کد خبر: 2523210
تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۰
تفسير مأثور؛ فهم كتاب از مجرای عترت /53

اجتهاد نامحسوس علامه بحرانی در تفسير روايی «البرهان فی تفسيرالقرآن»

گروه انديشه: علامه بحرانی در تفسير «البرهان فی تفسيرالقرآن» با چينش روايات و تقدم و تاخر آگاهانه آنها، نوعی اجتهاد را به‌كار می‌برد؛ او گاهی با اين چينش بعضی از روايات مبهم را با روايات ديگر تبيين می‌كند و برخی از روايات را شارح برخی ديگر روايات قرار می‌دهد و اين يك كار نسبتا اجتهادی و مثمر ثمر است.

حجت‌الاسلام والمسلمين مهدی رستم‌نژاد، عضو هيئت علمی جامعه المصطفی العالميه در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، به بيان مطالبی در خصوص روش‌شناسی تفسير «البرهان فی تفسيرالقرآن» و بحث از چگونگی چينش روايات موجود در اين اثر پرداخت.
اين استاد دانشگاه ضمن ارائه مقدمه‌ای در مورد اين كتاب تفسيری درباره روش كار اين كتاب گفت: تفسير «البرهان فی تفسيرالقرآن» اثر علامه سيد هاشم بن سليمان بحرانی يكی از نوادگان «سيد مرتضی علم‌الهدی» است. ايشان اهل بحرين و محدث و متتبع در اخبار و روايات اهل‌بيت(ع) است و چون اخباری است، بيشتر پيرو مكتب روايی محض است و نه پيرو مكتب روايی اجتهادی. علامه بحرانی در مكتب تفسير روايی محض بسيار متتبع است و يد طولايی در اين روش تفسيری دارد. وی شاگرد شيخ فخرالدين طريحی، صاحب «مجمع البحرين» و معاصر «شيخ حر عاملی» است و به طوركلی دوره ايشان دوره اخباری‌گری است.
رستم‌نژد افزود: بحرانی تفسير خود را براساس تفسير روايی بنا نهاده است و روش كار ايشان هم تفسير ترتيبی است؛ يعنی از ابتدای قرآن كريم شروع می‌كند تا به آخر قرآن تفسير را ادامه می‌دهد. در ابتدای هر سوره رواياتی را در ارتباط بانام سوره ها، شمارگان آيات، مكی و مدنی بودن آيات و سور و فضائل‌السور پرداخته است، روايات از اين دست را در ابتدا می‌آورد، بعد از اين آيات را جدا جدا می‌آورد و در پی آن‌هم روايات مربوط به هر آيه را ذكر می‌كند.
اين پژوهش‌گر قرآنی در ادامه افزود: شمار روايات اين تفسير هم بسيار متنوع است؛ يعنی گاهی برای يك آيه روايتی را آورده و گاهی تا 64 روايت هم ديده شده است، در اين كتاب كه برای يك آيه 64 روايت را ذكر می‌كند، دركل ايشان حدود 12000 روايت را در اين كتاب جمع‌آوری كرده است كه در پاورقی اين كتاب منابع را نيز بيان می‌كند و گاهی در ابتدای متن روايت نام يك كتاب را هم ذكر می‌كند در بخش از آيات ايشان هيچ روايتی را نمی‌آورد و اين نشان‌دهنده اين است كه ايشان هيچ روايتی را برای آن آيه پيدا نكرده است و به همين دليل، اين نكته نوعی نقص شمرده می‌شود.
وی افزود: تفسير ايشان تفسير كاملی به اين معنا است كه از ابتدای قرآن كريم تا انتها را شامل می‌شود، با اين تفاوت كه در وسط بعضی از آيات، روايتی را ذكر نمی‌كند. جالب است كه ايشان روايات اين تفسير را كه از تمام معصومين(ع) گرفته است، از غير معصوم هم نقل می‌كند؛ مثلا از ابن عباس به‌عنوان شاگرد تفسيری اميرالمومنين(ع) و از علی‌بن‌ابراهيم قمی هم به عنوان شاگرد تفسيری امام صادق(ع) رواياتی را نقل می‌كند.
