کد خبر: 4365019
تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۸

نقش نخبگان در تحول گفتمان جمعیت؛ از بحران تا تمدن‌سازی

نخبگان محور تحول گفتمان جمعیت؛ از بحران تا تمدن‌سازیبه قلم سجاد اسحاقی، پژوهشگر حوزه جمعیت و برگزیده بخش نخبگان رویداد جایزه ملی جوانی جمعیت:

مسئله جمعیت در ایران، فراتر از یک بحث جامعه‌شناختی، آماری یا رقمی، یک زیربنای حیاتی برای حیات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و بقای ملی است که پیوندی ناگسستنی با امنیت، اقتصاد و تاب‌آوری تمدنی دارد؛ اما نگاه به جمعیت نباید تنها در لایه‌های پژوهشی، آماری و نموداری محدود بماند؛ تجربه تاریخی و وقایع اخیر نشان داده است که جمعیت، همان «قدرت پنهان» است که در لحظات سرنوشت‌ساز، جایگاه سیاسی و امنیتی ایران را بازتولید می‌کند.

در مواجهه با جنگ اخیر میان محور مقاومت و ائتلاف صهیونیستی-آمریکایی، جمعیت ایران نقشی فراتر از یک عامل دموگرافیک(مطالعه علمی و آماری ویژگی‌های جمعیت‌های انسانی و تغییرات این ویژگی‌ها در طول زمان) ایفا کرد. این جمعیت، هم در خیابان‌ها قدرت تولید کرد و هم به عنوان پشتوانه‌ای استوار برای میدان‌های نظامی و دیپلماسی عمل کرد. حتی در لحظات عاطفی و معنوی، مانند مراسم‌های وداع، تشییع و تدفین پیکر رهبر شهید، حضور میلیونی و توده‌ای مردم، نه تنها یک مراسم سوگواری، بلکه یک «نمایش قدرت تمدنی» بود که در عرصه جهانی پیام بازتولید قدرت و انسجام ملی را مخابره کرد و باعث تقویت جایگاه ایران در منطقه و جهان شد. 

اما متأسفانه مسئله جمعیت در سال‌های اخیر به یک ابر بحران و چالش در جامعه معاصر ایران تبدیل شده است؛ اینکه چرا موضوع افزایش جمعیت علی‌رغم تمام تأکیدات، در لایه‌های عمومی جامعه و توصیه‌های بزرگان و دلسوزان ایران به ویژه امام شهید و کشوردوست شهید خامنه‌ای و فرزند خلفشان مقام معظم رهبری، همچنان با مقاومتی خاموش یا تقلیل‌گرایی اقتصادی مواجه است؟ به نظر پاسخ را باید در خلأ «گفتمان نخبگانی» جست‌و‌جو کرد. در اینجا، بنیاد ملی نخبگان نه به مثابه یک نهاد اداری، بلکه به‌عنوان یک «مرکز ثقل گفتمانی» وظیفه‌ای تاریخی بر عهده دارد.

۱. نخبگانی‌سازی؛ عبور از شعار به فهم سیستمی

تا زمانی که مسئله جمعیت در سطح «توصیه‌های دستوری» باقی بماند، در فرهنگ عمومی به «دخالت در حریم خصوصی» تعبیر می‌شود. نقش بنیاد نخبگان این است که با بهره‌گیری از ظرفیت نخبگان علوم انسانی، اجتماعی و اقتصادی، این مسئله را از یک «تکلیف اخلاقی» به یک «ضرورت زیستی و تمدنی» ارتقا دهد. تبدیل جمعیت به یک مسئله «نخبگانی»، یعنی تبیین پیوند‌های پیچیده میان نرخ باروری، ساختار سنی و آینده اقتصاد دانش‌بنیان؛ جایی که نخبه جامعه متوجه می‌شود بدون تداوم نسل، تمام پتانسیل‌های علمی و تکنولوژیک کشور، با بحران نیروی انسانی مواجه خواهد شد.

۲. از «نخبگان علمی» به «نخبگان فرهنگی»

بنیاد نخبگان می‌تواند با شبکه‌سازی میان نخبگان علمی و حلقه‌های اثرگذار فرهنگی(از جمله مدرسان خلاق و دغدغه‌مندان و گروه‌های مردمی جمعیت واسطی میان «دانش آکادمیک» و «زیست روزمره» ایجاد کند. وقتی گفتمان نخبگانی در میان لایه‌های میانی جامعه(کنشگران محلی و مروجان) توزیع شود، مفهوم افزایش جمعیت از یک «سیاست بالادستی» به یک «ارزش هوشمندانه» در فرهنگ عمومی تبدیل می‌گردد.

۳. تبدیل جمعیت به «گفتمان برتر»

بنیاد نخبگان باید بستری فراهم کند که نخبگان، «نسبت خود را با بحران جمعیت» در آثار، پژوهش‌ها و فعالیت‌های اجتماعی‌شان تعریف کنند. وقتی نخبگان حوزه‌های مختلف(از پزشکی گرفته تا مهندسی و علوم انسانی) نسبت به این مسئله «حساسیت معرفتی» پیدا کنند، این دغدغه به‌طور طبیعی به گفتمان مسلط جامعه تبدیل می‌شود. جامعه از نخبگان خود الگو می‌گیرد؛ اگر نخبگان، افزایش جمعیت را نه یک عقب‌گرد، بلکه یک «مؤلفه پیشرفت و قدرت» بازتعریف کنند، مقاومت‌های فرهنگی در برابر آن فروریخته و پذیرش اجتماعی جایگزین آن می‌شود.

