کد خبر: 2608016
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۰۳ آبان ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۵

معنای زكات و دليل تأكيد قرآن بر آن بيش از خمس

گروه اقتصاد: در قرآن كريم، آمدن «زكات» در كنار «صلاة» نشان آن است كه رابطه با خداوند متعال از طريق نماز حاصل شده و رابطه با مخلوق خداوند از راه اداى زكات برقرار می‌شود و ذكر زكات در كنار نماز نشانه جامعيت اسلام و همه جانبه‌نگرى دين مقدس اسلام است.

«زكاة» در لغت، به دو معنا آمده است: يكى رشد و نموّ و ديگرى پاكى. كلمه «زكات» به سهمی اطلاق می‌شود كه انسان مؤمن از مال خود خارج می‌كند و به فقرا می‌دهد، به اين دليل است كه در پرداخت آن، اميد رشد و افزايش مال همراه با خيرات و بركات را دارد، و موجب تزكيه و پاكى روح پرداخت كننده می‌شود.
معناى زكات به كار رفته در آيات كريمه قرآن گسترده است، در حالى‌كه معناى خمس يك چيز بيشتر نيست. آياتی كه درباره زكات در قرآن كريم آمده است؛ همه مربوط به زكات واجب اصطلاحی فقهی نيست؛ بلكه زكات با معانی متفاوت و همراه با عناوين مختلف ذكر شده است؛ مانند زكات واجب، زكات به معنای انفاق و صدقه مستحبی، زكات به معناى پاكى. اگرچه اكثر آيات مربوط به زكات در مورد زكات مال – اعم از واجب يا مستحب- است. همچنين بايد در نظر داشت كه در صدر اسلام «زكات‏» در معناى لغوى (انفاق مال) به كار می‏رفته، نه در خصوص زكات‏ واجب‏.
اما بايد دانست كه هركدام از اين‌دو منبع اقتصادی و عبادی جامعه اسلامی، جايگاه ويژه خود را دارند و بر اساس مصلحت‌ها و منفعت‌هايی در مواردی واجب و در مواردی مستحب قرار داده شده‌اند.
اصل كلمه «زكاة» به معناى رشد و نموّى است كه از بركت الهى در چيزهاى دنيوى و اخروى حاصل می‌شود.[۱] كلمه «زكات» به سهم الهى كه انسان مؤمن از مال خود خارج می‌كند و به فقرا می‌دهد، اطلاق می‌شود. به اين دليل است كه در پرداخت آن، اميد رشد و افزايش مال همراه با خيرات و بركات دارد، يا موجب تزكيه و پاكى روح پرداخت كننده می‌شود و يا از هر دو جنبه است؛ زيرا هر دو فايده در پرداخت زكات وجود دارد.[۲] بنابراين، «زكات» در لغت، به دو معنا آمده است: يكى رشد و نموّ و ديگرى پاكى.[۳]
بر اساس معنای لغوی و عام، هر چيزى زكاتى دارد. امام على(ع) می‌فرمايد: «زكات بدن؛ جهاد و روزه گرفتن است. زكات جاه و مقام؛ بذل و بخشش، زكات جمال و زيبایى؛ عفت و عصمت خواهد بود. زكات سلطه و قدرت؛ نجات افراد اندوهگين، زكات شجاعت؛ جهاد فى سبيل اللّه است. زكات صحت و سلامتى؛ كوشش در اطاعت پروردگار و زكات پيروزى؛ احسان خواهد بود. زكات علم آن است كه آن‌را نشر دهى و خود را به انجام آن وادار كنى … زكات قدرت؛ انصاف است…».[۴]
در قرآن كريم؛ آمدن «زكات» در كنار «صلاة» نشان آن است كه رابطه با خداوند متعال از طريق نماز حاصل شده و رابطه با مخلوق خداوند از راه اداى زكات برقرار می‌شود. همراهى اين‌دو به جهت اهميت ويژه آنها است؛ زيرا نماز در آيات قرآن كريم و روايات اسلامى از جايگاه خاصى برخوردار است و زكات نيز در دين اسلام در بُعد اقتصادى و اجتماعى و … بسيار اهميت دارد و ذكر زكات در كنار نماز نشانه جامعيت اسلام و همه جانبه‌نگرى دين مقدس اسلام است.
