کد خبر: 2557307
تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۷

انتظار؛ مكتب بيداری، اعتراض، قيام و به دست گرفتن نبض جامعه

گروه انديشه: فرماندار گناباد گفت: با مراجعه به روايات مرتبط با انتظار و سخنان دانشمندان فرهيخته می‌توان گفت كه انتظار، مكتب بيداری، اعتراض، قيام و به دست گرفتن نبض جامعه است.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، محمد صفايی، فرماندار گناباد، 15تيرماه در جمع مديران كانون‌های فرهنگی و هنری و تعدادي از مسئولان ادارات در آيين راه‌اندازی 18 كانون فرهنگی و هنری اين شهرستان، گفت: اينكه ما همه خود را منتظر حضرت مهدی(عج) می‌دانيم آيا تاكنون از خود سوال كرده‌ايم آيا منتظر حضرتيم يا حضرت مهدی(عج) منتظر ما است؟
وی با عنوان اينكه اگر ما منتظر حضرت هستيم برداشت می‌شود كه حضرت آمادگی لازم را برای هدايت ما ندارد و اين برداشت نادرستی است، افزود: اين ما هستيم كه آمادگی نداريم و آن حضرت انسال كامل است و او از سقوط، تنزل و گمراهی ما رنج می‌برد.
صفايی با بيان اينكه از جمله برداشت‌های بد و مغالطه‌آميز توهمی است كه از مفهوم انتظار شكل گرفته است، افزود: از نظر اين برداشت، انتظار يعنی انزوا، انفعال، بی‌اعتنايی به حكومت‌های نامشروع و بی‌تفاوتی به اصلاح جامعه و به دست گرفتن حكومت و رهبريت سياسی.
وي با بيان اينكه عصر غيبت و انتظار يعنی منتظر ماندن و چشم به راه بودن كسی كه او رهبر حكومت است، او مسئول تشكيل حكومت است نه ديگران، عنوان كرد: از اين منظر انتظار يعنی كناره‌جويی پارسايانه و بی‌تفاوتی نسبت به امور جامعه و به قول استاد مطهری، انتظار ويرانگر، بازدارنده، فلج كننده و نوعی اباحی‌گری است.
فرماندار گناباد با بيان اينكه انتظار به اين معنی يك نوع توكل منفی و سلب مسئوليت از خويش است، تأكيد كرد: با مراجعه به روايات مرتبط با انتظار و سخنان دانشمندان فرهيخته می‌توان گفت كه انتظار، مكتب بيداری، اعتراض، قيام و به دست گرفتن نبض جامعه است.
وی با اشاره به آيه 11 سوره رعد «إِنَّ اللهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ، در حقيقت ‏خدا حال قومى را تغيير نمي‌‏دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند»، گفت: از نظر قرآن، دگرگونی و تعيين سرنوشت هر قومی در گرو اعمال و موضع گيری‌های خودشان است.
وي با بيان اينكه مهم‌ترين تحول و پديده سرنوشت ساز، زمينه‌سازي برای ظهور حضرت است، يادآور شد: تحقق ظهور بر اين زمينه‌سازي مترتب است.
صفايی با اشاره به تفسير نمونه در خصوص اين آيه، با عنوان اينكه فيض رحمت خدا بيكران و عمومى و همگانى است ولى به تناسب شايستگي‌ها و لياقت‌ها به مردم مي‌رسد، افزود: در ابتدا خدا نعمت‌هاى مادى و معنوى خويش را شامل حال اقوام مي‌كند، چنانچه نعمت‌هاى الهى را وسيله‏‌اى براى تكامل خويش ساختند و از آن در مسير حق مدد گرفتند و شكر آن را كه همان استفاده صحيح است بجا آوردند، نعمتش را پايدار بلكه افزون مي‌‏سازد.
وی تأكيد كرد: اما هنگامى كه اين مواهب و سيله‌‏اى براى طغيان و سركشى و ظلم و بيدادگرى و تبعيض و ناسپاسى و غرور و آلودگى شود در اين هنگام نعمت‌ها را مي‌گيرد و يا آن را تبديل به بلا و مصيبت مي‌كند، بنابراين دگرگونی‌ها همواره از ناحيه ما است و گرنه مواهب الهى زوال‏ ناپذير است.
captcha