
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، از روایات معصومین(ع) برمیآید که «چشم زخم» واقعیت دارد و در وجود انسانها و حیوانات و اشیا دیگر اثرگذار است رسول اکرم(ص) فرمود: «چشم زخم واقعیت دارد و مرد را در قبر و شتر را در دیگ قرار مىدهد»، (بحارالانوار، ج 63)؛ یعنی شخص در اثر چشمزخم ممکن است بمیرد و شتر در اثر چشمزخم مریض شود و صاحبش از ترس تلف شدنش آن را ذبح کند و دیگ بپزد.
از رسول گرامى اسلام(ص) روایت شده که آن حضرت روزى از قبرستان بقیع میگذشت؛ در آنجا فرمود: «به خدا قسم بیشتر اهل این قبرستان به سبب چشم زخم در این جا آرمیدهاند «(تفسیر منهجالصادقین، ج 9).
چشم زخم از منظر قرآن
دو آیه از قرآن را بسیاری از مفسران به چشم زخم ارتباط دادهاند.
نخست؛ سوره یوسف آیه 67 که خداوند متعال در این آیه میفرماید: «وَقَالَ یَا بَنِیَّ لاَ تَدْخُلُواْ مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُواْ مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِی عَنکُم مِّنَ اللّهِ مِن شَیْءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَعَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ؛ و گفت اى پسران من [همه] از یک دروازه [به شهر] در نیایید بلکه از دروازههاى مختلف وارد شوید و من [با این سفارش] چیزى از [قضاى] خدا را از شما دور نمىتوانم داشت فرمان جز براى خدا نیست بر او توکل کردم و توکلکنندگان باید بر او توکل کنند».
یکی از احتمالهایی که در تفسیر این آیه گفته شده، چشمزخم است. از آنجا که برادران یوسف نیکو روی و خوش قامت بودند و تعدادشان نیز بسیار بود پدرشان حضرت یعقوب(ع) ترسید که مردم مصر آنها را چشم بزنند، از اینرو به فرزندان خود سفارش کرد که از یک دروازه، وارد نشوند؛ بلکه پراکنده شده و از دروازه های متعدد وارد شوند، تا چشم نخورند.( طبرسی، فضل بن حسن، ج 3، ص 248)
دومین سورهای که در آن به چشم زخم اشاره شده، آیه51 سوره مبارکه قلم است که میفرماید: «وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ؛ و آنان که کافر شدند چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود که تو را چشم بزنند و میگفتند او واقعاً دیوانهاى است»، لذا علامه طباطبایی در تفسیر آیه مذکور بیان میکند: «بسیاری از مفسران (لیزلقونک بابصارهم) را به چشم زخم تفسیر کردهاند و هیچ دلیل عقلی برای نفی چشم زخم وجود ندارد و چهبسا مواردی وجود دارد که بر چشم زخم قابل انطباق است».
در شأن نزول این آیه 51 در تفاسیر آمده است که گروهی از قریش، افرادی از قبیله بنی اسد را که به چشم زخم و شور چشمی شهرت داشتند، اجیر کردند تا با این وسیله به رسولخدا(ص) آسیبی برسانند. در وصف بدچشمی برخی از افراد بنی اسد آوردهاند که برخی از این قبیله چنان بد چشم بودند، که آنها را زندانی کرده بودند، تا مبادا به دیگران آسیبی بزنند. همین افراد موقعیکه پیامبر اکرم(ص) قرآن تلاوت میکرد، نزد پیامبر آمدند و گفتند: «این مرد چهقدر فصیح است! و چهقدر زیبا سخن میگوید!» ولی خداوند فرستاده خود را از گزند چشم زخم آنها محافظت کرد.
چشم زخم از منظر روایات
روایات درباره چشمزخم کم نیست، برخی از این روایات در صدد اثبات حقیقت بودن چشم زخم هستند کمااینکه رسول اکرم(ص) میفرماید: «چشم زخم حق است و قله کوه را پایین میآورد؛ لذا در این روایت علاوه بر این که به واقعی بودن چشم زخم تأکید شده است با کنایه بهشدت تأثیر آن نیز اشاره شده است. در بسیاری از این روایات علاوه بر اینکه به حقیقی بودن چشم زخم تأکید شده به تأثیر شدید آن نیز توجه داده شده است.
سیره پیامبر اکرم(ص) نیز گواه این است که ایشان چشم زخم را امری واقعی میدانستند و برای مقابله با آن راهکارهایی را میفرمودند و خود نیز این راهکارها را بهکار میبردند.
