کد خبر: 1458846
تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۹۳ - ۰۹:۳۶
سنگری:

ادبیات ما مساوی با حافظ شده است/ اثرگیری ظاهر غزل‌های حافظ از قرآن

گروه ادب: ما هیچ شاعری در تاریخ ادبیات خود نمی‌شناسیم که به اندازه حافظ در جریان شعری و زایندگی شعری ما تأثیرگذار بوده باشد، ذهن، جان و اندیشه حافظ پیوسته با قرآن بوده و این‌گونه نبوده که فقط مضامین را از قرآن بگیرد، حتی شکل غزل او تحت تأثیر قرآن است.

محمدرضا سنگری، پژوهشگر شعر و ادب پارسی و عضو شورای مؤلفان کتب درسی در گفت‌‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از فارس، با یادآوری اینکه حافظ، حافظه ماست، گفت: تاریخ ادبیات، فرهنگ و به‌ویژه شعر ما چنان گره‌خوردگی با حافظ پیدا کرده است که گویی ادبیات ما مساوی با حافظ شده است.
وی افزود: ما هیچ شاعری در تاریخ ادبیات خود نمی‌شناسیم که به اندازه حافظ تأثیرگذار در جریان شعری و زایندگی شعری ما بوده باشد، یعنی بعد از قرن هشتم و عصر حافظ تا روزگار ما همه کسانی که مضمون‌ها، زیبایی‌ها، ظرافت‌ها و رندی‌های حافظ را در شعر شناخته‌اند از آن وام گرفته‌اند و این شاعر بزرگ مستقیم و غیرمسقتیم تأثیر خود را در شعر فارسی گذاشته و خواهد گذاشت.

حافظ، قله‌نشین شعر فارسی است
سنگری با بیان اینکه حافظ تنها شاعری است که هیچکس آن را انکار نکرده است، گفت: حافظ در واقع قله‌نشین شعر فارسی است با چند ویژگی که این ویژگی‌ها نیز در مجموعه ادبیات ما تسری پیدا کرده است.
این شاعر آیینی کشورمان با اشاره به اینکه نخستین ویژگی این است که حافظ بریده و گسسته از گذشته خود نبوده است، گفت: حافظ، مضمون‌های زیبای شاعران پیش از خود را گرفته و از آنها بهره‌گیری کرده، از خواجو، سلمان تا شاعران یکی دو قرن پیش از خود مانند سنایی و به‌ویژه شاعر بزرگ همشهری خود سعدی، همه را به بهترین شکل گرفته و به کمال رسانده است و این هنر بزرگی است که مضمون را از دیگران بگیریم اما آن را ارتقا بخشیم؛ لذا حافظ کمال‌بخش مضامین نسل‌های پیش از خود است و این امتیاز بزرگی است.

حافظ در سیر انفسی خود بسیار انسان موفقی بوده است
وی با اشاره به ویژگی دوم اشعار حافظ عنوان کرد: حافظ در درون خود و در سیر انفسی خود بسیار انسان موفقی بوده است، خود را خوب شناخته و کشف کرده و توانایی و ظرفیت‌های خود را فهمیده است؛ حضرت علی(ع) می‌‌فرمایند برای اثبات جهالت یک انسان همین بس که خود را نشاسند یعنی اگر کسی همه را بشناسد اما خود را نشاسد هیچ شناختی ندارد اما حافظ خودش را فهم، کشف و درک کرد و تمام ظرفیت‌های وجودی خود را استخراج کرد و شد حافظ.
سنگری ابراز کرد: نکته سوم پیوستگی حافظ به قرآن است و خودش می‌گوید «هر چه دارم همه از دولت قرآن دارم» و یا اینکه «عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ/ قرآن زبر بخوانی در چارده روایت» هر چند می‌گوید صرفاً دانستن و خواندن قرآن یاری‌گر نیست و باید عاشق باشیم که بتوانیم از آن بهره‌گیری کنیم.

شکل غزل حافظ نیز تحت تأثیر قرآن است
عضو شورای مؤلفین کتب درسی اضافه کرد: این مسئله نشان می‌دهد که کاملاً ذهن و جان و اندیشه حافظ پیوسته با قرآن بوده و این‌گونه نبود که فقط مضامین را از قرآن بگیرد حتی شکل غزل او تحت تأثیر قرآن است به‌عنوان مثال وقتی به آیات قرآن نگاه می‌کنیم برخی اوقات آیاتی که کنار هم هستند به نظر می‌رسد گسسته هستند به این مسئله می‌گویند «پاشان» و غزل حافظ همین‌گونه است یعنی ظاهر ابیات از هم گسسته است اما وقتی به ژرفای شعر نظر می‌کنیم یک پیوستگی مشاهده می‌کنیم و این تحت تأثیر قرآن است.
وی ادامه داد: به همین دلیل است که حافظ مانا شده است چون از ماناترین مسائل بهره گرفته است و آن اول قرآن و دوم شناخت عمومیت انسان در تاریخ است؛ یعنی دقت کرده که انسان چه دارد که زمان‌بردار و مکان‌بردار نیست.
سنگری با بیان اینکه حافظ انسان بی زمان و مکان را درک کرد و محصول این درک‌ها غزل‌هایش شده است، گفت: با اینکه تعداد غزل‌هایش اندک است و 500 غزل بیشتر ندارد اما این 500 غزل تاریخ را درنوردیده و جهان را فتح کرده و همه با آن مرتبط هستند و حافظ متعلق به جهانیان است.

captcha