کد خبر: 4369492
تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۴
عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان بیان کرد

صلح امام حسن(ع)؛ مدیریت بحران برای حفظ سرمایه‌های اسلام

صلح، عقب‌نشینی استراتژیک و راهبردی نبوده است. هرچند عقب‌نشینی تاکتیکی در جنگ و هر نوع رویارویی با دشمن امری طبیعی است، اما امام حسن(ع) عقب‌نشینی راهبردی انجام نداد و از آرمان‌ها چشم‌پوشی نکرد؛ امام حرکتی انجام داد که سرمایه‌های باارزش اسلامی را حفظ کرد.

امام حسن

صلح امام حسن مجتبی(ع) از پیچیده‌ترین و پرمعناترین رویدادهای تاریخ اسلام است؛ رویدادی که هرچند ظاهراً پایان‌بخش یک نبرد بود، در حقیقت آغاز مسیری شد که حفظ اسلام و نسل آینده ولایت را رقم زد. این صلح به ظاهر غریبانه، سال‌هاست محل پرسش‌ها و تحلیل‌های گوناگون قرار گرفته است. در همین راستا، با محمد محمودی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان، به گفت‌وگو نشسته‌ایم تا ابعاد این واقعه تاریخی، پیام‌های آن برای جامعه امروز و نسبتش با مباحثی همچون مذاکره و وحدت اجتماعی را واکاوی کنیم.

ایکنا - امام حسن مجتبی (ع) در دوره‌ای حساس از تاریخ اسلام، با چالش‌های پیچیده سیاسی و اجتماعی روبرو بودند که منجر به پیمان صلح شد. از دیدگاه علمی و با نگاه به آموزه‌های معارف اسلامی، این صلح را چگونه می‌توان به عنوان یک مدیریت بحران و ابزاری برای حفظ هسته سخت جامعه اسلامی تحلیل کرد؟ آیا این اقدام را می‌توان یک عقب‌نشینی دانست یا یک حرکت استراتژیک برای بقای تمدن اسلامی؟

طبیعتاً این صلح، عقب‌نشینی استراتژیک و راهبردی نبوده است. هرچند عقب‌نشینی تاکتیکی در جنگ و هر نوع رویارویی با دشمن امری طبیعی است، اما امام حسن(ع) عقب‌نشینی راهبردی انجام نداد و از آرمان‌ها چشم‌پوشی نکرد؛ امام حرکتی انجام داد که سرمایه‌های باارزش اسلامی را حفظ کرد. برای درک درست این حرکت، باید زمینه‌های شکل‌گیری صلح را بشناسیم و درباره آن درست سخن بگوییم، نه اینکه آن را بیجا به مسائل امروزی تطبیق دهیم.

صلح امام حسن(ع) در شرایطی شکل گرفت که سپاه کوفه و سپاه امام، انسجام و انگیزه لازم برای ادامه جنگ را نداشتند؛ یعنی خود سپاه از درون تهی شده بود. بخشی از نیروها دچار دنیاطلبی شده و برخی نیز تردید یا گرایش به معاویه پیدا کرده بودند. بعضی از فرماندهان و افراد بانفوذ به معاویه پیوسته بودند یا آماده خیانت بودند. جنگ داخلی مسلمانان، توان جامعه اسلامی را تحلیل برده بود و از سوی دیگر، معاویه امکانات گسترده تبلیغاتی، اقتصادی و نظامی در اختیار داشت.

یکی از اشتباهات رایج، مقایسه شرایط امروز با آن دوران است؛ چراکه در این مقایسه، شرایط تاریخی نادیده گرفته می‌شود. آن زمان سپاه خود امام از هم می‌پاشد و مشکل از درون بود. اگر امام از ابتدا قصد صلح داشت، طبیعتاً توانایی‌های دشمن و نیز توانایی‌های خود و سپاهش را می‌شناخت؛ با این حال، سپاهی برای جنگ فراهم کرد. بنابراین، پذیرش صلح از سوی امام به خاطر ضعف درون نبود، بلکه به خاطر فروپاشی درون بود؛ نه از سر ترس از شکست، بلکه از آن رو که احتمال وقوع جنگ داخلی در میان خود سپاه امام وجود داشت. از این رو، امام چاره‌ای جز پذیرش صلح و حفظ سرمایه‌های انسانی نداشت.

