
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، ابوالفضل بهرامپور، مفسر و مدرس تفسیر قرآن شب گذشته، 17 اسفند در درس تفسیر خود در مسجد زینبیه قم، با اشاره به آیه شریفه «وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ یَرَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِیعًا وَأَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ» گفت: انسان مومن هیچ محبوبی را بالاتر از خدا قرار نمیدهد که نمونهای از این انسانها در این عصر را باید در امام راحل(ره) دید.
وی افزود: امام راحل(ره) زمانی که فتوای ارتداد سلمان رشدی و اعدام او را صادر کردند عدهای از مسؤلان خدمت ایشان رسیدند و گفتند که این حکم شما با قوانین بینالمللی در تعارض است و به نوعی دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر است و اگر این کار را بکنیم محکوم میشویم؛ امام راحل(ره) فرمودند: الله اکبر؛ حق خداوند از همه اینها بالاتر است و این، حکم خداست و باید اجرا شود.
این استاد قرآن بیان کرد: قرآن میگوید که هر چه محبوب در زندگی دارید کنار بگذارید و خداوند را در بالاترین نقطه قرار داده و همه آنها را فدای محبوب اول کنید؛ داستان حضرت ابراهیم در قرآن کریم، مصداق همین مطلب است و ایشان به همین دلیل سرسلسله موحدان نام گرفتند.
شیطان همانند میکروب وارد انسان میشود
وی گفت: همین که یک مومن خواب شیرین شب را قربانی شیرینی عبادت خدا میکند در واقع اسماعیل وجودش را قربانی کرده است تا به محبوب اول و اصلی خود برسد؛ شیطان هم همیشه دامش را در مسیر همین محبوبهای ذاتی پهن میکند؛ شیطان هیچ وقت از راههای سخت نفوذ نمیکند بلکه همیشه از راه چشم و گوش و... نواحی حساس وارد شده و مثل میکروب، منتشر میشود.
بهرامپور یادآور شد: وقتی شیطان وارد شهر نفس انسانی میشود به دنبال محبوبهای این شهر میگردد ولی وقتی که محبوب بزرگ یعنی خداوند را در این شهر در بالاترین نقطه دید، خود و یاران خود را ناامید دیده و از این شهر فرار میکند چون این شهر، شهر مخلَصین است.
وی گفت: مخلَصین فتحه بالای مخلِص را گرفته تا با بالهای آن قلهها را فتح کنند؛ این فتحه همچون موتورهای موشکها و فضاپیماهایی است که با تمام قدرت انسان را فضای جاذبه زمین خارج کرده و در جاذبه فضایی قرار میدهد و او را از شر این جاذبه خلاص میکند.
محبوبهای صوری جای محبوب حقیقی را نگیرد
این مفسر قرآن کریم بیان کرد: تمام گرفتاریهای ما این است که خوشامدهای زندگی، برای ما هنوز مزه دارد؛ عارفی بود که به هندوانه علاقه داشت ولی به آن نمک میزد تا گرفتار شیرینی آن نشود؛ هیچ محبوبی نباید جای خدا را در قلب انسان بگیرد و هر رقیبی در این عرصه پیدا شود، انسان را از دایره مخلصین خارج خواهد کرد.
بهرامپور گفت: اگر نگاهی به تاریخ قرآن بیاندازیم مشاهده میکنیم که جایگاه ائمه اطهار(ع) کجاست و چرا کسی نباید از این مسئله تعجب کند که آدم(ع) به امام علی(ع) متوسل میشده است؟ کسانی که به این مطلب شک دارند باید به خود قرآن مراجعه کنند و مواجهه این دو ولی خدا را با موضوعی به نام بهشت و جهنم و مواجهه انسان با حکم خدا مشاهده کنند.
وی افزود: شیطان در حالی که حضرت آدم در سنی بین 30 و 40 سالگی در بهشت آفریده شد، به قصد فریب او به دنبال راهی گشت که او را به نوعی از خدا دور کند و از امر ولی خارج سازد؛ به همین جهت به دنبال محبوب اول قلب او رفت؛ او به آدم گفت که بهشت چگونه جایی است و آیا دوست داری که در بهشت بمانی؟ او هم گفت آری، چون بهشت را بسیار دوست داشت، شیطان به او گفت که اگر میخواهی در بهشت ماندگار شوی از این درختی که از آن منع شدهای تناول کن تا جاودان شوی، در این راه هم به آدم اطمینان خاطر داد.
