کد خبر: 1453382
تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۷
با سخنرانی رجبی‌دوانی؛

دوره «جریان‌شناسی سیاسی تاریخ صدر اسلام» در مشهد به کار خود پایان داد

گروه اندیشه: دوره آموزشی جریان‌شناسی سیاسی تاریخ صدر اسلام‌ روز گذشته، اول مهر با حضور ‌محمدحسین رجبی‌دوانی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) در مشهد به‌کار خود پایان داد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، دوره آموزشی جریان‌شناسی سیاسی تاریخ صدر اسلام، ویژه زمان امامان صادق(ع) و کاظم(ع)‌ روز گذشته، اول مهرماه با حضور محمدحسین رجبی‌دوانی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) در محل مؤسسه خدمات مشاوره‌ای، جوانان و پژوهش‌های اجتماعی آستان قدس رضوی در مشهد به کار خود پایان داد.

محمدحسین رجبی‌دوانی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) در این نشست، با اشاره به طولانی بودن دوران امامت امام صادق(ع) گفت: در بین ائمه اطهار(ع)، تنها امام جعفر صادق(ع) بودند که دوران حیاتشان با حکومت بنی‌امیه و بنی‌عباس تقارن داشت.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) با بیان اینکه امام صادق(ع) در دوره خلافت هشام‌بن عبدالملک به امامت رسیدند، اظهار کرد: در این دوره قلمرو خلافت اسلامی به نهایت خود رسیده و حکومت بنی‌امیه رو به اضمحلال رفته بود.

وی با بیان اینکه پس از ولیدبن یزید حکومت بنی‌امیه میان خلفا و افراد مختلف به‌وسیله جنگ و خونریزی دست به دست شد، عنوان کرد: در این دوره افرادی چون هشام‌بن عبدالملک، با اقدامات خود زمینه‌های براندازی حکومت بنی‌امیه را فراهم کرده بودند، همچنین در این برهه زمانی، سرزمین خراسان مأمن خوبی برای ناراضیان از حکام وقت محسوب می‌شد بنابراین بسیاری از مبارزان در آنجا پناه گرفته بودند.

این پژوهشگر و کارشناس تاریخ اسلام با اشاره به فعالیت‌های ضد‌اموی در منطقه خراسان ابراز کرد: فرماندار خراسان هرچه با خلفای بنی‌امیه مکاتبه کرد که بنی‌عباس در این منطقه علیه شما فعالیت دارند، آن‌ها این موضوع را جدی نگرفتند و به دعواهای خود به خاطر کسب قدرت مشغول بودند و از آن طرف هم بنی‌عباس با سوء‌استفاده از نام اهل بیت(ع) دست به قیام می‌زدند و افراد خود را در 30 نقطه جهت فعالیت علیه امویان بسیج کرده بودند.

رجبی‌دوانی با بیان اینکه ابومسلم خراسانی و ابوسلمه خلّال بر روی کار آمدن عباسیان نقش داشتند، اظهار کرد: ابوسلمه، سمتش از ابومسلم بالاتر بود زیرا او رهبر دعوتگران به سمت حکومت عباسی بود و در این راستا قیام خود را از منطقه خراسان آغاز کرد.

وی افزود: او برای آغاز کار خود سه نامه یکی خطاب به امام جعفر صادق(ع)، عبدالله بن حسن نوه امام حسن(ع) و یکی از نوادگان امام سجاد(ع) نوشت، استدلال وی این بود که اگر فردی حاضر نشد برای قیام اقدامی کند به نفر بعد مراجعه کند، در ابتدای کار امام جعفر صادق‌(ع) مخالفت خود را اعلام داشت و نامه را سوزاند اما هنگامی‌که نامه به دست عبدالله‌بن حسن، نوه امام حسن مجتبی(ع) رسید او آن را بوسید و بر پیشانی خود خود قرار داد، و از آنجائی که این فرد نسبت به امام زمانش بی‌اعتقاد بود این اتفاق را به رخ ایشان کشید و به نوعی با آن نزد امام صادق(ع) فخرفروشی کرد، اما ایشان به وی پاسخ داد: «این قیام سر نخواهد گرفت».

عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) درباره علت عدم پذیرش پیشنهاد ابومسلم خلّال توسط امام صادق(ع) عنوان کرد: پیشنهاد آن‌ها با سیره اهل بیت(ع) در تعارض بود زیرا تصمیم داشتند به وسیله قتل و خونریزی پیشروی کنند و به حکومت برسند اما امام(ع) می‌خواستند که از طریق فتح دل‌ها به خلافت دست یابند.

پژوهشگر و کارشناس تاریخ اسلام با اشاره به سؤال یکی از یاران امام(ع) مبنی بر اینکه چرا قیام نمی‌کنید، اظهار کرد: امام صادق(ع) در جواب به 17 گوسفندی که در آن نزدیکی بودند اشاره کرده و فرمودند: «اگر من به تعداد همین گوسفندان یار داشتم حتماً قیام می‌کردم.»

رجبی‌دوانی با بیان اینکه از زمان امام سجاد(ع) به بعد کار و هدف ائمه اطهار(ع) ساختن افراد ولائی در جامعه بوده است، اظهار کرد: قطعاً شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی ما از اکثریت یاران ائمه اطهار(ع) برتر هستند زیرا این بزرگواران آرزوی داشتن چنین یاران فداکاری را در دوره خود داشتند.

وی در ادامه بیان کرد: در جنگی میان قوای ابومسلم خراسانی و لشکریان اموی در منطقه ذاب، لشکریان اموی شکست خورده و بدین ترتیب حکومت امویان پایان می‌یابد، عباسیان هنگامی که به قدرت رسیدند در خطابه‌هایشان در مسجد کوفه می‌گفتند که در طول تاریخ هیچ خلیفه‌ای به اندازه امام علی(ع) بر حق نبوده است.

وی دوران کشمکش میان عباسیان و امویان در زمان حیات امام صادق(ع) را فرصتی طلائی عنوان کرد و افزود: امام صادق(ع) در این دوران به خاطر ضعف حکومت بنی امیه و آغاز حکومت بنی‌عباس از فشار دستگاه‌های حکومتی در امان بودند، این موضوع باعث شد ایشان حلقه‌های درس و بحثی را تشکیل دهند، علاوه بر مباحث فقهی به مباحث کلامی نیز وارد شوند، در هر دو عرصه شاگردانی را تربیت کنند و آن‌ها هم در این زمینه‌ها با بزرگان فرق فکری و دینی مختلف مناظره می‌کردند.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع)، ابراز کرد: در زمان امام صادق(ع)، تشکل‌های سازمان یافته زمان امام محمدباقر(ع) گسترش یافت و ایشان نائب یا وکلائی را می‌فرستادند تا به کارهای پیروان اهل بیت(ع) رسیدگی کنند.

رجبی‌دوانی اظهار کرد: در سلسله عباسیان پس از ابوالعباس، منصور دوانیقی روی کار آمد که ورود او به عرصه خلافت بر ضد امام صادق(ع) رقم خورد، این موضوع را اهالی کوفه زودتر از هر جای دیگری فهمیدند و برخلاف آنچه تصور می‌شود کوفیان انسان‌هائی ترسو و بزدل بودند باید گفت آ‌ن‌ها انسان‌هایی آگاه و مطلع به رویدادهای سیاسی زمان خود بوده‌اند.

وی در ادامه افزود: عباسیان معتقد بودند از آنجائی که پیامبر(ص) فرزند پسری نداشته است باید خلافت و قدرت آن به برادر ایشان، عباس(جد ما)، می‌رسید اما این کار صورت نگرفته و خلافت از طریق فرزند دختری ایشان، حضرت فاطمه(س)، انتقال یافته است.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) با اشاره به جو خفقان دوره منصور دوانیقی اظهار کرد: بسیاری از نوادگان ائمه اطهار(ع) بدون تأیید امام زمان خود دست به قیام‌ها و حرکت‌هایی زدند که آنها را منصور دوانیقی سرکوب کرد، منصور در دوران حکومتش به کسی رحم نمی‌کرد او اموال مخالفان را مصادره و خود آنان را زندانی می‌کرد تا از طریق ایجاد رعب و وحشت بتواند در جامعه حکومت کند.