نخبگانی کردن مسئله جمعیت، به معنای پیچیده‌گویی نیست؛ بلکه به معنای «مسئولانه‌سازی علمی» است. بنیاد نخبگان با تبدیل این دغدغه به گفتمان جاری در نشست‌ها، کرسی‌های نظریه‌پردازی و فعالیت‌های نخبگان کنشگر، می‌تواند موتور محرک تغییر نگرش در فرهنگ عمومی باشد. جمعیت، آینده‌ای است که امروز نخبگان ما باید برای آن «معنا» تولید کنند؛ و در پایان برای اینکه بنیاد نخبگان بتواند از یک «نهاد پشتیبان» به یک «محرک گفتمانی» تبدیل شود، باید از رویکرد فقط مالی یا اداری و تک بعدی به رویکرد فرهنگی و معرفتی و چند بعدی حرکت کند که در ادامه گام‌هایی برای نیل به این هدف را پیشنهاد خواهیم کرد. 

گام اول: تغییر پارادایم و ساختار فکری که هدف آن جایگزین کردن نگاه «محدودیت‌محور» با نگاه «فرصت‌محور» در ذهن نخبگان میان نرخ باروری و شکوفایی دانش‌بنیان» است. 

گام دوم: ایجاد «کرسی‌های نظریه‌پردازی جمعیت» تشکیل گروه‌های پژوهشی تخصصی در دانشگاه‌ها با حمایت بنیاد، که هدفشان صرفا آمار نیست، بلکه بازتعریف «پیوند میان نرخ باروری و شکوفایی دانش‌بنیان» است(یعنی نخبگان باید بفهمند بدون نسل، نوآوری هم متوقف می‌شود).

گام سوم: حمایت مادی و معنوی(اعطای نشان نخبگانی) از پژوهشگران، نویسندگان یا مخترعانی که در آثار خود، مفهوم «خانواده» را نه به عنوان یک واحد سنتی، بلکه به عنوان «واحد تولید سرمایه انسانی و فرهنگی» معرفی می‌کنند و به آثار علمی و اختراعات خود پیوست جمعیتی می‌زنند.

گام چهارم: سلسله‌ جلسات «بازخوانی تاریخ تمدن‌ها» برگزاری نشست‌هایی که نشان دهد چگونه سقوط جمعیت، پیشران اصلی سقوط تمدن‌های بزرگ بوده است؛ تا موضوع از یک بحث «اقتصادی-شخصی» به یک بحث «تاریخی-استراتژیک» ارتقا یابد.

گام پنجم: ارائه ابزار و دانش لازم برای مدیریت همزمان «مسئولیت علمی» و «مسئولیت خانوادگی».

گام ششم: طراحی دوره‌های «مدیریت زندگی نخبگان» برگزاری کارگاه‌های تخصصی(با همکاری روان‌شناسان و متخصصان مدیریت) برای نخبگان جوان، با موضوع «ایجاد تعادل میان تمرکز علمی و تعالی خانوادگی». این کار به نخبگان می‌آموزد که خانواده مانع پیشرفت نیست، بلکه بخشی از پایداری آنهاست.

گام هفتم: آموزش «نخبگانی‌سازی محلی» آموزش به نخبگان علوم انسانی و مدرسان برای اینکه چگونه می‌توانند مفاهیم پیچیده جمعیت را در قالب داستان، روایت و آموزش‌های ساده در مدارس و محله‌ها بازگو کنند(تبدیل نخبگان به مروجان فرهنگ).

گام هشتم: پلتفرم «دانش‌بنیان جمعیت» ایجاد یک بانک اطلاعاتی و آموزشی که در آن، چالش‌های اقتصادی فرزندآوری از طریق راهکار‌های نوین(مانند مدیریت منابع و استفاده از تکنولوژی‌های تسهیل‌کننده) به صورت علمی بررسی و آموزش داده شود.

گام نهم: جایزه ملی «نخبگان بازتولیدکننده» اختصاص بخشی از جوایز یا رتبه‌بندی‌های بنیاد به نخبگانی که علاوه بر دستاورد‌های علمی، توانسته‌اند از نظر مدیریت خانوادگی و توازن میان علم و تربیت نسل، الگوی جامعه باشند. این کار «اعتبار اجتماعی» به خانواده‌های نخبگانی می‌دهد.

گام دهم: کمپین «افتخار به میراث» تولید محتوا‌هایی که در آن نخبگان برجسته کشور، از تجربه شخصی خود در ترکیب «موفقیت علمی» و «بزرگداشت خانواده» سخن می‌گویند. این کار کمک می‌کند تا نخبگان جوان احساس کنند داشتن فرزند، بخشی از «هویت قهرمانانه» آنهاست.

گام یازدهم: ایجاد شبکه «منتورینگ یا هدایتگری نخبگان» پیوند دادن نخبگان پیشکسوت(که هم موفق در علم بوده‌اند و هم خانواده‌های پایداری دارند) با نخبگان جوان. این ارتباط، اضطراب نخبگان جوان را کاهش می‌دهد و به آنها اطمینان می‌دهد که مسیر «علم و خانواده» همزمان و ممکن است.

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیه قربانی
captcha