کد خبر: 3248399
تاریخ انتشار : ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۳:۱۶

والدین چه‌قدر دغدغه تربیت فرزندان خود را دارند؟

گروه اجتماعی: پدر و مادری که دغدغه تربیت فرزند ندارند، یا از تربیت فرزندان خویش باز می‌مانند یا تربیت فرزندان خود را ناتمام می‌گذارند یا آن‌ها را نادرست تربیت می‌کنند. بنابراین، باید پیش از اقدام به تربیت فرزند، پدر و مادر در این‌باره، دغدغه‌ای داشته باشد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، داشتن فرزندانی صالح و شایسته آرزوی هر پدر و مادری است اما برای این‌که یک پدر و مادر بتوانند فرزندانی شایسته را تربیت کنند نیازمند الگوهایی هستند که امام علی(ع) و حضرت فاطمه‌زهرا(س) بهترین الگو برای تربیت فرزند هستند.

از ویژگی‌های برجسته حضرت علی(ع) اهتمام فراوان ایشان به تربیت فرزندان است. این اهتمام، در تربیت فرزندانی چون امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) به‌خوبی آشکار است. سخنان آن حضرت درباره شیوه‌های دینی و درست تربیت فرزند، سند دیگری بر اهتمام آن امام بزرگوار به پرورش اسلامی و انسانی فرزندان است.

آن‌گاه که حضرت علی(ع) همسر بی‌همتای خویش، حضرت فاطمه زهرا(س) را از دست می‌دهد، از برادر نسب‌شناس خویش،عقیل می‌خواهد، همسری برای او برگزیند که از او فرزندانی صالح و شجاع و نام‌آور به دنیا آید.

بی‌گمان، سیره و سخن آن حضرت درباره تربیت فرزند، بهترین الگو برای همه پدران و مادارنی است که به تربیت فرزندانی صالح و شایسته می‌اندیشند. پیامد پیروی از این الگو، داشتن فرزندانی آراسته به ویژگی‌های اخلاقی، رفتاری فرزندان علی(ع) است که مانند فرزندان آن حضرت، هم در دنیا خوشبخت و بلندآوازه خواهند بود و هم در آخرت.

تربیت‌پذیر بودن فرزندان

از دیدگاه امام علی(ع) فرزندان انسان تربیت‌پذیرند و اگر پدر و مادر از شیوه‌ها  واصول تربیتی آگاه باشند، از این ویژگی و تربیت‌پذیر بودن انسان به خوبی بهره می برند و فرزندان خویش را در رسیدن به بالاترین درجه‌های علمی و معنوی یاری می‌رسانند.

آن حضرت بر اساس اصل «تربیت‌پذیر بودن انسان»، یکی از حقوق فرزندان بر پدر را، تربیت شایسته فرزند می‌داند و می‌فرماید: «حق فرزند بر پدرش این است که نام نیکو برای او برگزیند و به‌خوبی ادب و تربیتش کند و به وی قرآن بیاموزد».

آن حضرت در کلامی دیگر فرموده است: «هیچ پدری به فرزندش، موهبتی مانند تربیت نیکو نبخشیده است» و نیز در سخنی دراین‌باره، به فرزندش امام حسن(ع) می‌فرماید: «پیش از آن‌که قلب تو دچار قساوت و اندیشه‌ات سرگرم [ امور بیهوده] شود، به تربیت تو پرداختم».

علی(ع) و دغدغه تربیت فرزند

تا موضوع «تربیت فرزند» به دغدغه‌ای در ذهن پدر ومادر تبدیل نشود، نمی‌توانند فرزندان خویش را به‌درستی تربیت کنند. پدر و مادری که دغدغه تربیت فرزند ندارند، یا از تربیت فرزندان خویش باز می‌مانند یا تربیت فرزندان خود را ناتمام می‌گذارند یا آن‌ها را نادرست تربیت می‌کنند. بنابراین، باید پیش از اقدام به تربیت فرزند، پدر و مادر در این‌باره، دغدغه‌ای وجود داشته باشد.
دغدغه تربیت فرزند، پدر و مادر را نسبت به فررزندان خویش مسئولیت‌پذیر می‌کند، آن‌ها را به کسب آگاهی درباره تربیت فرزند وا می‌دارد و مانع از دست دادن فرصت‌ها برای تربیت فرزند می‌شود.
نامه 31 نهج‌البلاغه که راهکارهای تربیتی حضرت علی(ع) به فرزند بزرگوارش امام حسن(ع) است، نمونه‌ای آشکار از دغدغه آن حضرت درباره تربیت فرزند خویش است.

