کد خبر: 2949063
تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۱:۱۲

شاگرد مکتب نجف؛ بنیانگذار استعمارستیزی اسلامی

گروه اندیشه: در سال ۱۲۱۷ پسری در یکی از روستاهای همدان به دنیا آمد که معلمی برای نسل‌های استعمارستیز اسلامی شد، سیدجمال‌الدین اسد‌آبادی شاگرد مکتب نجف بود و دل در گرو وحدت اسلامی داشت.


به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، 176 سال پیش، سیدجمال‌الدین در روستای اسدآباد همدان به دنیا آمد، وی از پنج سالگی و به مدت ده سال تحت تعلیم پدر قرار گرفت. آغاز تعلیم سیدجمال‌الدین را به واسطه قرآن و کتب فارسی عنوان کرده‌اند و نبوغش را عاملی خوانده‌اند تا وی از همان آغاز با تفسیر قرآن نیز مأنوس شود. نقل است که در کودکی به فکر سفر به روم، مصر، هند، افغانستان و فرنگستان بود. رویای بازی‌های بچگانه اما تعبیر شد و سید نه‌ تنها به همه‌ آن‌ شهرها سفر کرد، بلکه توانست، قدرت‌های حاکم روزگار را با اندیشه خود تغییر دهد.

از همدان تا نجف/ اخذ جواز فتوا از شیخ مرتضی انصاری

خانواده سیدجمال‌الدین اسدآبادی در سال 1264 راهی قزوین شدند و او آنجا به مدرسه رفت و ایام تعطیل را نیز سر در کتاب و علم داشت. در سال 1266 به تهران آمدند. مدت اقامتش در تهران معلوم نیست، اما علی دوانی از آشنایی سیدجمال سیزده ساله با سیدمحمدصادق طباطبایی عالم برجسته آن روزگار تهران و اقامت در منزل یک روحانی به نام حاج میرزا محمود بروجردی که سه بار به خاطر اهتمامش به امر به معروف و نهی از منکر به کاخ نادر شاه احضار شده بود، خبر داده و معتقد است که ریشه کوشش سید جمال در امر به معروف قدرت‌های سیاسی را باید در مدت کوتاه و نامعلوم اقامتش در تهران دانست.

سیدجمال پس از گذار کوتاهی از تهران، راهی نجف شد و در آنجا به مدت چهار سال به شاگردی شیخ مرتضی انصاری، از بزرگترین علمای تشیع رسید. شیخ مرتضی انصاری پس از چهار سال به او اجازه صدور فتوا در امر شرعی داد و حالا سیدجمال هفده سال داشت و به خوبی به زبان عربی تکلم می‌کرد.

علی دوانی بر اساس مستنداتی که در دست داشته، معتقد است که آگاهی سیدجمال‌الدین، توانایی‌اش و جایگاهی که در نظر سید مرتضی داشته است، باعث ‌شد تا عده‌ای قصد جانش را کنند و از این رو شیخ مرتضی انصاری سید را احتمالا به درخواست خودش برای تبلیغ به بمبئی فرستاد.

گویا سید جمال در نجف شاگرد ملا حسینقلی همدانی نیز بود و حلقه‌ای از معاشران داشت  که شهید مطهری این ارتباطات را دارای اهمیت بسیاری ارزیابی کرده است و می‌گوید، بنده از وقتی که به این نکته در زندگی سید پی بردم، شخصت سید در نظرم بعد دیگر و اهمیت دیگری پیدار کرد. دوانی علت موفقیت سید جمال‌الدین اسد آبادی را حضور و کسب فیض وی در تهران و نجف از عالمان شیعی معرفی می‌کند.



هندوستان، مصر و اروپا، راه دشوار استعمار ستیزی

مدت اقامت وی را در هندوستان یک سال و چند ماه ذکر کرده‌اند. سید در طول این مدت به فراگیری علوم جدید پرداخت. از این دوران بود که او شروع به تحریک مردم بر علیه شیر پیر استعمار و به همین خاطر به دستور دولت انگلستان از هند اخراج شد. مقصد بعدی‌اش اسلامبول بود، آنجا نسبت نزدیکی با عالی پاشا صدراعظم ترقی‌خواه عثمانی یافت، اما حسادت شیح اسلام عثمانی مجبورش کرد تا راهی مصر شود.

فارغ التحصیل حوزه نجف با علمای مدرسه عالی الازهر ملاقات کرد و منزلش میهمان جوانان عربی بود که جذب خطابه‌های شورانگیزش شده بودند. رییس دولت مصر ریاض پاشا در دیداری شیفته سید شد و از او خواست در آن دیار بماند. ماندن همان و تربیت نسلی از اندیشمندان مصری همان. او علاوه بر مجامع روشنکفران جوان در قهوه‌خانه‌ها نیز حاضر می‌شد و بذر آگاهی انقلابی خویش را می‌فشاند. یکی از شاگردان معروف دوران سید، شیخ محمد عبده بود که بعدها مفتی جامع الازهر و از رهبران استعمار ستیزی در جهان عرب ‌شد.

میل به درآویختن با استعمار سرنوشت دیگری را برای سید تعیین کرد و اروپا مقصد بعدی‌اش بود. برخی از منابع از تلاش انگلستان به اخراج وی از مصر خبر داده‌اند. پس از اقامت کوتاهی در لندن راهی پاریس شد و در این شهر با همکاری محمد عبده روزنامه عروة الوثقی را منتشر کرد. نام قرآنی روزنامه خبر از رویکرد قرآنی اسلامی او می‌دهد، بی‌تردید سید جمال اسدآبادی را باید نیای عملی کسانی دانست که به دین نگاه سیاسی و اجتماعی داشته‌اند. در همین دوران بود که با ارنست رنان به منازعه قلمی در دفاع از اسلام وارد شد.

