کد خبر: 3328346
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۲

مرگ؛ تقدیری حکیمانه/ چه کنیم تا سختی مرگ بر ما آسان شود؟

گروه اندیشه: پایان زندگی هر انسانی، مردن اوست، مرگ برای همه حتمی است و هیچ شخصی در هر پست و مقامی که باشد نمی‌تواند خود را از مرگ نجات دهد، انسان نباید هیچ‌گاه مرگ خود را از خدا طلب کند بلکه باید از خدا بخواهد مرگ را برایش گوارا و سختی مرگ را بر وی آسان کند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، پایان زندگی هر انسانی، مردن اوست، مرگ برای همه حتمی است و هیچ شخصی در هر پست و مقامی که باشد نمی‌تواند خود را از مرگ نجات دهد.

پدیده مرگ همواره یکی از دغدغه‌های اصلی انسان در این کره خاکی است. این‌که مرگ پایان حیات است یا آغاز حیاتی جدید، همواره ذهن انسان را به خود مشغول ساخته و او را به تفکر و تأمل واداشته است.

مرگ، فنا و نابودی نیست

مرگ در منطق قرآنی به‌معنای فنا و نابودی نیست بلکه دریچه‌ای به سوی جهان جاودانگی و بقاست. حقیقت مرگ چون حقیقت حیات و زندگی از اسرار هستی است به‌گونه‌ای که حقیقت آن تاکنون بر کسی روشن نشده است. بلکه آن‌چه ما از حقیقت آن می‌شناسیم تنها آثار آن است.
آن‌چه از قرآن بر می‌آید آن است که مرگ یک امر عدمی و به‌معنای فنا و نیستی نیست بلکه یک امر وجودی است. یک انتقال و عبور از جهان به جهان دیگر است، از این‌رو بسیاری از آیات قرآن از مرگ به «توفی» تعبیر کرده‌اند که به‌معنای بازگرفتن و دریافت روح از تن است.

خداوند متعال در آیه 185 سوره آل‌عمران در رابطه با مرگ فرموده است: « کُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَما الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُورِ؛ هر جاندارى چشنده [طعم] مرگ است و همانا روز رستاخیز پاداش‌هایتان به‌طور کامل به شما داده می‌‏شود پس هر که را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند قطعاً کامیاب شده است و زندگى دنیا جز مایه فریب نیست».
همچنین، در آیه 87 سوره نساء در این خصوص آمده است: «اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ لاَ رَیْبَ فِیهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِیثًا؛ خداوند کسى است که هیچ معبودى جز او نیست به یقین در روز رستاخیز که هیچ شکى در آن نیست ‏شما را گرد خواهد آورد و راستگوتر از خدا در سخن کیست».
در آیه 26 سوره الرحمن نیز خداوند متعال در این رابطه می‌فرماید: «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ؛ هر چه بر [زمین] است فانی‌ ‏شونده است».
درباره مرگ دو عقیده در بین انسان‌ها وجود دارد، افرادی‌که اعتقادی به جهان آخرت و زندگی پس از مرگ ندارند و مردن را نابودی کامل می‌دانند، یعنی دیگر شخص مرده واقعاً مرده است و دیگر زنده نخواهد شد.
برخی افراد هم که به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارند مردن را یک حادثه می‌دانند که باعث می‌شود روح شخص از جسم دنیوی بیرون آمده و در جسم مثالی یا اجسام دیگر داخل شده و به زندگی خود به‌صورتی جدای از زندگی مردم کره زمین ادامه دهد که مسلمانان و پیروان ادیان ابراهیمی این عقیده دوم را دارند و اصلاً اعتقاد به معاد و جهان بعد از مرگ جزو ضروربات اعتقادات یک مسلمان به‌شمار می‌رود.

بیان چگونگی حالت احتضار از نگاه امام علی(ع)

امام علی(ع) درباره چگونگی حالت احتضار فرموده است: «ناگاه سکرات مرگ و حسرت از دست دادن آن‌چه داشتند، بر آن‌ها هجوم آورد در این حالت، اعضا بدنشان سست گردید و در برابر آن، رنگ خود را باختند، سپس کم‌کم مرگ در آن‌ها نفوذ کرده و بین آن‌ها و زبانشان جدایی افکند!.
او همچنان در میان خانواده خود با چشم، نگاه می‌کند و با گوشش، می‌شنود! در حالی‌که عقلش، سالم است و فکرش باقی است! می‌اندیشد که عمر را در چه راهی فانی کرده و روزگارش را در چه راهیف سپری نموده است! به یاد ثروت‌هایی که جمع کرده است می‌افتد! همان ثروتی که در جمع‌آوری آن، چشم‌ها را به‌هم گذارده بود و از حرام و حلال و مشکوک گرفته، گناه جمع‌آوری آن‌ها به گردن اوست! حال هنگام جدایی از آن اموال، فرا رسیده، در حالی‌که این ثروت برای وراث می‌ماند و از ان استفاده کرده و بهره می‌برند!.