آن حضرت به‌دلیل دغدغه فراوان خویش دراین‌باره، این نامه را در حال بازگشت از جنگ صفین در میانه راه نوشته است. ایشان به تأخیر انداختن بیان توصیه‌های تربیتی خویش به امام حسن(ع) را پس از رسیدن به خانه، نوعی از دست دادن فرصت و سهل‌انگاری در تربیت دانسته است. از این‌رو، در راه نامه‌ای را نگاشته و آن‌را پیش از بازگشت به خانه، برای فرزندش امام حسن(ع) فرستاده است. «آری آن‌که می‌خواهد فرزندش نیکو ساخته شود، باید همیشه در صحنه تربیت حاضر باشد و این هشداری است که باید به والدین گفت که اگر امروز به فرزندان خویش نرسیم، چه‌بسا امکان رسیدگی به طفل در فردا دیر خواهد شد.

این جای تأسف است که اشتغالات مربیان و والدین به‌گونه‌ای شده است که اغلب، ارتباط آن‌ها با فرزندان را سطحی و بی‌ریشه کرده است. پدرها تنها وقتی به خانه می‌آیند که کودک خوابیده است و صبح‌ها به هنگامی سر کار می‌روند که باز هم او خوابیده و یا خواب‌آلود است.

عده‌ای از زنان یا مردان، می‌توانند با درآمد متوسطی زندگی کنند و از فرصت به‌جای مانده استفاده کرده، به پرورش فرزندان بپردازند. اما میل به داشتن زندگی مرفه و جاذبه‌های لوکس موجب می‌شود، وقت فراوانی را به‌ کار در بیرون از خانه اختصاص دهند و در نتیجه، از تربیت فرزندان باز مانند. این خود نشانه آن است که آن‌ها از دغدغه چندانی نسبت به تربیت فرزندانشان برخوردار نیستند.
نقل است پیش از آن‌که سقراط را محاکمه کنند، از وی پرسیدند: بزرگ‌ترین آرزویی که در دل‌داری، چیست؟ گفت: «بزرگ‌ترین آرزوی من این است که به بالاترین مکان آتن صعود کنم وبا صدای بلند به مردم بگویم: ای دوستان! چرا با این حرص و ولع، بهترین سال‌های زندگی خود را به جمع‌آوری ثروت می‌گذرانید، درحالی‌که آن‌گونه که باید و شاید، به تعلیم فرزندانتان همت نمی‌گمارید؛ فرزندانی که مجبور خواهید شد ثروت خود را برای آن‌ها باقی بگذارید».

جلب اعتماد علمی و تربیتی از سوی فرزندان

از عواملی که فرزند را به پیروی از شیوه‌های تربیتی پدر و مادرعلاقه‌مند می‌کند، اطمینان فرزند به آگاهی پدر و مادر درباره تربیت فرزند و توانایی آن‌ها در این زمینه است. بنابراین، پدر ومادر باید اعتماد فرزندان خود را جلب و خیال آن‌ها را درباره توانایی‌های خویش در زمینه تربیت آسوده کنند.

حضرت علی(ع) درنامه 31 نهج‌البلاغه، این‌گونه اعتماد امام حسن(ع) را به خویش جلب می‌کند: «پسرم! اگرچه من به اندازه پیشینیان عمر نکرده‌ام، ولی در کردار آن‌ها نظر افکندم و در اخبارشان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم، تا آن‌جا که گویی یکی از آن‌ها شده‌ام، بلکه با مطالعه تاریخ آنان گویا تا پایان عمرشان با آنان بوده‌ام. پس قسمت‌های روشن و شیرین زندگی آنان را از قسمت‌های تیره آن شناختم و زندگانی سودمند آنان را با دوران زیان‌بارش شناسایی کردم. سپس از هر چیزی، مهم و ارزشمند آن‌را و از هر حادثه‌ای، زیبا و شیرین آن‌را برای تو برگزیدم و ناشناخته‌های آنان را دور کردم. پس [با دانشی فراوان و اندوخته‌هایی انبوه]، آن‌گونه که پدری مهربان نیکی‌ها را برای فرزندش می‌پسندد، من نیز بر آن شدم تا تو را با خوبی‌ها تربیت کنم».
درحقیقت، حضرت علی(ع) با بیان این سخنان می‌خواهد بگوید: اگر می‌خواهید کسی را تحت تربیت بگیرید، اول باید اعتماد علمی او را به خود جلب کنید، تا کسی‌که مورد تربیت قرار می‌گیرد، بداند که با چه کسی روبه‌رو است و آیا او قابلیت تربیت نمودن را دارد یا نه؟ اگر شنونده و متربی چنین اعتمادی به مربی خود داشته باشد، به حرف‌هایش توجه خواهد کرد، اما اگر نداند که با چه کسی روبه‌رو است و چه کسی در صدد تربیت او بر آمده و او را نصیحت می‌کند، به سخن او به‌طور دقیق گوش نمی‌دهد و دل نمی‌سپارد و از پندهای وی استفاده نمی‌کند؛ یعنی درست بودن آن‌را درک نمی‌کند و در مقام عمل نیز درست و دقیق بدان عمل نمی‌کند.

