کد خبر: 3164737
تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۹۴ - ۰۹:۰۱

نگاهی به حکمت‌های نهج‌البلاغه/ زهد از عناصر موعظه‌ در این مجموعه است

گروه اندیشه: یکی از عناصر موعظه‌ای نهج‌البلاغه زهد است و از آن جهت که در نهج‌البلاغه بارها به مذمت دنیا پرداخته شده و به ترک آن سفارش شده است، باید گفت این خصلت یکی از مهم‌ترین مفاهیمی است که مورد توجّه حضرت بوده و به رعایت آن سفارش کرده‌اند.

سخنان حکمت‌آموز امیرالمومنین(ع)، پیشوای شیعیان همواره در طول تاریخ مورد توجّه بزرگان بوده و بسیاری را بر آن داشته تا به جمع‌آوری و گردآوری آن‌ها بپردازند، در این میان عالم و ادیب قرن چهارم هجری، سید رضی با دیدگاهی ادبی به گزینش سخنان آن حضرت پرداخته و مجموعه‌ای را تحت عنوان نهج‌البلاغه شکل داده است.

همان‌گونه که از عنوان این مجموعه پیداست، سید رضی به جمع روایاتی پرداخته است که از نظر او دارای فصاحت و بلاغت در کلام بوده‌اند، در این گزارش به شرح و توضیح یکی از این سخنان که در قالب حکمت بیان شده می‌پردازیم، موضوعی با عنوان «زهد و پارسایی».

زهد و پارسایی

کلمه‌ زهد و زاهد در لغت از ریشه‌(زَهَدَ) است که به صورت زهد فی الشیء و عن الشیء به کار می‌رود و به این معناست که آن چیز را ترک کرد، نسبت به آن بی‌میل شد و الزهد و الزهاده به معنای کناره‌گیری کردن از چیزی و خوار شمردن آن است.

این کلمه به صورت زاهدین در قرآن نیز به کار رفته است، در سوره‌ یوسف آنجا که می‌فرماید: «... وَکَانُواْ فِیهِ مِنَ الزَّاهِدِینَ، ... آنان نسبت به فروختن یوسف بی‌اعتنا بودند»(یوسف/ 20)، همان‌گونه که در این آیه از قرآن نیز مشاهده می‌شود، زهد و زاهد به معنای کسی است که به چیزی بی‌اعتنا باشد، حال ممکن است این بی‌اعتنایی به اشتباه و نسبت به وجود باارزشی چون یوسف پیامبر(ع) باشد که عامل سقوط می‌گردد و گاه نسبت به دنیایی پست و دنی باشد که عامل اعتلای انسان به مراتب بالای وجودی می‌شود.

بیراهه و سرگردانی؛ عدم فهم صحیح از کلمه زهد

با وجود اینکه این عنوان بسیار ساده می‌نماید امّا عدم فهم صحیح از آن موجب شده تا بسیاری از افرادی که در مسیر سیر و سلوک به مجاهد پرداخته‌اند، در مواجهه‌ با آن ره به مسیر اشتباه ببرند و در بیراهه‌ها سرگردان شوند، افرادی همچون صوفی مسلکان که شاید به باور خود سعی در عمل به فرامین ائمه(ع) داشته‌اند، در زمره‌ این گروه جای می‌گیرند.

امام علی(ع) در حکمت 439 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «اَلزُّهْدُ کُلُّهُ بَیْنَ کَلِمَتَیْنِ مِنَ اَلْقُرْآنِ قَالَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ مَنْ لَمْ یَأْسَ عَلَى اَلْمَاضِی وَ لَمْ یَفْرَحْ بِالْآتِی فَقَدْ أَخَذَ اَلزُّهْدَ بِطَرَفَیْهِ؛ همه زهد و پارسایی میان دو کلمه از قرآن قرار دارد؛ خدای سبحان فرموده: تا بر آنچه از دستتان رفت اندوه نخورید، و بدانچه به شما می‌دهد شاد نگردید. و هر که بر گذشته اندوه نخورد و به آینده شاد نگردد، هر دو سوی زهد را به دست دارد».

زهد؛ یکی از عناصر موعظه‌ای نهج‌البلاغه

پس می‌توان دریافت که یکی از عناصر موعظه‌ای نهج‌البلاغه زهد است و از آن جهت که در نهج‌البلاغه بارها به مذمت دنیا پرداخته شده و به ترک آن سفارش شده است، باید گفت این خصلت یکی از مهم‌ترین مفاهیمی است که مورد توجّه حضرت بوده و به رعایت آن سفارش می‌شده است.

البتّه باید توجّه داشت که معنای زهد با این پندار که زهد به معنای محرومیت است، هماهنگ نمی‌باشد چرا که خدای متعال در سوره‌ مؤمنون، آیه 51 فرموده است: «یَا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا ...، اى پیامبران از چیزهاى پاکیزه بخورید و کار شایسته کنید ...»؛ مضمون این آیه نشان‌دهنده‌ این مطلب است که در اسلام به پیامبران الهی که باید الگوی بشریت باشند نیز امر شده است تا از نعمت‌های پاکیزه‌ خدا استفاده کنند، دیگر چگونه می‌توان گفت خط مشی افرادی که خود را از نعمات الهی محروم می‌کنند و این سختی را بر اطرافیان خود نیز بار می‌‌کنند، صحیح است؟

