حجتالاسلام و المسلمين مهدی اميدی، مدير گروه قرآن و علوم پژوهشگاه بينالمللی جامعة المصطفی(ص) العالميه، به بيان نكاتی درباره تمدنسازی و تمدن اسلامی پرداخت و با اشاره به مقومات تمدن در معنای عام آن، بيان كرد: آنچه كه باعث شكلگيری و قوام تمدن میشود، عناصر متعددی مانند علم، هنر، فنون و مهارتها، رسانهها، آداب و رسوم و ... است كه جزء عناصر مشترك در بين همه تمدنها هستند، اما همين عناصر نيز ممكن است در يك فرهنگ و در يك مكتب به گونهای متفاوت از ديگر مكتبها و فرهنگها تعريف شوند و نگرش متفاوتی نسبت به آنها وجود داشته باشد.
اميدی پيش از تشريح اين عناصر با اشاره به مقوم انسانی تمدن، گفت: مهمترين عنصر مقوم تمدن را بايد در عناصر انسانی و به ويژه نوع واكنش و برخورد ميان حاكمان و مردم و جامعه سياسی و مردم جستجو كرد. اين عناصر انسانی شكلدهنده بسياری از اموری هستند كه در حيطه تمدنی اتفاق میافتد و از اين جهت میتواند مورد لحاظ و بررسی قرار گيرد.
وی اين حوزه را در بحث از تمدن اسلامی در قالب رابطه امامت و امت قابل پيگيری دانست و اظهار كرد: در تمدن اسلامی مقومات انسانی به نوع رابطه بين امامت و امت برمیگردد؛ رابطهای كه به جهت استحكام آن موجب میشود تمدن اسلامی دارای انسجام اجتماعی قویای باشد.
اميدی با بيان اينكه رابطه امامت و امت بر مفهوم ولايت استوار است، اين رابطه را نوعی رابطه محبتآميز ميان مردم و والی يا حاكم دانست و عنوان كرد: ولیّ در عين اينكه بر جامعه رياست میكند، رياستش «كالوالد الرحيم» است، يعنی سعی میكند نگاهش به مردم مانند يك پدر رحيم نسبت به فرزندان خود باشد و اين رابطه را نسبت به جامعه دنبال میكند. در چنين نگاهی كل جامعه انسانی ذيل آن تمدن، مانند يك خانواده محسوب میشوند. اين نگاه در بنيان كل جهان اسلام وجود دارد و جهان اسلام اساساً نگاهی اين چنينی دارد.
عضو هيئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) با بيان اين كه آن تمدن اسلامی نيز كه نهايتاً در صحنه جهانی ظهور و بروز خواهد كرد كل جهان را مانند يك خانه واحد میبيند، خاطرنشان كرد: برخلاف تفكر غربی كه به دنبال تحقق يك دهكده جهانی است كه در آن نياز به كدخدايی است تا حرف آخر را بزند، در نگرش ما و در جهانبينی نهايی ما رابطه حاكم با مردم در سطح جهانی رابطه پدرانه خواهد بود.
وی اظهار كرد: در نگرش ما در باب جهان سخن از خانه واحدی است كه همه در آن عيال الله هستند و توسط امام معصوم و فرد فرهختهای كه در رأس قرار میگيرد و هم ويژگیها و ضروريات مادی و هم معنوی انسانها را مورد توجه قرار میدهد و و رابطهاش با مردم «كالواحد الرحيم» است، اداره میشود. اين چنين نگرشی نسبت به جهان و مدنيت طبيعتاً فقط در فضای اسلامی و آن هم در رويكرد شيعی است كه كاملاً میتواند خود را نشان بدهد.
اميدی لازمه بروز و ظهور تمدن اسلامی و شأن امام در جامعه اسلامی را «هدايت به حق» عنوان كرد و گفت: بر اساس آيه شريفه «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا؛ پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت میكردند»(سجده/24) يا «أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ؛ جماعتى كه به حق راهنمایى میكنند و به حق داورى مینمايند»(اعراف/159) در حقيقت رابطه امام را با امت مطرح میكند و از طرف ديگر امت هم بايد دارای ويژگیهای خاص و پايبند به ارزشهای الهی و انسانی باشند و در آنجا كه میفرمايد «كُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ ...؛ شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شدهايد...»(آلعمران/110) در حقيقت بيانگر امتی است كه میخواهد با آن امام حق رابطه برقرار كند.
