کد خبر: 2621897
تاریخ انتشار : ۲۷ آذر ۱۳۹۳ - ۲۰:۲۸

پیامبر(ص) از نگاه قرآن/ پیامبراعظم؛ الگوی تمام‌عیار سعادت انسان‌ها

گروه اندیشه: در آیه ۲۱ سوره مبارکه احزاب پیامبر اعظم(ص)الگوی تمام‌عیار سعادت انسان‌ها معرفی شده است و این می‌رساند که پیامبر(ص) برای همه مسلمانان جهان به‌مثابه منبع، معدن و مرکزی است که همه وظایف، رفتار و اعمال از آن قابل کشف و استخراج است.

محمد رسول الله (ص)

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) در روز 17 ربیع‌الاول (برابر 25 آوریل 570 میلادى) در شهر مکه چشم به جهان گشود.

پدرش عبداللّه در بازگشت از شام در شهر یثرب (مدینه) چشم از جهان فرو بست و به دیدار کودکش (محمد) نایل نشد. زن عبداللّه مادر محمد، آمنه دختر وهب بن‌عبدمناف بود.

برابر رسم خانواده‌هاى بزرگ مکه آمنه پسرش محمد را به دایه‌اى به نام حلیمه سپرد تا در بیابان گسترده و پاک و دور از آلودگی‌هاى شهر پرورش یابد.

حلیمه بر اثر علاقه و اصرار مادرش، آمنه، محمد را که به سن پنج سالگى رسیده بود به مکه باز گردانید. دو سال بعد که آمنه براى دیدار پدر و مادر و آرامگاه شوهرش عبداللّه به مدینه رفت، فرزند دلبندش ‍را نیز همراه برد. پس از یک ماه، آمنه با کودکش به مکه برگشت، اما در بین راه، در محلى به نام (ابواء) جان به جان آفرین تسلیم کرد و محمد در سن شش سالگى از پدر و مادر هر دو یتیم شد و رنج یتیمى در روح و جان لطیفش دو چندان اثر کرد.

پس از وفات آمنه، حضرت محمد(ص) در دامان پدر بزرگش عبدالمطلب پرورش یافت. عبدالمطلب نسبت به نوه والاتبار و بزرگ منش خود که آثار بزرگى در پیشانى تابناکش ظاهر بود، مهربانى عمیقى نشان مى‌داد.

دو سال بعد بر اثر درگذشت عبدالمطلب، محمد از سرپرستى پدر بزرگ نیز محروم شد. نگرانى عبدالمطلب در واپسین دم زندگى به‌خاطر فرزندزاده عزیزش محمد بود. به ناچار محمد در سن هشت سالگى به خانه عموى خویش ابوطالب رفت و تحت سرپرستى عمویش قرار گرفت.

ابوطالب  تا آخرین لحظه‌هاى عمرش، یعنى تا چهل و چند سال با نهایت لطف و مهربانى، از برادرزاده‌اش محمد(ص) پرستارى و حمایت کرد. حتى در سخت‌ترین و ناگوارترین پیشامدها که همه اشراف قریش و گردنکشان سیه‌دل، براى نابودى محمد دست در دست یک دیگر نهاده بودند، جان خود را براى حمایت برادرزاده‌اش سپر بلا کرد و از هیچ چیز نهراسید و ملامت ملامت‌گران را ناشنیده گرفت.

در سن 12 سالگى بود که عمویش ابوطالب او را همراهش به سفر تجارتى ـ که آن زمان در حجاز معمول بود ـ به شام برد. در همین سفر در محلى به نام (بصرى ) که از نواحى (سوریه فعلى) بود، ابوطالب به (راهبى) مسیحى که نام وى (بحیرا) بود برخورد کرد. بحیرا هنگام ملاقات محمد ـ کودک ده یا دوازده ساله ـ از روى نشانه‌هایى که در کتاب‌هاى مقدس خوانده بود، با اطمینان دریافت، که این کودک همان پیغمبر آخرالزمان است.

باز هم براى اطمینان بیشتر او را به لات و عزى ـ که نام دو بت از بت‌هاى اهل مکه بود ـ سوگند داد که در آن‎چه از وى مى‌پرسد جز راست و درست بر زبانش نیاید. محمد با اضطراب و ناراحتى گفت، من این دو بت را که نام بردى دشمن دارم مرا به خدا سوگند بده!.

