کد خبر: 4370457
تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۸
سکینه‌سادات‌ پاد مطرح کرد

زنان در اندیشه رهبر شهید؛ فراتر از کلیشه‌ها و در جستجوی تعالی معنوی

تحول جایگاه زنان در ایران پس از انقلاب، تنها یک تغییر آماری در نرخ سواد نیست، بلکه حاصل یک اندیشه تمدنی و توحیدی است. سکینه‌سادات پاد در سخنانی، به بررسی سیره عملی امام مجاهد شهید در مسیر توانمندسازی زنان، تفاوت بنیادین مدل رشد زن مسلمان با تمدن غرب و ضرورت «تسهیل‌گری» در ساختارهای اجرایی برای توازن میان نقش مادری و حضور اجتماعی پرداخت.

امام مجاهد شهید
به گزارش ایکنا آیین بزرگداشت امام مجاهد شهید عصر دوشنبه ۲۶ مردادماه در حوزه هنری انقلاب اسلامی با حضور اندیشمندان و فعالان عرصه بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی برگزار شد. گزارش بخش اول این آیین با عنوان بیانیه گام دوم؛ کتیبه آغاز «چله دوم» و سند جامع حکمرانی برای تمدن اسلامی و راهبرد امت‌سازی و نقش حضور فعال مردمی در تحقق گام دوم انقلاب تقدیم مخاطبان شد. در بخش دوم این مراسم، پنل تخصصی با حضور اساتید و صاحب‌نظران برگزار شد که گزارش سخنان رضوان حکیم‌زاده با عنوان از اندیشه تا ثمره؛ کالبدشکافی مدل تربیتی امام شهید در پیشران تمدن‌سازی و جایگاه «مادر انقلاب» در مسیر رستاخیز تمدن‌سازی و حرکت عمومی تقدیم شد، در ادامه سکینه‌سادات پاد، با موضوع (جایگاه زن در اندیشه رهبر حکیم شهید) نیز سخنان خود را ارائه کرد که در ادامه می‌خوانیم:

سخن گفتن پیرامون شخصیت مجاهد، آزاد و نخبه‌ یگانه‌ دوران، از سخت‌ترین موضوعات است. در اینجا به تعبیر «جرج جرداق» (مسیحی) اشاره می‌کنم که هنگام ورود به شخصیت امیرالمومنین(ع) و علامه امینی، ایشان را به‌عنوان وکیلی برای یک پرونده تاریخی می‌خواند. او پس از آشنایی مختصر با نهج‌البلاغه، اذعان کرد که جذابیت کلام امیرالمومنین او را مجذوب ساخت و در نهایت کتاب پنج‌جلدی «صوت‌العداله» را نوشت تا به دنیا ثابت کند حضرت علی(ع) متعلق به شیعیان نیست و شخصیتی جهان‌شمول با ارزش‌های الهی جهانی دارد. درباره رهبر شهید نیز، اگرچه ایشان شخصیتی بی‌نظیر داشتند، اما برای انتقال واقعی اندیشه‌هایشان، باید بارها و بارها آثارشان را بازخوانی کنیم.
زنان در اندیشه رهبر شهید؛ فراتر از کلیشه‌ها و در جستجوی تعالی معنوی

نگاه امام شهید به جایگاه زن و خانواده
 
در مورد مسئله «زن و خانواده» که از نظر امام مجاهد شهید موضوعی درجه‌یک است، زمان محدود (۱۵ تا ۲۰ دقیقه) برای پرداخت به آن کافی نیست. اما مایلم سخنم را از دهه ۶۰ آغاز کنم؛ زمانی که ایشان در مسجد ابوذر سخنرانی می‌کردند. در آن جلسات، سؤالاتی درباره جایگاه بانوان، امکان قضاوت زنان و تفسیر «ناقص‌العقل» در خطبه ۸۰ نهج‌البلاغه مطرح شد.

