به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، ای كاش فدك اين همه اسرار نداشت/ ای كاش مدينه در و ديوار نداشت/ فرياد محسن زهرا اين بود/ ای كاش در سوخته مسمار نداشت
هوا ابريست و نم نمك باران میبارد گاه پاتند میكند، گاه اندك اندك میشود. خورشيد در پس اين ابرهای سياه گم شده و كسی خورشيد را نمیبيند، خورشيد با آن همه عظمتش را.
خورشيد كه نيست هوا هم دل گير است، انگار هوا هم هوس خورشيد دارد و منتظر است تا خورشيد ابرهای سياه را كنار بزند و دوباره بتابد اما وای از آن روزی كه خورشيد ديگر نتابد و زمين بیخورشيد بماند.
بر اين اساس عزاداران فاطمی مشهد ساعت 16، پنجم فروردينماه به مناسب شهادت حضرت زهرا(س) با حضور علما و هيئتهای مذهبی به سمت حرم مطهر رضوی حركت كردند تا به مولا و مقتدای خويش روز شهادت اين بزرگ بانو را تسليت بگويند.
مسجد محمدیهای يكی از ميعادگاههای عزاداران فاطمی مشهد است. جلوی مسجد محمدیها نوای مداحی به گوش میرسد و و رهگذران نوروزی كه هركدام به سمتی روانهاند، به اينجا كه میرسند لحظهای پا سست میكند و میايستند.
تا زمان حركت به سمت حرم يك ساعتی زمان مانده است. داخل مسجد عزاداران دخت پيامبر، حديث كساء را زمزمه میكنند، روبه روی مسجد نمادی از قبرستان بقيه قرار گرفته و دو كبوتر سفيد با پاهايی از پر سفيد پوشيده شده، نشستهاند. اينجا سنگها هم حرف میزنند، سنگهای كه از مظلوميت زهرا(س) میگويند و از قبر بینشانهاش.
اينجا چاهی نمادين درست كردهاند، نماد همان چاهی كه با علی(ع) دوستی ديرينه داشت. چاهی كه حرفها و درددلهای امام را میشنيد و تاب میآورد. همان جايی كه محرم راز علی(ع) شده بود.
و در سوخته، كه ساخته اند تا هوای دلت را ببرند به كوچه های مدينه. همان كوچهای كه خانه دختر نبی مرسل در آن قرار داشت، همان دری كه آتش زدند تا با آتش آن، كين و حسادت خود را خاموش كنند، غافل از اينكه آتش دوزخ را به جان خريدند.
باران هنوز میآيد و گاهگاه خورشيد ابرهای سياه را به كناری میزند و پرتوهای زيبايش را نمايان میكند. هوا دلپذير میشود. هنوز تا ساعت ميعاد چند دقيقهای مانده و من به دومين ميعادگاه عاشقان دخت پيامبر فاطمه زهرا(س) میرسم. اينجا خيابان امام رضا(ع) 28 است، در اين نزديكی مسجد يا حسينيهای نيست كه مردم تا پايان باران به آنجا بروند، همه ايستاده بودند از پير و جوان، زائر و مجاور ....
بالاخره دستهها يكیيكی میرسند، همه يك دست و سياهپوش، آنها آمده بودند تا با سرورشان امام رضا(ع) در غم از دست دادن مادرش فاطمه زهرا(س) همدردی كنند. طبلها و سنجها به صدا در میآيد، مداح نوحهخوانی میكند و مراسم آغاز میشود، آن هم زير بارانی كه انگار آسمان هم میخواهد از اين غم بگريد و همنوا شود با عزاداران فاطمی.
چهار سيد كه شالی سبز به گردن دارند، تابوتی را حمل میكنند كه يادآور شبی است كه فاطمه(س) را در تاريكی شب، غريبانه و بینشان دفن كردند تا دشمنان نتوانند آن را بيابند، تشیيع نمادين تا به يادت بياورند كه چقدر برای فاطمه مهم بود كه كسی حتی جنازهاش را نبنيد اما امروز چقدر اين موضوع مهم است؟! آيا فقط تماشای دستههای عزاداری مهم است؟ آيا كسی حرفهای نگفته فاطمه(س) را میشنود و يا به آن جامه عمل میپوشاند؟
دسته عزاداری هرچه به سمت حرم نزديك میشوند، مردم بيشتری را در دل خود جای میدهد. باران همچنان میبارد. عشاق فاطمه زهرا(س) با پای برهنه مسافت ميعادگاه تا حرم را برای رسيدن به معبود خويش طی میكنند. باران باشد يا برف، اينها به عشق معشوق گام در اين راه نهادهاند. امروز همه اينجا جمع شدهاند تا با علی(ع) همدردی كند و به ثامن الحجج نيز تسليت بگويند. مردم از گوشه و كنار وارد دستههای عزاداری فاطميه میشوند تا در عزای شهادت اين بانو بزگوار سهيم شوند.
اين حال و هوا كبوتر دلت را پر میدهد به قبرستان بقيع، آن وقت كه ياد مظلوميت دخت پيامبر اشك در گوشه چشمت جمع میكند و هوای دلت با بوی بقيع عطرآگين میشود.
اين مراسم، مراسم همان فاطمهای است كه حتی روضه شهادتش نيز لبريز از درس حيا و عفاف است؛ آنجا كه روزهای پايانی عمر كوتاهش تابوتی سفارش میدهد كه حجم بدن او در هنگام تشييع جنازه نمايان نباشد.
تصور فاطمه زهرا(س) بدون تصور حيا و حجاب ناممكن است. مجلس روضه حضرت زهرا(س) نيز مجلس ذكر حياست، مجلس احيای حجاب است. بنابراين مراسم عزاداری حضرت زهرا(س) بايد احيای فرهنگ فاطمی باشد و دهه فاطميه نيز نماد تلاش و فرهنگسازی در اين زمينه معرفی شود.
سليمانيان/