
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، در دیدار جمعی از دانشجویان، مسئولان نهاد رهبری، اعضای هیئت علمی، روسای دانشکدههای دانشگاه علوم پزشکی لرستان با خانواده شهید چاغروند که ظهر امروز، 19 اسفند انجام گرفت، سهیلا چاغروند، خواهر شهید چاغروند گفت: شهید چاغروند در زمان شهادت 26 سال سن داشت و این شهید بزرگوار مدت سه سال و شش ماه شهید گمنام بود.
وی با بیان اینکه در شهرهای خرمآباد وپلدختر دو مدرسه با نام این شهید نامگذاری شده است، افزود: شهید چاغروند در جبهه زجر کشید و شهادتش نیز همراه با زجر و شکنجه بود و خانواده وی نیز در غیابش در پشت جبهه بسیار زجر کشیدند.
سهیلا چاغروند با تاکید بر اینکه نسل دوم و سوم جامعه ما باید با نحوه به شهادت رسیدن شهید چاغروند آشنا باشند چراکه شهادت وی برای همه درس ولایتمداری است، ادامه داد: شهید چاغروند در راه دفاع از دین، اسلام و ملت جان خود را نثار کرد.
وی افزود: باید نسل دوم و سوم جامعه ما که دوران دفاع مقدس را درک نکردهاند، رشادت و فداکاری شهدایی مثل شهید چاغروند آشنا کنیم.
خواهر شهید چاغروند گفت: داستان شهید چاغروند یک داستان واقعی است او به جبهه رفت و جانش را فدای امام و انقلاب و اسلام کرد این شهید که شهادتش در اوج مظلومیت بود برای همه ما یک افتخار و درس بزرگ است.
وی در رابطه با نحوه شهادت شهید چاغروند گفت: چند روزی از زمان جنگ تحمیلی نگذشته بود که برادرم در 12 مهر سال 59 به شهادت رسید.
چاغروند افزود: ما چند ماهی بود که از شهادت برادرم خبر نداشتیم و هر بار به خلبانان، اسرا و رزمندگان برای یافتن نشانهای از وی نامه مینوشتیم که اگر از غلامرضا خبر دارند، به ما اطلاع دهند تا این که یکی از همکاران برادرم طی نامهای به همسرش اعلام میکند که به خانواده چاغروند اطلاع دهید که غلامرضا در همان اوایل جنگ شجاعانه به شهادت رسیده است.
چاغروند ادامه داد: ما از محل دقیق شهادت برادرم خبر نداشتیم و تنها اطلاع یافتیم در منطقه جالیز موسیان به شهادت رسیده است. با پیگیریهای انجام شده متوجه شدیم که برادرم توسط یکی از ریشسفیدان آن منطقه به خاک سپرده شده است.
وی گفت: برادرم را همانند امام حسین(ع)، حسینوار به شهادت رساندند و سرش را از بدنش جدا کردند. در لحظهی اسارت از او خواسته بودند به امام و ایران توهین کند، اما او از پذیرفتن این کار سر باز میزند.
این خواهر شهید میگوید: سه سال بعد از این ماجرا زمانی که پسر دیوان از کویت به ایران میآید توسط مادرش در جریان ماجرا قرار میگیرد و متوجه میشود که جنازه یک خلبان به مدت سه سال است که در روستا دفن شده است و بلافاصله به پایگاه دزفول اطلاع میدهد بعد از اطلاع، پایگاه دزفول به همراه امام جمعه وقت، پزشکی قانونی، پسر دیوان و یکی از دوستان نزدیک غلامرضا به محل میروند و شهید شناسایی میشود و پایگاه دزفول با احترام در سال 63 پیکر شهیدمان را با هلیکوپتر وارد استان میکند.
سهیلا چاغروند شهیدشان را متعلق به ایران و لرستان میداند و میگوید: شهید غلامرضا چاغروند در حالی که تنها 28 سال سن داشت و سه ماه از عروسیاش میگذشت برای دفاع از اسلام و انقلاب جان خود را فدا کرد تا کشور به دست نااهلان نیافتد.