
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، محمد مقصودلوراد در هفدهم بهمنماه 1336 در روستای سرخنکلاته گرگان متولد شد، وی دوران دبیرستان خود را در مدرسه رهنما گرگان گذراند و در سال 1354 با قبولی در رشته مهندسی صنایع غذایی وارد دانشگاه فردوسی مشهد شد.
نورمحمد تربتینژاد، دوست و همکلاسی شهید محمد مقصودلو در خصوص ویژگیهای این شهید این چنین عنوان میکند: شروع دانشجویی محمد با آغاز بیداری نسل جوان مخصوصا دانشجویان همراه بود، مبارزات مردمی، روشنفکران، طلبه و دانشجویان به رهبری حضرت امام خمینی(ره) روز به روز افزایش می یافت و بر این اساس هسته های فعالیت های انقلابی دانشجویی افزایش می یافت لذا محمد هم در قالب یکی از این هسته های انقلابی مذهبی و اسلامی به عنوان یک دانشجوی خوب و معتقد روز به روز به فعالیت های خود جلوه ای تازه می داد.
همکلاسی شهید محمود مقصودلو ادامه میدهد: او به عنوان یک دانشجوی متعهد مسلمان و انقلابی نقش خود را در پیشبرد انقلاب به صورت فعالیت مبارزاتی در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد و فعالیت های کوهنوردی دانشجویی، جلسات مخفی خانه ای، توزیع اطلاعیهها و ... ایفا میکرد.
تربتینژاد در ادامه به اوجگیری مبارزات انقلاب اسلامی در سال 1357 اشاره کرده و اضافه میکند: در راستای مبارزات و تظاهرات خیابانی، محمد اخبار رادیوهای داخلی و خارجی و اطلاعیه های حضرت امام خمینی(ره) را پیگیری کرده و در کنار فعالیت های مخفی دانشجویی در تظاهرات خیابانی نیز شرکت میکرد.
وی با بیان اینکه شهید مقصودلو بلا استثنا صبح و هم عصر بدون وقفه در تظاهرات شرکت میکرد، اظهار میکند: در عصر یکی از روزهای آبان ماه 57 ساعت حدود 3 بعدازظهر، طبق روال همه روزه محمد به همراه تعدادی از دانشجویان وارد صحن سقاخانه حضرت امام رضا(ع) شدند، یک طلبه در مجاور سقاخانه شروع به سخنرانی و افشاگری بر علیه شاه و رژیم سفاک کرد و دانشجویان از جمله محمد دور او حلقه زده بودند.
تربتینژاد میافزاید: ناگاه محمد لب به فریاد برآورد و سکوت را در هم ریخت و گفت: ساواکی! ساواکی و با پیچ گوشتی که در جیب کاپشن خود داشت به سوی ساواکی حملهور شد، چند لحظهای از این صحنه نگذشته بود که نظامیان مسلح وارد صحن شدند و شروع به تیراندازی به سوی دانشجویان و مردمی که در حال شنیدن سخنرانی روحانی بودند، کردند.
وی با بیان اینکه با شلیک مأموران هر کس به طرفی فرار می کند که محمد هم به طرف حرم دوید اما در نزدیکی های مدخل حرم هدف شلیک گلوله قرار گرفت، اظهار می کند: تعداد زیادی از مردم، مبارزان و زائرانی که در صحن امام هشتم(ع) مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند، به وسیله مردم به بیمارستانها منتقل شدند و محمد نیز به دلیل اصابت گلوله به ناحیه لگن و پهلو در بخش جراحی بیمارستان قائم بستری شد.
دوست و همکلاسی شهید دوران بستری در بیمارستان را دوران تجلی روحیات صبر، شکیبایی و مبارزاتی محمد عنوان میکند و ادامه میدهد: روز دوم بستری شهید مقصودلو، عوامل رژیم به هدف تجسس و پیدا کردن مبارزان وارد بیمارستان شدند، دانشجویان که قبلا این برنامه را پیش بینی کرده بودند، قرار شد درصورت تحقیق اعلام کنند که محمد دانشجو نبود بلکه زائر معمولی بوده است.
وی میگوید: یکی از سرهنگ های حکومت نظامی در روز دوم بستری محمد وارد بیمارستان و اطاق بستری وی شد، از همراه او پرسید که این مجروح کیست؟ همراه مجروح جواب داد که او زائری از شهر مشهد بود و در صحن به عنوان بیگانه مورد اصابت قرار گرفت، مأمور نظامی پس از چند سؤال باور کرد که او زائر بود نه دانشجوی مبارز و در آخر مبلغ ده هزار تومان به عنوان دلجویی به همراه وی داد که صرف هزینه های خود کند که محمد از همراه خود در بیمارستان خواست وجه، به هیچ عنوان هزینه نشود.
تربتینژاد با اشاره به بخشی از وصیتنامه این شهید ابراز میکند: محمد در وصیت نامه خود تأکید کرده بود که این مبلغ و سایر دارائی های به ارث رسیده اش صرف انقلاب و احداث یک کتابخانه در روستای محل تولدش (سرخنکلاته) شود تا آگاهی و دانایی مردم روستا افزایش یابد و هم اکنون نیز کتابخانه ای که در روستای سرخنکلاته، تحت عنوان «کتابخانه شهید محمد مقصودلوراد» بنا است، یادگار وصیت شده اوست.
وی ادامه میدهد: محمد پس از حدود سه ماه بستری در بیمارستان به دلیل جراحات در اسفندماه 1357 به درجه رفیع شهادت نائل آمد و دانشجویان و دانشگاهیان، پیکر او را از بیمارستان قائم مشهد تا زادگاهش شهر گرگان به طور باشکوه تشییع و در گلزار شهدا امامزاده عبدالله(ع) این روستا تدفین کردند.
محمد مقصودلوراد در تاریخ 28 دیماه 1357 در وصیتنامه خود این چنین مینویسد: «اولاً انقلاب اسلامی ما هنوز به پیروزی نهائی خود نرسیده و جوانان عزیز و امت مسلمان تا محو کامل امپریالیسم به سرکردگی آمریکا نبایستی آسوده باشند، دوم اینکه اگر به خواست خدا به درجه شهادت نایل شدم، جسد مرا در دیاری دفن کنند که باعث آگاهی و رشد بیشتر مردم آن دیار گردد و اموالم را در راه پیروزی جنبش های اسلامی خرج کنند»