
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، شاید بارها با سر دادان خطایی از برخی افراد این جمله را شنیده باشیم که «وسوسه شدم» یا «شیطان مرا وسوسه کرد» اما بهراستی آیا وسوسه تا چه حد میتواند فرد را در ارتکاب به یک گناه ترغیب و تشویق کند و در این میان نقش وجدان و عقل کجاست؟
یکی از روشهایی که شیطان برای انحراف انسان از آن بهره میگیرد روش وسوسه است. بهعنوان مثال اگر طلا و جواهرات زیادی در جایی باشد در اثر جابجایی آنها صدایی سحرآمیز به گوش انسان میرسد که آنرا «وسواس» میگویند از آن گذشته به پیامهای تحریکآمیز که انسان را به سمت بدی دعوت میکند و افکار و اوهام مطلوبی که در درون و جان انسان پیدا میشود، وسوسه گفتهاند.
شیطان انسان را با وسوسه رام و خام کرده و به گناه میکشاند. شیاطین پیامهای آهسته به هوادارانشان القا میکنند. چنانکه در جریان رانده شدن آدم و حوا گفتهاند شیطان با وسوسه حوا او را نسبت به خوردن میوه ممنوعه تشویق و موجبات رانده شدن نخستین انسانها از بهشت را فراهم کرد.
آیات قرآن در رابطه با وسوسه
قرآنکریم در آیه 121 انعام در این رابطه میفرماید: «وَلاَ تَأْکُلُواْ مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَآئِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ؛ و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخورید چرا که آن قطعاً نافرمانى است و در خفا شیطانها به دوستان خود وسوسه مىکنند تا با شما ستیزه نمایند و اگر اطاعتشان کنید قطعاً شما هم مشرکید».
در سوره مبارکه ناس ما به سه اسم خدا از این خطر مهم یعنی وسوسه به خدا پناه میبریم چنانکه در این سوره بیان میشود: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ﴿۱﴾مَلِکِ النَّاسِ﴿۲﴾إِلَهِ النَّاسِ﴿۳﴾ مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ﴿۴﴾الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ﴿۵﴾مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ﴿۶﴾».
وسوسه گناه مانند خود گناه یک نوع مریضی است که نجات از آن (مانند هر بیماری دیگر) دارای دو مرحله پیشگیری و درمان است. در مرحله پیشگیری از وسوسه گناه باید توجه داشت، شخص با تقویت رابطه خود با خداوند و داشتن توسلات به اهل بیت(ع) مستمر میتواند زمینههای وسوسه گناه را از بین ببرد؛ چنانکه با در نظر گرفتن آثار بد گناهان نیز میتوان از وسوسه گناه جلوگیری کند.
در مورد درمان وسوسه گناه نیز میتوان گفت گناه تا زمانیکه در مرحله وسوسه است درمان آن آسانتر است؛ زیرا در این مرحله همان گونه که شیطان با ابزار شهوت، خیال و وهم، انسان را بهسمت گناه میخواند و وسوسه میکند؛ در مقابل، فرشتگان الهی نیز با استفاده از ابزاری مانند فطرت توحیدی و عقل، انسان را بهسمت پاکی و طهارت دعوت میکنند؛ در این مرحله اگر شخص حقیقتاً از ذات متعالی خداوند استمداد کند و به انوار مقدسه پیامبر و اهل بیت(ع) متوسل شود میتواند بر وسوسههای شیطانی پیروز شود.
خواندن نماز حدیث نفس، دعا به جهت دفع وسوسه شیطان، دعای دفع شر ابلیس، مناجات استعاذه و پناه بردن به خدا میتواند انسان را از وسوسههای شیطانی حفظ کند.
همانگونه که از آیات قرآنی استفاده میشود، شیطان، پس از رانده شدن از درگاه الهی، از خداوند مهلت خواست و خدا تا وقت معینی به او مهلت داد و شیطان پس از مهلت یافتن، اظهار داشت که فرزندان آدم را وسوسه خواهد کرد و آنها را وادار به انجام کارهای بد خواهد کرد.
در رابطه با این مبحث در آیات 36 تا 40 سوره حجر آمده است: «قال رب فانظرنی الی یوم یبعثون قال فانک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم قال رب بما اغویتنی لأزینن لهم فی الارض و لأغوینهم اجمعین الاّ عبادک منهم المخلصین».
