حجتالاسلام والمسلمين احمد مرادخانی، عضو هيئت علمی جامعهالمصطفی(ص) در گفتوگو خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: استشراق در واقع يكی از مباحثی است كه پرداختن به آن در عصر حاضر و در كشورهای اسلامی از اهميت ويژهای برخوردار است؛ استشراق از صدر اسلام و با عناوين مختلف مطرح شده بود ولی هميشه شرقشناسی به ويژه در دوره استيلای غرب بر ديگر كشورها مورد توجه غربیها بوده كه ظاهرا علمی و با اهداف سياسی بوده است و در روند خود از شرقشناسی به اسلامشناسی مبدل شده است.
وی افزود: اين حركت از ابتدا مديريت شده بود و با ورود به قرن 16 به بعد اين حركت به صورت عالمانه و علمی در میآيد و از حوزههای قرآنشناسی وارد روايت شيعه شده است.
مرادخانی اظهار كرد: در ابتدا لطماتی كه استشراق به فرهنگ اسلامی و تشيع وارد میكرد بسيار عظيم بود اولا اين مستشرقان با شبهاتی كه به دنبال پاسخ آن هم نرفتند ذهنيت بسيار منفی را در ميان غربيان نسبت به اسلام و تشيع و قرآن ايجاد كردند كه حتی بعدها نيز پذيرش اسلام را با اين شبهات غير ممكن كرد و در مرحله بعد اين حركتهای استشراقی به مباحث سياسی مبدل شد كه اضافه شدن مباحث سياسی در كنار و مقابله دوچندان آن با روايات آفات زيادی ايجاد كرده است.
وی اظهار كرد: نكته ديگر حمله غرب به اصل اسلام و قرآن شريف و روايات بوده است؛ آنان به دنبال ارايه اين مسئله بودند كه قرآن چندان اصالتی ندارد و مثل ديگر كتابها مطرح شده كه بسيار شبهه خطرناكی است كه به تعمد نيز صورت گرفته است؛ اين در حالی است كه ما قرآن را كلام خدا میدانيم ولی مستشرقان انجيل و تورات را كلام خدا نمیدانند و اين شبهات را در مورد قرآن هم مطرح میكنند
عضو هيئت علمی جامعهالمصطفی(ص) تصريح كرد: يكی از مباحثی كه بايد در حوزههای علميه شيعه جدی گرفته شود، شناسايی مراكز استشراقی و دانشمندانی است كه در غرب و مناطق ديگر، زمينههای مطالعات شيعه را دنبال میكنند؛ بايد تفاسيری كه از اهلبيت(ع) ارايه میكنند بررسی شود تا آنانی كه به دنبال مسايل هستند راه خود را دنبال كنند و برای كسانی كه با غرض اين كار را میكنند اتمام حجت شده باشد؛ در حقيقت اين كار بايد تحت مديريت خاصی در بيايد.
وی گفت: ورود استشراق در حوزههای مهم معرفتی مسئلهای است كه غفلت از آن باعث ايجاد مشكلات بسياری میشود؛ در اين حوزه میبايست نظرات آنان را به موقع دريافت كرده و به موقع هم به آنها پاسخ دهيم؛ البته بايد در نظر داشت كه انجام اين كار به شكل فردی بسيار مشكل است؛ بنابراين بايد نگاه و مديريت كلانی پشت سر آن باشد.
مرادخانی اظهار كرد: يكی از وظايفی كه حوزههای علميه اسلامی، بخصوص حوزههای علميه شيعی دارند، همين بحث استشراق است، يكی از نكات مشترك ميان ما و اهل سنت كه عاملی وحدتآفرين است، همين موضوع است و میتوانيم منطق قوی شيعه در پاسخ به اين شبهات را به رخ جهانيان بكشيم.
وی در پاسخ به اين سؤال كه آيا تا كنون برخوردهای جدی از سوی حوزه در اين زمينه انجام شده است يا خير، گفت: اينكه حوزه به معنی خاص به اين مسئله پرداخته يا نه، بايد گفت در حقيقت بيشتر كارها، در اين زمينه به شكل فردی بوده كه در حقيقت پاسخگوی قاطعی در اين زمينه نخواهد بود؛ خوشبختانه در مباحث علمی در عرصه علمی حوزه و دانشگاههای اسلامی برداشتن پژوهشهای تخصصی در اين زمينه میتواند تاثيربسزايی در به چالش كشيدن اين تفكرات باشد؛ چنانچه در همين اواخر بيش از 80 پاياننامه در اين زمينه شكل گرفته است ولی بايد توجه داشت كه در اين زمينه يك مركز بايد به شكل جدی در اين زمينه ورود كرده و به پژوهشگران، كمك علمی كند.
دبير سابق همايش قرآن و مستشرقان عنوان كرد: يكی از كوششهای مستشرقان در زمينه ارايه شبهه در مورد قرآن، تلاش آنان برای انسانی نشان دادن منشا قرآن بوده است؛ اكثر آنان به دنبال بسط اين شبهه بودهاند كه قرآن از يك يك انسان به انسانهای ديگر رسيده است و در اين زمينه نيز شبهات ديگری چون فاصله بين صدور و جمعآوری قرآن در صدر اسلام را مطرح میكنند و مرتب بيان میكنند كه اين آيات القائات نفسانی خود پيامبر است؛ اينها نسبت به اصل قرآن فضای خاصی ايجاد میكند كه بگويند از سوی پيامبر آمده است.
وی افزود: حرف اينها در زمينه روايت نيز همين است؛ در اين زمينه به قدری جدی نيز بحث میكنند كه به مخاطب خود القاء میكنند كه گويی مسلمانان تا 300سال چيزی به نام روايت نداشتند و اين سخنانی كه از جانب پيامبر و معصومين(ع) روايت میشود نوعا پس از 300 سال عنوان شده است كه ساخته افرادی است كه يك چارچوب را درست كردهاند؛ اكثر آنان در اين زمينه هم پيش فرضهای خاص خود را دارند كه اگر قرآن از پيامبر باشد تاثير محيط زندگی پيامبر، زبان نوشتاری و گفتاری پيامبر و... را به عنوان سوژه مطالعه خود قرار میدهند.
مرادخانی يادآو رشد: يكی از مهمترين مشكلاتی كه از جبهه جهان اسلام به شبههافكنی مشتشرقان دامن زده است سخن نادرست اعتقاد شيعه به تحريف قرآن است؛ خوشبختانه در اين زمينه عالمان شيعی بسيار هوشيارانه عمل كردند و كمتر دچار اين خطاها شدند و بعضا اسم كتابهايی كه به عنوان كتاب در اين زمينه نوشته میشود هم بايد به قدری دقيق نامگذاری شود كه جای شبهه برای كسی باقی نگذارد؛ مثلا وقتی يك مولف میخواهد در اين زمينه كتاب و تحقيقی بنويسد به جای كتاب تحريف قرآن از سوی شيعه بنويسد، رد تهمت تحريف شدن و يا...؛ عدهای جاهلانه و از روی عمد به قصد ضربه زدن به تشيع، كليت اسلام را زير سوال میبرند و با نسبت دادن اين مسايل به شيعيان نا خواسته قرآن را نيز زير سوال میبرند و به همين دليل است كه اصرار داريم مركز و مجتمعی نسبت به پاكسازی ذهنی اقدام كند.