راحتی آن برای دیگران و سنگینی گناهش، بر دوش اوست و او در گرو این اموال است، دست خود را از پشیمانی به دندان می‌گزد و این به‌خاطر صحنه‌هایی است که در هنگام مرگ، برایش مشخص می‌گردد. در این حالت، به آن‌چه در زندگی به ان علاقه داشت بی‌اعتناست! و ارزو می‌کند، ای کاش آن شخصی که در گذشته بر ثروت او، غبطه می‌خوردم و بر او حسد می‎بردم، این اموال  را جمع کرده بود!.
مرگ همچنان بر اعضایش چیره می‌شود تا آن‌جا که گوشش همچون زبانش از کار می‌افتد به‌طوری‌که در میان خانواده‌اش نمی‌تواند با زبانش سخن بگوید و با گوشش بشنود پیوسته به‌صورت آنان می‌نگرد  و حرکات زبان‌ان را می‌بیند اما صدای آنان را نمی‌شنود سپس چنگال مرگ همه وجودش را فرا می‌گیرد چشم او نیز همچون گوشش از کار می‌افتد و روح از بدنش خارج می‌گردد و همچون مرداری بین خانواده‌اش می‌افتد آن‌چنان که از نشستن نزدش وحشت می‌کنند و از او دور می‌شوند او نه سوگواران خود را یاری می‌کند و نه به آن شخصی که او را صدا می‌زند پاسخ می‌گوید سپس او را به منزلگاهش در درون زمین، حمل می‌کنند و به دست اعمالش می‌سپارند و از دیدارش برای همیشه چشم می‌پوشند.
خداوند متعال در حدیث قدسی فرموده است: در چیزی به اندازه قبض روح مردد نمی‌شوم زیرا او از مردن بدش می‌آید و من هم نمی‌خواهم او را ناراحت کنم لذا هنگامی‌که اجل او فرا می‌رسد دو ریحانه به نام‌های «مسخیِّه» و «منسیِّه» می‌فرستم مسخیه، باعث می‌شود که دل کندن از مالش را آسان می‌کند و منسیه باعث می‌شود که امور دنیا را فراموش کند.

علت سخت جان دادن بعضی از شیعیان در سخن امام علی(ع)

امام علی(ع) فرموده است: هر شیعه‌ای که عملی را انجام دهد که ما نهی کردیم، قبل از مردن، به بلایی در مال یا در فرزند و یا در خودش مبتلا می‌شود تا از آن گناه پاک شود و اگر باز گناهی بر گردن داشت، در هنگام مرگ، جان کندنش، با سختی همراه است تا پاک گردد.

علامت مردن مؤمن و کافر

حجت‌الاسلام محمدتقی صرفی‌پور، از کارشناسان مذهبی در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا گفت: امام محمدباقر(ع) فرموده است: علامت مرگ مؤمن، آن است که در هنگام مرگ، صورتش سفید می‌شود و عرق از پیشانیش، سرازیر می‌گردد و از چشمش، آبی مانند اشک، خارج می‌شود که علامت خروج روح است! ولی کافر، از دهانش کفی مانند کف شتر، خارج می‌گردد.
وی افزود: رسول خدا(ص) نیز فرموده است: هرگاه رحلت مسلمانی، فرا می‎رسد، اعضا و جوارحش به هم می‌گویند: سلام بر تو! تو از من جدا می‌شوی و من از تو جدا می‌شوم تا روز قیامت!
صرفی‌پور اضافه کرد: نبی مکرم اسلام به امام علی(ع) فرمود: سه دسته هستند که عزرائیل، آن‌ها را با میل سرخ کرده از آتش جهنم، قبض روح می‌کند: مال یتیم خور، حاکم ستمگر و کسی که شهادت به ناحق بدهد!.

دعا برای راحتی مرگ/مرگ خود را از خدا نخواهید

این کارشناس مذهبی ادامه داد: از حضرت رسول نقل است که فرمود: مرگ خود را از خدا نخواهید زیرا اگر تو ادم نیکوکاری هستی، کارهای نیکت را بیشتر کن، و اگر گناهکاری، دیرتر عذاب می‎شوی! پس مرگ را طلب نکینید بلکه از خدا بخواهید مرگ را برایتان گوارا و سختی مرگ را بر شما آسان نماید.

در سخنی از امام صادق(ع) آمده است: «در روزگاران گذشته عده‌ای به پیغمبری که داشتند، گفتند: دعا کن پروردگارت مرگ را از ما برگیرد. آن پیغمبر برایشان دعا کرد و خداوند مرگ را از آنان برداشت. پس تعدادشان افزایش یافت به‌حدی که منازل و خانه‌ها برایشان تنگ شد و نسل زیاد گشت، ‌و صبح که می‌شد مرد (خانه) مشغول غذا دادن به پدر و پدربزرگ و مادر و پدر و پدربزرگ خود می‌شد و آن‌ها را نظافت می‌کرد و به سر و وضعشان رسیدگی می‌نمود.
این بود که از کسب و کار افتادند پس گفتند: از پروردگارت تقاضا کن ما را به همان حالی‌که داشتیم بازگرداند. پیامبرشان از پروردگارش خواهش کرد و خداوند آن جماعت را به حال اولشان بازگردانید». (بحارالانوار، ج 14، ص 463)

اگر مرگ نبود، انسان در زندگی با دشواری‌ها و مشکلات فراوانی روبه‌رو می‌شد که او را از طلب روزی و امرار معاش باز می‌داشت. بنابراین تقدیر مرگ برای انسان امری کاملاً حکیمانه است.