استدلال امام شهید در این باره بسیار تأمل‌برانگیز است و در طول ۳۷ سال رهبری ایشان، این استدلال در سیره و حکمرانی‌شان ترجمه شد. ایشان ابتدا براساس بینش توحیدی و عقلانی، زن را به‌عنوان انسانی که برخوردار از حقوقی برابر با مرد است، می‌بینند. ایشان معتقدند آنچه در برخی متون به‌عنوان نقص ادراک زن ذکر شده، ناشی از ظلم‌های تاریخی به زنان و امری عارضی است، نه ذاتی.
 
رهبر شهید راه رشد معنوی زن را هموار می‌دانند و هیچ مانع یا محدودیتی برای رشد او قائل نیستند. ایشان در آن جلسه صراحتاً فرمودند: «خدای نکرده، اینگونه نیست که زن قوه ادراک نداشته باشد؛ هرگز! بسیاری از زنان، سطح شعور و درکشان به مراتب بالاتر از بسیاری از مردان است.» من در تفسیر این جمله در نهج‌البلاغه، مطالبی را بیان کردم که بعدها منتشر شد.
 
رهبر شهید در مورد «عالم شدن» و «باسواد شدن» زنان، دیدگاهی جامع دارند. ایشان در دهه‌های بعد، حضور اجتماعی زنان را با ذهنیتی مهندسی‌شده — که شایسته یک معمار تمدن نوین است — طراحی کردند. تفاوت بنیادین ما با گفتمان غرب در این است که ایشان در کنار جایگاه اجتماعی، به نقش‌های ذاتی مانند همسری و مادری در خانواده نیز توجه ویژه‌ای دارند. به تعبیر من، ایشان می‌فرمایند: «هرچقدر شما پزشک یا پرستار یا متخصص خوبی باشید، اما اگر نتوانید مادر و همسر خوبی باشید، در واقع هنر بزرگی نکردید.»

بازخوانی این اندیشه و تبدیل آن به برنامه عملی، نیازمند پژوهشی جدی است. من به‌عنوان کسی که تجربه‌ یک سال حضور در دولت را داشته‌ام، متوجه شدم که مثلاً نگاه حضرت آقا به «اشتغال انعطاف‌پذیر» برای زنان، در کجای قوانین ما جای گرفته است؟ باید صادقانه بگویم که در حال حاضر فاصله‌ جدی بین این اندیشه‌های والاتر و آنچه در صحنه اجرا می‌بینیم، وجود دارد. این اندیشه چنان گسترده و جامع است که ظرف‌های فعلی ما (در ساختارهای اجرایی) گنجایش آن را ندارند و باید به طور جدی به فکر راهکاری برای این فاصله افتاد.

تفسیر دقیق عبارت «ناقصات العقول»

در ادامه تحلیل خطبه ۸۰ نهج‌البلاغه، باید اشاره کرد که نظر امیرالمومنین(ع) درباره «ناقصات العقول»، اشاره به طبیعت ذاتی زنان ندارد؛ بلکه مربوط به زنانی است که تحت تأثیر فرهنگ ستم‌آلود و ظلم‌های تاریخی قرار گرفته‌اند. در واقع، این «نقص» حاصلِ محیطی است که در آن، زنان از تحصیل، حضور در اجتماع و تبحر در مسائل سیاسی بازمانده بودند. حضرت آقا در سخنرانی مورخ 1360/4/6، با دقت بسیار بر روی عبارت «بار آورده» تأکید می‌کنند؛ یعنی این وضعیت، چیزی است که از طریق فرهنگ و محیط به زن تحمیل شده است و مختص جامعه اسلامی نیست، بلکه در تمام جوامع بشری جاری بوده است.

این دیدگاه، در تطابق کامل با مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی است. رهبر شهید به‌عنوان یکی از نزدیک‌ترین یاران امام(ره) و از مقننین قانون اساسی، قطعاً در تدوین محتوای آن مشارکت داشتند. از نظر ایشان، ممانعت از تحصیل و آموزش، عاملی است که باعث می‌شود به زن به‌عنوان موجودی ناقص نگریسته شود. در مقابل، اسلام می‌خواهد رشد فکری، علمی، اجتماعی و به‌ ویژه معنوی زنان به حد اعلا برسد تا حضور آنان در جامعه و خانواده، بیشترین ثمره و فایده را داشته باشد.

