
محمدحسین جعفریان، رایزن سابق فرهنگی ایران در افغانستان در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، درباره تفاوت میان گروههای القاعده و طالبان گفت: جریان القاعده از طالبان قدیمیتر است زیرا وقتی که اتحاد جماهیر شوروی سابق به کشور افغانستان حمله کرد آمریکاییها به خاطر آنکه انتقام کمکهایی که روسها در ویتنام کرده بودند را تلافی کنند، بر روی گروهی از اعراب به رهبری جوانی به نام «اسامه»، که در دانشگاه آمریکایی بیروت درس میخواند، سرمایهگذاری کردند.
تاریخچه القاعده/ 6ماه کار، 6ماه جنگ
جعفریان ادامه داد: بعدها اردوگاهی را در مرز تونس و الجزایر برای این گروه درست کردند که به «اعراب افغان» معروف شد و هرکس میخواست در افغانستان جهاد کند به آنها می پیوست، سپس این گروه به شمال پاکستان آمدند و در بدنه گروههای جهادی افغانستان تزریق شدند و بدین صورت جریان القاعده شکل گرفت؛ برای مثال من در سال 72 که به کشور افغانستان رفته بودم در آنجا خیاطی را دیدم که اهل حُمص سوریه بود و میگفت من در شهر خودم شش ماه از سال را خیاطی میکنم و شش ماه از سال را هم به اینجا برای جهاد میآیم.
وی با بیان اینکه آن موقع حدود 20 حزب در افغانستان فعال بود که بیشترشان از اهل سنت بودند و هر گوشه کشور دست یکی از این احزاب بود، ابراز کرد: هنگامی که ارتش روسیه از افغانستان خارج شد، دولت کمونیستی افغانستان به رهبری دکتر نجیبالله مقابل مجاهدین میایستاد اما این دولت حمایت روسیه را به دنبال نداشت.
رایزن سابق فرهنگی ایران در افغاستان تأکید کرد: در اواخر زمستان 1371 و اوایل بهار 1372 احزاب مجاهد افغان وقتی که پیروز شدند بر سر تقسیم قدرت و پستهای ریاست جمهوری، نخست وزیری و ... میانشان اختلاف افتاد و این موضوع موجب شد کابل، پایتخت افغانستان تقسیم شود و هر محله در دست یکی از این احزاب قرار گیرد.
ظهور طالبان در افغانستان و کشتار مردم
وی درباره ظهور طالبان در افغانستان گفت: این تقسیمبندیها باعث شد تا درگیری خونینی در شهر کابل به وجود آید و از این رهگذر مردم بسیاری کشته شدند؛ این اتفاقات به کابل محدود نشد و در شهرهایی مانند هرات، قندهار، مزارشریف و استانهای متخلف افغانستان نیز درگیری به وجود آمد.
وی درباره ظهور طالبان در افغانستان گفت: در شهریور 1373 گروهی از طلاب اهل سنت افغانستان، که منظور از طالبان همین طلبهها هستند، به رهبری فردی به نام «ملاعمر» از علمای خود فتوایی گرفتند مبنی بر اینکه مجاهدان در این سالهای مبارزه با روسها قصد داشتند دولتی تحت عنوان جمهوری اسلامی تأسیس کنند اما حالا که کمونیستها سرنگون شدهاند به جایش در کشور خون و خونریزی به پا شده است به طوری که هر قسمت از کشور در دست یک حزب قرار دارد و به اسم این احزاب به نوامیس مردم تعدی و دزدی میشود.
طالبان، گروهها و احزاب جهادی را کافر میداند
کارشناس امور کشور افغانستان در ادامه با بیان اینکه طالبان بر همین اساس طالبان همه گروهها و احزاب جهادی را کافر خواندند، قوایی درست کردند و از نقطه مرزی جنوب غرب افغانستان و شمال کویته پاکستان با سلاح وارد کشور افغانستان شدند، ابراز کرد: این گروه به فاصله یک هفته قندهار را تصرف کرده، آنجا را پایتخت خود اعلام کردند و ملاعمر در این منطقه اعلام خلافت کرد؛ مشابه همین موضوع را ما در سوریه شاهد هستیم که ابوبکر بغدادی، سرکرده داعش در شهر رقه اعلام خلافت کرده و آنجا را پایتخت خود میداند.