حضرت علی(ع) دراین سخنان، اندوخته‌ها، آگاهی‌ها و تجارب ارزشمند خویش را به فرزندش گوشزد می‌کند تا مخاطب به ایشان به‌عنوان یک انسان عادی نگاه نکند، بلکه بداند کسی به ارشاد و راهنمایی وی روی آورده است که حاصل عمر همه گذشتگان را در اختیار دارد».
بنابراین، اولاً بدون آگاهی از راه و رسم تربیت، نمی‌توان به سازندگی و پرورش فرزند پرداخت. کودکان در مراحل مختلف رشد خود، به راهنمایی ما نیاز دارند و باید براساس ضوابط و مقرراتی، اقدام به اصلاح آن‌ها شود و مربی باید راه و روش‌های لازم را بداند؛ چراکه بدون آگاهی نمی‌توان به امر تربیت پرداخت.

والدین باید نظر و اطمینان کودکان را به خود جلب کنند تا تصمیم‌های آنان درباره فرزندانشان مؤثر باشد. چه نیکوست که کودکان نسبت به آگاهی و توانایی والدین، در امر تربیت اعتماد کنند و بدانند که والدین، خواهان خیر و سعادت آن‌ها هستند و آن‌چه را انجام می‌دهند، به‌خاطر آسایش و خیر اوست.

ضروری است که کودک درک کند والدین او افرادی هستند صمیمی، فداکار، آگاه و دارای تجربه که دغدغه خوشبختی او را در سر دارند و به هنگام اوقات تلخی‌ها، قصد ندارند که کودکشان را بیازارند و به او آسیبی برسانند، بلکه انگیزه‌شان از برخوردهای تندی که گاهی ممکن است با آن‌ها داشته باشند، خدمت و تربیت آنان و به‌دنبال آن، رشد و تعالی آنان است.

پس برای آن‌که فرزندان، به همه رفتارهای والدین با آن‌ها خوش‌بین و برای تمام رفتارهای آنان، توجه مثبتی داشته باشند، باید والدین، اعتماد‌سازی کنند و اطمینان آنان را به‌طور کامل به‌سوی خویش جلب نمایند.

حضرت علی(ع) و تربیت فرزند با کمترین هزینه

پدر و مادری که به‌موقع به تربیت فرزند بپردازند، زحمت وهزینه کمتری را متحمل خواهند شد؛ زیرا تربیت فرزند در دوران خردسالی و نوجوانی و حتی جوانی، بسیار آسان‌تر از تربیت فرزند در دوران میان‌سالی است.

پدر و مادر باید بدانند هر چه فرزندشان بزرگ شود تربیت او دشوارتر می‌شود؛ چرا که گذشت زمان، ریشه ویژگی‌های ناپسند را در دل آدمی استوارتر می‌سازد و در نتیجه، کندن این ریشه‌ها نیز سخت‌تر می‌شود. پس هرچه والدین، زودتر و به‌موقع زمام پرورش کودک را در دست گیرند، هم آسان‌تر به هدف خویش دست می‌یابند و هم زحمت کمتری خواهند کشید و هزینه کمتری خواهند پرداخت.
حضرت علی(ع) با آگاهی از اهمیت به‌موقع تربیت فرزندان، از پدران و مادران می‌خواهد که پیش از آن‌که کار تربیت فرزندانشان دشوار گردد و گرفتار انحراف و فساد شوند، به تربیت آن‌ها همت گمارند و هیچ فرصتی را از دست ندهند.