می‌توان گفت صلح در چنین شرایطی به نوعی مدیریت بحران نیز بود. جنگی که سپاهش پشتیبانی اجتماعی نداشت و خودِ سپاه از هم پاشیده بود، بحرانی عمیق بود و نتیجه چنین جنگی روشن است.

صلح باعث شد جان امام و یارانش حفظ شود؛ نسل آینده با حقیقت جریان امامت آشنا بماند؛ فرصت تبلیغات و تحریف کامل در اختیار حکومت اموی قرار نگیرد؛ ماهیت دنیاطلبانه و پیمان‌شکن معاویه کم‌کم آشکار شود و زمینه تاریخی و اجتماعی برای قیام امام حسین(ع) فراهم آید. چنین اقدامی علاوه بر جلوگیری از فروپاشی کامل، این ثمرات را نیز به همراه داشت و می‌توان گفت زمینه فروپاشی بنی‌امیه نیز ایجاد شد؛ فروپاشی‌ای که در ادامه آن، حادثه کربلا رخ داد و بنی‌امیه از میان رفت.

با این توضیحات کاملاً روشن می‌شود که شرایط آن دوره با امروز متفاوت است و نمی‌توان این صلح را با مذاکراتی که امروزه جریان دارد مقایسه کرد. اما نکته بعدی همان پرسش نخستین است: آیا این صلح یک عقب‌نشینی بود؟ قطعاً صلح امام، عقب‌نشینی از آرمان‌ها، عقب‌نشینی راهبردی یا تسلیم شدن در برابر باطل نبود؛ بلکه حرکتی تاکتیکی برای حفظ همان سرمایه‌هایی بود که بدان اشاره شد.

ایکنا - در عصر حاضر که جهان با بحران‌های ناشی از تنش، افراط‌گری و خشونت دست‌به‌گریبان است، سیره و الگوی رفتاری امام حسن مجتبی‌(ع) در مواجهه با دشمن و مدیریت روابط با مخالفان، چه پیام‌های اخلاقی و اجتماعی برای اصلاح ساختارهای رفتاری جوامع معاصر می‌تواند داشته باشد؟

از این جریان، پیام‌های مختلفی می‌توان دریافت کرد؛ شاید بتوان گفت مهم‌ترین پیامی که می‌توانیم از آن بیاموزیم و برای امروز به کار بگیریم، بحث حفظ وحدت اجتماعی است. اما چرا امام تن به صلح داد و این صلح بر او تحمیل شد؟ چون وحدت در پایگاه امام از بین رفته بود. اگر وحدت از بین برود، امام مجبور می‌شود کوتاه بیاید و صلح کند؛ وگرنه امام بنا نداشت کوتاه بیاید.

اگر امام از ابتدا قصد صلح داشت و نه جنگ، هرگز سپاهی تدارک نمی‌دید؛ امام برای جنگ آمده بود، اما وقتی سپاهش متلاشی شد و وحدت از هم گسست، به صلح تن داد. بنابراین یکی از مهمترین درس‌های این جریان، همان حفظ وحدت است.

البته درس‌های دیگری نیز از این واقعه می‌توان گرفت؛ برای نمونه، گاهی با یک حرکت می‌توان طرف مقابل را افشا کرد. همین مذاکراتی که تجربه کردیم، یکی از کارکردهای قابل تصور برای مذاکره، افشای بدعهدی طرف مقابل است. این نیز درسی برای امروز است؛ چنانکه ما نه‌تنها درس گذشته را داریم، بلکه تجربه نشان داده که دشمن بدعهد است و هرگز نمی‌توان به او اعتماد کرد. امام این را می‌دانست و اصلاً هدفش این بود که جامعه حقیقت او را بفهمد؛ ما نیز می‌دانیم دشمن‌مان بدعهد و غیرقابل اعتماد است. اما مهم‌ترین درس، همان بحث وحدت است که اگر باشد، امام می‌تواند بر سر آرمان‌هایش مقاومت کند و پای کار بماند.

