
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، شجاعت که در فارسی از آن به دلیری تعبیر میشود، یکی از فضائل اخلاقی و هنجارهای پسندیده در حوزه رفتاری است که سر منشأ بسیاری از دستاوردهای فردی و اجتماعی است. از این رو همواره از شجاعان در تاریخ تجلیل شده و در هر کشور و سرزمین، داستانها و افسانههایی از شجاعان سینه به سینه روایت شده و میشود.
تأثیرگذاری این خصلت و خصیصه در زندگی فردی بهویژه اجتماعی ملتها تا آن اندازه است که حتی میتوان گفت در کنار زبان و نژاد و مذهب، زندگی شجاعان است که هویت فرهنگی ملتی را شکل میبخشد و به آن جایگاه استقلالی میبخشد.
از اینرو عنصر شجاعت مردان تاریخی هر ملتی، بنیاد هویتی آنرا شکل میبخشد و اصولاً عصر طلایی هر ملتی نیز ناظر به دوره شجاعان است که افتخار ملی و عزت میهنی برای جوامع پدید آوردهاند.
شجاعت از صفتهای پسندیده در انسان
شجاعت یکی از صفات بسیار پسندیده در انسان است و از کمالات انسانی بهشمار میرود و از این صفت نیکو باید بهدرستی استفاده کرد و آنرا در جهت صحیح بهکار گرفت و با آقتهایی که آنان را زشت جلوه میدهد، مبارزه کرد.
آفتهای شجاعت
آفات متعددی صفات شجاعت را تهدید میکند از جمله امام علی(ع) فرمود آفت شجاعت فروگذاشتن احتیاط است. امام عسگری(ع) نیز فرمود شجاعت اندازهای دارد که اگر از آن بالاتر رود بیباکی است.
یکی از آن آفتها ستم کردن است یعنی انسانی که با شجاعتش به فرد یا جامعه ظلم کند وحقوقی را تضییع کند. از آن اندازهای که برای شجاعت است تعدی و تجاوز کند در واقع شجاعت خود را ضایع کرده است. واقعیت این است که دستیابی به اهداف از راه پایمال کردن حقوق دیگران نه تنها پیروزی محسوب نمیشود، بلکه علیرغم دست آوردهای ناچیز مادی و دنیوی شکستی بزرگ محسوب میشود. چون آلوده شدن به ستم در دنیا آثار ناگواری نظیر کوتاهی عمر و در آخرت حسرت و پشیمانی به بار میآورد. حضرت علی(ع) میفرماید: «ظلم و سرکشی سبب شکست و زمینگیر شدن مردان و نزدیکی مرگ و کوتاهی عمر انسان میشود».
آثار شجاعت از نگاه قرآن
خداوند متعال در آیه 177 سوره بقره میفرماید: «لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ».
خداوند در این ایه فرموده است: «نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید بلکه نیکى آن است که کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانى] و پیامبران ایمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و گدایان و در [راه آزاد کردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زکات را بدهد و آنان که چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زیان و به هنگام جنگ شکیبایانند آنانند کسانىکه راست گفتهاند و آنان همان پرهیزگارانند».
انسانهای شجاع در میدان کارزار و جنگ، به سبب صداقتی که دارند رفتاری بسیار سالم دارند و به چیزی که میگویند عمل میکنند. به سخن دیگر میان گفتار و عمل ایشان هماهنگی است و به خود اجازه نمیدهند سخنی بگویند و برخلاف آن عمل کنند. از اینرو، اهل نفاق و دورویی نیستند و به سبب باورهای خویش به آخرت و معاد و اینکه شهید زنده و جاودان است و از روزی خاص در نزد خداوند بهره میگیرد، شجاعان و در میادین نبرد ظاهر میشوند و کارزار میکنند.
کارکردهای شجاعت
خداوند متعال در آیه 258 بقره، 80 و 81 انعام، 41 تا 46 مریم(س)، 51 تا 68 انبیا، 102 و 103 صافات به مسئله شجاعت اشاره دارد چنانکه خداوند متعال در آیه 258 بقره در رابطه با شجاعت حضرت ابراهیم(ع) فرموده است: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِی حَآجَّ إِبْرَاهِیمَ فِی رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْکَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَیُمِیتُ قَالَ أَنَا أُحْیِی وَأُمِیتُ قَالَ إِبْرَاهِیمُ فَإِنَّ اللّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ؛ آیا از (حال) آن کس که چون خدا به او پادشاهى داده بود (و بدان مىنازید، و) در باره پروردگار خود با ابراهیم محاجّه (مى)کرد، خبر نیافتى؟ آنگاه که ابراهیم گفت (پروردگار من همان کسى است که زنده مىکند و مىمیراند.) گفت (من (هم) زنده مىکنم و (هم) مىمیرانم) ابراهیم گفت (خدا(ى من) خورشید را از خاور برمىآورد، تو آنرا از باختر برآور.) پس آن کس که کفر ورزیده بود مبهوت ماند و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمىکند».
همچنین، در آیات 80 و 81 انعام آمده است: «وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّی فِی اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاَّ أَن یَشَاءَ رَبِّی شَیْئًا وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَکَّرُونَ(80) وَکَیْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَکْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطَانًا فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ».
مراتب و انواع ظلم
البته ظلم مراتب و انواعی دارد و میزان زشتی آنها با همدیگر فرق میکند. به عبارت دیگر همانگونه که کارهای نیک از نظر اهمیت با یکدیگر فرق دارد و برخی خوب و برخی خوبتر و خوبترین خوانده میشوند، به همین ترتیب کارهای زشت و نامناسب نیز در بدی با هم فرق دارند.
امام علی(ع) ظلم را دارای انواعی میداند و برای ظالمترین اشخاص و بدترین نوع از ستمها نشانههایی ذکر میکند. ایشان میفرمایند: «ستمگرترین مردم آنانی هستند که به کسانیکه در حق آنها عدل و انصاف را رعایت میکنند ستم روا دارند و بدترین نوع ستم آن است که در بهجای آوردن حقوق الهی کوتاهی کنی و آن حقوقی را که خدا به گردن تو نهاده است به جای نیاوری».
ظلم و ستم آثار زیانبار فردی و اجتماعی فراوانی دارد از جمله افزایش عداوت و کینه، کوتاهی عمر، برداشتن برکت از زندگی، تبدیل شیرینی و شادابی و نشاط دوران زندگی به تلخی و غصه و حسرت، تباه کردن دلها، هلاکت و نابودی انسان و عذاب دردناک در آخرت اما از همه مهمتر آنکه ظلم آفت شجاعت است.