
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از فارس، استان فارس، سومین حرم اهل بیت(ع) به دلیل داشتن قریب یک هزار و 400 بقعه متبرکه به عنوان یکی از مأمنها و خاستگاه اهل بیت(ع) در ایران محسوب میشود. وجود بقعه بیش از 80 امامزاده بلافصل در شیراز خود گواهی بر این مدعاست.
در این گزارش به سراغ سومین حرم مطهر شهر مقدس شیراز رفته و نگاهی زندگینامه و تاریخچه ساخت بارگاه ملکوتی این حضرت میکنیم.
آرامگاه علیبن حمزه(ع)
شاید کمتر امامزادهای باشد که علمای انساب و بزرگان رجال تصریح به محل دفن او در مکان خاصی کرده باشند، درباره اکثر مزارهای مشهور ایران چند نقل قول وجود دارد و درباره حضرت علیبن حمزه بن موسیالکاظم(ع) اتفاق و اجماع علمای انساب بر این است که وی در مکان کنونی در شیراز آرمیده است.

بیشتر تاریخنویسان، حضرت علیبن حمزه(ع) را فرزند حمزه(ع) از فرزندان امام موسی کاظم(ع) دانستهاند. گویا آن حضرت با اهل خانواده در اثر ستم و جور حکومت عباسی به همراه تعدادی از نزدیکان خود در سال 220 هجری قمری به شیراز مهاجرت کردند.
روایت شده در آن زمان که بنی عباس به تعقیب علویون در تمام بلاد ایران پرداختند، حضرت علیبن حمزه(ع) به همراه تعدادی از نزدیکان خود برای یاری عموی خود حضرت امام رضا(ع) به شیراز آمده بود که جنگی میان عمال عباسی و یاران علی بن حمزه در منطقه ارژن نزدیک شیراز در گرفت و لشکر حاکم عباسی در فارس (قلتغ خان) شکست خورده و عقب نشستند.
عباسیون پس از تجدید قوا از تاریکی شب استفاده کرده و به حضرت و همراهانش حملهور شدند و همراهان حضرت در صحرا پراکنده شدند و برخی نیز شهید شدند.
حضرت علیبن حمزه(ع) که در این درگیری جراحات سختی برداشته بود، در یکی از غارهای کوه شمالی که در آن چشمه آبی نیز وجود داشت، به طور مخفیانه زندگی میکرد؛ گفته میشود این همان غاری است که بعدها «ابن باکویه» ـ عارف شهیر شیرازی ـ برای انزوای خود به یمن و برکت وجود مقدس حضرت علیبنحمزه(ع) به عنوان محل زندگی خود انتخاب کرده و امروزه به «باباکوهی» شهرت یافته است.

حضرت با فروش هیزم امرار معاش میکرد و روزی مأموران خلیفه او را از خالی که بر صورت داشت شناختند و گردنش را زدند و سرش را به بغداد فرستادند و جسد را در محل فعلی (بالای پل دروازه اصفهان) در شیراز دفن کردند.
نقل دیگری مینویسند پس از آنکه علی بن حمزه به شهادت رسید، حضرت به لطف الهی از جا برخاست و سر مبارکش را برداشت و به راه افتاد و پس از طی مسیری بر زمین افتاد و تا چند روز از لبانش جمله مقدس لا اله الاالله شنیده میشد و اکنون آستان مقدسش زیارتگاه و باب الحوائج حاجتمندان است.
حافظ شیرازی از زائران آن حضرت بوده و شعری در وصف حضرت به این مضمون سروده است:
سر آن کشته بنازم که پس از کشته شدن سر خود گیرد و اندر پی قاتل برود
مورخان مینویسند حضرت در سال ۱۹۰ هجری قمرمی در مدینه متولد شده و در سن ۳۰ سالگی در ۲۳ محرمالحرام سال ۲۲۰ هجری قمری در شیراز به شهادت رسید.
پدر حضرت در شهر ری مدفون است و حضرت شاه عبدالعظیم از زائران و علاقمندان حضرت حمزه(ع) است و به همین دلیل حضرت شاه عبدالعظیم را در کنار این بزرگوار به خاک سپردهاند.
محل دفن آن بزرگوار تا زمان امیرعضدالدوله دیلمی، بدون بارگاه بوده و گنبد به فراموشی سپرده شده بود. فاطمه خاتون، خواهر امیرعضدالدوله، ساختمانی بزرگ و گنبدی بلند بر سر قبر حضرت علیبن حمزه(ع) ساخت.
این آرامگاه در زمان دیلمیان به آرامگاه خانوادگی آنها اختصاص یافت و اولین حاکم از این خاندان که در آن مدفون شد، عمادالدوله بود.

