کد خبر: 2530270
تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۸

استراتژی مؤمن برای رسيدن به غيب

گروه اجتماعی: استاد حوزه و دانشگاه در يازدهمين نشست از سلسله نشست‌های سبك زندگی ايمانی يكی از ويژگی‌های مؤمن را داشتن اهداف بلندی به بلندای «الله» دانست كه برای رسيدن به اين اهداف ابزار عقل و قلب را با گام‌های كوتاه به كار می‌گيرد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، يازدهمين نشست از سلسله نشست‌های «سبك زندگی ايمانی» با حضور حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر محمدتقی فعالی، استاد حوزه و دانشگاه، با محوريت موضوع «ضد ارزش‌ها از منظر قرآن» به همت سازمان فعاليت‌های قرآنی دانشگاهيان كشور، در محل سالن نشست‌های اين سازمان برگزار شد.
در سخن روز اين نشست، حجت‌الاسلام فعالی عنوان كرد: «بزرگ فكر كنيم، اما كوچك عمل كنيم» و تشريح كرد: هر انسانی در زندگی بايد در تمام ابعاد مختلف دارای هدف روشن باشد. ابعاد علمی، اجتماعی، خانوادگی، مالی و اقتصادی و بُعد معنوی جنبه‌های پنجگانه بشری هستند كه ابعاد مختلف زندگی هر شخصی را در جهان شكل می‌دهند. انسان‌ها بايد در هر كدام از اين ابعاد دارای هدف مشخص و واضحی باشند كه در تمامی ابعاد پنجگانه‌ مطرح، اهداف به دو دسته قابل دست يافتن و غير قابل دست يافتن تقسيم می‌شوند. به تعبيری اهداف دو دسته هستند؛ دست يافتنی و دست نيافتنی.
وی ادامه داد: در ادبيات شريعت، دين و مخصوصاً متون الهی، اهدافی كه قابل دسترس نيستند «آمال» ناميده می‌شوند و به تعبير فارسی «آرزو»؛ می‌توان گفت آرزو يعنی اهداف بلند غير قابل دسترس برای فرد. البته ممكن است اهدافی برای يك فرد قابل دسترس و برای ديگری غيرقابل دسترس باشد. در حقيقت اهداف نسبی بوده بستگی به اوضاع و احوال افراد دارد. نبايد برای اهدافی كه دست يافتنی نيستند، عمری صرف كرد و اين شرط عقل است. اهداف دست يافتنی هم دو دسته هستند: اهداف دست يافتنی كوتاه مدت و اهداف دست يافتنی بلند مدت و دوردست كه شخص عابد از ميان اين سه دسته اهداف يعنی اهداف دست نيافتنی، اهداف دم دستی كوتاه مدت و اهداف دست يافتنی دراز مدت فقط بايد به دنبال اهداف دسته سوم باشد. اين توضيح بخش اول جمله مطرح شده يعنی «بزرگ فكر كنيم» بود.
وی با تأكيد بر اينكه وقتی گفته می‌شود بزرگ فكر كنيم يعنی دارای اهداف بزرگ، وسيع، دور دست و لايق انسان باشيم، به ادبيات حضرت علی(ع) به خصوص كلمات قصار آن حضرت اشاره كرد و گفت: در نهج البلاغه به خصوص بخش كلمات قصار از اهداف بلند به «صفصاف» تعبير شده است. يعنی دارای اهداف بزرگ يا به تعبيری ديگر همت بلند باشيد. يكی از ويژگی‌های مومنان نيز همين است و قرآن مطرح می‌كند كه انسان‌های خوب اينگونه هستند كه «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ؛ محققا كسانى كه گفتند پروردگار ما خداست»(سوره احقاف آيه 13) می‌گويند پرورگار ما الله است. «رب» به معنی مدبر و مدير عالم است. كسی كه الله را به عنوان الگو و مدبر و مدير خودش قرار دهد پيداست كه بايد دارای اهداف بلند باشد چرا كه خداوند عظيم و كبير است و كسی كه هدفش الله عظيم و كبير است قطعاً دارای همت بلند و الا نيز هست.
