حجتالاسلام عبدالكريم بهجتپور، عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، در خصوص پاسخهای نص قرآن به شبهات مستشرقان گفت: شبهات شرقشناسان دو دسته است. دسته اول شبهات مطروحه در اصل پديده قرآن و بيشتر در مورد مباحث علوم قرآنی است. در اينجا بخش قابل توجهی از شبهات، شبهات خارج قرآنی است كه با دلايل عقلی، نقلی، عرفی، ادله تاريخی، روايات و منابعی از اين دست رفع میشوند. بخشی از شبهات اين گروه، مثل شبهاتی كه در جمع قرآن يا تاريخگذاریها مطرح میشود را میتوان با تمسك به نص صريح قرآن مجيد و آيات شريفه آن پاسخ گفت.
وی درباره قسم دوم از شبهات گفت: شبهاتی مثل ايراد و سؤال نسبت به مصادر قرآن است كه اين دسته از ايرادات مربوط به معارف قرآن میشود كه متناسب با آن، بخشهايی از قرآن را با بخشهايی از تورات، انجليل، اشعار عربی و مسائلی از اين دست ترسيم میكنند. اين دسته از سؤالات انتقادی را كاملا میتوان از قرآن جواب داد؛ يعنی در قرآن آيه، علامت و نشانههايی در رد اينگونه نظرات ارائه شدهاست.
اين مؤلف كتب علم تفسير در خصوص تفسير مفسران و ارتباط آن با شبهات مستشرقان گفت: در برخی از موضوعات ممكن است كه با توجه به برداشتها و اظهار نظرهايی كه يك مفسر انجام داده، احتمال شبهه ايجاد شود، مثلا گفتهاند اين هيئت بطلميوسی كه در تفسيرها آمده، به نحوی فهم مفسرين است و چون مفسرين چنين چيزی را فهم كردهاند، پس اين شبهه بر قرآن وارد است. اما بايد گفت اشكالاتی كه مستقيما متوجه فهم تفسيری مسلمانان باشد، منشأ زايش شبهه نشدهاست، بلكه مطالعات مستشرقانه غالبا مستقيما متوجه متن و نص خود قرآن است.
وی در اشاره به رئوس كلی شبهات مستشرقين گفت: در يك جمعبندی كلی میتوان شبهات مستشرقان را به دو دسته از شبهات اصلی و فرعی تقسيم كرد. شبهات اصلی آن دسته از شبهاتیاند كه معطوف به خود پديده قرآن، شخص پيامبر و مصادر قرآن است. مباحث علوم قرآن شامل پديده قرآن، مخصوصا مسائل مربوط جمعآوری و تدوين آن و انتصاب قرآن به خداوند میباشد كه محل اصلی شبهه آنها است. به اين منظور، خاورشناسان از دو ناحيه، يكی در رابطه با شخص پيامبر و ديگری هم در ارتباط با چينش، چيدمان، سبك و ساختار قرآن كار كردهاند و عمده شبهات آنها به اين دو نقطه معطوف شدهاست، اما شبهات فرعی آندسته از شبهات هستند كه در باب رابطه فقه و قرآن، سنت و قرآن و مسئله تاريخ قرآن مطرح است.
اين مدرس و محقق علوم تفسيری قرآن در ادامه افزود: تمام مستشرقين غرضورزانه به قرآن نزديك نشدهاند و ممكن است كه گروهی يا عدهای با مقاصد علمی به مطالعه پرداختهباشند. از اين ميان میتوان به «موريس بوكا»ی فرانسوی اشاره كرد. او پزشك و مستشرقی بود كه با تدبر در قرآن به شرف اسلام نائل آمد. وی با بررسی قرآن به اين نتيجه رسيد كه بين كتب آسمانی تورات، انجيل و قرآن، در قرآن هيچ تناقض علمیای وجود ندارد و تورات و انجيل را كلكسيونی از تصورات و تركيباتی دانست كه به لحاظ تاريخی و سندی هيچ انسجامی ندارد.
وی با اشاره به كتاب بوكای گفت: او كتابی هم با عنوان عهدين، قرآن و علم نوشت كه در ايران حسن حبيبی و ذبيحالله دبير آن را ترجمه كردند. شرقشناسانی كه امروزه آنها را میشناسيم، شايد بتوان گفت كه عمدتا تحت تأثير همديگر هستند، اما میتوان از اين ميان به رژی بلاشر به عنوان فردی متفاوت اشاره كرد. او كتابی به نام «در آستانه قرآن» را نگاشته كه در واقع مقدمهای بر قرآن بود و بعدا مستقلا به چاپ رسيد كه مرحوم راميار آن را ترجمه كرد و به چاپ رساند. او با وجود نگاه منتقدانه، عملكرد نرمتر و نگاه منصفانهتری داشت و گاهی نيز میبينيم كه رژی بلاشر بر برخی از گفتههای مستشرقان نقد وارد كردهاست و در واقع میتوان گفت نقدی بر نقد نگاشتهاست.
رئيس سابق پژوهشكده دانشنامهنگاری در بحث دانشنامهنگاری گفت: دو دانشنامه قرآنی، يكی دانشنامه «اليور ليمون» و ديگری دانشنامه «لايدن» نگاشته شدهاست. دانشنامه ليمون كه متأخرتر هم هست، سعی كرده كه منصفانهتر به مباحث قرآن بپردازد، اما بايد در نظر داشت كه دانشنامه لايدن مرزی بين نگاه تند برخی از شرقشناسان و نگاه نسبتا نرمتر آنها به مباحث اسلامی قائل شده است.
وی در خاتمه گفت: لايدن شامل مداخل و مباحث معرفتی و تفسيری است كه میبايست بسيار دقيق مورد بررسی قرار بگيرد. ممكن است كه مدخلنگاران برداشتی از آيهای داشته باشند كه ناصواب باشد، لهذا بايد يك به يك آنها را بررسی كرد و پاسخ گفت. مشكل بزرگ ما در مطالعات دقيقتر اين است كه آنها از چشم اهل سنت به شيعيان نگريستهاند و آن نوع نگاه را جزو مسلمات گرفتهاند. بر اين اساس میبايست در زمينه نقد مستشرقان منبعشناسی آنها را به دقت در نظر داشت.