رسول محمدزاده، مترجم قرآن در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) درباره ترجمه قرآن گفت: بايد توجه كرد كه زبان عربی، زبان قرآن نيست؛ اين اشتباه فاحشی است كه متأسفانه در سيستم و نظام آموزش و پرورش كشور چه در مقطع متوسطه و چه در دانشگاهها رخنه كرده است.
وی افزود: وقتی اين دو معادل هم میشوند، چند فاجعه رخ میدهد؛ فاجعه اول اينكه زبان عربی چند ميليون مشتق دارد و مشخص میشود كه چند ميليون مشتق را نمیتوان به مردم تحويل داد؛ حال آنكه قرآن شايد 90 هزار مشتق داشته باشد كه اغلب اين تعداد تكراری هستند و با صرفنظر از موارد تكراری میتوان دو هزار ريشه برای آن فرض كرد كه از اين تعداد، هزار مورد يك بار در قرآن آمدهاند كه میشود آنها را آموزش نداد و از هزار ريشه باقیمانده 500 مورد حياتی است كه ما با 500 ريشه و لغت حياتی قرآن بايد زبان قرآن را ياد بدهيم.
محمدزاده با بيان اينكه آموزش و پرورش هم در معادلگيری زبان عربی و زبان قرآن اشتباه كرده است، افزود: مدارس در سيستم آموزش و پرورش به زبان عربی، نگاه زبانی داشتند؛ از اين رو دامنه لغات آنان از قرآن فراتر رفت و اين اقدام ضرورتی ندارد؛ به عنوان مثال آموزش واژه كرةالقدم به معنی ورزش فوتبال ضرورت ندارد.
اين مترجم ادامه داد: زمانی كه روی جلد كتابهای مدرسه مینويسند؛ «تعلم العربية و كلامالله يعلكم بالخيرة» كه حديثی از امام صادق(ع) است، اين سخن دروغ بزرگی است؛ اين كتاب كه در دبيرستان تدريس میشود، زبان قرآن نيست، بلكه زبان عربی است؛ مثل اينكه كسی بخواهد زبان اسپانيولی ياد بگيرد.
محمدزاده با اشاره به معادلگيری زبان عربی و زبان قرآن تصريح كرد: پروسه آموزش و پرورش در زبانآموزی چهار مرحله دارد؛ مرحله اول شنيدن است، يعنی فرد بتواند زبان را بشنود و بفهمد؛ سپس تكلم است و مرحله بعد خواندن و بعد از آن كتابت و نوشتن است. سيستم آموزشی كشور با توجه به مراحل زبانآموزی، هر چهار مرحله را آموزش میدهد؛ در حالی كه چنين كاری اصلاً ضرورت ندارد.
وی در ادامه بيان كرد: وقتی صحبت از يادگيری زبان قرآن میكنيم، هم به لحاظ واژهای، دامنه ما كم میشود و هم به لحاظ قواعدی؛ چرا كه تمام قواعدی كه در كلامالله مجيد به كار رفته، مجموعاً شايد دويست قاعده صرف و نحوی شود؛ از اين رو وقتی دامنه قواعد حياتی را گسترده میكنيم، نمیشود آن را جمع كرد.
محمدزاده با اشاره به گستردگی قواعد زبان عربی گفت: برخی از متون و قواعدی كه در قرآن وجود دارد، اضافه بر قواعد زبان عربی است؛ چرا كه بعضی از اسلوبهای قرآن در هيچ كتاب عربی وجود ندارد كه به طور طبيعی به اين موارد پرداخته نمیشود.
وی ادامه داد: اين كه میگويم زبان عربی زبان قرآن نيست و زبان قرآن، زبان عربی نيست و دومين مشكلی كه ايجاد میكند در همين مورد است؛ يعنی در ابتدا واژهها هستند و دومی اين است كه مهارتهای چهارگانه زبانی را میخواهند آموزش دهند؛ در حالی كه فقط ما برای فهم قرآن يك مهارت و نه مهارتهای چهارگانه را لازم داريم.
اين كارشناس ترجمه قرآن با بيان اينكه نمیخواهيم مردم به عربی تكلم كنند، گفت: نمیخواهيم مردم ما راديوهای عربی بشنوند، اگر كسی قصد چنين كاری را دارد میتواند به صورت تخصصی ياد بگيرد؛ از اين رو آموزش متوسطه و آموزش عمومی ما در مدرسه اتفاق میافتد و میتواند منجر به اتفاقات خوبی در اين زمينه شود و متأسفانه سيستم آموزشی ما راه را كج رفته است.
محمدزاده با بيان اينكه زمانی كه عربی را معادل زبان قرآن میگيريم، خاصيت الهی و وحيانی بودن از آن گرفته میشود، بيان كرد: مردم انتظار دارند زبان قرآن را همان طوری بفهمند كه عربی يا زبان انگليسی را میفهمند؛ در حالی كه اين امر خروجی خاصی ندارد. مردم انتظار دارند كلام خدا دقيقاً براساس قواعد زبانی و قواعد فكری آنها مطابقت كند و دوست دارند كلام خدا را به سمت انديشه خودشان ببرند كه نتيجه مناسبی نخواهد داشت.