حجت‌الاسلام فعالی در ادامه با تأكيد بر اينكه داشتن اهداف بلند به معنای برداشتن گام‌های بلند نيست، عنوان كرد: بايد اهداف بزرگ و بلند باشد ولی گام‌ها كوتاه كوتاه و آهسته؛ اما پيوسته. خداوند به انسان دو چشم داده است تا با يك چشم اهداف بلند را بنگيرم و با چشم ديگر گام‌های كوتاه خود را. برخی انسان‌ها اهداف كوچك دارند و طبعاً گام‌های آنها نيز كوچك است.
وی به عنوان مثال ذكر كرد: اگر از تك تك افراد حاضر در اين نشست بپرسيد كه به دنبال چه هستند، چه جواب‌هايی دريافت می‌كنيد. مثلاً به لحاظ اقتصادی به دنبال چه هستيد و يا از لحاظ معنوی، كاری و شغلی به دنبال كدام هدف هستيد؟ تلاش می‌كنيد به چه چيزی برسيد؟ ايده و آمالتان چه چيزی است؟ آيا آينده‌ای را تصور می‌كنيد؟ اگر تصوير می‌كنيد، كدام آينده را با كدام شاخص‌ها و مولفه‌ها؟ معمولاً اهداف ما آدم‌ها خيلی خيلی كوتاه و كوچك است طبعاً گام‌ها ما نيز كوچك است ولی انسان‌های ديگر كه اهدافشان بلند است می‌خواهند گام‌های بلند بردارند، معمولاً اينگونه افراد كه می‌خواهند برای اهداف بلند، گام‌های بلند بردارند پاهايشان می‌شكند و حتی به اهداف كوتاه هم دسترسی پيدا نمی‌كنند.
وی در ترسيم شرايط غلط و درست در خصوص اهداف و گام‌ها گفت: داشتن اهداف كوتاه و برداشتن گام‌های كوتاه و داشتن اهداف بلند و برداشتن گام‌های بلند غلط است و فقط وضعيت سوم يعنی داشتن اهداف و همت بلند و برداشتن گام‌های كوتاه اما پيوسته وضعيتی مطلوب و صحيح است كه يكی از ويژگی‌های اهل تقوا نيز اين است كه اهدافشان بلند است و خواهان ميل به مقام قدس ربوبی هستند؛ «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ؛ محققا كسانى كه گفتند پروردگار ما خداست»(سوره احقاف آيه 13) اما اين آيه ادامه دارد و می‌فرمايد:«ثُمَّ اسْتَقَامُوا؛ سپس ايستادگى كردند» يعنی اهل استقامت هستند و استقامت يعنی گام‌های كوتاه ولی پيوسته.
حجت‌الاسلام فعالی در جمع‌بندی از اين بخش از سخنان خود گفت: پس اهل ايمان دو خصيصه عمده دارند: يكی اين است كه خدا در تمام ابعاد، اجزا و جنبه‌های زندگی هدف نهايی آنهاست و اهدافشان بلند است و دوم اهل استقامت هستند و گام‌هايشان كوتاه اما مداوم و با ثبات است.
پس از سخن روز اين هفته حجت‌الاسلام فعالی فشرده‌ای اجمالی از مباحث 10 جلسه پيشين اين نشست‌ها كه شامل بررسی معناشناسی و واژه‌شناسی سبك زندگی از ديدگاه غربی، تحليل دو ديدگاه جامعه‌شناسانه و روانشناسانه و بررسی نظرات تعدادی از نظريه پردازان اين ديدگاه‌ها بود پرداخت و عنوان كرد كه: روش ما اين است كه در قسمت دوم به بسته‌هايی از آيات اشاره كنيم و ويژگی‌هايی برای سبك زندگی ايمانی مطرح و در نهايت به يك جمع بندی برسيم.