رستم‌نژاد گفت: البته نقل قول از ابن عباس يعنی قول خود ابن عباس، نه اين‌كه ابن عباس از قول پيامبر(ص) يا از اميرالمومنين(ع) روايتی را نقل بكند كه آن می‌شود روايت معصوم(ع)، بلكه كلام تفسيری خود ابن عباس را به‌عنوان روايت تفسيری نقل می‌كند. البته نظر ايشان را به اين دليل نقل می‌كند كه اين‌ها شاگرد معصوم(ع) هستند و به همين دليل از روايات بسياری از منابع اهل سنت را نيز نقل می‌كند. البته در آنجايی كه موافق با مبانی شيعه باشد، مخصوصا درباره فضايل اهل‌بيت(ع) و رواياتی كه مربوط به ولايت اميرالمومنين(ع) است، ايشان به صورت گسترده‌ از روايات اهل‌سنت استفاده می‌كند.
عضو هيئت علمی جامعه المصطفی‌العالميه ادامه داد: نگاه كلی بحرانی در اين تفسير، اين است كه می‌خواهد درستی تفسير روايی شيعی را تقويت بكند؛ يعنی ايشان می‌خواهد آنچه را كه ما از خود اهل‌بيت(ع) داريم و در منابع شيعه ذكر شده است، از منابع اهل‌سنت هم به عنوان مويد بياورد و الا در نهايت طبعا چيزی اضافه بر روايات شيعی از بحث فضائل اهل‌بيت(ع) ندارند؛ بحرانی اين كتاب را با چهار باب به اتمام می‌رساند؛ يكی در باب فضيلت قرآن، ديگری در باب رد متشابهات به محكمات، يكی در باب اين‌كه حديث اهل‌بيت(ع) صعب و مستصعب است و چهارم هم در باب وجوب تسليم در برابر روايات اهل‌بيت(ع) است كه روش كاری و ساختاری ايشان را بيان می‌كند.
رستم نژاد در ادامه گفت: اگر بخواهيم از حيث محتوايی راجع به كار ايشان در البرهان بگوييم، ايشان هيچ اظهار نظر اجتهادی نمی‌كند؛ يعنی فقط روايات را جمع می‌كند، اما ما در اينجا اظهار نظر نداريم، يعنی جرح و تعديل يا تاويل در اين تفسير وجود ندارد. تنها كاری كه علامه بحرانی در تفسير خود انجام داده است، چينش روايات است كه خود نوعی حرف دارد؛ يعنی درباره خود روايت هيچ‌گونه اظهارنظری نمی‌كند، اما با چينش روايات كه يكی را مقدم می‌كند، يكی را نمی‌آورد و ديگری را موخر قرار می‌دهد، با چنين چينشی نوعی اجتهاد را به‌كار می‌برد. او با اين چينش گاهی بعضی از روايات مبهم يا دارای اشكال را با روايات ديگر تبيين می‌كند و برخی از روايات را شارح برخی ديگر روايات قرار می‌دهد. اين يك كار نسبتا اجتهادی است و بوی اجتهاد از آن می‌آيد، اما خود مفسر مستقيما اظهار نظر خاصی راجع به روايات نكرده است.
رستم نژاد در پايان گفت: سيدبحرانی عمدتا هدفش تجميع و گردآوری اطلاعات است و كاری به وضع روايت ندارد و لذا روايات ضعيف هم در تفسير ايشان ديده می‌شود و اين هم از جمله مطالبی است كه اين كتاب را نمی‌شود دست عموم مردم و كسانی كه حديث‌شناس نيستند، داد. زيرا از اين روايات برای عموم مردم قابل فهم نيست و تاويل و تفسير خاصی دارند كه نيازمند متخصص است. اين موارد ناظر به تحريف لفظ نيست، بلكه ناظر به تحريف معنوی است، اما افرادی كه آشنا نباشند، ممكن است از اين روايات سوء استفاده بكنند. به هرحال در كل كار مهمی را كه اين مفسر بزرگوار كرده‌است، نخست گرداوری اين اطلاعات است و دوم نوعی چينش به روايات داده است كه در نوع خود مثمر ثمر است.
captcha