اما بايد توجه داشت آياتی كه درباره زكات در قرآن كريم آمده، همه مربوط به زكات واجب اصطلاحی فقهی نيست؛ بلكه زكات با معانی متفاوت و همراه با عناوين مختلف ذكر شده است؛ مانند زكات واجب،[۵] زكات به معنای انفاق و صدقه مستحبی،[۶] زكات به معناى پاكى.[۷] اگرچه اكثر آيات مربوط به زكات در مورد زكات مال – اعم از واجب يا مستحب-[۸] است.
همچنين بايد در نظر داشت كه در صدر اسلام «زكات‏» در معناى لغوى (انفاق مال) به كار می‏رفته، نه در خصوص زكات‏ واجب‏. علامه طباطبايی(ره) در ذيل آيه شريفه «إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ یُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»؛[۹] (بر اساس روايات متعددى از منابع شيعه و منابع اهل تسنن، اين آيه شريفه در شأن امام على(ع) نازل شده است)، می‌گويد: «اگر مى‏‌بينيد امروز وقتى زكات گفته می‌‌شود ذهن منصرف به زكات واجب شده و صدقه به ذهن نمی‌‌آيد، نه از اين جهت است كه بر حسب لغت عرب صدقه، زكات نباشد، بلكه از اين جهت است كه در مدت هزار و چند سال گذشته از عمر اسلام، متشرعه و مسلمانان زكات را در واجب به كار برده‌‌اند، و گرنه در صدر اسلام زكات به همان معناى لغوى خود بوده است. و معناى لغوى زكات، اعم است از معناى مصطلح آن (زكات واجب فقهی)، و صدقه و انفاق مستحبی.
در حقيقت زكات در لغت، مخصوصاً اگر در كنار نماز قرار گيرد، به معناى انفاق مال در راه خدا و مرادف آن است، همان‌‌طور كه همين مطلب از آياتى كه احوال پيامبران گذشته را حكايت می‌كنند به خوبى استفاده می‌شود، مانند اين آيه كه در باره حضرت ابراهيم و اسحاق و يعقوب می‌فرمايد: «وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ»[۱۰] و راجع به حضرت اسماعيل می‌فرمايد: «وَ كانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ وَ كانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا»[۱۱] و درباره حضرت عيسى(ع) در گهواره می‌فرمايد: «وَ أَوْصانِی بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَیًّا».[۱۲] ناگفته پيداست كه در شريعت ابراهيم و يعقوب و اسماعيل و عيسى(ع) زكات به آن معنایى كه در اسلام است نبود.[۱۳]
همچنين در قرآن می‌خوانيم: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى»،[۱۴] و «الَّذِينَ لا یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ»،[۱۵] و «وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ»[۱۶] و آيات ديگرى كه در سوره‏هاى مكى و مخصوصاً سوره‏هایى كه در اوايل بعثت نازل شده مانند سوره «حم سجده» و امثال آن. چه اين سوره‌ها وقتى نازل شدند كه اصولاً زكات به معناى معروف و مصطلح فقهی هنوز واجب نشده بود، و لابد مسلمانان آن روز از كلمه زكاتى كه در اين آيات است، چيزى می‌فهميده‌اند، بلكه اين آيه مربوط به زكات: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ»[۱۷] دلالت دارد بر اين‌كه زكات مصطلح يكى از مصاديق صدقه است، و از اين جهت آن‌را زكات گفته‌اند كه صدقه است، و چون صدقه پاك كننده است، زكات هم از تزكيه و به معناى پاك كردن است.[۱۸]
در قرآن كريم با اين‌كه پرداخت زكات به عنوان يك واجب مالى مورد تأكيد قرار گرفته، اما به طور مشخص موارد وجوب آن معیّن نشده است و موارد وجوب آن در روايات بيان شده است.
پرداخت زكات و خمس و ديگر انفاق‌هاى واجب و مستحب، از تكاليف اقتصادی مسلمانان است. ادای اين وظايف مالی، افزون بر آثار سازنده اخلاقى، نقش مهمى در توزيع و تعديل ثروت ميان افراد جامعه و برقرارى عدالت اجتماعى دارند. اما هر كدام از خمس و زكات از جهت موارد تعلّق، شرايط وجوب و مصرف با هم تفاوت دارند.