در زمان صفویه و بعدها در دوران زندیه، بازسازیهایی گسترده بر روی آرامگاه انجام شد. کریمخان زند در جنوب آرامگاه، کاروانسرا و حمامی باشکوه، برای مسافران و زیارتکنندگان ساخت. این حمام و کاروانسرا تا اوایل قرن معاصر نیز موجود بود و در سال 1310 خورشیدی ویران شد.
در دوران قاجاریه و در سال 1239 هجری قمری، ساختمان آرامگاه بر اثر زمینلرزه با خاک یکسان شد؛ تا اینکه گنجی در روستای کت سروستان پیدا شد و از سوی حسینعلی میرزا فرمانفرما در سال 1260 هجری قمری خرج تعمیر و ساخت آرامگاه شد.

بنای کنونی
بنای کنونی امامزاده عبارت است از یک گنبد مدور به ارتفاع تقریبی 16 متر که سبک طاق مدور آن عیناً به قیصریه بازار لار شباهت دارد. دور تا دور بدنه طاق در فواصل معین کتیبههای کوچکی از خط کوفی تزیینی قرار گرفته است. سه شاهنشین در جهات شمال، جنوب و مشرق واقع شده و درب ورودی رو به مغرب باز میشود. محوطه امامزاده عبارت است از فضای نسبتاً بزرگی که درختان چنار کهنسال حاکی از آن است که لااقل از هفتصد سال پیش امامزداه مورد توجه مردم بوده است.

درب ورودی حیاط امامزاده نیز در سمت باختر قرار دارد که سردر آن فرو ریخته و تنها قسمت جزیی از گچبریهای آن باقی مانده است. این گچبریها یکی از نفیسترین آثار هنری قرن دهم هجری به شمار میرود. تناسب عجیب و خوش حالت اسلیمیها با نقوش بدیع و زنده و صحنههای جاندار نزاع شیر و آهو علاوه بر اینکه حاکی از چربدستی هنرمندان است به وضعی خیالانگیز مبین هیجانات و مظاهر روحی مردم در سواحل کویر است.

در ضلع دست راست ورودی اشعاری بر قطعه سنگی منقور است که نصب آن به دستور میرزا محمدحسین وزیر صورت گرفته و تاریخ آن معادل با مجموع حروف ابجدی این مصرع (بحمدالله دعای خیر حاصل) یعنی سنه 1074 است.
درب امامزاده نیز قدیمی است و در قسمت بالایی آن آیتی از قرآن به صورت برجسته نقر شده است. محوطهای که درب ورودی بدان منتهی میشود و به وسیله درب دیگری از حرم جدا شده عبارت از طاقی است که دارای اشکال هندسی است و گچبریهای بسیار زیبایی از سقف آن فرو ریخته و قسمتی نیز زیر گچکاریهای بعدی پنهان مانده است. در ضلع دست راست درب دو لنگهای خاتم کاری اطاقی است که آن هم از آثار دوران صفوی است.در وسط درب نوشته شده (عمل استاد علی بمان نجار 993) و دور تا دور قسمت بالایی چهارچوب با خط ثلث زیبایی اسامی دوازده امام کنده کاری شده است.

معجر چوبی از سه طرق منقش به کندهکاریهای برجسته است که به دستور شاه عباس بزرگ (994 - 1038) تهیه شده است. بر روی درب معجر با خط ثلث نوشته شده «کتبه الفقیر بماند علی فی السنه الف و سبع».
در ضلع دیگر معجر اشاعری حاکی از آنی که به دستور شاه عباس اول معجر تهیه شده نقر است و ماده تاریخ تهیه آن هم که در سنه 1007 است و چنین نوشته شده است:
چو فیضم لم یزلی است این، تو نیز تاریخش
اگر طلب کنی از (فیض لم یزل) دریاب
در دیوار غربی نیز گچبری زیبا و خوش خطی دیده میشود که نام استاد کار آن را چنین نقش کرده است: «عمل استاد شمسالدین عبدالحسین اصفهانی بنا».
گچبری جرزها یکی از شاهنشینهای داخل حرم نیز مؤید این است که قبل از پادشاهی شاه عباس کبیر گچبریها تهیه شده و بیت زیر تاریخ آن را اعلام میدارد.
به اهتمام همام الانام گشت تمام
به سال نهصد و پنجاه و سه به فتح و ظفر