آن حضرت در نامه خویش به فرزندش امام حسن(ع) در این‌باره چنین می‌فرماید: «پس در تربیت تو شتاب کردم، پیش از آن‌که دل تو سخت شود و عقل تو به چیز دیگری مشغول گردد، تا به استقبال کارهایی بروی که صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن‌را کشیده‌اند و تو را از تلاش و یافتن، بی‌نیازساخته‌اند».
بی‌گمان، دوران جوانی، زمان مناسبی برای موعظه و تربیت است؛ زیرا دل جوان مانند زمین بکر و کاشته نشده‌ای است که هنوز بذری در آن پاشیده نشده، و آمادگی کشتن را دارد.
حضرت علی(ع) به فرزندش امام حسن(ع) می‌فرماید: «پیش از آن‌که خواهش‌ها و دگرگونی‌های دنیا به تو هجوم آورند و پذیرش و اطاعت تو مشکل گردد، به تربیت تو اقدام کردم؛ چرا که قلب نوجوان مانند زمین کاشته نشده‌ای است که آماده پذیرش هر بذری است که در آن کاشته می‌شود».

استفاده از فرصت‌ها

از هشدارهای حضرت علی(ع) به والدین، استفاده از فرصت‌ها پیش از نابودی آن‌هاست. پدر و مادر مسئولیت‌پذیری که دغدغه تربیت فرزند خویش را دارند، از همه فرصت‌ها برای تربیت وی بهره می‌گیرند چه‌بسا در فرزند زمینه تربیت وجود داشته باشد، ولی پدر و مادر فرصت یا توان این مهم را از دست بدهند و در نتیجه، نتوانند آن‌گونه که دلشان می‌خواهد، به تربیت فرزندشان همت بگمارند. حضرت علی(ع) دراین‌باره به فرزندش امام حسن(ع) می‌فرماید: «پسرم! هنگامی‌که دیدم سالیانی از من گذشت و توانایی‌ام رو به کاستی رفت، به نوشتن [این نامه] وصیت برای تو شتاب کردم و ارزش‌های اخلاقی را برای تو برشمردم؛ پیش از آن‌که اجلم فرا رسد و رازهای درونم را به تو منتقل نکرده باشم و پیش از آن‌که در نظرم کاهشی پدید آید، چنان‌که در جسمم پدید آمده است و پیش از آن‌که در تو زمینه پذیرش از میان برود.

این سخن حضرت علی(ع) به ما می‌آموزد که اگر برای ما زمینه کار خیری فراهم شد و وقت انجام دادن آن فرا رسید، کوتاهی و سهل‌انگاری نکنیم؛ زیرا ممکن است در آینده زنده نباشیم یا توان انجام این کار را نداشته باشیم. برای مثال، ممکن است بیماری و ناتوانی یا هزاران مانع دیگر، ما را از انجام وظیفه باز دارد.در حقیقت، حضرت علی(ع) در سخن خویش، چند مانع اساسی در راه تربیت فرزند  از جمله فرا رسیدن اجل؛ از دست دادن سلامت و قوت فکر و از بین رفتن زمینه مناسب را برای ما بازگو می‌کند.

تربیت همه جانبه فرزند

در وجود انسان انگیزه‌ها و گرایش‌هایی است که برخی از آن‌ها از جنبه جسمی او سرچشمه می‌گیرند و برخی از بعد روح‌اش. در حقیقت، انسان هم نیازهای مادی و جسمی دارد و هم نیازهای معنوی و روحی. والدین موفق کسانی هستند که به هر دو نیاز فرزند توجه کنند و با برآوردن نیازهای روحی و جسمی او، هم به پرورش روح او اهتمام ورزند وهم به پرورش جسمش.