ایکنا - شهادت امام حسن (ع) همواره با تکیه بر مظلومیت و حوادث تلخ همراه بوده است؛ اما از منظر مطالعات معارف اسلامی، پیام نهفته در حیات ایشان بسیار گسترده‌تر از این مظلومیت است. دانشگاه‌ها و مراکز علمی چگونه می‌توانند فراتر از روایت‌های صرفاً عاطفی، به تبیین ابعاد تمدنی، مدیریتِ صلح و الگوهای حکمرانی امام حسن (ع) برای نسل جدید دانشگاهیان بپردازند؟

موضوع بعدی، بحث تبیین این واقعه در مراکز علمی است؛ اینکه جدا از مظلومیت و بعد عاطفی قضیه، چگونه می‌توان در این باره سخن گفت و چه تبیین‌هایی در چه زمینه‌هایی ارائه کرد. دانشگاه‌‌ها می‌توانند با رویکردی علمی و میان‌رشته‌ای، حیات امام حسن(ع) و نیز مسئله صلح را مورد بررسی قرار دهند. یکی از کارهایی که دانشگاه می‌تواند انجام دهد، مطالعه دقیق و انتقادی منابع تاریخی و معرفی آنها به جامعه است؛ یعنی صرفاً نباید به بُعد عاطفی بسنده کرد. هرچند این بُعد مهم و لازم است، اما به‌تنهایی کافی نیست و نیاز است که علاوه بر آن، نگاهی معرفتی نیز به این مسئله داشته باشیم.

برای سطوح مختلف جامعه می‌توان منابع گوناگونی معرفی کرد. یکی از کارها می‌تواند تحلیل صلح به‌عنوان یک مدیریت بحران باشد؛ راهی و مسیری برای عبور از بحران. ممکن است جامعه با چالشی روبه‌رو شود که اگر درست مدیریت نشود، به فاجعه‌ای بی‌انجامد؛ اما اگر توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و اهداف به‌درستی شناسایی شوند، می‌توان با الگویی شبیه صلح امام حسن(ع) بحران را مدیریت کرد و آسیب را کاهش داد.

همچنین با این نگاه می‌توان الگوهای حکمرانی را مطالعه، بررسی و تبیین کرد؛ موضوعاتی همچون عدالت، اخلاق سیاسی، مسئولیت‌پذیری رهبری و آینده‌نگری رهبر. طبیعتاً پذیرش صلح در چنین موقعیتی برای یک رهبر قدرت‌طلب شاید قابل قبول نباشد، اما امام حسن(ع) چون در پی قدرت نبود، آینده را می‌دید و دستاوردهای اسلام را می‌دانست که باید حفظ شوند؛ از این رو صلح را پذیرفت. بنابراین این رفتار می‌‌تواند الگویی برای حکمرانی رهبران باتقوا و رهبران الهی باشد.

در بررسی ابعاد تمدنی این موضوع، حفظ دانش، ایمان، نهادهای اجتماعی و نسل آینده اهمیت ویژه‌ای دارد؛ سرمایه انسانی جایگاهی مهم دارد و می‌تواند تمدن آینده را رقم بزند. امام حسن(ع) این موضوع را در نظر داشت و برای آیندگان، نسل را حفظ کرد.

ائمه معصومین(ع) هرگاه ایجاب می‌کرد و زمانش فرا می‌رسید، می‌جنگیدند و از جنگ هراسی نداشتند و اهل سازش با دشمن نیز نبودند؛ اما وقتی امام حسن(ع) دید ساختار درونی سپاه خودش در حال فروپاشی است، صلح کرد. در اینجا بحث اقتدار یا ترس از دشمن مطرح نبود، بلکه مشکل از درون بود که به صلح انجامید. این نکته بسیار مهمی است؛ نباید تصور شود امام (ع) از منازعه، نبرد یا شهادت یارانش میترسید. امام می‌دید اگر جنگ ادامه یابد، یاران به جان هم خواهند افتاد و همین خطر بزرگ بود.

در مورد تطبیق این مسائل با شرایط کنونی باید گفت: آیا این واقعه قابلیت تطبیق دارد؟ چقدر از آن قابل تطبیق است و چقدر نیست؟ اگر به‌درستی و دقیق مطالعه کنیم، دیگر بسیاری از افراد نمی‌توانند از این ماجرا سوءاستفاده کنند یا استفاده نابه‌جا از آن ببرند و صلح را بی‌مورد با شرایط حال تطبیق دهند و بگویند پس ما نیز باید چنین کنیم. در حالی که ما قدرت نظامی داریم و نیروهای نظامی ما یکپارچه و یکدست کار پیش میبرند؛ این شرایط با شرایط زمان امام حسن(ع) قابل تطبیق نیست که ما چنین چیزی را برای امروز بخواهیم. در نهایت، این مباحث را می‌توان به‌صورت سلسله‌ای از مباحث آموزشی کاربردی درآورد تا دانشجویان بتوانند از آن بهره ببرند.

انتهای پیام
خبرنگار:
مرضیه حافظی فر
captcha