سیره عملی و نگاه تمدنی
 
این رویکرد در سیره عملی حضرت آقا مشهود است. ایشان در سال ۶۸، در دیدارهایی با اقشار مختلف به‌ ویژه زنان نخبگان و پزشکان، این نگاه را به مرحله اجرا درآوردند. در اندیشه ایشان، زنی که عالم و فرهیخته است، تصویر واقعی زن مسلمان است. ایشان همواره بر نگاه «تمدنی» امام خمینی(ره) تأکید داشتند و می‌فرمودند که امام(ره) نقش کلیدی زنان را در جامعه درک کردند. در حالی که برخی از علما در آن زمان با حضور زنان در تظاهرات مخالف بودند، امام(ره) با صلابت در برابر این نظرات ایستادند و حضور اجتماعی زن را (با رعایت شروط شرعی) پذیرفتند. حضرت آقا همواره می‌فرمودند که «حصار» و تکیه‌گاه این تصمیمات، اندیشه و فکر امام (ره) بود.

از سوادآموزی تا توانمندی تمدنی
 
رهبر شهید در دهه ۶۰، تحول جایگاه زن در انقلاب اسلامی را مشابه «بعثت اسلام» می‌دانستند؛ چرا که هر دو در پی ارتقای جایگاهی بودند که در آن زمان هیچ ارج و قربی برای زنان قائل نبودند. ایشان از کلیشه‌های جنسیتی فراتر رفته و نگاهی انسانی و توحیدی به زن دارند.
 
این اندیشه در عمل، منجر به اقدامات گسترده‌ای شد. برای نمونه، در اولین سند پنج‌ساله توسعه (در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی)، مسئله سوادآموزی زنان به‌عنوان یکی از اولویت‌ها قرار گرفت. اگرچه حضرت آقا نسبت به میزان اجرای برخی برنامه‌های توسعه گلایه داشتند، اما در بحث سواد زنان، شاهد جهشی خیره‌کننده بودیم؛ نرخ سواد زنان از ۱۵ درصد پیش از انقلاب به قریب ۹۰ درصد رسید. این دستاورد، ثمره مستقیم اندیشه ایشان در مسیر کتاب‌خوان کردن و سوادمند کردن زنان بود.

در دهه ۷۰، رویکرد ایشان از «سوادآموزی» به سمت «توانمندی» و «علم‌سلطان» تغییر کرد؛ جایی که جنسیت دیگر مانعی نبود و نقش تمدنی برای زن تعریف شد. از نظر ایشان، زن مسلمان نباید نسبت به امور جامعه اسلامی و جهان اسلام بی‌تفاوت باشد، بلکه باید احساس مسئولیت کند و در مسائل جهانی اهتمام نماید، زیرا این یک وظیفه اسلامی است.
 
برای درک صحیح ذهن دقیق و تمدنی حضرت آقا در حوزه زنان، باید به صورت «منظومه‌ای» و جامع به بیانات ایشان نگریست. یکی از آفات جدی این است که برخی، تکه‌هایی از سخنان ایشان را به صورت بریده‌بریده یا بر اساس هیجانات لحظه‌ای نقل می‌کنند. در حالی که ایشان براساس اصول توحیدی و عقلانی، توانمندسازی زنان را از طریق علم و فرهیختگی می‌بینند. ایشان حتی در مورد آموزه‌های دوران کودکی خود از مادر محترمانشان مثال می‌زنند تا نشان دهند آموزش‌های اصیل و درست، چگونه شخصیت انسان را می‌سازد.

خانواده‌محوری و اصلاحات حقوقی

از نظر ایشان، ابتدا باید ظلم‌های تاریخی علیه زنان جبران شود. ایشان به «خانواده‌محوری» اعتقاد دارند و معتقدند حقوق زن، کودک و همسر باید در کنار یکدیگر و در تعادل دیده شود. به باور من، بسیاری از ضعف‌های موجود در نظام حقوقی و قضایی ما، تنها با تکیه بر اندیشه متعالی حضرت آقا قابل اصلاح است.