اين محقق و پژوهشگر با بيان اينكه در سطح كلی نيز همواره نخبگانی بودهاند كه در تمدنهای مختلف به جماعات شكل و جهت دادهاند، اظهار كرد: همواره در جريانهای تمدنی نخبگانی بودهاند كه يك نوع و نحوه از خودسازی داشتهاند، يا تلاش كردهاند از حيث علمی خود را تقويت كنند يا الگويی از رفتار و حركات انقلابی از خود بروز دادهاند و در هر صورت جماعت مردم به سوی آنان جذب و جمع شدهاند. در اين موارد ويژگیهای كاريزماتيك فرد اين جنبه را ايجاد میكند.
مدير گروه قرآن و علوم پژوهشگاه بينالمللی جامعة المصطفی(ص) العالميه افزود: در شرايط فعلی البته جذابيتهای حزبی و فراهم آوردن عرصه توسط يك طيف و گروه نيز در سوق دادن و متمركز كردن مردم بر اهداف و الگوهای رفتاری خاص مؤثرند؛ اما در هر صورت ابتدائاً بايستی مركزيتی وجود داشته باشد تا فرد با الگوگيری از آن بتواند دست به ساخت و پرداخت فرهنگ و جامعه و تمدن خود بزند.
اميدی در ادامه اين گفتوگو به ديگر مقومات عام تمدن اشاره كرد و از علم به عنوان يكی ديگر از مقومات تمدن سخن گفت و بيان كرد: در نگاه اسلامی به علم، خدا از ابتدای آفرينش انسان به او علم میآموزد و اين به اين معناست كه دين در برابر علم نيست، بلكه اساساً همان خدای دين است كه خدای علم هم هست و همان خداست كه به انسان نطق بخشيده تا اطلاعاتش را در اختيار ديگران قرار دهد.
وی با اشاره به آيات «الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ؛ همان كس كه به وسيله قلم آموخت آنچه را كه انسان نمیدانست [بهتدريج به او] آموخت» (علق/ 3-4) گفت: خدا از طريق قلم چيزهايی را به انسان آموخت كه پيش از آن نمیدانست و علومی را نيز به نحو درونی در او قرار داد كه به قول سقراط حكيم با يادآوری از درون او زائيده میشوند و به فعليت میرسند. بنابراين بر اساس يك نگاه اسلامی، علم چيزی جدای از دين نيست و خدای آن نيز همان خدای دين است.
اميدی افزود: نكتهای كه در كنار علم بسيار اهميت دارد و در تمدن اسلامی مورد توجه است و در ديگر تمدنها ممكن است، مورد توجه نباشد و نيست، مسئله ايمان است. ايمان آن چيزی است كه فرد را از فضای محدود و محصور مادی ارتقاء میدهد و او را به فضايی بازتر و افقی متعالیتر منتقل میكند. ايمان با شرح صدر دادن به فرد برای تسليم در برابر خداوند، در حقيقت نوری است كه از جانب خدا دريافت شده و اين امكان را به فرد میدهد كه حقايق بسياری را ببيند؛ حقايقی كه آنان كه در ظلمت ماديت و غفلت و گمراهی به سر میبرند، از آن بیخبرند.
اين عضو هيئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) اضافه كرد: بر اين اساس است كه ايمان، در كنار جهانبينی و علم، جايگاهی مبنايی در افق تمدنیای كه اسلام برای ما ترسيم میكند، میيابد.
وی در بخش ديگری از اين گفتوگو به رويكرد حقوقی به بحث تمدنسازی اشاره كرد و گفت: يكی از مقومات تمدن بايدها و نبايدهای حقوقی است كه در انديشه اسلامی در قالب شريعت و فقه مطرح و بررسی میشود. آن چه در رويكرد حقوقی در حوزه اسلامی در قالب مفهوم شريعت مطرح است، بر اين اساس استوار است كه هيچكس آگاهتر و صادقتر از خدای تبارك و تعالی كه انسان را خلق كرده، نيست و آنچه او به عنوان تكليف و بايد و نبايد در مسير رشد ما برای ما مقرر كرده است آن چيزی است كه برای انسان واقعيت و حقيقت است.