وی با اشاره به مباحث نشست‌های قبلی و تحليل آيات ابتدايی سوره بقره كه در آن انسان‌ها به سه دسته خوب، بَدِ بَد و بد خوب تقسيم و ويژگی‌های آنها از طريق آيات بعدی كه تعداد آيات، جمعيت اين سه گروه در زمين را نيز نشان می‌دهد، ويژگی‌های اهل تقوا را بيان و در ادامه گفت: متقين ميان دو هدايت‌اند يك هدايتی از جانب كتاب چنان كه آيه دوم سوره بقره فرمود و دوم هدايتی از جانب ربشان چنان كه در آيه پنجم سوره بقره مطرح شده است. كفار نيز ميان دو گمراهی‌اند يكی از سوی خودشان كه خودشان برای خويش انتخاب كرده‌اند و گمراهی از جانب خدا كه در آيات بعد به آن اشاره می‌شود.
حجت‌الاسلام فعالی پس از اين مرور، در ادامه بحث خود عنوان كرد: اهل تقوا دارای پنج خصيصه‌اند كه سه خصيصه از اين پنج خصيصه به ماهيت ايمان اشاره دارد كه قرآن می‌فرمايد اهل تقوا كسانی هستند كه «الَّذِينَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ؛ والَّذِينَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ».(آيه‌های 3 و 4 سوره بقره) يعنی اهل تقوا كسانی هستند كه به غيب، آنچه بر پيامبر نازل شده و آخرت يقين دارند. پس يقين اعلی رتبه ايمان است و به لحاظ سنخيت يقين همان ايمان است.
وی در تشريح ويژگی ايمان به غيب، گفت: ايمان دارای متعلقاتی است كه در آيه سوم سوره بقره يكی از متعلقات آن، ايمان به غيب عنوان شده است اما غيب چيست؟ در تمام كتاب‌های تفسيری و غير تفسيری عنوان شده است كه غيب يعنی نامحسوس، يعنی عالمی كه حس انسان به آن نمی‌رسد. انسان پنج حس دارد كه هر يك از اين پنج حس به اموری می‌رسند. اگر متعلق اين پنج حس را به هم جمع كنيم به صورت يكجا به آن عالم ماده گفته می‌شود و انسان با پنج حس به عالم ماده و به تعبير دينی به دنيا نائل می‌شود. خداوند در اول كتابش می‌خواهد به انسان بگويد كه ای انسان به غير از عالم ماده عالم ديگری هم هست كه با حواس پنج گانه به آن عالم نمی‌شود رسيد و اسم آن عالم غيب است. البته از طريق عقل و دل می‌توان به عالم غيب رسيد.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: اگر اين بحث‌ها را با هم جمع كنيد نشان می‌دهد كه انسان‌ها كلاً مجهز به سه دستگاه‌ هستند شامل: دستگاه حواس كه به كمك آن به جهان ماده، جسم و دنيا می‌رسند و دوم دستگاه عقل كه با اين دستگاه به جهان فوق‌الحس می‌توان رسيد و دستگاه سوم قلب، دل، مكاشفه و كشف شهود كه می‌توان با آن به جهان غيب نائل شد. غيب يعنی عالم غير محسوس كه با حس به آن نمی‌شود رسيد و اين واقعيت را خالق اين حس‌ها بيان می‌‌شود.
وی ادامه داد: وقتی خداوند اسم غيب را می‌آورد و غيب يعنی جهان نامحسوس، تلويحاً می‌خواهد بگويد ای انسان‌ها بدانيد جهان دو جهان و عالم دو عالم است؛ يك عالم ماده كه با حس می‌شود به آن رسيد و دوم عالم فوق ماده كه با حس به آن نمی‌شود رسيد و بايد از ابزار ديگری غير از حس جهت نيل به آن عالم استفاده كنيد.
فعالی تشريح كرد: به تعبيری عالم، دو عالم است عالم ديده‌ها و عالم ناديده‌ها. برای نيل به عالم ديده‌ها از حواس ظاهری می‌توان استفاده كرد و برای رسيدن به غيب يعنی فوق حس و جهان مجردات دو ابزار عقل و قلب وجود دارد. نكته جالب اين است كه عالم فوق حس، شامل عناصری می‌شود كه اولين آن «خداست». خداوند مربوط به عالم مجردات است؛ دوم وحی و سوم عالم آخرت كه اين سه مربوط به جهان ديگر و عالم غيب هستند.
ادامه دارد ...
captcha