
جوانان از جمله سرمایههای مهم اجتماعی در جامعه هستند، آیندهسازان نظام و افتخارآفرین مردمند؛ جامعهشناسان معتقدند جامعهای سالم است که جوانانی سالم داشته باشد بنابراین یکی از راههای داشتن جامعهای سالم، آشنایی جوانان با آموزههای دینی، باید و نبایدهای آن است.
دین به مانند یک نسخه درمانی برای بیماریهای روحی انسانی است، از این رو شایسته است همه مردم به ویژه جوانان با دین بیشتر آشنا شوند اما متأسفانه امروزه به دلایل مختلفی دینداری و روزهگرفتن در بین جوانان آنگونه که انتظار میرود نیست، در ادامه راهکارهایی را برای جذب بیشتر، جوانان به دین به صورت مختصر ارائه میکنم:
شناخت جوانان از دوره جوانى
برخی از جوانان به دلیل ناپختگى، کم تجربگى، احساسات شدید و مشکلات بلوغ، به طور طبیعى دچار خطا میشوند. از طرفى روحیه استقلالطلبى، زمینه چالشها و تضادهایى را میان آنان و بزرگترها به وجود مىآورد. از این رو هم نحوه برخورد با جوانان بسیار ظریف و حساس است و هم براى رهبرى آنان، نیازمند شناخت دقیق از روحیاتشان مىباشیم لذا شایسته است با مطالعه و دقت در روحیات جوان، او را بهتر بشناسیم و با روحیاتش آشنا شویم.
نهادینهکردن دین در خانواده
خانواده به عنوان نخستین کانون تعلیم و تربیت، نقش عمدهاى در برقرارى ارتباط جوان با دین دارد. ستون فقرات دینمدارى، در خانواده شکل مىگیرد، رفتار و گفتار اعضاى خانواده نیز مؤثرترین عامل گرایش جوانان به دین است. بیشتر جوانانى که دین خود را حفظ کردهاند، خانواده دیندار و آنانی که دین گریزند خانوادهاى دینگریز نیز داشتهاند.
مدرسه به عنوان خانه دوم مىتواند پل ارتباطى بین جوان و دین باشد، زیرا جوانان بیشتر اوقات خود را در محیط مدرسه و در تماس و گفتوگو با مربیان مىگذرانند. بدیهى است که گفتار و کردار آنان تأثیر بسزایی دارد.
پاسخ به شبهات و پرسشهاى بنیادین جوان
به طور کلى جوانان، ذهن خلاق و جستوجوگری دارند و همواره به دنبال کشف حقیقت و حل مسائل و پاسخگویى به شبهات خویش هستند؛ جوان با دهها سؤال روبهرو است که براى پاسخ به آنها باید پاسخ قانع کنندهاى ارائه داد.
علاوه بر آن امروز شبههافکنى در حوزه فرهنگ دینى از طریق ابزارهای مختلف(اعم از فضای مجازی و ماهواره و ...) یکى از بارزترین جلوههاى تهاجم فرهنگى در عرصه تربیت اسلامى است بنابراین ما باید قبل از اینکه دشمن شبهه ایجاد کند، شبهه را بشناسیم و آن را بزداییم.
البته این شبهات به قول استاد مطهرى، گذرگاه خوبى هستند. اما عدم پاسخگویى به آنها یا در نظر نگرفتن روحیه جوانان در هنگام پاسخگویى، موجب تزلزل در باورهاى دینى آنان مىگردد و پایههاى تربیت دینى را سست مىگرداند. جوان اگر احساس کند کسى هست که درد دلش را مىشنود و پاسخگوى سؤالات اوست، امیدوار مىشود.
برخی از مربیان و متولیان، جوان را به دلیل طرح برخی سؤالات سرزنش و توبیخ میکنند در حالی که هدف او از طرح سؤال رسیدن به واقعیت و حقیقت است و نه چیز دیگری.