روایت شده که امام حسن و حسین(ع) در اثر چشم زخم مریض میشوند و پیامبر خدا(ص) برای بهبودی آنها به سفارش جبرئیل(ع) از حرز و دعای خاصی استفاده میکند.
روایاتی که راههای مقابله با چشم زخم را بیان کردهاند. برای مقابله و جلوگیری از چشم زخم در روایات به هیچ درمان مادی اشاره نشده است، بلکه در همه آنها بهنوعی یاد کردن خدا مفید شناسانده شده است؛ چنانکه رسول خدا(ص) میفرماید: «چشم زخم حق است هر کسی از چیزی درباره برادرش به شگفت آمد، باید در آن خدا را یاد کند؛ بی شک اگر خدا را یاد کند، چشم زخم به او آسیبی نخواهد رساند».
در حدیثی امام صادق(ع) برای در امان ماندن از چشم زخم سفارش میکند که سه بار ذکر «ما شاءالله لاحول ولاقوٌة الٌابالله العلیٌ العظیم» گفته شود.
پیامبر اکرم(ص) برای درمان بیماری حسن و حسین(ع) که در اثر چشم زخم بیمار شده بودند به توصیه جبرئیل(ع) از این حرز استفاده میکند: «اللٌهمٌ یا ذا السلطانالعظیم و المنٌ القدیم والوجهالکریم ذا الکلماتالتامٌات و الدعواتالمستجابات عافالحسن و الحسین من انفس الجنٌ و اعینالانس».
در احادیث دیگری ذکر «تبارک الله احسن الخالقین اللهم بارک فیه» و تلاوت سورههای حمد، توحید، ناس، فلق و آیة الکرسی توصیه شده است.
یاد خدا از راههای خنثی کردن اثر چشم زخم
از دیگر راههای خنثی کردن اثر چشم زخم، یاد کردن خداوند است؛ از امام صادق(ع) روایت شده است: «هر کس از سیرت و صورت برادر مسلمانش خشنود شود، خدا را یاد کند؛ زیرا وقتى خداوند را به یاد آورد ضررى به برادر مؤمنش نمىرسد»، (بحارالانوار، ج 60 ، ص 25)
دوم؛ گفتن «تبارکاللّه احسنالخالقین» است، کمااینکه امام صادق(ع) فرمود: «کسىکه چیزى از برادرش او را متعجب ساخت این جمله را بگوید، زیرا چشمزخم حق است»، (بحارالانوار، ج60 ص 26). گفتن «آمنتُباللّه وصلىاللّه على محمدوآله» که پس از آن اثر چشمزخم خنثى میگردد، همچنین قرائت سوره «ناس» و «فلق» هنگام ترس از چشم خوردن نافع است. (بحارالانوار، ج 92)
نوشتن سورههاى«حمد»، «توحید»، «ناس»، «فلق» و «آیةالکرسى» در ورقهاى و به همراه داشتن آن، (بحارالانوار، جلد92، ص 25) نیز توصیه شده است.
همچنین حرز امام جواد(ع) و یا انگشتر حاوى حرز امام جواد(ع) بنا به آنچه در روایت آن آمده است به جهت حفظ از بلاها و بدىها و هرچه که انسان از آن میترسد مفید است، (بحارالانوار، ج 50، ص 98) که از جمله آن چشمزخم میتواند باشد گرچه بهخصوص چشم زخم در این روایت تصریحى نشده است.
درخصوص انگشتر عقیق هم روایاتى وارد شده که انسان را از بلاها و هرگونه بدى حفظ مىکند، )وسائلالشیعه، ج 5، ص 89 – 90)
بنابر آنچه گفته شد معلوم میشود که چشمزخم میتواند یکی از علل و عوامل حوادث ناگوار باشد همانطور که هزاران عامل دیگر نیز میتوانند علت حوادث ناگوار باشند مثل برف، باران، سیل، زلزله، رعد و برق، طوفان، بیاحتیاطی، خشم، بدگمانی، حسادت، غیبت، دروغ، ناسزاگویی، راستگویی در جایی که مصلحت نیست، اعتماد بدون تحقیق، بیاعتمادی بدون دلیل، وصدها و هزاران عامل دیگر که هرکدام میتوانند موجب بروز حادثهای بد و ناگوار برای ما یا دیگران باشند؛ بنابراین چشمزخم هم علتی است مثل بقیه علل و تفاوت خاصی با دیگر علل طبیعی یا غیر طبیعی( ماوراءالطبیعی) ندارد.
احسنت احسنت احسنتم