نظیر همین مطلب در آیه ۱۱۹ از سوره نساء چنین است: «وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّینَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَیبَتِّکُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَیغَیرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَمَنْ یتَّخِذِ الشَّیطَانَ وَلِیا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِینًا؛ و آنها را گمراه می کنم! و به آرزوها سرگرم میسازم! و به آنان دستور میدهم که (اعمال خرافی انجام دهند، و) گوش چهارپایان را بشکافند، و آفرینش پاک خدایی را تغییر دهند! (و فطرت توحید را به شرک بیالایند!)» و هر کس، شیطان را به جای خدا ولی خود برگزیند، زیان آشکاری کرده است».
امام صادق(ع) فرموده است: «قلبی نیست مگر اینکه دارای دو تا گوش است بر یکی از آنها فرشتهای هدایت کننده است و بر دیگری شیطانی فتنهگر است یکی او را امر میکند و دیگری نهی میکند شیطان او را به گناهان امر میکند و فرشته او را از گناهان باز میدارد».
حال ممکن است این سؤال مطرح شود که چرا خداوند به شیطان اجازه داد که فرزندان آدم را وسوسه کند و زمینه گمراهی آنها را فراهم کند؟.
در پاسخ باید گفت که خداوند انسان را آفرید وبه او اختیار و آزادی انتخاب داد بهطوری که انسان در انتخاب خیر و شر آزاد است او میتواند راه انبیاء را در پیش گیرد و به سعادت ابدی برسد و میتواند از خدا و پیامبر فاصله بگیرد و به گناه و معصیت و شر روی آورد.
بنابراین، وسوسههای شیطان برای افراد باایمان نه تنها زیانبخش نیست بلکه باعث تکامل بیشتر آنهاست و انتخاب راه خدا با وجود وسوسههای شیطان، بسیار ارزشمند است و افراد با ایمان با مبارزه با وسوسههای شیطان به مراتب بالایی از کمال میرسند.
پیامبراکرم(ص) فرمود: «برای شیطان تماسی با فرزند آدم است و برای فرشته نیز تماسی با اوست. تماس شیطان وعده دادن به شر و تکذیب حق است و تماس فرشته وعده دادن به خیر و تصدیق حق است. کار او تنها وسوسه است و شخص با ایمان وقتی چند بار با آن مبارزه کرد دیگر مخالفت با آن کار دشواری نخواهد بود و لذا در روایتی آمده است که شیطان در مقابل پیامبر اسلام تسلیم شده بود».
بهراستی که انسان وقتی به خود میآید و درست میاندیشد، این دو نیرو را در مقابل خود احساس میکند گاهی از درون دعوت به خیر میشود و گاهی از درون دعوت به شر میشود اولی القائاتی از جانب خداوند است و دومی همان وسوسههای شیطانی است که ذکر آن در قرآنکریم آمده است.
وسوسههای شیطانی ناشی از دلبستگی افراطی به دنیاست
وسوسههای شیطانی ناشی از محبت افراطی به دنیا و دلبستگی شدید به آن است که ریشه همه مفاسد و رذایل اخلاقی و خودخواهی و پستی است و از محدوده عالم خیال تجاوز نمیکند و نمیتواند به عالم عقل راه یابد.
بنابراین انبیا و اولیای الهی که بر اوهام و خیالات خود مسلط هستند و حاکم بر وجود آن قوه عقل است و مملکت وجودشان و قوه خیال و وهم آنها تحت تدبیر قوه عقل آنهاست، شیطان بر آنها نفوذی ندارد و نمیتواند در دل آنها وسوسه کند و عواطف و احساسات و ادراکات آنها را دستخوش هجوم و حمله خود قرار دهد.
خداوند متعال در آیه 42 سوره حجر میفرماید: «إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغَاوِینَ؛ در حقیقت تو را بر بندگان من تسلطى نیست مگر کسانى از گمراهان که تو را پیروى کنند».
یعنی خداوند برای شیطان تسلطی بر بندگانش قرار نداد مگر آنان که از او پیروی کردند و او را سرپرست و مولای خود قرار دادند و زمام تدبیر خود را به دست او سپردند.
باید توجه داشت که وسوسههای شیطان هر چند قوی و نیرومند باشد از انسان سلب اختیار نمیکند، بلکه باز انسان میتواند با نیروی خرد و ایمان در مقابل آن ایستادگی کند، گرچه مقاومت در برابر آن نیازمند پایمردی و مجاهده و تحمل درد و رنج است.
بنابراین میتوان با خارج ساختن محبت دنیا از قلب و روح و جایگزین کردن محبت الهی و تقویت اراده و زدودن رذایل نفسانی و تقویت نیروی عقلی و خرد و فاصله گرفتن از آرزوهای طولانی و بیپایان و اوهام و خیالات باطل و داخل شدن در دژ مستحکم بندگی خدا و پا نهادن راستین در صراط مستقیم الهی بر وسوسههای شیطان غلبه کرد.