تمایز با تمدن غرب و الگوهای الهی

حضرت آقا تأکید دارند که جمهوری اسلامی در برابر پدیده‌ها متحجر نیست، بلکه در عین پایبندی به اصول و مرزبندی با دشمن، نگاهی تمدنی دارد. ایشان تمدن غرب را تمدنی می‌بینند که وفادار به گذشته‌های باستانی (مانند روم) است و نگاهی صرفاً جنسیتی به زنان دارد. در مقابل، ایشان صراحتاً می‌فرمایند که زن مسلمان ایرانی به شدت نیازمند «الگو» است. در دهه ۶۰، ایشان دست زن ایرانی را گرفتند و او را به سوی الگوهای والایی چون حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) هدایت کردند؛ الگوهایی که مظهر سخنوری، صلابت و استقامت روحی هستند.

ترجمه اندیشه در میدان‌ها و تمدن نوین

معتقدم اندیشه حضرت آقا امروز در دل میدان‌ها و خیابان‌ها ترجمه شده است. زنانی که فارغ از جایگاه شغلی‌شان (پزشک، وکیل یا خانه‌دار)، اصول استکبارستیزی و وطن‌پرستی را آموخته‌اند و تا پای جان ایستاده‌اند. دشمن باید بداند که شهادت مادی حضرت آقا، پایان راه نیست؛ چرا که اندیشه ایشان در مردم، به‌ ویژه در زنان، جاری و ساری است.

چالش تسهیل‌گری و دستاورد تمدنی
 
رهبر شهید به حضور مؤثر زنان با رعایت عفت و حجاب باور دارند و معتقدند اسلام هیچ محدودیتی برای حضور زنان در اجتماع قائل نیست. حتی در خودِ انقلاب، نقش زنان چه بسا فراتر از مردان بود. نکته کلیدی اینجاست که اگر جمهوری اسلامی بتواند در برنامه‌های خود «تسهیل‌گری» کند تا زن بتواند همزمان نقش مادری و نقش اجتماعی را ایفا نماید، این یک دستاورد بزرگ تمدنی و الگویی برای تمام دنیا خواهد بود. رهبر شهید بارها تأکید کردند که ما باید با رسمیت شناختن این چالش‌ها، برای حقوق و تکالیف زنان در منزل و اجتماع، راهکارهایی جامع و عملی بیندیشیم.
 
جوانان؛ مخاطب انحصاری و موتور محرک پیشرفت در بیانیه گام دوم
 
پایان‌بخش این پنل تخصصی سخنان ابوذر یاسری با موضوع (جوان و پیشرفت ایران) بود که در ادامه با هم می‌خوانیم:
زنان در اندیشه رهبر شهید؛ فراتر از کلیشه‌ها و در جستجوی تعالی معنوی
 
در این نشست قصد دارم به بررسی جایگاه و نقش جوانان در اندیشه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) بپردازم.
 
محور بحث ما بر سه محور استوار است: نخست، تبیین نگاه حضرت آقا به جوانان؛ دوم، بررسی مبانی و بنیان‌های این نگاه و در نهایت، بررسی الزامات پیش‌رو برای تحقق این اهداف:
 
۱. مخاطب انحصاری: جوانان محوریت بیانیه گام دوم
اگر به متن «بیانیه راهبردی گام دوم» نگاه کنیم، نکته‌ای بسیار چشم‌گیر به نظر می‌رسد: در این بیانیه، جوان نه به‌عنوان یکی از اقشار جامعه، بلکه به‌عنوان «مخاطب انحصاری» مورد خطاب قرار گرفته است. این یک سند و حجت است میان ما و نویسنده شهید بیانیه که هدف اصلی ایشان، مخاطبه کردن مستقیم جوانان است.
 
در آغاز این بیانیه، حضرت آقا صریحاً می‌فرمایند: «اینک در آغاز فصل جدیدی از زندگی جمهوری اسلامی، مایلم با جوانان عزیزی که باب میدان عمل می‌گذارند تا بخش دیگری از جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ را آغاز کنند، سخن بگویم.»
 