همچنین باید زهد را به معنای اعتماد و اعتقاد به قدرت لایزال الهی دانست، چنانکه امام صادق(ع) می‌فرمایند: «زهد و پارسایی در دنیا این نیست که انسان اموال خود را ضایع نموده و از دست بدهد و یا حلال خدا را بر خود حرام نماید بلکه حقیقت زهد این است که انسان اعتماد و دلگرمی‌اش به آنچه در اختیار و در دست دارد بیشتر از آنچه در قدرت و در دست توانای خداست نباشد».(ترجمه جلدهای 67 و 68 بحارالانوار، ج 1، ص 315)

عبرت از عوامل ایجاد زهد

در رابطه با این مسئله که آدمی چگونه می‌تواند وجودش را با این خصلت که به آن بسیار سفارش شده است آراسته کند، گفته شده عبرت یکی از عواملی است که سبب ایجاد زهد می‌گردد، عبرت انسانی را از پایان زندگی می‌ترساند و از روز نخست برای عبرت‌گیرنده حالت زهد ایجاد می‌کند.

امام صادق(ع) در این رابطه می‌فرمایند: از رسول خدا(ص) نقل شده مبنی بر اینکه «کسی که در دنیا با عبرت به اوضاع و احوال می‌نگرد مانند کسی است که در دنیا خوابیده و آن را ندیده است او از دلش محبت دنیا را بیرون کرده و کارهایی که مغروران و فریبکاران انجام می‌دهند در نظر او زشت می‌باشد و از حساب و عقاب می‌ترسد، او همواره از خداوند می‌خواهد که از وی راضی شود و او را مورد عفو قرار دهد، او دست خود را از جهان و مال آن شسته است و دعوت دنیا را قبول نمی‌کند و از آرایش آن فریب نمی‌خورد».

پس می‌توان گفت که عبرت به عبرت‌گیرنده سه چیز یاد می‌دهد، علم برای آنچه می‌خواهد عمل کند و عمل برای آنچه می‌داند و دانستن آنچه نمی‌داند، عبرت انسان را از پایان زندگی می‌ترساند و از روز نخست برای عبرت گیرنده حالت زهد ایجاد می‌کند لذا اعتبار و پند گرفتن برای کسانی است که اهل بصیرت و صفای دل باشند خداوند هم فرموده: «...فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ، ... ای صاحبان بصیرت و بینایی عبرت گیرید.»(حشر/ 2)

زهد سهم افراد را کم نمی‌کند

باید به این مطلب توجّه داشت که زاهد به هر چه برایش مقرر شده باشد می‌رسد و زهد سهم او را کم نمی‌کند زیرا هر کس هم بخواهد با حرص و ولع به دنیا دست پیدا کند باز هم به اندازه‌ خود می‌تواند به آن برسد و مغبون کسی را گویند که از حظ و نصیب آخرت محروم شود.

زهد عاملی است که آسایش را در دنیا با خود به همراه می‌آورد و عامل به آن در این دنیا از آسایش بهره‌مند می‌شود، چنانکه فاطمه دختر امام حسین(ع) روایت می‌کند که رسول الله(ص) فرمودند: «تمایل به دنیا حزن و اندوه می‌آورد و زهد در دنیا دل و بدن آدمیان را آسایش می‌دهد».

همچنین یکی دیگر از نتایج زاهدبودن در دنیا این دانسته شده که هر کس در دنیا زهد پیشه کند خداوند حکمت را در قلب او جایگزین می‌کند و زبانش را به آن گویا می‌گرداند، عیب‌های دنیا را به او نشان می‌دهد و او را به بیماری‌ها و داروهای دنیا آگاه می‌سازد، ضمن اینکه او را سالم از دنیا بیرون می‌کند و در دارالسّلام جای می‌دهد.

پا‌ک‌شدن دل از اغیار و وابسته بودن به یار؛ از عوامل دستور به زهد

و باید گفت دستور به انجام زهد داده شده تا دل انسان از دلبستگی به اغیار پاک گردد و تنها دل بسته یار گردد، چنان‌که امام صادق(ع) در تفسیر آیه‌ 89 سوره شعرا «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ، مگر کسى که دلى پاک به سوى خدا بیاورد» می‌فرمایند: «قلب سالم آن دلی است که در روز قیامت چون خدای خود را ملاقات می‌نماید در آن دل به جز خدا هیچ چیز دیگری وجود نداشته باشد» و در جای دیگر فرموده‌اند: «هر دلی که در آن شرک یا شائبه‌ شک و تردیدی باشد ارزشی ندارد و از اعتبار ساقط است».

دستور زهد و دل بسته نبودن بندگان خدا به دنیا برای این جهت است که دل انسان گرایش کامل برای امر آخرت پیدا کند زیرا در الکافی، ج 2، ص 16 آمده است: «القلب السلیم الذی یلقی ربه و لیس فیه احدٌ سواهُ، و کلُّ قلبٍ فیه شرک او شک فهو ساقط و انما ارادوا الزهد فی الدنیا لتفرغ قلوبهم للآخره»، همچین پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: «منظور از سالم بودن قلب بر کنار بودن اوست از عشق و علاقه به دنیا» و مؤید این تفسیر حدیث معروف است که «حُبُّ الدنیا رَأسُ کلّ خطیئهٍ، عشق به دنیا ریشه هر گناه است».(کافی، ج 2، باب حب الدنیا، ص 315)

پردیس مقدادیان ـ کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث / خراسان رضوی

captcha