عضو گروه روانشناسی مرکز مطالعات اکولوژیکالادراک و کنش(cespa) دانشگاه کنتیکت، گفت: مناسک دینی پدیدههایی چندلایه هستند و مطالعه دقیق آنها نیازمند همکاری میان رشتههای مختلف است. علوم شناختی دین میتواند با ایجاد ارتباط میان علوم اعصاب، روانشناسی، علوم اجتماعی، انسانشناسی، مطالعات دین و مطالعات زیارت، زمینهای جدید برای شناخت علمی مناسک اسلامی و شیعی فراهم کند. در این رویکرد، دین نه صرفاً مجموعهای از باورها و مناسک، بلکه پدیدهای پیچیده در پیوند میان ذهن، مغز، بدن، جامعه، فرهنگ و معنا در نظر گرفته میشود.
به گزارش ایکنا، محمدامین سرایی، عضو گروه روانشناسی مرکز مطالعات اکولوژیکالادراک و کنش(cespa) دانشگاه کنتیکت، 28 مردادماه در نخستین نشست از سلسلهنشستهای علوم شناختی در بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی به موضوع «مناسک اسلامی شیعی از منظر علوم شناختی دین؛ پیوند دین، مغز، بدن و جامعه» پرداخت.
وی در این نشست با اشاره به ظرفیتهای علوم شناختی دین برای مطالعه علمی مناسک اسلامی و شیعی بر ضرورت توجه به رویکردهای میانرشتهای در مطالعه زیارت، سلامت و مراقبت تأکید کرد و گفت: علوم شناختی دین حوزهای میانرشتهای است که با بهرهگیری از دانشهایی همچون روانشناسی، علوم اعصاب، علوم اجتماعی، انسانشناسی و مطالعات دین، به بررسی فرایندهای شناختی مرتبط با باورها، اعمال و تجربیات دینی میپردازد.
سرایی بر ضرورت برگزاری سلسلهنشستهای علوم شناختی تأکید کرد و افزود: یکی از انگیزههای برگزاری این سلسلهنشستها، وجود خلأ پژوهشی و محتوایی در فضای علمی فارسیزبان است. با وجود آن که در سالهای اخیر پژوهشهای متعددی درباره دین، معنویت، مناسک، زیارت و سلامت در جهان انجام شده است، بخش قابل توجهی از این منابع هنوز در دسترس جامعه علمی فارسیزبان قرار نگرفته و یافتههای موجود نیز کمتر در قالب یک برنامه منسجم و میانرشتهای گردآوری و بررسی شدهاند.
وی به تلاشهای انجامشده برای ترجمه و انتشار برخی آثار علمی این حوزه نیز اشاره کرد و افزود: از جمله کتابی درباره درمانهای معجزهآسا، قدیسان، زیارت و قدرت شفابخش باور منتشرشده است که با رویکردی علمی، صرفاً به ادعاهای مربوط به شفا نمیپردازد، بلکه ارتباط میان باور، تجربه زیارت، حضور در مکان مقدس و زمینههای فرهنگی و اجتماعی را نیز مورد توجه قرار میدهد.
عضو گروه روانشناسی مرکز مطالعات اکولوژیکالادراک و کنش(cespa) دانشگاه کنتیکت با بیان اینکه مطالعه علمی تجربههای دینی و شفابخش نیازمند رعایت دو ملاحظه اساسی است، اظهار کرد: از یک سو نباید تجربههای دینی و گزارشهای شفابخش زائران را بدون بررسی علمی و صرفاً با برچسبهایی همچون «خرافه»، «توهم» یا «خوددرمانی» کنار گذاشت و از سوی دیگر، نباید هر تجربه فردی یا گزارش شفاهی را بدون ارزیابی علمی، بهعنوان یک رابطه علّی یا نتیجه قطعی، علمی تلقی کرد. ازاینرو، علوم شناختی دین میتواند فضایی برای بررسی روشمند این تجربهها فراهم کند و با استفاده از روشهای علمی، ابعاد مختلف تجربههای دینی را مورد مطالعه قرار دهد.
وی با بیان اینکه علوم شناختی با بهرهگیری از نظریهها و روشهای علوم شناختی، روانشناسی، علوم اعصاب و سایر علوم مرتبط تلاش میکند سازوکارهای زیربنایی دینداری، باورهای دینی و مناسک آیینی را بهتر درک کند، تصریح کرد: در این رویکرد، مناسک دینی صرفاً مجموعهای از رفتارهای ظاهری یا تجربهای کاملاً فردی تلقی نمیشوند؛ بلکه در ارتباط میان فرایندهای شناختی، سازوکارهای بدنی، فعالیت مغز، روابط اجتماعی، فرهنگ و معانی دینی مورد مطالعه قرار میگیرند.
