه طرح می‌کنند و انسان نیز یک انسان خردمند، حیوان ناطق و اندیشمند است و این‌ها چیزهایی هستند که بر اساس آن علوم انسانی امروز شکل گرفته است اما زمانی که در جهان اسلام نگاه کنیم تفاوت‌هایی بین آن‌ها رخ می‌دهد؛ البته کلیات اولیه رعایت می‌شود.

در اسلام نظام تکوین بر اساس ربوبیت الهی تعریف می‌شود

زاهد زاهدانی اضافه کرد: در جهان اسلام نظام تکوین، بر اساس ربوبیت الهی و حاکمیت اراده الهی تعریف می‌شود؛ تاریخ بر اساس قرآن کریم، تحول بر اساس ارسال رسل و فعل صالحین و وجود پیامبرها تقسیم‌بندی می‌شود؛ اجتماع مبتنی بر باورها، افکار و رفتار امت و امامت است و نیز انسان خلیفه خدا بر روی زمین یا مظهر ظهور اسماء الهی است و اینها زمینه‌هایی است که علوم انسانی ـ اسلامی بر اساس آن شکل گرفته است.

وی گفت: در این زمینه نیز مکتب‌هایی به‌وجود آمده که اکنون در حوزه علمیه و دانشگاه‌ها این 3 مکتب وجود دارند و مؤسساتی نیز نظیر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، پژوهشکده باقرالعلوم(ع) و فرهنگستان علوم اسلامی تأسیس شده‌اند.

مرزی علوم انسانی و طبیعی

به گزارش ایکنا، بابک شمشیری، استادیار دانشگاه شیراز نیز در این گفتمان با بیان اینکه مرزی میان علوم انسانی و طبیعی وجود دارد، گفت: در علوم طبیعی بیشتر تأکید بر موضوع است و واژه fact (واقعیت) در این علوم بیشتر محوریت پیدا می‌کند البته به این معنا نیست که ذهن فاعل نقشی نداشته باشد ولی محوریت، واقعیت است و آن نقش اصلی را ایفا می‌کند.

وی افزود: در نگاه دینی نیز به‌گونه‌ای توصیه شده‌ایم که در حوزه علوم طبیعی به واقعیت نگاه کنیم و در حوزه علوم دینی تشویق شده‌ایم که بیشتر به واقعیت‌ها توجه کنیم اما در حوزه علوم انسانی اهمیت سوژه بیشتر می‌شود یعنی نقش فاعل در آن بیشتر است زیرا بسیاری از این موضوعات که به بحث می‌گذاریم واقعیت نیست بلکه انتزاع و فهم خود ماست.

شمشیری با بیان اینکه واقعیت جامعه یک وجود ذهنی است و حاصل برداشت و فهم خود ماست، گفت: به همین دلیل در حوزه علوم انسانی وابستگی به ذهن ما بیشتر شود؛ بنابراین ذهن ما می‌تواند از جاهای مختلف تأثیر بپذیرد و با نگاه‌های مختلف به مسائل گوناگون بپردازد.

عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز عنوان کرد: اگر علومی که ما می‌شناسیم، در طی تاریخ شکل گرفته است نمی‌توانیم این موضوعات را در یک فضای دربسته نگاه کنیم یعنی باید بررسی کنیم که علوم انسانی در طول تاریخ چگونه شکل گرفته است.

وی افزود: وقتی این نظریه‌ها را بررسی می‌کنیم آبشخورهای متعددی داشته است یعنی حتی باورهای فرهنگی فروید نیز تأثیر خود را داشته است؛ گرچه فروید انسان مذهبی نیست اما تأثیر خود را در این مقوله می‌گذارد و از طریق فرهنگ این کار را انجام می‌دهد؛ بنابراین وقتی نظریه‌های علوم انسانی را کالبدشکافی می‌کنیم می‌بینیم در این‌ها نیز چنین چیزی بوده است و پیش‌زمینه آن اندیشمند، خواه و ناخواه تأثیر را بر آن نظریه گذاشته است.

شمشیری با تأکید بر اینکه باید این پیش‌فرض را داشته باشیم که علوم انسانی جدای از فرهنگ و ارزش‌های فرهنگی نیست، گفت: از جهت دیگر بسیاری از نظریه‌ها متأثر از فلسفه هستند و فلسفه نیز بخشی از فرهنگ بشریت است و عرصه علوم انسانی نیز عرصه اندیشه و خردورزی است تا اینکه science (علم) باشد.