در فقه اسلامی؛ «خمس» عبارت است از يك پنجم اموال انسان كه بايد از درآمد و مازاد بر مخارج خود با شروط خاصى كه در فقه بيان شده، پرداخت شود و آن حقّى است كه خداوند براى پيامبر اكرم(ص) و امام معصوم(ع) قرار داده تا مستمندان از خاندان آن بزرگواران به جاى زكات مصرف و نيازمندی‌هاى خود را با آن تأمين كنند. خمس به دو قسم تقسيم می‌شود: نيمى از آن، سهم امام(ع) است كه بايد توسط حاكم اسلامى در مصالح اسلام و مسلمانان هزينه گردد و نيم ديگر آن، سهم سادات است.[۱۹] خمس به مواردی با شرايط ويژه تعلّق می‌گيرد.[۲۰]
در فقه اسلامى، زكات عبارت است از: حقّ واجبى كه به بخشى از اموال برخی افراد غنیّ و ثروت‌مند جامعه تعلق می‌گيرد و بايد به نفع فقرا براى صرف در مصالح عمومى پرداخت شود.[۲۱] اغنيا با دادن زكات، از صفات زشتى مانند حرص و بخل (تا اندازه‌اى) پاك می‌گردند و اموالشان نيز با خير و بركت دنيوى و اخروى، رشد و نموّ خواهد كرد. همچنين از ديدگاه فقها، اصل وجوب زكات از ضروريات و اركان دين مقدس اسلام است.[۲۲]
زكات دارای آثار زيادی است؛ مانند اين كه امام علی(ع) به نقل از پيامبر اكرم(ص) می فرمايد: «زكات، پُل اسلام است هر كس آن‌را بپردازد از پُل عبور كرده و هر كس آن‌را نپردازد در زير آن پُل زندانى می‌شود، و زكات خشم پروردگار را فرو می‌نشاند».[۲۳]
1. معناى زكات به كار رفته در آيات كريمه قرآن گسترده است، در حالى‌كه معناى خمس يك چيز بيشتر نيست. اما هركدام از اين دو منبع اقتصادی و عبادی جامعه اسلامی جايگاه خويش را دارند و بر اساس مصلحت‌ها و منفعت‌هايی در مواردی واجب و در مواردی مستحب هستند.
2. درباره علت كثرت آيات زكات –واجب و مستحب- نسبت به خمس، می‌توان گفت: موارد مصرف زكات نسبت به خمس بيشتر است؛ لذا تأكيد بيشترى بر مسئله زكات و پرداخت آن شده است؛ زيرا زكات، حكمی است كه دايره مصرف آن، شامل تمام افراد جامعه اسلامی (و در برخی از موارد غير مسلمانان) است و حتی انفاق و صدقات مستحبی شامل سادات هم می‌شود،[۲۴] ولی دايره شمول مصرف خمس محدودتر است و شامل همه افراد جامعه اسلامی نمی‌شود، بلكه در مقابل زكات واجب كه برای بنی‌هاشم حرام می‌باشد و آنها حق استفاده از آن‌را ندارند، بخشی از آن برای فقرا و مستمندان آنان اختصاص دارد و نيز سهمی از آن مخصوص امام(ع) است كه در عصر غيبت فقيه جامع شرايط در رفع احتياجات جامعه و هر كمك اقتصادی كه رضايت امام مهدی(عج) در آن است، مصرف می‌كند.
[۱]. راغب اصفهانی، حسين بن محمد، المفردات فی غريب القرآن، تحقيق: داودی، صفوان عدنان، ص ۳۸۰، دارالعلم‏، الدار الشامية، دمشق، بيروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
[۲]. همان، ص ۳۸۱٫
[۳]. ابن منظور، محمد بن مكرم، لسان العرب، ج ۱۴، ص ۳۵۸، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع، بيروت، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
[۴]. محدث نوری، حسين، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج ۷، ص ۴۶، مؤسسه آل البيت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ق؛ ر.ك: ليثی واسطی، علی، عيون الحكم و المواعظ، محقق و مصحح: حسنی بيرجندی، حسين، ص ۲۷۵، دار الحديث، قم، چاپ اول، ۱۳۷۶ش.‏
[۵]. بقره، ۱۷۷: «نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقه‌اى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌كند نماز را برپا می‌دارد و زكات را می‌پردازد و (همچنين) كسانى كه به عهد خود -به هنگامى كه عهد بستند- وفا می‌كنند و در برابر محروميت‌ها و بيماری‌ها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج می‏دهند اينها كسانى هستند كه راست می‏گويند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اينها هستند پرهيزكاران!»؛ توبه، ۱۰۳: «از اموال آنها صدقه‌اى(به عنوان زكات) بگير، تا به وسيلۀ آن، آنها را پاك سازى و پرورش دهى! و(به هنگام گرفتن زكات،) به آنها دعا كن؛ كه دعاى تو، مایۀ آرامش آنهاست؛ و خداوند شنوا و داناست!».