اميدی با اشاره به ابتنای تمدنهای مادی بر اراده يك شخص خاص يا عموم مردم، عنوان كرد: شريعت كه يكی از مقومات اصلی تمدن اسلامی است، مبتنی بر اراده الهی است و اين يعنی احكام و قواعد حقوقی در دايره تمدن اسلامی مبتنی بر اراده و خواست خداوند تبارك و تعالی است و در جامعه اسلامی نيز اين حكم بايستی عملياتی شود و آن چه از كفر عملی و فسق و ظلم ديده میشود، نشان از جای خالی حكم خدا در اداره امور و تحقق در جامعه دارد؛ حكمی كه طبيعتاً برای بروز و ظهور تمدن اسلامی لازم است.
وی از عناصر مقوم تمدن به فنون و مهارتها و در كل تخصص نيز اشاره كرد و گفت: اينگونه نيست كه در فضای اسلامی به مهارتها و تخصص بها داده نشود و اتفاقاً در بعضی از آيات قرآن كاملاً به اين مسئله اشاره شده است كه وقتی حضرت يوسف(ع) درخواست میكند كه «اجْعَلْنِی عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ؛ مرا به خزانههای اين سرزمين بگمار» دليل آن را هم بيان میكند كه «إِنِّی حَفِيظٌ عَلِيمٌ؛ من نگهبانی دانا هستم» (يوسف/55). در اين جا «حفيظ» به تعهد افراد و امانتدار بودن آنها در حفظ امانت الهی اشاره دارد و «عليم» به جنبه تخصصی كار او برمیگردد. بنابراين و بر اساس آن چه كه در قرآن ترسيم شده است كارگزاران يك تمدن، در حالی كه دارای تعهد لازم هستند، از تخصص لازم هم بايستی برخوردار باشند.
اميدی در مورد جايگاه هنر در تمدن اسلامی و قرآنی نيز بيان كرد: در بسياری از تمدنها هنر و حس زيبايیشناختی بسيار اهميت پيدا میكند و ما هم در تمدن اسلامی به اين مسئله بايد بهای بسيار بدهيم. هنر در رفتار ما میتواند تجلی پيدا كند، هنر در بيان ما میتواند تجلی پيدا كند، هنر در تفكر ما میتواند تجلی پيدا كند، هنر حتی در تصميمات ما و اين كه چه نوع تصميمی را چه موقع و در چه زمان و با چه شيوه اتخاذ كنيم میتواند تجلی پيدا كند. در واقع خود اين كه میخواهيم تصميم بگيريم هم نيازمند هنر است و به همين خاطر است كه گاه سياستورزی و حكمرانی را هم هنر تلقی میكنند. اين به اين معناست كه هنر را در حيطه تدبير هم میتوان به كار برد و همچنان كه در معماری هنر مطرح است میتواند در ترسيم آداب و رسوم و تعليم و تربيت و نحوه عمل انسان هم جايگاه داشته باشد و ما میتوانيم با چنين تلقیای از هنر به آن بپردازيم.
وی افزود: در همين فضا میتوان از ادبيات يك تمدن نيز سخن گفت كه نقش فوقالعادهای در استمرار فرهنگ و انديشهای دارد كه در آن تمدن جاری است. در واقع ادبيات ناقل آن تفكر و انديشه و آن هنر و زيبايی و آن ايمان و آن علمی است كه در حال منتقل شدن به نسلهای بعدی آن تمدن است.
مدير گروه قرآن و علوم پژوهشگاه بينالمللی جامعة المصطفی(ص) العالميه رسانهها را يكی ديگر از مقومات تمدن خواند و اظهار كرد: رسانهها در جهان امروز واقعاً كارساز هستند و اگر كسی به اين عنصر قوی تمدنی نظر نكند نمیتواند تمدن نوينی بسازد و اگر ما رسانه را اعم از ديداری و شنيداری و انسانی و غيرانسانی در نظر بگيريم، اين بحث را در قرآن نيز میتوانيم ببينيم و پيگيری كنيم.