درآویختن با استبداد ایرانی

سید جمال‌الدین اسد آبادی به دعوت ناصرالدین شاه قاجار راهی ایران شد و در آنجا گفت‌وگویی صریح با شخص اول حکومت داشت، «شاه به سید‌جمال‌الدین گفت: از من چه می‌خواهی، سیدجمال به شاه گفت، دو گوش شنوا.» وی با کمال جرئت و صراحت از وضع نابسمان ایران در حضور ناصرالدین‌شاه انتقاد کرد و لزوم اصلاحات اساسی را متذکر شد. گفت‌وگوهای شاه و سید چندان دوامی نداشت و قاتل امیر کبیر چشم دیدن اصلاح‌گر دیگری را نداشت.

از این رو سید از ایران خارج شد، اما باز با دعوت شاه به ایران بازگشت و این بار چون گفت‌وگوی اصلاحی به نتیجه نرسید در حضرت عبدالعظیم بست نشست تا این بار به تندی و مقداری خشونت از کشور زادگاهش اخراج شود. سید زمانی از ایران خارج می‌شد که امتیاز انحصاری تنباکو به ماژور جرالد تالبوت فروخته شده بود. سید نامه‌ای به زبان عربی به حاج میرزا حسن شیرازی نوشت و او را دعوت به تحریم این کالا کرد. اقدامات هوشمندانه روحانیت شیعه که سید جمال نیز جزئی از آن محسوب می‌شد، نتیجه داد و جنبش تنباکو برای اولین بار به صورتی سراسری در ایران نظامی شاهی را به عقب ‌راند. برخی جنبش تنباکو را پیش درآمد انقلاب مشروطه قلمداد کرده‌اند. پس از اخراج سید جمال‌الدین اسد آبادی از حرم شاه عبدالعظیم، خون ناصرالدین شاه در آنجا و توسط شلیک گلوله‌ای توسط میرزا رضای کرمانی، شاگرد سید جاری شد.

سید جمال پس از اخراج دوم از ایران بار دیگر به لندن رفت و این بار با همکاری میرزا ملکم خان روزنامه‌ای به نام «ضیاء الحافقین» منتشر کرد و باز به خواهش سلطان عبد الحمید وارد اسلامبول شد. شاه عثمانی پس از مدتی حمایت خود را از وی قطع کرد و او با فقر و در حالی که به سرطان فک مبتلا شده بود، در 1275 شمسی و ده سال پیش از پیروزی انقلاب شکوهمند مشروطه درگذشت و در گورستان شیوخ دفن شد. برخی از یاران سید معتقدند که  عوامل سلطنت قاجاری وی را مسموم و به قتل رسانده‌اند. پس از مرگش و بنا به درخواست دولت افغانستان جسدش به آن کشور منتقل و در دانشگاه کابل دفن گردید.



منشا افغانستانی دانستن سید جمال

در خصوص زادگاه سید جمال‌الدین جنجال‌هایی به وجود آمده است و عده‌ای از آنجا که او خود را افغانی و سنی خوانده است، افغانستانی می‌دانند، اما شاگرد نزدیکش محمد عبده و مترجم کتاب نیچیریه‌ به زبان عربی، او را ایرانی عنوان کرده است. عبده می‌گوید که سید جمال از معرفی خود به عنوان یک فرد افغانی سنی دو هدف داشت، اول برای اینکه بتواند با اکثریت جهان اسلامی که از اهل سنت بودند، ارتباط برقرار کند و دوم بتواند از تعقیب دولت ایران برحذر باشد. آبراهامیان تاریخ‌دان برجسته معقتد است که سید پس از مهاجرت به اسلامبول، برای مخفی کردن زمینه شیعه خود، نام افغان را برگزیده است.



سید جمال‌الدین، بنیانگذار استعمار‌ستیزی اسلامی

سیدجمال‌الدین که در مقاومت ملی علیه استکبار و نیز استعمار در ایران نقش بارزی داشت و بی‌شک بذر مقابله با استعمار را نه در ایران که در سراسر جهان اسلام پراکند. این روشنفکر نه تنها در اندیشه که در عمل نیز با جهان غرب در افتاد و در نهایت تاوان آن را پس داد. وی علاوه بر استعمار، با مادی‌گرایی غرب نیز به مقابله پرداخت و رساله «رد نیچریه» را نگاشت. یکی از بزرگ‌ترین آمال سید جمال الدین اسد آبادی اتحاد اسلام و پیشرفت مسلمانان و نجات از سلطه اروپاییان ذکر شده است.

سید جمال‌الدین اسد آبادی در ایجاد مقدمات جنبش مقابله با تنباکو که نوعی مقاومت مدنی در مقابله با تضعیف تجارت داخلی توسط قراردادی با تالبوت انگلیسی بود، کوشید. لرد کرومر، مستشار مالی انگلیس در مصر در یک گزارش نوشت اگر سید جمال الدین اسد آبادی یک سال دیگر در مصر زندگی کند، نه تنها انگلستان منافع اقتصادی خود را آنجا از دست خواهد داد، بلکه وجود وی تهدیدی برای حیات قاره اروپا قلمداد می شود. سیدجمال‌الدین اسد‌آبادی در مقدمه کتاب «تاریخ الافغان» در توصیف انگلستان می‌نویسد: «آن کفتاری که او را بلعیدن دویست میلیون مردم و آشامیدن رودخانه‌های سند و گنگ سیر نکرده است.»

captcha