سرایی با طرح این پرسش که چرا برخی مناسک دینی، حتی با وجود هزینههای زمانی، جسمانی و روانی، در طول قرنها و حتی هزاران سال استمرار پیدا کردهاند، گفت: بر اساس دیدگاه مطرحشده، یکی از فرضیههای مهم این است که اعمال و مناسکی که هیچ کارکردی برای انسان و جامعه نداشته باشند، معمولاً نمیتوانند برای مدت طولانی پایدار بمانند. بنابراین استمرار مناسک دینی میتواند نشاندهنده وجود مجموعهای از کارکردهای شناختی، روانی، اجتماعی و فرهنگی باشد.
وی افزود: از این منظر، برخی پژوهشگران از تعبیر «فناوریهای دینی» استفاده میکنند؛ نه به معنای فناوریهای الکترونیکی، بلکه به معنای مجموعهای پیچیده از روشها و سازوکارهایی که ادیان طی نسلهای مختلف شکل داده، منتقل و تثبیت کردهاند و میتوانند بر شناخت، هیجان، رفتار فردی و روابط اجتماعی اثر بگذارند.
سرایی با اشاره به چهار نمونه از مناسک اسلامی و شیعی برای بررسی علمی از جمله زیارت، ذکر، نماز جماعت و عزاداری، بیان کرد: این مناسک هر یک دارای ویژگیهای شناختی، هیجانی، بدنی و اجتماعی متفاوتی هستند و میتوانند از منظر علوم شناختی دین مورد مطالعه قرار گیرند.
وی با اشاره به برخی نظریههای مطرح در علوم شناختی دین درباره گونههای مختلف دینداری، گفت: بر اساس این دیدگاهها، میتوان میان مناسکی که تکرارپذیر، کمهزینه و دارای شدت هیجانی پایینتر و مناسکی که کمتکرارتر هستند اما از نظر هیجانی شدیدتر و پرهزینهتر هستند، تمایز قائل شد. مناسک تکرارشونده میتوانند به شکلگیری و تقویت الگوهای رفتاری و حافظه بدنی کمک کنند؛ در حالی که مناسک پرهیجان و برجسته، مانند برخی آیینهای عزاداری و مناسک جمعی، میتوانند در شکلگیری خاطرات رویدادی و هویت جمعی نقش داشته باشند.
استاد دانشگاه کنتیکت ادامه داد: به بیان دیگر، برخی مناسک از طریق تکرار و تمرین، در ساختارهای رفتاری و شناختی فرد تثبیت میشوند و برخی دیگر به دلیل شدت هیجانی و برجستگی خود، در حافظه فردی و جمعی ماندگارتر میشوند.
این پژوهشگر روانشناسی با اشاره به زیارت و اهمیت مکانهای مقدس به آثار احتمالی زیارت و حضور در مکانهای مقدس بر ابعاد مختلف سلامت و بهزیستی تأکید کرد و افزود: افزایش آرامش و احساس تعلق، کاهش استرس و اضطراب، تقویت بهزیستی روانشناختی، ایجاد احساس ارتباط با دیگران، افزایش رضایت از زندگی تقویت هویت فردی و جمعی، گسترش احساس معنویت، تحریک خلاقیت و گسترش ذهنی، کاهش خودمحوری تقویت روابط اجتماعی و ایجاد احساس ارتباط با جهان پیرامون از جمله این آثار است.
سرایی ادامه داد: مکان مقدس تنها یک فضای فیزیکی نیست، بلکه مجموعهای از نشانهها، خاطرات، باورها، روابط اجتماعی و تجربههای بدنی و شناختی را در خود جای میدهد. ازاینرو، شناخت سازوکارهای اثرگذاری مکانهای مقدس میتواند در طراحی و مدیریت فضاهای زیارتی نیز اهمیت داشته باشد.
وی به نقش احساس حیرت، شگفتی و عظمت در تجربه زیارت اشاره کرد و افزود: قرار گرفتن فرد در برابر یک فضای بزرگ، باشکوه یا مقدس میتواند احساس کوچکی در برابر عظمت ایجاد کند و در برخی شرایط با کاهش خودمحوری و افزایش احساس ارتباط با دیگران همراه شود. برخی پژوهشها نیز نشان دادهاند که تجربه مکانهای مقدس و احساس حیرت میتواند با تغییراتی در وضعیت بدنی، آرامش و برخی شاخصهای روانشناختی همراه باشد.
سرایی بیان کرد: از این منظر، تجربه زیارت میتواند مسیری دوگانه داشته باشد؛ از یک سو بر ادراک فرد از بدن و تواناییهای خود تأثیر بگذارد و از سوی دیگر، از طریق احساس مواجهه با عظمت، به تغییر در ادراک فرد از خود و جهان پیرامون منجر شود.