این عبارت نشان می‌دهد که ایشان مستقیماً با جوانان سخن می‌گویند و در واقع، گام دوم انقلاب، توکلی بر دوش جوانانی است که باید این مسیر را پیش ببرند.
 
۲. جوان؛ موتور محرک و عامل تغییر
 
در منظومه فکری ایشان، جوانی تنها یک دوره سنی نیست، بلکه دارای نقش‌های استراتژیک است:
 
- موتور محرک: جوانان موتور محرک کشور و بیداری اسلامی هستند.
 
- نقش تاریخی: جوان دارای نقشی تعیین‌کننده در عرصه حیات اجتماعی است.
 
- حامل مسئولیت: از نظر ایشان، جوان حامل «سنگین‌ترین بار مسئولیت» است.
 
در اینجا باید به یک نکته انتقادی اشاره کنیم؛ در ادبیات رایج ما، گاهی نگاه تحقیرآمیزی به جوان وجود دارد و او را «جاهل» یا «بی‌تجربه» می‌پندارند. اما نگاه حضرت آقا کاملاً متفاوت است؛ ایشان معتقدند دوران جوانی، دوران تعیین‌کننده سرنوشت تاریخی ملت ایران است. اگر می‌خواهیم آینده کشور را پیش‌بینی کنیم، باید به وضعیت و ظرفیت‌های نسل جوان بنگریم. در واقع، نسل جوان عامل و مجری مباشر تحقق «سند چشم‌انداز» کشور است.
 
۳. مبانی و بنیان‌های اندیشه پیشرفت
 
پرسش این است که چرا در اندیشه ایشان، چنین جایگاه برجسته‌ای برای جوان تعریف شده است؟ پاسخ در دو بنیان اساسی نهفته است:
 
بنیان اول: پیشرفت، مقوله‌ای انسانی است. 
 
پیشرفت تنها به معنای توسعه تکنولوژی، عمران یا آبادانی ظاهری نیست. پیشرفت در اصل، یک «مقوله انسانی» است. مهم‌ترین سرمایه گام دوم، نیروی انسانی مستعد و کارآمدی است که زیربنایی عمیق از ایمان و دین داشته باشد.
 
حضرت آقا تأکید می‌کنند که این سرمایه‌های انسانی (نخبگان و جوانان بااستعداد)، ثروتی برای کشور هستند که هیچ اندوخته مادی با آن قابل مقایسه نیست. به بیان ساده: پیشرفت ایران بدون فعال‌سازی ظرفیت‌های انسانی، هرگز به تحقق کامل نمی‌رسد؛ حتی اگر مدرن‌ترین تکنولوژی‌ها یا زیرساخت‌های شهری را داشته باشیم.
 
بنیان دوم: پیوند پیشرفت با «امید»
 
پیشرفت با مسئله «امید» پیوندی ناگستنی دارد. در بیانیه گام دوم، پس از تحلیل قوت‌ها، ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها، ایشان به بخش «توصیه‌ها» می‌رسند. روح حاکم بر این توصیه‌ها، ایجاد امید و اعتماد به توانمندی‌های جوانان است تا بتوانند با تکیه بر این امید، مسیر پیشرفت را هموار کنند.
 
۴. نخستین توصیه: امید و نگاه خوش‌بینانه به آینده
 
در میان توصیه‌های حضرت آقا، نخستین و حیاتی‌ترین توصیه، «امید و نگاه خوش‌بینانه به آینده» است. چرا که هرگونه حرکت و تلاشی بدون امید، امکان‌پذیر نیست. در این راستا، می‌توان به داستانی از یکی از انبیاء الهی اشاره کرد که کشاورزی را دید که با شدت در حال کار است، اما ناگهان امیدش را از دست داد و متوقف شد؛ اما با بازگشت امید به قلبش، مجدداً با همان قدرت به کار بازگشت. این مثال ساده، حقیقتی بزرگ را می‌رساند: «حرکت بدون امید، ناممکن است».
 