مرگ و شهادت در وضیت‌نامه شهدای لرستان

یکی از موضوعاتی که در رابطه با آن در وصیت‌نامه شهدا سخن به میان آمده موضوع مرگ و شهادت است که این موضوع در کلام شهدای لرستان نیز به‌وفور قابل مشاهده است.

از جمله شهدایی که در وصیتنامه خود به شهادت اشاره داشته‌اند می‌توان از غلامرضا بنیادیان، حسن دهقان، حسین پورمحسنی، قربان‌علی عزت‌پور، اسفندیار رضایی خاتون، نورعلی جعفرپور، یدالله صادقی، لازم ابدالی‌محمدی و مصطفی شه‌پسند نام برد.

در وصیتنامه شهید غلام‌رضا بنیادیان در رابطه با مرگ و شهادت آمده است: «اگر افتخار شهید شدن را پیدا کردم در مرگ من تأسف نخورید زیرا انسانی‌ که از مادر متولد می‌شود عاقبت خواهد مُرد و چه افتخار بزرگی که چگونه مردن را خود انتخاب کنی و من با کمال میل از حاکمیت و استقرار مکتب نجات‌بخش اسلام از بذل جان خود دریغی ندارم».

همچنین، شهید حسن دهقان در این رابطه در وصیتنامه خود آورده است: «ما شهادت را یک تولد تازه می‌دانیم و از تو ای پدر و ای مادر می‌خواهم که تولد ما را جشن بگیرید نه عزا».

حسین پورمحسنی، از دیگر شهدای لرستانی نیز در این رابطه گفته است: «شهادت مفهوم بسیار مقدسی است که فقط پاک‌باختان واقعی می‌توانند به آن دست یابند شهید همچون شمعی است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و نورافکندن است تا دیگران در این نور و پرتوی که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش یابند و کار خودشان را انجام دهند».

همچنین، شهید قربان‌علی عزت‌پور در این رابطه در وصیت‌نامه خود گفته است: «شهادت یعنی جنگ با نفس، جنگ با دشمن خدا، جنگ با دشمن پیامبر(ص)، جنگ با دشمن، آری! جنگ با ظلم، جنگ با جهل. پس من که این مراحل را تا این اندازه دیده و تمام آن‌ها را درک کرده‌ام امروز که جنگ در صحرای در صحرای خوزستان و آن هم در میان اسلام و کافر است شرکت نکنم؟».

همچنین، اسفندیار رضایی‌خاتون در این رابطه وصیت کرده است: «شهادت عشق است که خداوند تبارک و تعالی در نهان انسان قرار داده است و دامنه این عشق آن‌چنان شعله‌ور است که انسان حاضر است تا جان و مال خود را به بهشت بفروشد و همیشه از هیچ‌گونه جانبازی دریغ نمی‌ورزد و همواره سرباز فداکار و جان بر کف برای اسلام است».

در وصیتنامه شهید نورعلی جعفرپور نیز در رابطه با شهادت آمده است: «شهادت این واژه بزرگ که هیچ چیز را نمی‌توان با آن مقایسه کرد که شهادت بالاترین مردن‌هاست. شهادت سلاحی است که هیچ ابرقدرتی نمی‌تواند با آن مقابله کند این رمز پیروزی ماست که ابرقدرت‌های شرق و غرب را به لرزه و وحشت انداخته و بر سلاح‌های پیچیده آن‌ها که هر لحظه مدرن‌تر می‌شود ما را پیروز می‌گرداند».

شهید یدالله صادقی نیز گفته است: «بهترین و شرافتمندانه‌ترین مرگ‌ها کشته شدن فی‌سبیل‌الله است آیا مقام شهیدان با این همه عظمت و شوکت قابل وصف است؟ به نظر من هر زبانی و هر قلمی با هر سخن و هر اوصافی و با هر بلاغتی قادر به وصف مقام شامخ شهید نیست».

همچنین، شهید لازم ابدالی‌محمدی در این رابطه وصیت کرده است: «این را بدانید که انسان روزی به دنیا می‌آید و روزی از دنیا می‌رود و تنها کردارها و اعمالش برجا می‌ماند پس مرگ سرنوشت همه ما است و چه بهتر انسان در راه مکتب و هدفش کشته شود.

شهید مصطفی شه‌پسند نیز در این زمینه گفته است: «شهید صفت برتری بر دیگران دارد از جمله شهید نگاه می‌کند به وجه‌الله پس شهادت و در خون غلطیدن در راه خدا معصیت نیست بلکه سعادت و رسیدن به اجر و مزد بسیار زیاد است که فقط شامل مجاهدین در راه خدا می‌شود».

محمد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۵۸ - ۱۳۹۸/۱۲/۱۷
0
0
خدا همه رو ببخشه و مارو اهل بهشت قرار بده
captcha