عضو گروه روانشناسی دانشگاه کنتیکت، گفت: حضور در مکانهای زیارتی میتواند برای برخی افراد با احساس آرامش، کاهش اضطراب، افزایش احساس تعلق، تقویت روابط اجتماعی و افزایش معنایابی همراه باشد. همچنین تجربه سختی و هزینه در برخی مناسک زیارتی میتواند به عنوان نوعی نشانهدهی پرهزینه مورد مطالعه قرار گیرد؛ به این معنا که فرد با صرف زمان، انرژی و تحمل دشواری، میزان تعهد خود را به یک باور یا گروه اجتماعی نشان میدهد. این فرایند میتواند در برخی شرایط به افزایش اعتماد میان افراد، تقویت رفتارهای خیرخواهانه، افزایش همبستگی اجتماعی و تقویت هویت جمعی منجر شود.
سرایی اظهار کرد: یکی دیگر از موضوعات مورد بحث، زیارت مجازی و استفاده از فناوری واقعیت مجازی بود. این فناوری میتواند امکان تجربه فضاهای مقدس را برای افرادی که به دلایل مختلف امکان حضور فیزیکی در این مکانها را ندارند، فراهم کند. کاهش هزینه سفر، افزایش دسترسی افراد دارای محدودیتهای جسمانی یا مشکلات سلامت و عبور از برخی موانع جغرافیایی و سیاسی، از جمله ظرفیتهای مطرحشده برای زیارت مجازی است.
سرایی در بخش دیگری از نشست، به پژوهشهایی اشاره کرد که با استفاده از روشهای تصویربرداری عصبی، فعالیت مغز افراد را هنگام انجام فعالیتهای دینی و معنوی بررسی کردهاند و گفت: در یکی از این مطالعات، فعالیت مغزی افراد هنگام انجام سه فعالیت مختلف شامل ذکر گفتن، تفکر درباره خداوند و انجام مراقبه مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور از تصویربرداری عملکردی مغز استفاده شد؛ روشی که برخلاف تصویربرداریهای معمول پزشکی، برای بررسی فعالیت مغز در حین انجام یک فعالیت شناختی مورد استفاده قرار میگیرد.
وی اضافه کرد: در این پژوهش مجموعهای از شبکههای مغزی شناسایی شد که هنگام انجام این فعالیتها فعال میشوند. هرچند برخی شباهتها میان ذکر و مراقبه مشاهده شد، اما این دو فعالیت کاملاً یکسان نیستند و تفاوتهایی نیز در الگوهای فعالیت مغزی آنها مشاهده شد.
این روانشناس بیان کرد: یکی از یافتههای مطرحشده در این بخش، افزایش فعالیت برخی نواحی مرتبط با توجه و کنترل شناختی هنگام ذکر گفتن بود. براین اساس، تکرار یک فعالیت شناختی میتواند در طول زمان با تقویت مسیرهای عصبی مرتبط با آن همراه باشد. این موضوع با مفهوم انعطافپذیری عصبی مغز یا نوروپلاستیسیته ارتباط دارد. مغز انسان ساختاری کاملاً ثابت و غیرقابل تغییر نیست، بلکه در اثر تجربه، یادگیری و تکرار فعالیتها میتواند تغییر کند. از این منظر، انجام مستمر برخی فعالیتهای شناختی، از جمله ذکر، میتواند موضوعی قابل بررسی در پژوهشهای علوم شناختی باشد و تأثیر احتمالی آن بر توجه، تمرکز و سایر فرایندهای شناختی را میتوان با روشهای علمی مطالعه کرد.
سرایی تصریح کرد: همچنین مطرح شد که از منظر کاربردی، بررسی علمی ذکر میتواند در طراحی مداخلات روانشناختی و معنوی متناسب با فرهنگ افراد نیز مورد توجه قرار گیرد؛ بهویژه در جوامعی که ذکر و دیگر اعمال دینی بخشی از زندگی روزمره آنهاست.
وی تاکید کرد: فعالیتهایی مانند ذکر، دعا، مراقبه و تفکر درباره خداوند ممکن است از نظر برخی فرایندهای شناختی شباهتهایی داشته باشند، اما معنا، شیوه انجام و تجربه ذهنی آنها بهشدت تحت تأثیر فرهنگ، باورهای دینی و زمینه اجتماعی فرد قرار دارد. ازاینرو، مطالعه مناسک دینی بدون توجه به زمینه فرهنگی آنها نمیتواند تصویری کامل از سازوکارهای این مناسک ارائه دهد.
وی در انتها با تأکید بر ضرورت رویکرد میانرشتهای، گفت: مناسک دینی پدیدههایی چندلایه هستند و مطالعه دقیق آنها نیازمند همکاری میان رشتههای مختلف است. علوم شناختی دین میتواند با ایجاد ارتباط میان علوم اعصاب، روانشناسی، علوم اجتماعی، انسانشناسی، مطالعات دین و مطالعات زیارت، زمینهای جدید برای شناخت علمی مناسک اسلامی و شیعی فراهم کند. در این رویکرد، دین نه صرفاً مجموعهای از باورها و مناسک، بلکه پدیدهای پیچیده در پیوند میان ذهن، مغز، بدن، جامعه، فرهنگ و معنا در نظر گرفته میشود.
انتهای پیام