[۶]. روم، ۳۹: «آنچه را به عنوان زكات می‌پردازيد و تنها رضاى خدا را می‌طلبيد (مايه بركت است و) كسانى كه چنين می‌كنند داراى پاداش مضاعفند». منظور از زكات در اين آيه هر گونه صدقه‌ای را شامل می‌شود؛ طباطبايی، سيد محمد حسين، الميزان فی تفسير القرآن، ج ۱۶، ص ۱۸۵، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
[۷]. كهف، ۸۱: «از اين رو، خواستيم كه پروردگارشان به جاى او، فرزندى پاك‌تر و بامحبت‏تر به آن دو بدهد!»؛ مريم، ۱۳: «و رحمت و محبّتى از ناحيه خود به او بخشيديم، و پاكى (دل و جان)! و او پرهيزگار بود».
[۸]. ر.ك: «موارد تعلّق زكات واجب و مستحب»، سؤال ۹۴۲۲٫
[۹]. مائده، ۵۵: «سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‌اند همانها كه نماز را برپا می‌دارند، و در حال ركوع، زكات می‌دهند».
[۱۰]. انبياء، ۷۳: «ما وحى كرديم به آنان كارهاى نيك و نماز خواندن و زكات دادن را».
[۱۱]. مريم، ۵۵: «اسماعيل چنان بود كه همواره اهل خود را به نماز و زكات توصيه می‏كرد و در نزد خداوند پسنديده بود».
[۱۲]. مريم، ۳۱: «و خداى من به من دستور داد كه تا زنده‏ام نماز و زكات را ترك نكنم».
[۱۳]. طباطبايی، سيد محمد حسين، الميزان فی تفسير القرآن، ج ۶، ص ۱۰، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
[۱۴]. اعلى، ۱۵: «به تحقيق رستگارى يافت آن كه تزكيه كرده و به ياد خدايش افتاده نماز گزارد».
[۱۵]. فصلت، ۷: «آنان كه زكات را نمی‏پردازند، و آخرت را منكرند».
[۱۶]. مؤمنون، ۴: «آنهایى كه دستور زكات را انجام می‏دهند».
[۱۷]. توبه، ۱۰۳٫
[۱۸]. الميزان فی تفسير القرآن، ج ۶، ص ۱۰ – ۱۱٫
[۱۹]. ر.ك: «سهم امام(ع)»، سؤال ۸۴۱۹؛ «پرداخت خمس و اجازۀ مراجع»، سؤال ۶۹۰٫
[۲۰]. ر.ك: «چيستی خمس و موارد تعلق آن»، سؤال ۱۹۶۶۴٫
[۲۱]. ر.ك: مشكينی، ميرزا علی، مصطلحات الفقه، ص ۲۸۰ – ۲۸۱، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
[۲۲]. علامه حلّی، حسن بن يوسف، تذكرة الفقهاء، ج ۵، ص ۷ – ۸، مؤسسه آل البيت(ع)، قم، چاپ اول، بی‌تا؛ محدث بحرانی، يوسف بن احمد، الحدائق الناضرة فی أحكام العترة الطاهرة، محقق و مصحح: ايروانی، محمد تقی، مقرم‌، سيد عبد الرزاق، ج ۱۲، ص ۸، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۵ق؛ امام خمينی، تحرير الوسيلة، ج ۱، ص ۳۱۱، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم، چاپ اول، بی‌تا؛ حسينی سيستانى، سيد على، منهاج الصالحين، ج ۱، ص ۳۵۱، انتشارات دفتر حضرت آية الله سيستانى، قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
[۲۳]. «الزَّكاةُ قَنْطَرَةُ الْاسْلامِ فَمَنْ ادَّاها جازَ الْقَنْطَرَةَ وَ مَنْ مَنَعَهَا احْتَبَسَ دُوْنَها وَ هِىَ تُطْفِى‏ءُ غَضَبَ الرَّبِّ»؛ شيخ طوسی، الامالی، ص ۵۲۲، دار الثقافة، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
[۲۴]. ر.ك: «موارد مصرف صدقه و حرمت دادن صدقه به سيد»، سؤال ۲۹۸۱٫
یکتا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳۹۹/۱۰/۰۲ - ۱۵:۰۳
1
0
عالی
captcha