وی گفت: یکی از نقدهایی که می‌توان به علم دینی وارد کرد این است که خیلی از جاها مرزی می‌گذاریم که شاید نباشد و دین در تمام عرصه‌ها اثر خود را دارد، حتی در نگاه‌هایی مثل سکولار نیز دین خواه ناخواه تأثیر خود را داشته است.

تمیز دو مفهوم knowledge و science

بنا بر این گزارش، بیژن عبدالکریمی، فیلسوف و دانشیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال نیز در این گفتمان دینی باید در ابتدا دو مفهوم را از یکدیگر تمیز دهیم؛ زمانی علم مراد مطلق و معرفت است و این علم را knowledge گویند و زمانی می‌گوییم science است یعنی علوم تجربی جدید.

وی افزود: زمانی می‌گوییم علم مطلق دانایی است و زمانی علم مراد ما تحولی است که در 40 سال اخیر تحت عنوان science شکل گرفته است.

عبدالکریمی با اشاره به نسبت بین علم و دین اظهار کرد: دین در تمامی 4 مورد نظام تکوین، تاریخ، اجتماع و انسان حرف دارد اما آیا می‌توانیم یک نظام همه‌گیر بر مبنای اسلام، جانشین علوم تجربی جدید کنیم؟

وی تأکید کرد: چیزی از سنخ اقتصاد، روانشناسی و غیره اسلامی می‌توانیم داشته باشیم وگرنه در اینکه تمامی کتب مقدس، افسانه‌ها و اسطوره‌ها در مورد نظام تکوین، تاریخ، اجتماع و انسان حرفی برای گفتن دارند، شکی نیست.

عبدالکریمی گفت: اینکه نمی‌توان بین علوم تجربی جدید یک نظامی تأسیس کرد که به آن نظام علم دینی گویند، مسئله است وگرنه اینکه 4 مورد درباره علم دینی قطعی است و سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که مؤسساتی مانند پژوهشکده باقرالعلوم(ع)، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و ... قرار است چه کاری انجام دهند؟ آیا قرار است علم دینی تأسیس کنند؟

این استاد دانشگاه گفت: کتب مقدس نسبت به انسان یک گونه شناخت دارند و در فلسفه جدید نیز نگاه دیگری وجود دارد و بحث بر سر این است آیا می‌توانیم بر اساس داده‌های کتب مقدس تئوری علمی دهیم؟

وی ادامه داد: این مفهوم پارادوکسیکال است چون علم تجربی است اما اسلام حقیقت است نه تجربه؛ علم یک امر نقدی است اما دین انتقادی نیست؛ علم نسبی اما دین حقیقت مطلق است و علم دینی اسلامی یعنی علم قدسی یا غیرقدسی.

عبدالکریمی با تأکید بر اینکه دین و علم متعلق به دو مرتبه مختلف از آگاهی هستند، گفت:‌ دین مربوط به مرتبه حضور است و علم بشری مرتبه حصول است. دین در حوزه خودآگاهی است و این حوزه احکامی دارد که با احکام واقعیت‌ها دو حوزه کاملاً متفاوت است و ایجاد یک نظام معرفتی جدید به معنای این است که تاریخ بشر ورق بخورد، درست مثل زمانی که مدرنیته ظهور پیدا کرد.

وی گفت:‌ نقد ما نسبت به تمدن غربی این است که این تمدن همه چیز را حول انسان تعریف می‌کند و حقیقت متعالی دیگری دائرمدار عالم است نه انسان؛ لذا ادعای تأسیس علوم انسانی ـ اسلامی چیزی از این سنخ است یعنی بشرمحوری را در اوج خود می‌گذاریم و این عین سکولاریم، به نام دین است.

عبدالکریمی با بیان اینکه فهم دینی یعنی اعتقاد به یک حقیقت متعالی، گفت: بشر باید حد و حدود بشری خود را بفهمد؛ ما آزاد هستیم که بسیاری از کارها را انجام دهیم ولی هرکاری را نمی‌توانیم انجام دهیم.

captcha