بنابراین، هم پدران ومادرانی که تنها به تربیت جسمانی فرزند خویش همت می‌گمارند، درانجام وظیفه خویش کوتاهی کرده‌اند و هم پدران و مادرانی که تنها به پرورش روحی فرزند خود توجه می‌کنند.
باید بدانیم که از یک‌سو، برای داشتن یک کودک سازگار و متعادل، ناگزیریم که وضع بدنی او را تحت مراقبت قرار دهیم و در حفظ و تقویت آن بکوشیم؛ چراکه ما برای انجام کارهای مفید و ضروری زندگی، به سلامت جسمانی و قدرت بدنی نیازمندیم و غرایز و استعدادها نیز در سایه رشد و پرورش بدنی سالم، بهتر تعدیل می‌یابند. از سوی دیگر باید بدانیم که وظیفه اصلی خانواده، تنها تغذیه و پرورش جسمی کودک نیست، بلکه رشد و پرورش روحی و روانی او نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این نکته درخور توجه است که به‌علت ناآگاهی و سهل‌انگاری‌های والدین نسبت به تربیت روحی و روانی فرزند، نه تنها زمینه بروز انواع ناهنجاری‌ها و بزه‌ها در فرزند به‌وجود می‌آید، بلکه چه‌بسا نابسامانی‌های روانی، خود، موجب بیماری‌های جسمانی آنان می‌شود و در نتیجه، جسم و روحی بیمار خواهند داشت».
حضرت علی (ع) به‌عنوان بهترین الگو در تربیت فرزند، هم به تربیت روحی فرزند سفارش کرده است و هم به تربیت جسمی او. آن حضرت به فرزندش امام حسن(ع) فرمود: «پسرم! آیا تو را چهار نکته نیاموزم که به کمک آن‌ها از طب بی‌نیاز شوی؟» گفت: «چرا، امیرمؤمنان!» حضرت فرمود: «تا گرسنه نشدی، برسر سفره منشین؛ تا کاملاً سیر نشدی، دست از غذا بکش؛ غذا را خوب بجو و پیش از خواب، رفتن به دستشویی را فراموش مکن».

علی(ع) و تربیت فرزند برای آینده نه برای حال

فرزندان ما ازآن آینده هستند وآینده نیز شرایطی متفاوت با زمان حال دارد. بنابراین، باید فرزندان خویش را با توجه به رویدادها و شرایط حاکم بر آینده تربیت کنیم و آن‌ها را مطابق با آینده پرورش دهیم. حضرت علی(ع) در حدیثی زیبا در این‌باره می‌فرماید: «فرزندانتان را برآداب خود تربیت نکنید؛ چراکه آن‌ها برای [آینده و] زمانی غیر از زمان شما آفریده شده‌اند».
براین اساس، والدینی می‌توانند به نیکوترین و بهترین شکل فرزندان خویش را تربیت کنند تا آینده‌نگر باشند و رخدادهای آینده را پیش‌‌بینی و فرزندان خود را متناسب با رخدادهای پیش‌بینی شده آینده، تربیت کنند.

جایگاه وراثت در تربیت فرزند از دیدگاه امام علی(ع)

از حکیمی پرسیدند: از چه زمانی باید تربیت فرزند را آغاز کرد؟ حکیم گفت: «بیست سال پیش از تولد فرزند و اگر به نتیجه لازم نرسیدند، معلوم می‌شود که باید زودتر از آن شروع می‌کردید. بنابراین سخن حکیمانه، در تربیت فرزند نباید از نقش «وراثت» غافل ماند؛ زیرا بخشی از هنجارها یا ناهنجاری‌های اخلاقی، از راه وراثت به فرزند منتقل می‌شود. بر این اساس، دلیل سفارش‌های فراوان دین اسلام به جوانان، به برگزیدن همسری پرهیزکار و با ایمان، به‌خوبی آشکار می‌شود. از آن‌جا که ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی پدران و مادران به فرزندان منتقل می‌شود، جوانان باید برای فرزندان آینده خویش، پدر یا مادری که از نقش وراثت در تربیت فرزند آگاه هستند، پیش از آن‌که صاحب فرزند شوند و حتی پیش از ازدواج، سرزمین جان و دل خویش را از ناپاکی‌ها می‌زدایند و وجودشان را به پاکی‌ها می‌آرایند تا آن‌چه به فرزندان آینده‌شان از راه وراثت منتقل می‌شود، خوبی و پاکی باشد، نه بدی و ناپاکی.
بی‌شک، آن‌گاه که دو انسان به‌عنوان پدر و مادر آینده، از سال‌ها پیش از ازدواج، قلب و جان خویش را از ناپاکی‌ها و صفات ناپسند می‌پیرایند و روح خود را به اخلاق نیکو می‌آرایند، درحقیقت، بخشی از سلامت روح و روان و تربیت کودک آینده خویش را از پیش تأمین می‌کنند.
حضرت علی(ع) با توجه به تأثیر قانون وراثت بر فرزندان می‌فرماید: «از ازدواج با شخص احمق و کم خرد بپرهیز که فرزند او[از نظر اخلاقی] تباه شده خواهد بود».

captcha