بحیرا یقین کرد که این کودک همان پیامبر بزرگوار خداست که به جز خدا به کسى و چیزى عقیده ندارد. بحیرا به ابوطالب سفارش زیاد کرد تا او را از شر دشمنان به‌ویژه یهودیان نگاهبانى کند، زیرا او در آینده، مؤموریت بزرگى به‌عهده خواهد گرفت.

پیمان جوانمردان (حلف‌الفضول)

در گذشته بین برخى از قبیله‌ها پیمانى به نام (حلف‌الفضول) بود که پایه آن بر دفاع از حقوق افتادگان و بیچارگان بود و پایه‌گذاران آن کسانى بودند که اسمشان (فضل) یا از ریشه (فضل) بود. پیمانى که بعد عده‌اى از قریش بستند هدفى جز این نداشت.

یکى از ویژگی‌‌هاى این پیمان، دفاع از مکه و مردم مکه بود در برابر دشمنان خارجى. اما اگر کسى غیر از مردم مکه و هم پیمان‌هاى آن‌ها در آن شهر زندگى مى‌کرد و ظلمى بر او وارد مى‌شد، کسى به دادش نمى‌رسید.

محمد(ص) در سن بیست سالگى به این پیمان پیوست؛ اما پیش از آن به اشخاص فقیر و بینوا و کودکان یتیم و زنانى که شوهرانشان را در جنگ‌ها از دست داده بودند؛ محبت بسیار مى‌کرد و هر چه مى‌توانست از کمک نسبت به محرومان خوددارى نمى‌نمود. پیوستن وى نیز به این پیمان چیزى جز علاقه به دستگیرى بینوایان و رفع ستم از مظلومان نبود.

ازدواج محمد(ص)

وقتى امانت و درستى محمد(ص) زبان زد همگان شد، زن ثروتمندى از مردم مکه به‌نام خدیجه دختر خویلد که پیش از آن دوبار ازدواج کرده بود و ثروتى زیاد و عفت و تقوایى بى‌نظیر داشت، خواست که محمد(ص) را براى تجارت به شام بفرستد و از سود بازرگانى خود سهمى به محمد(ص) بدهد. محمد(ص) این پیشنهاد را پذیرفت. خدیجه (میسره) غلام خود را همراه محمد(ص) فرستاد.

وقتى میسره و محمد از سفر پرسود شام برگشتند، میسره گزارش سفر را جزء به جزء به خدیجه داد و از امانت و درستى محمد(ص) حکایت‌ها گفت خدیجه شیفته امانت و صداقت محمد(ص) شد. چندى بعد خواستار ازدواج با محمد گردید. محمد (ص) نیز این پیشنهاد را قبول کرد. در این موقع خدیجه چهل ساله بود و محمد(ص) بیست و پنج سال داشت.

خانه خدیجه پیش از ازدواج، پناهگاه بینوایان و تهیدستان بود. در موقع ازدواج هم کوچک‌ترین تغییرى ـ از این لحاظ ـ در خانه خدیجه به وجود نیامد و هم چنان به بینوایان بذل و بخشش مى‌کردند.

آغاز بعثت

محمد امین(ص) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز و نیاز با آفریننده جهان مى‌پرداخت و در عالم خواب رویاهایى مى‌دید راستین و برابر با عالم واقع. روح بزرگش براى پذیرش وحى  کم کم آماده مى‌شد. در آن شب بزرگ جبرئیل فرشته وحى مامور شد آیاتى از قرآن را بر محمد(ص) بخواند و او را به مقام پیامبرى مفتخر کند.

پیامبر اعظم(ص) از نگاه قرآن

خداوند متعال در آیه 21 سوره احزاب پیامبراکرم(ص) را الگوی تمام عیار سعادت و خوشبختی انسان‌ها معرفی کرده و فرموده است: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا؛ قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نیکوست براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مى‏‌کند».

مفهوم این آیه این است که پیامبراعظم(ص) برای همه مسلمانان جهان به مثابه منبع، معدن و مرکزی است که همه وظایف، رفتار و اعمال از آن قابل کشف و استخراج است.