وی با بیان اینکه طالبان در آن زمان از دو محور به سمت کابل پیشروی کرد، افزود: آنها در عرض شش ماه توانستند حدود 10 استان را تصرف کنند که عبدالعلی مزاری، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان در درگیری با آنها به شهادت رسید بنابراین در این برهه زمانی افغانستان نیازمند فردی بود که دارای محبوبیت قومی، دینی، مبارزاتی و ... باشد زیرا طالبان مدعی بودند احزاب جهادی لایق حکومت کردن نیستند.
اهمیت موضوع قومیت در ایران به اندازه افغانستان مطرح نیست
جعفریان اظهار کرد: آن طور که در افغانستان بحث قومیت مطرح است در ایران اینگونه نیست؛ در کشور افغانستان موضوع قومیت خیلی جدی است زیرا 250 سال است این کشور مستقل شده ولی تا به امروز رهبر فارسیزبان نداشته است لذا چهره کاریزماتیک نمیتوانست به این راحتیها در افغانستان به وجود آید و به نظر من این فرد باید دارای یک اقبال خدایی میبود تا ظهور میکرد.
افراط در مسئله دینی جهاد؛ مکر آمریکاییها
وی تأکید کرد: وقتی که طالبان اعلام موجودیت کرد، کسانی که عربزبان و عضو احزاب جهادی افغانستان بودند، همراه آنها با روسها میجنگیدند، اینها افرادی بودند که به مسئله دینی جهاد، یک باور دینی افراطی داشتند و این موضوع هم یکی از حیلههای آمریکاییها بود تا جریان جهاد به سمت فلسطین منحرف نشود.
رایزن سابق فرهنگی ایران در افغانستان با اشاره به تهدید آمریکا برای تحویل بنلادن و بهانه این کشور برای حمله به افغانستان، عنوان کرد: پس از آنکه غائله جنگ آمریکا در افغانستان تمام شد، ماهیت دقیق القاعده و طالبان مشخص شد؛ البته باید گفت طبقات پائین این گروهها افرادی باورمند هستند، آن فردی که خود را منفجر میکند برای آمریکا این کار را نمیکند و واقعاً به مقوله دینی جهاد باور دارد.
تفکر انقلاب اسلامی را نتوانستیم به درستی تبیین کنیم
رایزن سابق فرهنگی ایران در افغاستان با بیان اینکه متأسفانه در سالهای پس از پیرزوی انقلاب و جنگ تحمیلی آن طور که باید، نتوانستهایم به لحاظ فرهنگی در داخل و خارج از محدوده جغرافیایی ایران تفکر انقلاب اسلامی را به درستی تبیین کنیم، افزود: قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای بعضاً توانستهاند در این سالها دین اسلام را آن طور که خواستهاند به مردم دنیا نشان دهند و تبیین کنند اما کشور ما در این زمینه آن طور که باید به درستی عمل نکرده است.
عضویت برخی در داعش ناشی از کم کاریهای ما در عرصه دین است
وی بیان کرد: برای نمونه اگر ما اسلام راستین را در چچن، آسیای مرکزی، ازبکستان، تاجیکستان، افغانستان، ترکمستان و قرقیزستان معرفی میکردیم امروز هزاران نفر با تصور دفاع از اسلام به عضویت داعش و این گونه گروهها درنمیآمدند و قطعاً میتوان گفت این موضوع ناشی از کمکارهایی است که ما در این عرصه داشتهایم.
وی در ادامه افزود: متأسفانه همان معضلاتی که ما در عرصههای فرهنگی داخل کشور با آن مواجه هستیم در سطح بینالملل نیز با آنها مواجهیم، برای مثال ما از صدور انقلاب اسلامی بسیار حرف زدهایم اما در عرصه عمل، علیرغم همه کارهای مثبتی که انجام شده آنگونه که باید کار در خور توجهی انجام ندادهایم یا حتی همین اندیشههای ساده امام خمینی(ره) که در قالب مجموعه چند جلدی صحیفه نور تدوین شده است، هنوز به زبانهای مختلف ترجمه نشده است.