به کارگیرى شیوههاى کاربردى پیامرسانى دینى
متأسفانه در روشهاى تبلیغى و جذب جوانان، بیشتر از روشهاى کلیشهاى و تکرارى استفاده مىشود. همین امر در بىعلاقگى و گریز جوانان از مسائل دینى، مؤثر بوده است. در برخى تحقیقها به ویژه تحقیقهای آموزش و پرورش، یکى از دلایل دانشآموزان برای گریز از نماز جماعت، سخنرانىهاى طولانى و تکرارى مطرح شده است.
به عبارت دیگر لازم است، هندسه گفتار با جوانان را به خوبى دریابیم و رعایت کنیم. پرگویى، مکررگویی و ارتباط مستقیم آمرانه و دستورى، باعث دلزدگى و دینگریزى جوانان مىشود.
معرفى صحیح سیره و گفتار معصومان(ع)
ما مىدانیم گوشت و پوست مردم ما به ویژه جوانان، با عشق و محبت به اهل بیت(ع) آمیخته است. از سوى دیگر معارف اهل بیت(ع) به گونهاى غنى است که اگر دقیق و صحیح معرفى شود جوانان به دین بیشتر توجه مىکنند. چنانکه امام رضا(ع) فرمودهاند: «اگر مردم زیبایىهاى کلام ما را بدانند، از ما پیروى مىکنند.»
جوان، شخصیتی عاطفى، زودرنج و شکننده دارد. اگر با جوان با همدلى و احترام برخورد شود به آسانی مىتوان در قلب او نفوذ کرد اما باید توجه داشت همدلى بدون انعطافپذیرى، ممکن نیست. جوان به حکم جوان بودن در معرض خطا و لغزش است لذا ضمن همدلی باید با او با انعطاف برخورد کرد.
جوانان تمام مسائل را زیر ذرهبین انتقاد و موشکافى قرار مىدهند و در اصول و بنیانهاى اعتقادى خود هیچگونه سهلانگارى را روا نمىدارند. آنان همانی میشوند که ما هستیم نه آن شخصیتی که ما میخواهیم. پس خوب باشیم تا خوب باشند.
بیان فلسفه احکام
علىرغم اینکه جوانان زمینه گرایش به امور مذهبى و دین را دارند، اما روح جستوجوگری نیز دارند. از این رو مطالبى را بهتر قبول مىکنند که کاربردى و توأم با استدلال باشد. بدین منظور باید مسائل دینى در کنار مسائل علمى و به صورت تطبیقى بیان شود لذا لازم است تا آنجا که امکان دارد فلسفه، حکمت احکام و تعالیم دینى تبیین شود تا جوان ضمن قبول آموزههاى دینى، با آگاهى، بینش، بصیرت و با انگیزه قوىتر به تعالیم دین روی آورند.
این امر مىطلبد که مربیان و روحانیان با مطالعات گسترده به بیان آموزهها و تعلیمات دین بپردازند البته یادآور میشوم که فلسفه همه مسائل دینی هنوز تبیین نشده است.
بیان اهداف دین و نقش آن در زندگى
در تربیت دینى جوانان باید به این اصل مهم توجه داشت که دین، نیاز به تبیین و میزان تأثیرگذارى آن در زندگى جوان دارد. از این رو پیش از آنکه بگوییم دین اسلام جامعترین، کاملترین و نیکوترین دینهاست، باید بگوییم دین اسلام چیست و اهداف آن کدام است؟ این دین است که به باید و نبایدهاى انسان جواب مىدهد، جهان و انسان را هدفمند مىداند و نقشى اساسى در زندگى مادى و معنوى انسان دارد.
اگر حقیقت دین و نقش آن در زندگى، خوشبختى انسان،اصلاح معاش و... به درستى تبیین گردد، جوانان به راحتى فطرت دینگرا و خداجویى را مىپذیرند البته خاطر نشان میکنم که حضور جوانان در مساجد، اعتکاف، نماز جمعه، راهپیمایی و ... حاکی از علاقه فطری آنها به دین و ارزشهای دینی است لذا نباید به راحتی آنها را متهم به دینگریزی و یا دینستیزی کرد بلکه باید علتها را نیز جستجو کرد.
حجتالاسلام علیاکبر روحانیمقدم، مدیر فضای مجازی و تلفنی مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی خراسان رضوی و کارشناس مشاور خانواده