معرفی پیامبرعظیم‌الشان اسلام به‌عنوان «اسوه حسنه»در واقع بیان‌گر بزرگ‌ترین تفاوت میان مکتب انبیا و غیر آن است زیرا مکتب انبیا از خصوصیت عملی بودن و به عینیت توجه داشتن برخوردار است.
همچنین در آیه 107 سوره انبیا در این رابطه فرموده است: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ؛ و تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم».

نرم‌خویی و مهربانی

خداوند متعال در آیه 159 سوره آل‌عمران در رابطه با نرم‌خویی و خوش‌رفتاری نبی مکرم اسلام فرموده است: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ؛ پس به [برکت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار[ها] با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل‏کنندگان را دوست مى‏‌دارد».

حضرت علی(ع) در وصف رسول خدا(ص) فروده است: «رسول خدا، طبیب سیاری است همواره در گردش و جست وجوی بیماران که مرهم‌هایش را آماده و ابزارش را برای مواقع نیاز مهیا کرده است».

دوری از کدورت و نامهربانی با مردم، سفارش دائمی رسول خدا بود مطابق سخنان ایشان، جامعه‌ای به سر منزل سعادت، رفاه و پیشرفت می‌رسد که از یک‌سو سرشار از صفا و صمیمیت باشد و از طرف دیگر، خود را از هرگونه بغض‌های کینه‌آلود و دل‌خوری‌های طولانی دور نگه دارد.

پیامبراعظم(ص) الگوی سخاوت

پیامبراکرم(ص) بالاترین مرتبه جود و سخاوت را داشت، هرگز کسی را از خود نمی‌راند مگر این‌‎که حاجت او را برآورده می‌ساخت.

پیامبراکرم(ص) پیش از بعثت نیز بخشنده و سخاوتمند بود، بار زندگی ناتوان را بر دوش می‌کشید و فقیران و مستمندان را یاری می‌کرد. حضرت خدیجه(س) همسر بزرگوار پیامبر به ایشان چنین می‌گوید: «تو بار زندگی ناتوان را بر دوش می‌کشی و نادار را برخوردار می‌سازی».

رسول خدا هرگز نیازمندی را بی‌آن‌که نیازش را برطرف کند، برنمی‌گرداند و تا آن‌جا سخاوت و بخشش می‌ورزید که اگر چیزی داشت می‌بخشید و اگر نداشت بار دین و بدهی را بر دوش می‌گرفت تا بدین وسیله نیاز حاجتمندان را برآورده سازد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد میرعمادی، نماینده ولی‌ فقیه در استان و امام جمعه خرم‌آباد با تسلیت به‌مناسبت 28 صفر سالروز رحلت حضرت محمد (ص)، امام حسن مجتبی(ع) و سالروز شهادت امام رضا(ع) بر ضرورت برگزاری باشکوه مراسم عزاداری سالروز رحلت حضرت محمد(ص) و امام حسن مجتبی و امام رضا(ع) تاکید کرد.

وی افزود: باید ضمن برگزاری عزاداری باشکوه پیامبر(ص) با سیره و منش پیامبر و اهل بیت(ع) آشنا شویم.

حجت‌الاسلام میرعمادی با بیان این‌که تردیدی نیست که رسول خدا به‌عنوان اسوه حسنه اخلاق و رفتار برای همگان بوده است، اضافه کرد: اخلاق و رفتار پیامبر به گونه‌ای بود که هرکه با او برخورد می‌کرد عاشق پیامبر می‌شد و باید گفت رابطه پیامبر با مردم یک رابطه صمیمی بوده است.

نماینده ولی فقیه در لرستان با اذعان به این‌که این رابطه با پیامبر و اهل‌بیت یک رابطه ولایی بوده و این رابطه ولایی عشق و محبت‌آفرین است، یادآور شد: رابطه ولایی سبب پیروزی و پیشرفت جامعه می‌شود و امروز به یاری خدا ملت ایران اسلامی به رهبری عشق می‌ورزند و رابطه آن‌ها با رهبر معظم انقلاب یک رابطه ولایی است.

captcha