رایزن سابق فرهنگی ایران در افغاستان با بیان اینکه اگر امام خمینی(ره) توسط ما به دنیا درست معرفی میشد به مباحثی چون هنر و ادبیات انقلاب نیاز پیدا نمیکردیم، اظهار کرد: اگر فقط ایشان را به دنیا درست معرفی میکردیم، هم شیعه و هم اهل سنت خواستار تفکر دینی، اسلامی و جهانی امام خمینی(ره) میشد، امام(ره) از این نظر میتوانست اندیشهاش سرآمد باشد اما متاسفانه ما در معرفی اندیشههای ایشان به جهان فرزندان خوبی نبوده و ناتوان بودهایم.
داعش از شبکههای مجازی به نفع خود استفاده میکند
وی با بیان اینکه جریان طالبان نسبت به داعش دارای نوعی اصالت است، ابراز کرد: طالبان واقعاً به اسلامی در این حد از افراط و تفریط باور دارد و گذر زمان قطعاً آنها را به درجهای از تعادل میرِساند کما اینکه در برخی از امور به تعادلی رسیدند اما داعش به دنیای مجازی آشنا است، در تمامی شبکههای مجازی حضور دارد و از این جریان به نفع خودش استفاده میکند.
وجود اشتراکات سلیقهای میان داعش و طالبان
کارشناس امور کشور افغانستان با اشاره به اینکه در اعمال سلیقهای دین بین داعش و طالبان اشتراکاتی وجود دارد، اظهار کرد: برای مثال طالبان، در هرات قانونی را وضع کرده بودند که طی آن کسی اجازه نداشت در روزهای بارانی چتری به دست بگیرد و استدلال آنان این بود باران، نعمت خداوند است و کسی نباید از آن جلوگیری کند و یا در ساعت نماز همه ماشینها را به زور پارک کرده و اقامه نماز وادار میکردند؛ نمونه این اتفاقات را ما امروز در مناطق تحت نفوذ داعش نیز شاهد هستیم.
اشتباه رسانه ملی در واژههای داعش، القاعده، طالبان و سلفیها
وی با بیان اینکه متأسفانه واژههای داعش، القاعده، طالبان و سلفیها در ادبیات سیاسی ما با یکدیگر مخلوط شده است، اظهار کرد: یک اشتباهی که رسانه ملی در موضوع طالبان این است که هرکسی را که در افغانستان اقدامی نظامی یا جهادی انجام میدهد طالبان معرفی میکند برای مثال اگر امروز یک آمریکایی در افغانستان ترور شود تلویزیون ما سریع میگوید امروز طالبان فلان شخص را ترور کرد، عین همین عبارات نیز توسط بی بی سی، سی ان ان و حتی هاآرتص اسرائیل مطرح میشود؛ یعنی موضع ما در قبال افرادی که در افغانستان دارند علیه اشغالگری میجنگند با رسانههای اسرائیلی و آمریکایی یکسان است.
ضرورت تربیت مبلغ برای شناخت جریانهای اسلامگرا
رایزن سابق فرهنگی ایران در افغاستان با اشاره به نقش حوزههای علمیه در شناخت این گروهها افزود: متأسفانه حوزههای علمیه ما، به ویژه در سطوح میانی و پائین، آشنایی دقیق نه با جریانات ذکر شده دارند و نه با جریانهای موجود در اهل تسنن؛ مشکل عمده آن است که این بده بستانها تا به حال کم بوده و ما تا به حال مبلغی در این باره تربیت نکردهایم تا در مناطقی از این دست ساکن باشند لذا حوزههای ما باید رأساً برای کسب اطلاعات و تربیت کارشناس اقدام کنند.
وی درباره نحوه شناخت گروههای اسلامگرا توسط متخصصان دینی، اظهار کرد: ابتدا باید نسبت به جریانشناسی این دستهها اقدامی انجام بگیرد یعنی باید هم در رسانهها و هم در مراکز آموزشی مانند دانشگاهها و حوزههای علمیه کارشناسانی داشته باشیم که بتوانند این موضوع را برای مردم تبیین کنند تا اگر به یکی از این گروهها یا جریانات کمکی شد حتی افراد متدین و مذهبی ما متعجب نشوند.