وی با اشاره به موضوع ظهور فرق اسلامی در عصر امام صادق(ع) ابراز کرد: یکی از موضوعاتی که در زمان حیات امام صادق(ع) آغاز و پس از شهادت ایشان ظاهر شد، مسئله ظهور فرقه‌های انحرافی در جامعه بود زیرا این فرقه‌ها باعث شد امامت از مسیر اصلی خودش منحرف شود، برای نمونه امام صادق(ع) فرزند جوانی داشت که نامش اسماعیل بود، او هنگامی که فوت می‌کند غلامش به نام مبارک، فرقه اسماعیلیه را ایجاد می‌کند که این تفکر تا الآن هم ادامه دارد.

وی با بیان اینکه منصور دوانیقی امام صادق(ع) را از طریق حاکم مدینه به شهادت رساند، تأکید کرد: هنگامی که ایشان به شهادت می‌رسند حکومت وقت دستور می‌دهد که دست نوشته‌های امام صادق(ع) را بررسی کند تا جانشین ایشان مشخص شود تا با اطلاع از نام جانشین، وی را به قتل برسانند، آن‌ها نامه‌ای را پیدا می کنند که در آن امام صادق(ع)، چند نفر من جمله خلفا را به عنوان وصی خود معرفی کرده بودند، بدین ترتیب از طرفی توطئه قتل امام هفتم خنثی می‌شود و از جهت دیگر ما شاهد فرقه‌سازی‌هائی در این دوره هستیم.

رجبی‌دوانی با بیان اینکه ما در طول تاریخ شاهد چنین خفقانی حتی در دوره بنی امیه نبوده‌ایم، عنوان کرد: پس از شناسائی امام هفتم توسط تعدادی از مؤمنان به وسیله پرسیدن سوال‌های خاص، امام کاظم(ع) به عنوان جانشین امام صادق(ع) مشخص می‌شوند، ما در این دوره شاهد بسط گسترده شبکه وکالت نمایندگان ایشان هستیم، این شبکه از خراسان تا مصر دارای گستردگی خاصی است که جریان خلافت اصلاً پی به وجود آن نبرده است.

وی همچنین اظهار کرد: پس از منصور دوانیقی فرزندش مهدی به حکومت می‌رسد اما دوام نمی‌آورد، پس از او موسی الهادی به حکومت رسید، در دوره او فشار بر علویان بسیار بود، برای نمونه او با یکی از نوادگان پیامبر(ص) در سرزمین فخ درگیر شد و فجیع‌ترین کشتارها پس از واقعه کربلا در آنجا صورت گرفته بود، موسی الهادی مسبب اصلی این ماجرا را امام کاظم(ع) می‌دانست و قصد داشت که ایشان را به شهادت برساند اما نتوانست، چون طی توطئه‌ای از حکومت کنار رفت و هارون به جای او به قدرت رسید.

عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین(ع) با اشاره به حضور علی ابن یقطین وزیر دربار هارون الرشید گفت: علی ابن یقطین از ارادتمندان به ساحت امام کاظم(ع) بود، او چند بار تصمیم داشت تا از کار خود استعفا دهد اما امام(ع) مانع او شدند زیرا بدون اینکه هارون الرشید به او شک داشته باشد کارهای شیعیان و ارادتمندان به ساحت اهل بیت(ع) را حل و فصل می‌کرد تا برایشان در دستگاه جور مشکلی پیش نیاید.

وی درباره علت شهادت امام کاظم(ع) اظهار کرد: هارون الرشید مدعی بود که جریان خلافت و امامت نمی‌تواند از طریق دختر رسول الله(ص) به فرزندان ایشان منتقل شود اما ایشان با استناد به آیات قرآن کریم و داستان حضرت مریم(س) و حضرت عیسی(ع) این کار را ممکن دانستند، از طرف دیگر عده‌ای از نزدیکان امام کاظم(ع)، که میانه خوبی با ایشان نداشتند به هارون الرشید گزارش دادند سیل وجوهات بسیاری از اطراف و اکناف دنیا به ایشان می‌رسد این موضوعات باعث شد تا او با خود بپندارد که اگر ایشان آزادانه زندگی کنند، حکومتش متزلزل خواهد شد بر همین اساس کمر بر قتل امام(ع) بست.

captcha