
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، مراسم نخستین سالگرد ارتحال حضرت آیتالله العظمی سید عزالدین حسینیزنجانی،، 24 اردیبهشتماه با حضور آیات سیدحسین مرتضوی، شیخ مصطفی اشرفیشاهرودی، سیدمحمدعلی شیرازی، عبدالکریم حقیقتارسنجانی، سید عباس صالحی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حجج الاسلام و المسلمین جعفر رحیمی، امام جمعه ابهر و علی نهاوندی، مدیرکل صداوسیمای خراسان رضوی و چهرههای برجسته دینی، مسئولان کشوری و استانی و اقشار مختلف مردم به میزبانی بیت معظمٌ له در مسجد امام جعفر صادق(ع) مشهد برگزار شد.
در این مراسم، حجتالاسلام سیدمرتضی موسوینژاد، شاگرد آیتالله العظمی حسینیزنجانی سه عامل تأثیرپذیر در شخصیت انسان را وراثت، تربیت و محیط دانست و گفت: امور وراثت در شخصیت، ظاهر و خلق و خوی ما موثر است زیرا ما این امور را از پدر و مادر خود به ارث میبریم.
وی ادامه داد: اینکه ما اصرار داریم اجداد پیامبر(ص) همه از پاکان بودهاند، به همین خاطر است حضرت علی(ع) نیز در این خصوص خطاب به مالک اشتر میفرماید: «وقتی که زمام امور را به دست گرفتی کسانی را برای مناسِبَت انتخاب کن که اهل قیودات صالحه بوده و از خانوادههای خوب و دارای سوابق حسنه باشند».
موسوینژاد با اشاره به اینکه این موضوع بر اولاد ائمه(ع) هم تأثیرگذار است، افزود: برای مثال در مقایسه بین شخصیت حضرت ابوالفضل العباس(ع) و محمدحنفیه، که هر دو از فرزندان امیرالمومنین علی(ع) بودهاند این موضوع به وضوح مشخص است. مادر حضرت ابوالفضل العباس(ع)، ام البنین از قبیله کلابیه بود، این قبیله به شجاعت شهرت داشت. اما مادر محمدحنفیه، خوله حنفیه، یک زن عادی بود. در جنگ جمل، وقتی که هنگام تیرباران دشمن، محمد حنفیه به جلو رفت کمی ترسید که در این جا حضرت علی(ع) فرمودند: «تو این ترس را از مادرت به ارث بردهای».
وی در ادامه در رابطه با عامل دوم تأثیر پذیری شخصیت انسان با عنوان تربیت، گفت: این عامل از وراثت مهمتر است زیرا گاهی تربیت، اثر مثبت یا منفی وراثت را خنثی میکند. ما در طول تاریخ افرادی را داشتهایم که اگرچه دارای وراثت خوبی نبودهاند اما تربیت صحیحی داشتهاند، مانند معاویه ثانی که پدرش یزید و پدربزرگش معاویه بوده است. تربیت صحیح او باعث میشود که اعتراف صریحی نسبت به حقانیت حضرت علی(ع) داشته باشد، برای مصیبت سیدالشهداء(ع) اشک بریزد، از خلافت استعفا دهد و در نهایت به مرگ مشکوکی از دنیا برود.
شاگرد آیتالله العظمی حسینیزنجانی در رابطه با عامل سوم تأثیرپذیری شخصیت انسان، محیط، اظهار کرد: این مؤلفه شامل محیط زندگی، کار، تحصیل، رفاقت و ... میشود. چه بسا انسانهائی که در محیط خوب و پاکی به دنیا آمدهاند ولی به خاطر رفاقت و محیط بد از راه به در شدهاند و همین طور بالعکس.
وی در ادامه با اشاره به یکی از فرمایشات حضرت علی(ع)، ابراز کرد: «با اهل تقوی و حکمت نشست و برخاست کن، زیرا اگر جاهل باشی به تو چیزی یاد میدهند و اگر هم عالم باشی بر علمت میافزایند». متقابلاً ائمه(ع) در احادیث مختلف تأکید کردهاند که از معاشرت با افرادی که دلها را میمیرانند، بپرهیزیم.