وی در ادامه گفت: آداب و رسوم اجتماعی ديگر عنصر مقوم تمدنی است كه در صورتی كه عقلانی باشد میتواند يك تمدن عظيم عقلانی را پايهگذاری كند. اين آداب و رسوم نقشی محوری در انسجام اجتماعی و جايگاهی بسزا در ايجاد وحدت دارند و میتوانند ظهور و بروز همان ايدهها و انديشهها در فرهنگ مردم باشد.
اميدی در پاسخ به اين پرسش كه آيا میتوان در تعريف الگوی تمدن قرآنی و تحقق آن به مباحث هستیشناختی، انسانشناختی، معرفتی و اخلاقی و حقوقی و سياسی اسلامی موجود و چارچوببندی آنها اكتفا كرد و يا اين كه برای اين منظور رجوع به قرآن و متون دينی با مسائل جديد ضروری است؟ بيان كرد: ما میتوانيم دو گونه رويكرد نسبت به مقولههای تمدنی داشته باشيم؛ در يك رويكرد كلان، به تبيين آن چه مورد نياز است میپردازيم و وارد جزئيات نمیشويم و در اين جا میتوانيم به آن چه اكنون موجود است اكتفا كنيم، اما در رويكرد ديگر بايد به هر كدام از مقولهها و مؤلفههای تمدن به نحو تحليلی بپردازيم و برای مثال جايگاه علم در تمدن اسلامی را، با يك رويكرد تطبيقی، با آن چه محوريت علم در غرب خوانده میشود، مقايسه كنيم و ببينيم كه چه تفاوتی بين رويكرد علممحور تمدن اسلامی و رويكرد علممحور تمدن غربی وجود دارد.
اين عضو هيئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی(ره) افزود: يكی از پرسشهايی كه پاسخ به آن میتواند در اين زمينه برای ما راهگشا باشد اين است كه آيا علم جايگاهی انحصاری در ساخت و قوام تمدن دارد يا با توجه به اين كه ما عنصر ايمان را هم در كنار علم داريم باعث میشود كه علم جهت پيدا كند و آن آسيبهای كلانی كه در حيطه تمدن غرب اتفاق افتاده است متوجه جامعه اسلامی نشود.
اميدی با تأكيد بر مقايسهای بودن اين پژوهشها در اين مرحله گفت: اين نكته در مطالعات تئوريك اسلام و غرب و در يك رويكرد تمدنی بسيار اهميت دارد كه ما نگاهی تطبيقی داشته باشيم. در اين نگاه تطبيقی ما مؤلفههای اسلامی را به خوبی برجسته میكنيم و امتيازات آنها را نشان میدهيم و نشان میدهيم كه چه فرصتهای جديدی را میتواند ايجاد كند و اگر حتی خود غرب بخواهد از فضای سكولار خود خارج شود و يك جامعه تمدنی دينی را بنا كند راه پيش روی آن چگونه است.
وی عنوان كرد: اين زمينه و عرصه میتواند بسيار برای كارشناسان و پژوهشگران دينی و حوزوی جذاب باشد و بسيار زيبا خواهد بود كه اين محققان چنين فضايی را در مطالعات تمدنی ايجاد كنند و بسيار سودمند خواهد بود كه مراكزی به اين گونه مطالعات تمدنی دينی اختصاص يابد.
اين محقق و پژوهشگر گفت: برای مثال بحث در باب نظامات شكلدهنده تمدن و هرم نظامات تمدنی و نحوه چينش آن در تمدن اسلامی و اين كه اين نظامات چگونه در رويكرد قرآن از ديگر رويكردها متفاوت میشود نيازمند كار علمی دقيق است.
اميدی در پايان با بيان اين كه همه مباحث اشاره شده میتواند در قالب پژوهشهايی با رويكردهای مختلف، در قرآن مورد بررسی قرار گيرد، گفت: گاهی اوقات میبينيد كه قرآن رويكرد تجربی ـ تاريخی را مشخص میكند، گاهی اوقات رويكرد كلامی را دنبال میكند، گاهی اوقات رويكردی تحليلی ـ تبيينی دارد و گاهی تحليلی ـ تمثيلی و گاهی تحليلی ـ تطبيقی دارد، بعضی اوقات نيز مباحث قرآن در اين زمينه عقلی ـ قياسی است. بنابراين شيوههای گوناگون و رويكردهای متعددی را در مباحث تمدنی قرآن میتوان دنبال كرد.