حتی در مسائل اجتماعی و سیاسی، مانند انتخابات، ایشان می‌فرمایند که «دل امیدوار است که پای صندوق می‌آید». بنابراین، اگر می‌خواهیم شاهد مشارکت و پیشرفت در نهادها و دولت‌ها باشیم، باید ابتدا امید را در جامعه زنده کنیم. اما تأکید ایشان بر «امید واقعی» است، نه «امید کاذب». امید کاذب، مانند دل بستن به وعده‌های توخالی قدرت‌های خارجی (مانند وزیر خارجه آمریکا) است که نتیجه‌ای جز ناامیدی بیشتر ندارد؛ در حالی که امید واقعی، تکیه بر توانمندی‌های درونی و ظرفیت‌های انسانی است.
 
۵. ظرفیت انسانی و چالش «فرار مغزها»
 
وقتی از ظرفیت انسانی جوانان سخن می‌گوییم، باید به پدیده «فرار مغزها» توجه کنیم. علت اصلی این اتفاق چیست؟ زمانی که ما به‌عنوان مدیران و مسئولین، به ظرفیت‌های داخلی امید نداریم و پروژه اصلی کشور را به خارج می‌سپاریم، در واقع به جوانان پیام می‌دهیم که امید در اینجا نیست. برای توقف این روند، باید ابتدا روح امید و اعتماد را در بدنه مدیریتی کشور احیا کنیم.
 
۶. روح خودباوری؛ شاخصه اصلی جوان بودن
 
امید، نیازمند «روح خودباوری» است. کلیدواژه انقلاب اسلامی، عبور از وابستگی و رسیدن به این باور است که «ما می‌توانیم». از نظر حضرت آقا، «جوان بودن» تنها یک عدد و سن خاص نیست، بلکه یک وضعیت روانی و ذهنی است. شاخص اصلی جوان بودن، داشتن «روح خودباوری» است. بر این اساس:
 
- ممکن است فردی از نظر سنی جوان نباشد، اما چون روحیه امید، اراده برای تغییر و خودباوری دارد، «جوان» محسوب می‌شود.
 
- در مقابل، ممکن است کسی در سن جوانی باشد اما اگر روحیه خودباوری را نداشته باشد، از جریان پیشرفت عقب مانده است.
 
این روحیه جوانمایه، در تمامی عرصه‌ها مورد نیاز است:
- در پیشرفت علمی و فناوری: برای نوآوری و تولید.
- در پیشرفت اقتصادی: برای کارآفرینی و مدیریت تولید.
- در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، اخلاقی و معنوی: برای استقرار عدالت و تعالی جامعه.
 
۷. ویژگی‌های روانشناختی و نقش والدین
 
جوانی در نگاه مقام معظم رهبری، مجموعه‌ای از ویژگی‌های روان‌شناختی و کنشی است؛ ویژگی‌هایی چون: انگیزه، انرژی، تحرک، آرمان‌خواهی، شجاعت، خلاقیت و ابتکار عمل.
در اینجا نقش والدین بسیار حیاتی است. اگر والدین با روایت‌های نادرست از گذشته یا نگاه‌های بدبینانه، «تزریق ناامیدی» کنند، گسستی در نسل جوان ایجاد می‌شود. ما باید محیطی بسازیم که خاستگاه امید در میان جوانان فعال شود و مانع از تخریب روحیه آن‌ها گردیم.
 
۸. جوان؛ کنشگر امروز و آینده‌ساز
 
نکته پایانی و بسیار مهم این است که جوان، صرفاً «آینده‌ساز» نیست، بلکه «کنشگر امروز» و «اکنون‌ساز» است. جوان نباید منتظر آینده بماند تا نقش‌آفرین شود، بلکه همین حالا باید در میدان باشد. به همین دلیل است که در بیانیه گام دوم، تأکید شده است که ما به «مدیران جوان»، «کارگزاران جوان» و «اندیشمندان جوان» نیاز داریم تا در تمامی عرصه‌های اجرایی و نظری، فعال باشند.
انتهای پیام
دبیر:
سلما آرام
captcha