چرا حضرت آدم به امام علی(ع) متوسل شد
بهرامپور عنوان کرد: حضرت آدم به دلیل اینکه بهشت را بسیار دوست داشت برای ماندن در آنجا حاضر شد که امر خدا را نادیده بگیرد و به حرف مخلوق گوش بدهد برای همین هم به سرعت از چشم خدا افتاد و به زمین فرو فرستاده شد؛ ولی اگر واکنش امام علی(ع) را نسبت به این محبوبها در مقابل خدا ببینیم متوجه میشویم که چرا عنوان میکنند که آدم نیز به ایشان متوسل شد.
بهشت امام علی(ع) قرار گرفتن در دایره ولایت الهی است
وی افزود: حضرت علی(ع) خطاب به خداوند فرمودند که من نمیگویم چون امام معصوم(ع) هستم باید مرا به بهشت ببری، ولی به من حق بده که بگویم که من میتوانم آتش جهنم را تاب بیاورم ولی فراغ و دوری تو را هرگز؛ پس اگر حتی در جهنم هم افکندی خودت را از من مگیر و به من نظر داشته باش چون من هر جا که باشم تنها تو را در نظر دارم و دیگر هیچ؛ وقتی که به من نظر داری، چه در جهنم باشم و یا چه بهشت؛ اینجاست که تفاوت مشخص میشود؛ در آن داستان نیز حضرت آدم باید به شیطان میگفت که برای من فرقی میان بهشت و جای دیگر نیست، آنجا برای من بهشت است که در دایره ولایت الهی باشم.
این استاد قرآن اظهار کرد: کهولتی که برای حضرت آدم ذکر شده است با کهولت فارسی متفاوت است زیرا در زبان قرآنی کهولت به سنی بین 30 تا 40 سالگی گفته میشود؛ چون تفاوت خاصی بین این کهولت با کهولتی که در فارسی گفته میشود دارد از آنجا که به عنوان مثال در ایران جشن چهرههای ماندگار را برگزار و از افرادی که از کهولت رنج میبرند تقدیر میکنند در حالی که باید این افراد در سنین جوانی و شادابیشان مورد توجه و تقدیر قرار میگرفتند.
وی گفت: خداوند در داستان حضرت ابراهیم اوج تربیت عرفانی را به نمایش میگذارد؛ ابراهیم نبی(ع) شیخالانبیا است چون وقتی که جبرییل بالای کوه ظاهر شد و نوای سبوحِ قدوس سر داد، او با این نوای الهی سراپا شور و عشق شد و گفت که نیمی از مالم از آن تو و اگر بار دیگر این نوا را سردهی نیم دیگر نیز از آن تو خواهد بود و اگر بار دیگر سر دهی کارگر تو خواهم شد؛ وقتی که داشت به وعدهاش عمل میکرد جبرئیل به او گفت که تو خود را به عنوان عبد وارسته و مخلص خدا ثابت کردی.
این استاد قرآن افزود: حضرت ابراهیم(ع) با یک تعارف قلبی نه زبانی محبوب مال را بخشید و در مرتبه بعد محبوب آزادی و جان را نیز تقدیم کرد؛ او محبوب قلبش یعنی فرزندش را نیز داد تا ثابت کند در راه عشق خدایی، محبوبی بالاتر از خدا نیست.
گذر از نفس؛ شرط استقبال صلحا و شهدا در هنگام مرگ
وی گفت: حضرت ابراهیم(ع) سرسلسله موحدان بشر است و هر چه خدا فرمود، گفت که به روی چشمم؛ اگر مثل حضرت ابراهیم همه محبوبهای قلبمان را فدای محبت خدا کردیم آن وقت در موقع مرگ همه انبیا و شهدا و علما و صلحا به استقبال ما خواهند آمد.
بهرامپور در خاتمه یادآورشد: در موقعی که امام حسین(ع) عزم سفر به کربلا کرد همه ایشان را نصیحت کردند و از این کار بازداشتند، از ابن عباس تا محمدحنفیه و...؛ همه عافیت را به ایشان در مقابل جهاد در راه خدا پیشنهاد دادند ولی ایشان وقتی به کربلا رسید نوای عرفانی ابدی و ازلی را شنید و برای فدا کردن همه محبوبها در مقابل محبوب اول آماده شد؛ در این مسیر تنها علیاکبر(ع) بود که ایشان را به این راه تصدیق کرد و امام(ع) نیز او را دعا کردند.