این خطیب و سخنران مذهبی با اشاره به اینکه شخصیت ممتاز آیتالله العظمی حسینیزنجانی از هر سه موهبت الهی وراثت، تربیت و محیط به خوبی برخوردار بودهاند، اظهار کرد: اجداد و پدر ایشان از علمای بزرگ شهر زنجان بودهاند. پدر ایشان در دوران طلبگی نزد مرحوم شریعت اصفهانی و حاج سید کاظم، صاحب کتاب عروةالوثقی شاگردی کرده و معارف دینی را آموخته و با مرحوم آیتالله سید احمد خوانساری، هم مباحثه بودهاند.
موسوینژاد در رابطه با بعد عرفانی و فلسفی آیتالله زنجانی نیز بیان کرد: ایشان، هستی را از زاویه حکمت متعالیه یا مشاء نگاه نمیکردند اما بر هر دوی آنها مسلط بودند. همچنین با وجود تسلطشان بر اشعار مولوی، تأکید میکردند او خطاهائی از جمله مدح عایشه، مدح معاویه، کافر خواندن ابوطالب و ... داشته است لذا آیتالله تأکید داشتند که به او بگوئیم مولاهم و نه مولانا.
وی با اشاره به اینکه آیتالله العظمی حسینیزنجانی معتقد بودند که مطالب ابن عربی در تضاد با مکتب تشیع است، اظهار کرد: ایشان هم نزد امام خمینی(ره) و هم نزد علامه طباطبائی سه دوره فلسفه را گذرانده بودند اما هیچ گاه مجذوب مفاهیم این درس نشدند، این موضوع در آثار ایشان نیز مشهود است مانند بعضی از نقدهائی که ایشان به آثار ملاصدرا داشتهاند بنابراین این امر نشان دهنده عظمت علمی و آزاداندیشی آیتالله العظمی حسینی زنجانی است.
شاگرد آیتاللهالعظمی حسینیزنجانی در رابطه با بعد فقهی ایشان افزود: ایشان نزد آیتالله سید محمدحجت کوهکمری و آیتالله سیداحمد خوانساری شاگردی کردهاند و در فهم روایات نیز بینظیر بودند، آیتالله العظمی حسینیزنجانی از معدود فقهائی بودند که در رساله عملیهشان احکام حکومتی را بیان کردهاند.
وی در رابطه با بعد کلامی ایشان بیان کرد: این بعد آیتالله العظمی حسینیزنجانی در سه اثر ایشان یعنی؛ شرح خطبه حضرت زهرا(س)، شرح زیارت عاشورا و معیار شرک در قرآن متجلی است، همچنین در بعد تفسیری قرآن، تفسیری از سوره حمد تألیف کردهاند و در طول سالهای متمادی جلسه تفسیر ایشان هیچ گاه تعطیل نشد.
وی در رابطه با بعد اجتماعی آیتالله سید عزالدین حسینیزنجانی گفت: در این بعد میتوان به مبارزه آیتالله العظمی حسینیزنجانی با حکومت طاغوت اشاره کرد که باعث تبعید ایشان به شهر مشهد میشود، این عالم دینی با اخلاق، مهربان و بسیار گشادهرو بودند که همین عامل، باعث جذب جوانان و تشکلهای دانشجوئی به مباحث ایشان میشد.
موسوینژاد در رابطه با بعد مذهبی ایشان نیز اظهار کرد: ایشان همیشه در بیتشان عزای حسینی را اقامه میکردند و در روزهای جمعه به اصرار عرضه میداشتند: «هنگام عصر حتماً دعای سمات را بخوانید و ما را هم دعا کنید». آیتالله العظمی حسینی زنجانی معتقد بودند که ادعیه معصومین(ع) اقیانوس معارف آنهاست و مردم هنوز قدر ارزش آنها را درک نکردهاند.